یادداشت های خصوصی؛ دفاع از حریم مرجعیت شیعه ، مطالب اجتماعی -سیاسی وتاریخی |
اسدالله علم وزیر دربار خاندان پهلوی که یک فاسدالاخلاق به تمام معنا بود در خاطرات محرمانۀ پنجشنبه 1آذرماه سال 1352 خود خبرازخطابۀ شاه در جمع فرماندهان عالی ارتش ، نخست وزیر ، رؤسای مجلسین ( سنا و شورای ملی ) ، مقامات عالی دربارو ازهمه بالاتر فرح ( شهبانو ) در کاخ نیاوران می دهد که وی آن را وصیت نامۀ سیاسی شاه خوانده است و شاید برای اولین بار به طور رسمی شاه از مرگش و حوادث بعد از آن وتصمیماتی که برای آینده بعد ازخود داشته سخن گفته است.ازآنجاکه این سخنرانی به نظر میرسد یکی ازمهمترین اوراق زندگی منحوس شاه بوده باشدونیزمطالب جالبی درآن وجوددارد ازجمله معرفی فرح به عنوان نایب السّلطنه، لذا برای اطلاع شما آن را دراین قسمت درج می کنم :
شاه :

« این جلسه را با حضور فرماندهان ارتش ، نخست وزیر ، رؤسای مجلسین ، مقامات دربار ، و شهبانو برگزار می کنیم ، تا بتوانیم بعضی مطالب خطیر و مهم را دربرابرشما مطرح کنیم .فقط خداوند است که ساعت مرگ ماراتعیین می کند ، اما دردورانی زندگی می کنیم که تروریستها و خرابکاران هم ابزار مرگ را دوست دارند.هرلحظه ممکن است عمر من سرآید .در صورت چنین رویدادی و تازمانی که ولیعهدمن به سن قانونی برسد ،شهبانو و اعضای شورای سلطنت زمام امور را دردست خواهند گرفت .

نیروهای مسلح همانطور که همیشه مطیع فرامین من بوده اند ، مطیع فرامین شهبانو و هنگامی که ولیعهد ، یعنی شاه آینده به سلطنت برسد ، مطیع فرامین او خواهند بود . ممکن است فرامین آنها از جانب زن یا مردی جوان سال صادر شود لیکن باید همان قدر محترم شمرده شود . زندگی همگی تهان متکی بر این است .
امروز قصد داریم وظایف آتی هریک از شما را گوشزد کنیم . هدفمان این است که به دشمنان داخلی و خارجی مان نشان دهیم که ما پیش بینی های لازم را برای کلیۀ رویدادها کرده ایم و توطئه های آنها در منحرف کردن ما از مسیر هموار سیاستهایمان خواه به طور تصادفی یا با اعمال خشونت آمیز بیهوده است . نخست باید دربارۀ نیروهای مسلح صحبت کنیم که مهترین وظیفه شان حفظ تمامیت ( ارضی ) این مملکت است . آنها مدافعان قانون اساسی ، قانون اساسی ای که ما اعمال کرده ایم ، می باشند .نقش آنها درصحنۀ سیاسی بلکه در وفاداری مطلق به شاه یا به هرکسی است که وظایف شاه را طبق قانون اساسی برعهده دارد .

آنها باید نظام حاکم را محترم بشمارند. فرماندۀ کل قوا فرامینش را از طریق رئیس ستاد صادر می کند . در صورتی که رئیس مملکت با امور نظامی آشنائی داشته باشد ، چنین اموری باید در اختیار شخص او قرار گیرد . درغیر این صورت باید نخست وزیر با شورای فرماندهان ارتش با تشکیلات مشابه مشاورین نظامی مشورت کند. با وجود این ، رئیس مملکت باید حقّ نهایی تصمیم گیری را حفظ کند و هیچکس نباید حرفی برخلاف حرف او بزند. افراد نیروهای مسلح صرفاً می باید از قوانین او بی چون وچرا اطاعت کنند.
لیکن ، چنانچه رئیس مملکت از اعمال امتیازات ویژه اش براساس قانون اساسی غفلت کند ، ممکن است نیروهای مسلح ناگزیر شوند به او یادآوری کنند که صلاح مملکت و وظایف او مستلزم اعمال آن قدرتی است که من اعمال کرده و خواهم کرد . نیروهای مسلح نمی باید اجازۀ هیچ گونه تغییری را در نظام حاکم که این مملکت تا به حال براساس آن پیشرفت کرده است ، بدهند .
هیچ فرماندهی آنقدر احمق نخواهد بود که به دنبال جاه طلبیهای خودخواهانه با سیاستمداران توطئه کند . تا زمانی که هر افسری اطاعت از شاه را فراتر از وفاداری به همقطارانش قرار دهد ، این مملکت دربرابر هرگونه دیکتاتوری نظامی ایمن خواهد بود ...
دستاوردهای دهۀ گذشته شهادت می دهند که هر هدفی که تعیین شده و هر پیروزی ای که به دست آمده به خیر و صلاح این مملکت بوده است . خداراشاهد می گیرم که اگر مسیر بهتری دربرابرم قرار داشت آن را انتخاب می کردم . قانون اساسی به پادشاه قدرت اجرائی تفویض کرده است .... درکلیۀ سطوح ، از شوراهای ده گرفته ، تا شهر واستان ، مردم باید بیاموزند که در وظایف سیاسی خود سهیم بوده و دربنای سرنوشت و آیندۀ خود شرکت کنند. احزاب سیاسی باید مردم را در این راستا هدایت کنند و نیروهای خود را دردسته بندیها و باندبازیها تلف نکنند ... قوۀ مجریه ، قوۀ مقـنّـنه ، باید به عنوان ستونهای دوگانۀ انقلاب سفید ، مجزا لیکن جدائی ناپذیر ، عمل کنند....
از درگاه خداوند متعال مسئلت دارم که به من فرصت عنایت فرماید که شاهد طلوع تمدن بزرگمان بوده ودرافتخارات آن سهیم باشیم ، به منظور دستیابی به این مهم ، فرامینی که ، امروز به شما داده ام باید مو به مو اطاعت شود ، نه فقط درطول عمر من ، بلکه از آن پس نیز ....فردی که این فرامین راصادر کرده است و اینک در برابر شما ایستاده است شما و کشورتان رااز سرخورد گیهای۱۳۲۰ نجات داده و به سپیده دم عصر جدید بزرگی رسانده است و هیچ گاه ازاندیشیدن به آنچه که آن عصرپدید خواهد آورد باز نایستاده است ...»
اسدالله علم در ادامه می نویسد :

« وقتی سخنان شاه تمام شد ، اتاق در سکوت محض فرورفت . همه راگوئی که برق گرفته باشد نتوانستند کلمه ای برزبان آورند . خودم چنان تحت تأثیر قرار گرفته بودم که نمی توانستم به هیچ چیز فکر کنم ، جز این که نمی خواستم لحظه ای پس از مرگ شاه زندگی کنم . از خدا می خواهم که قبل از شاه محبوبم بمیرم .
بعداً شاه چند لحظه ای صرف صحبت با نخست وزیر ، رؤسای مجلسین و خود من کرد . می خواست بداند بیاناتش به چه ترتیبی باید به اطلاع مردم به طور کلی برسد .

ازچپ به راست : امير اسداله علم وزير دربار، اميرعباس هويدا، نخستوزير، جعفر شريف امامي رئيس سنا، عبداله رياضي رئيس مجلس شوراي ملي، منوچهر اقبال و جمع ديگري از رجال عصر پهلوي، به سخنان شاه گوش فرا دادهاند.
شمس پهلوي نيز در عكس ديده ميشود.
من شدیداً مخالفت کردم . امکان دارد سبب آشفتگی شود و خدا می داند به چه سوءتفاهماتی دامن بزند.شاه بامن موافق بود ، ونظرش این بود که فقط لازم است رئوس کلی علنی شود و آن وقت هم فقط بطور غیر مستقیم ، صرفاً بدین منظور که تصریح کند درامر جانشینی و مسائل مربوط به آن دیگر شبه ای وجود ندارد ... »
" به نقل از گفتگوهای من شاه ، جلد دوم صص 528 تا 532 "
شاید فقط این دعای دلقک دربار ستمشاهی به اجابت رسید و وی دوسال واندی زودتر از شاه یعنی در تاریخ جمعه ۲۵/1/1357 وقبل از پیروزی انقلاب اسلامی درسن 59 سالگی به علت سرطان وبیماری مقاربتی ( جنسی )در آمریکا به درک واصل شد ( جنازۀ وی در حرم رضوی به خاک سپرده شد ) و شاه در تاریخ 5 / 5 / 1359به دیار عدم شتافت .

« فاعتبروا یا اولی الابصار »
مطالب مرتبط :
سیلی ثریا به صورت اسد الله علم : http://www.irdc.ir/article.asp?id=651