تبليغاتX
یادداشت های پراکنده - بررسی جریان 99 نفر و صدمین آنها
 
یادداشت های خصوصی؛ دفاع از حریم مرجعیت شیعه ، مطالب اجتماعی -سیاسی وتاریخی
 

با برگزاری انتخابات چهارمین دورهء ریاست جمهوری در تاریخ ۲۵ / ۵ / ۱۳۶۴ و انتخاب آیت الله خامنه ای به این سمت و تشکیل دولت جدید ، با توجه به اختلافات شدید آیت الله خامنه ای با  آقای مهندس میرحسین موسوی ، انتخاب مجدد وی به نخست وزیری منتفی به نظر می رسید  ورهبرکبیر وفقید انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی « ره » تغییر نخست وزیر و کابینه را با توجه به شرائط و اوضاع حساس کشور از جمله جنگ تحمیلی به صلاح نمی دانستند و این نظر با مخالفت گروههای همسو با رئیس جمهور ازجمله جامعهء مدرسین حوزهء علمیهء قم قرار گرفته و حتی در حضور آن مرحوم به جبهه گیری پرداخته و ازجمله آیت الله یزدی وآیت الله مهدوی کنی از امام سؤال نموده بودند که " آیا این فتوای شمااست( نظر مولوی )و یا از سر ارشاد و دلسوزی( نظر ارشادیآن را مطرح ساخته اید ؟ " که حضرت امام بیان نموده بودند که این نظر شخصی ایشان است و آنها نیزخطاب به امام راحل گفته بودند ( نقل به مضمون ) : " نظرتان برای خودتان خوب است اما از شما درخواست می نمائیم که آن را منتشر ننمائید " حضرت امام که قصد نداشتند  کتباْ دراین خصوص اظهار نظر نمایند امابا توجه به این گستاخی در پاسخ به  نامهء ۱۳۵ نفر از نمایندگان دورهء دوم مجلس شورای اسلامی که درتأیید دولت مهندس موسوی و درخواست ابقای آن از سوی حضرت امام نوشته شده بود ،در کمال تواضع و  فروتنی ضمن تأیید عملکرد آقای مهندس موسوی وابقاءمجددوی درپست رئیس دولت، اختیار انتخاب نخست وزیر را از وظائف رئیس جمهور و رأی نمایندگان مجلس دانستند که متن آن به این شرح است :

                        متن نامهء 135 نفر از نمايندگان مجلس شوراى اسلامى  

                               عکس تزیینی است                                                                      

                                                     بسم الله الرحمن الرحیم

 محضر مبارک رهبر عظيم الشّأن انقلاب اسلامى ، حضرت آيت اللّه العظمى امام خمينى - مدّظلّه

پس از سلام و آرزوى طول عمر با عزت و برکت براى آن حضرت به عرض مى رسانيم:

 وضعيت حساس مملکت و دگرگونى قريب الوقوعى که نسبت به دولت در پيش است ما نمايندگان مجلس شوراى اسلامى را بر آن داشت که موجب تصديع شويم. با اين اميد که از نفس قدسى و نظر بلند شما که همواره به جانهاى مشتاق حقيقت، اطمينان بخشيده است و منشأ برکات براى اسلام و جمهورى اسلامى بوده است مدد بگيريم.

همان طور که خاطر خطير، مستحضر است در پى انجام انتخابات رياست جمهورى، دولت تازه اى معرفى خواهد شد. اين واقعه در هنگامه اى رخ مى دهد که ملت ايثارگر و انقلابى ما، پنجمين سالگرد جنگ تحميلى را با همه آثار و تبعاتش صبورانه به پشت سر گذاشته و تحت رهبرى آن حضرت، سربلند و مقتدر، دفاع مقدس از اسلام و انقلاب اسلامى را سرلوحه برنامه ها و تلاشهاى خود قرار داده است و تنگناهاى سخت مالى و اقتصادى را بزرگوارانه با همتى الهى تحمل مى کند.

ما نمايندگان اين مردم عظيم الشان ضمن تقدير از نخست وزير متعهد و دولت تلاشگر او که جوانمردانه با موفقيت، در دورانى بسيار سخت به انجام وظيفه همت گماشته اند و خدمات ارزنده شان همواره مورد عنايت حضرت امام و امت بزرگ اسلامى بوده است، انتظار و توقع خود را در اين مقطع حساس از تاريخ انقلاب اسلامى نسبت به معرفى نخستوزير و دولت جديد به عرض امام عزيز مى رسانيم و از پيشگاه مقدسشان درخواست ارشاد مى کنيم :

1- سابقه انقلابى و ارزندگى، حقيقت درخشانى است که بايستى بر چهره دولت جمهورى اسلامى بدرخشد تا همه نيروهاى انقلابى و کافه مردم فداکار ما با اميد و نشاط به حمايت آن برخيزند و حضرت امام هم بر اين نکته تأکيدى فراوان دارند بنابراين چنانچه دولتى فاقد چنين امتياز بوده و يا خداى نخواسته نکاتى منفى داشته باشد ضربه اى به انقلاب وارد خواهد آمد.

2- اکنون ملت و کشور ما يکى از بحراني ترين مواقع تاريخى را مى گذراند.

اشتعال دامنه جنگ و خطر ضربه يابى مخازن نفتى، تهديدات نظامى امريکا، فشارهاى شديد اقتصادى، توطئه هاى خطرناک سياسى و تحريکات ضد انقلاب از عوامل مهمه اى است که فشار طاقت فرساى آن بر دوش مردم صبور و مظلوم ما سنگينى مى کند و تغيير دولت که متأسفانه به قرار مشهود مستلزم تغييرى عظيم در سطح کشور خواهد بود، تزلزلى شديد در ارکان دولت و اداره کشور به وجود خواهد آورد که مسلّماً عواقبى وخيم در بر دارد.

3- آنچه متأسفانه مشهود است جريانى خاص و گسترده و طيفى معلوم و مشخص، تغيير دولت را حمايت و همراهى مى کند که در صورت موفقيت ممکن است نيروهاى فراوان انقلابى کنار گذاشته شوند و يا به کنار روند و بحران و خسران فراوان در سازمان اداره مملکت که اکنون قشرهاى مؤمن و انقلابى ارزنده اى در متن آن مشغول خدماتى صادقانه اند پديد آيد.

4- مردم محروم و پرتوان و صبور ما با معرفى دولتى جديد به طور طبيعى توقعات و انتظاراتى خواهند داشت و چون دولت جديد فاقد امکاناتى تازه و گسترده است موجبات ياس مردم فراهم خواهد شد.

5- چون دولت جديد تجربه و تلاش و امکانات فراوانترى ندارد و از داشتن اکثريتى قاطع در مجلس و بين مردم برخوردار نيست به موفقيتهاى لازم دست نخواهد يافت و در نتيجه کشور دچار بحران مى شود.

6- آنچه صادقانه به عنوان نمايندگان مردم دريافته و معروض مى داريم اين است که دولت آقاى مهندس موسوى با وجود مشکلات فراوان داخلى و خارجى و علیرغم جوسازيها و ايجاد موانع و ناهماهنگيهاى عمدى، دولتى موفق بوده است و اين حقيقت را شخص حضرت امام و مسئولان مهم و متعهد کشور و نهادهاى انقلابى و مردم آگاه درک کرده اند و تعويض چنين دولتى در اين موقعيت حساس مغاير با مصالح مملکت و ملت است.

7- چون به فرموده حضرتعالى، مسألهء اصلى جنگ است و دولت فعلى با قواى رزمنده و فداکار ما در ادامه جنگ و تلاش براى حصول پيروزى توافق و همکارى برنامه ريزى شده گرم و صميمانه اى دارد، کنار رفتن آن به مسئله جنگ ضايعات و صدماتى وارد خواهد ساخت.

و اينک که مجلس در آستانه تصميمى سرنوشت ساز قرار گرفته است بدون شک راهنماييهاى آن حضرت مى تواند روشنگر راه ما باشد. لذا موجب امتنان و افتخار خواهد بود اگر اجازه فرماييد بعضى از ما نمايندگان مجلس لحظاتى شرفياب شوند و از هدايتهاى آن حضرت در اين مورد کسب فيض نمايند .

از خداوند متعال مى خواهيم که همواره امت ما را از برکات رهبرى آن امام بزرگوار برخوردار فرمايد.

                                                                 والسّلام علیکم ورحمة الله و برکاته

  متن پاسخ امام راحل « ره » به نامهء مذکور :

                         

                                   بسم اللّه الرحمن الرحيم

با تشکر از حضرات آقايان، اينجانب چون خود را موظف به اظهار نظر مى دانم، به آقايانى که نظر خواسته اند، از آن جمله جناب حجت الاسلام آقاى مهدوى و بعضى آقايان ديگر، عرض کردم آقاى مهندس موسوى را شخص متدين و متعهد، و در وضع بسيار پيچيده کشور، دولت ايشان را موفق مى دانم، و در حال حاضر تغيير آن را صلاح نمى دانم.

ولى حق انتخاب با جناب آقاى رئيس جمهور و مجلس شوراى اسلامى محترم است.

                             روح الله الموسوی الخمینی -   ۵ مهر۱۳۶۴ 

آیت الله خامنه ای که در نظر داشت یکی از آقایان ولایتی ، غرضی ومیرسلیم را برای نخست وزیری وتشکیل کابینه به مجلس معرفی نماید با این پاسخ و مخالفت نمایندگان ملت و اعتراض علنی تعداد ی از نمازگزاران نماز جمعهء تهران که بیشتر آنها را پاسداران انقلاب اسلامی تشکیل می دادند روبرو شده لذا علیرغم میل باطنی و اینکه مجلس به فرد پیشنهادی ایشان رأی مثبت نخواهد داد ، آقای موسوی را برای بار دوم به مجلس معرفی نمود که ابتدا به صورت شفاهی و بدنبال درخواست آقای هاشمی رفسنجانی ( رئیس وقت مجلس ) به صورت کتبی آن هم بدون رعایت نکات ادبی و قانونی ( شاید برای اعلام اعتراض خویش به این نحوه برخورد ) صورت گرفت و نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسهء علنی ۱۷۹ مورخ ۲۱ / ۷ / ۱۳۶۴ با ۱۶۲ رأی موافق از ۲۶۲نفر عدهء حاضر در جلسه به نخست وزیری مجدد آقای مهندس میر حسین موسوی 

                                 

رأی اعتماد دادند و ۷۳ نفرنیز رأی مخالف و ۲۶ نفر هم رأی ممتنع ( که درحقیقت مخالف محسوب می شوند ) دادند که  به ۹۹ نفر معروف شدند .

اسامی برخی ازمعروفترین افرادی که رأی عدم اعتماد به آقای موسوی دادند عبارت است از :

                 

محمد یزدی ، احمد آذری قمی ،ابراهیم اسرافیلیان ، سید محمد خامنه ای ( برادر آیت الله خامنه ای ) ، سعید امانی همدانی ، اسدالله بادامچیان ، محمدرضا باهنر ، مریم بهروزی زعفرانی ، احمد بهشتی ،  سیدرضا تقوی ، محمدناصر توسلی زاده ، سید احمد حسینی سیرجانی ، سید مهدی حسینی نژاد ، قربانعلی دری نجف آبادی ، سید محمود دعائی ، حسن روحانی ، محمد هاشم رهبری، موسی زرگر ، حجت الله زمانی ، احمد زمانیان ، سید رضا زواره ایآن مرحوم در اعتراض به نامهء حضرت امام گستاخانه گفته بود که مناسب است امام ۲۷۰ پوزه بند برای نمایندگان بفرستد تا دیگر کسی نتواند مخالفت نماید ) ،  محمد اسماعیل شوشتری ، سید محمد مهدی طباطبائی ، محمد هادی عبد خدائی ،جلال الدین فارسی ، غلامرضا فدائی ، اسماعیل فردوسی پور ، مرتضی فهیم کرمانی ، محسن مجتهد شبستری ، سید ابوطالب محمودی ، علی موحدی ساوجی ، محمد علی موحدی کرمانی ، سید حسین موسویانی ، سید مجتبی میر جعفری ،  میرابوالفضل موسوی تبریزی ، سید کمال الدین نیک روش، علی رحم یوسف پور و ....

آیت الله خامنه ای طی سخنانی( در سال ۱۳۶۵ )  در جمع۶۵۰نفراز اعضای حزب جمهوری اسلامی تهران و شهرستانها به مناسبت سالگرد تشکیل حزب به انتخاب مهندس موسوی و رأی ۹۹ مخالف وی در مجلس شورای اسلامی اشاره نموده و خود را صدمین آن دانسته است که ذیلاْ به جملاتی از آن اشاره می نمایم :

                                    

« .... امروز باید گفت که متأسفانه مردم ماهم تا عمقشان ریشه این اختلافات رفته و دودستگی و چنددستگی در بین آنها بوجود آمده است و اگر بخواهیم یک تقسیم بندی از این افکار و عقاید داشته باشیم حتی در مجلس باید بگفت که دسته ای هستند که بیشتر به دستورات شرعی مقید می باشند و دستهء دیگری هستند که شعاری تر عمل می کنند و بیشتر به شعار میگذرانند و دستهء سوم که باید گفت آنها غوغاگر هستند و البته ضمن اینکه در هر دسته افرادی پیدا می شوند که خیلی هم ممکن است خوب باشند و مخلص اما متأسفانه اختلاف نظر در بین ایشان هست و البته گاهی هم افرادی گرچه به نظر می رسد از یکی از این دسته ها باشند ولی وقتی به نظرشان دقیق می شویم خواهیم دید که نظرش مثل دستهء دیگری است اما آن دستهء غوغاگر که درمجلس هم مشخص هستند بسیار هم انحصار طلب هستند و همانطور که می بینید حاضر نیستند حتی یک نفر اگر هم عقیدهء ایشان نیست در آنجا یا جاهای دیگر حضور داشته باشند و سرهرموضوعی سروصدا راه بیاندازند مثلاْ در مورد آن ۸ نفر می بینید که چگونه عمل می کنند که البته باید گفت ۸ نفر بهانه است ( منظور سؤال ۸ نفر از نمایندگان درخصوص مسائل خارجی از وزیر امورخارجه که امام خمینی با توجه به شرائط بحرانی سال ۱۳۶۵ به آنها خطاب " فأین تذهبون" فرمود ) ... اینها آن ۸نفررا بهانه کرده اند مثلاْ آن پسرک آقای فهیم کرمانی را و آن هشت نفر رازیر سؤال میبرد درحالیکه اصلاْ اوبا ایشان که از سال ۴۲ به مبارزه مشغول بوده قابل قیاس هست ؟ وبهانه اش هم این است که مثلاْ پسر یکی از نزدیکانش درسپاه ( پاسداران انقلاب اسلامی ) خدمت می کند واینها در حقیقت با ۹۹ نفر مخالف هستند که چندی پیش من به یکی ازآنها که دائم ۹۹نفر را زیر سؤال می برد گفتم اگر ساکت ننشینی خواهم گفت که اینها ۹۹ نفر نیستند و با من ۱۰۰ نفر هستیم ، اینها آنقدر انحصار طلب هستند و جزخودشان هیچکس را حاضر نیستند بپذیرندتا به حال چندین بار هم ریاست جمهوری را زیر سؤال برده اند مثلاْ در همین مسافرت به حراره که هرانسان بی تفاوتی هم ازاین مملکت می فهمید که چقدر آبرو برای جمهوری اسلامی بود ولی یکی از اینها اصل سفررا هم زیر سؤال برده که این مسافرت چه لزومی داشته درحالی که این همه هم ارزودلار خرجش گردیده است، آیا بهتر نبود که صورت نمی گرفت ؟

به هرحال چند بار خواسته اند که هیئت دولت را تغییر ذهند وهمهء وزرا را یک دست مثل خودشان کنند که من مخالفت کرده ام و البته اگر چنین می شد ضربهء سختی بود چرا که مثلاْ به طور نمونه اگر وزیر کشور ( سید علی اکبر محتشمی ) را که از این گروه است در نظر آوریم از وقتی که ایشان به وزارت رسیدند تمام استانداران و مسئولان مهم وزارتخانه را تغییر دادند و هم خط خود انتخاب کردند درحالیکه زمان برادر محترممان آقای ناطق نوری استاندارها از هر خطی بودند .به هر صورت شما باید دقت کنید بخصوص در مجلس آینده که اینها از همین حالا نقشه دارند که نگذارند غیر از خط خودشان کسی به مجلس راه یابد وشما در هرکجا که هستید نیروهای مؤمن و مخلص را شناسائی کنید و برای مجلس آینده درنظر داشته باشید و ضمناْ با این گروه غوغاگر و فتنه گر مقابله کنید چرا که اینها غالباْ درسخنرانیها ومنابر توطئه می کنند ومقابلهء شما این نیست که مثلاْ به آنها بگوئید که ای توطئه گر ازمنبر بیاپائین، بلکه باید دیگر در مجلس سخنرانی ویا نماز جماعتی که آنها بنا به توطئه دارند شرکت نکنید .همانطور که گفتم سیاست ما امروز بنا به توصیهء حضرت امام حمایت از دولت است وما بنا نداریم که با دولت مخالفت کنیم بنابراین با همین سیاست و موضعگیری پیش می رویم تا اینکه بالاخره دوره وزمان اینها تمام شود و شما بدانید که اگر دولت کند است وضعیف است مثل ماشین کندی است که نمی شود سنگ جلویش پرتاب کرد و اعتراض کرد که چرا تند نمی روی بلکه درچنین حالتی ماشین را هل داد وما می دانیم که دولت کند است ولی چاره ای نیست وباید حمایتش کرد .

.... درانتخاب آقای موسوی من به امام عرض کردم که من ایشان را برای نخست وزیری شایسته نمی دانم اگرچه که ایشان فردی است مسلمان ومتدیّن و... ومن درهرکجا که باشم از ایشان به عنوان یک دستیار استفاده خواهم کرد اما برای نخست وزیری انتخاب ایشان را صلاح نمی دانم و امام فرمودند که شما هرطور میل دارید عمل کنید واین حق شماست و واقعاْ این حق من بود البته حق شخصی نبودکه اگر حق شخصی بود من از آن می گذشتم بلکه حق ریاست جمهوری بود و تکلیفی بود بردوش من که من نمی توانستم نسبت به آن بی تفاوت باشم اما بهرحال رفتند خدمت امام و گفتند اگر ایشان کنار رود جنگ لطمه می خورد و چون جنگ برای امام بسیار اهمیت دارد لذا ایشان هم آنطور نظر دادند درحالیکه جنگ هم لطمه نمی خورد و... »

  نوشته شده درتاریخ86/08/24   توسط احمد رضائی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM