یادداشت های خصوصی؛ دفاع از حریم مرجعیت شیعه ، مطالب اجتماعی -سیاسی وتاریخی |
.jpg)
مرحوم طالقانی مردی متعبد و مقید به موازین شرعی و اهل تهجد و نماز شب بود ، علاوه بر تعبّد ، آدم شجاع و نترسی بود . روحانی آگر بخواهد واقعاًمدافع اسلام باشد و خدمت به اسلام بکند ، باید طوری باشد که قاطعانه حرف خود را بیان کند ، البته غیر روحانی هم همین طور باید باشد .
بایستی مردم این روحیه را داشته باشند که به پای معتقدات خود بایستند . قرآن کریم می فرماید : « الذین قالوا ربّنا الله ثمّ استقاموا » کسانی که می گویند خدا ، پایش می ایستند ، آن وقت این جور افراد را خدا نیز کمکشان می کند اگربشراستقامت به خرج دهد ، خدا هم کمکش می کند ، بایستی انسان برای دفاع از حق و حقیقت شجاعت داشته باشد . قاطع باشد و مرحوم آیت الله طالقانی چنین شخصیتی بودند .
مرحوم طالقانی خود باخته نبود
.jpg)
یادم می آید به این مناسبت ، مولی امیرالمؤمنین ( علیه السلام ) در کلمات قصار( شماره ۱۱۰ ) نهج البلاغه فرمودند :
" لایقیم أمرالله سبحانه إلاّ مَن لایُصانع ولایُضارعُ ولایَتـّبـِعُ المَطامع " نمی تواند فرمان خدا را به پادارد مگر کسی که این سه خصلت را داشته باشد ، " أمر " معمولاً درلسان قرآن و حدیث به حکومت و سیاست تطبیق داده شده است . منتهی حکومت ، نه فقط حاکم در تمام مراتب حکومت و سیاست :
۱- " مَن لا یُصانع " ؛ اهل ساخت وپاخت و محافظه کاری نباشد . بعضی هستند که نان را به نرخ روز می خورند و به نرخ روز سخن می گویند .
۲- " لایُضارع " ؛ مضارعه یعنی شبیه سازی ، بعضی هستند که دنباله رواند . مثلاً فکرمیکنند آمریکا چه کرده ، ماهم همان کاررا بکنیم ، فلان آقا چه کرده ، ماهم همان کاررا بکنیم ! کسی می تواند واقعاً امر خدا را انجام دهد که استقلال فکری داشته باشد ، دنباله رونباشد ، ازخود برنامه داشته باشد ، خودرا شبیه دیگران نکند . البته نمی گوئیم برنامه های دیگران را نباید دید این که خشکی است .
ماهم برنامه های دیگران را باید ببینیم اما این طور نباشد که درمقابل افکار خودباخته باشیم . مرحوم آیت الله بروجردی ( ره ) فرمودند ، البته بزرگان بزرگی شان محفوظ باشد ، باید آنها را به عظمت یاد کنیم ، اما هیچوقت بزرگی بزرگان مانع از فکر خودتان نباشد . انسان باید استقلال فکری داشته باشد و ازدیگران هم استفاده کند ، اما خودباختۀ دیگران نباشد . " من لایُضارع " نخواهد دنباله رو وشبیه دیگران کارکند ، یعنی خودش مایه داشته باشد .
۳- " لایتّبعُ المطامع " ؛ یکی طمع پول دارد ، یکی طمع مقام . مثلاً اگر نمایندۀ مجلس طمّاع باشد ، نمی تواند حرفهایش را صریح بزند . اگر مقامی بالاتر بخواهد ، برایش نقاط ضعف است ، باید طوری باشد که فقط امرخدا را بپادارد ، تمام همّش بپاداشتن امرخدا باشد ، این قهراً باید باخیلی از مقامهای دنیایی تضادّ داشته باشد .
پیامبر اکرم " صلّی الله علیه وآله وسلّم " را دعوت کردند به ثروت ، گفتند اگر زن خوب می خواهی یاریاست ، به تومی دهیم ، ایشان فرمودند :" اگر خورشید را دردست راست و ماه را در دست چپ من قرار دهید ، دست ازرسالتم برنمی دارم . چنین کسی می تواند امرخدارابه جاآورد و نمایندۀ خدا در جامعه باشد" .
فرمایش امیرالمؤمنین که " لایُقیم امرَالله .... " بپا نمی دارد فرمان خدا را مگر کسی که اهل ساخت وپاخت نباشد ، دنباله رونباشد ودنبال طمعش نباشد ، فقط هدفش به پاداشتن امرخدا باشد، مرحوم طالقانی
انصافاً این جوربود ، چیزی را که تشخیص می داد به نفع اسلام است ، به دنبالش می رفت . البته این نکته را عرض کنم ، مردم نوعاً این جورهستند که نسبت به افراد و شخصیت ها به حدّ افراط وتفریط قضاوت می کنند ، گاهی اوقات بعضی اشخاص را لِه و طرد می کنند و بعضی ها را به صورت بُت درمی آورند .
ما غیراز معصومین ( علیهم السّلام ) تقدّس برای کسی قائل نیستیم . هرکس باید اهداف حق را پیروی کند . اینجور اشخاص می توانند در جامعه الگو و به درد بخور باشند . »
« به نقل از کتاب راهی که نرفته ایم صص ۱۵۹ تا ۱۶۱»
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|