تبليغاتX
یادداشت های پراکنده - این برادرمان آدم مغرضی نیست اماآدمی است ساده لوح ،بی خبر،و بسیار احساساتی
 
یادداشت های خصوصی؛ دفاع از حریم مرجعیت شیعه ، مطالب اجتماعی -سیاسی وتاریخی
 

  روزنامۀ جمهوری اسلامی :

حجت الاسلام سید علی خامنه ای در روز دوشنبه 1 / 11 / 1358 در جمع دانشجویان دانشگاه تهران در مقابل سؤالی پیرامون نامۀ شیخ علی تهرانی به امام خمینی " ره "  چنین پاسخ داد :

            

                         آیت الله خامنه ای نمایندۀ مردم تهران در اولین دورۀ مجلس شورای اسلامی - ۱۳۵۸

 

سؤال –  تقاضا می شود موضع خودرا در برابر اظهارات استاد علی تهرانی که در روزنامه ها درج شده است صریحاً بیان کنید ؟

جواب -  البته چون در آن اظهارات راجع به شخص بنده هم مطالبی هست و شاید بتوانم بگویم بیشترین حجم از آن اظهارات در بارۀ شخص من است باور کنید مقداری برایم مشکل است که پاسخ بگویم و بعد آن حملاتی که شد جواب بگویم زیرا این نوعی دفاع از خود است .

اظهارات ایشان به کلی بی اساس است این حرف اول یعنی آنچه ایشان گفته اند در مورد اینکه دونفر ازآن سه نفر با فلانی ارتباط داشته اند حرف بی ربطی است حرفی است که از یک منطق و ازیک مطالعه ودرک اصولی برنخواسته از روی احساسات است اما کلاٌ چرا چنین چیزهائی در ضمن یک نامه به امام نوشته می شود که امام را شدیداٌ هم ناراحت می کند چرا کسی درصدد برمی آید که به آسانی چند چهرۀ موجه و بی خدشه را مورد اتهام  قرار بدهد بلکه مورد دشنام .  چون بعضی از حرفهائی که ایشان زده اند اتهام نیست دشنام است ، فلانی آدم جاه طلبی است این دیگر تهمت نیست این یک فحش و دشنام دادن است .چرا چنین چیزی پیش می آید عیب کار کجااست ؟ به نظر من مسئلۀ اصولی زمان ما است آن را باید پیدا کرد الآن بنده به نوبۀ خودم از این که یک شخصی به من اهانت می کند نه فقط ناراحت نمی شوم و اهمیت نمی دهم بلکه به آسانی حاضرم از اهانت و دشنام او بگذرم اگر تهمتی هم وجود داشته باشد حاضرم  که هیچ درصدد رفع تهمت برنیایم بدین علت که « آن را که حساب پاک است ازمحاسبه چه باک است » می گویند که فلان استاد را افشا کنند . خوب هرچه افشا کنند برای ما بهتر است . خدا کند همۀ اسناد موجود و پنهان در این مملکت را افشا کنند زیرا این اسناد یا به ما مربوط نیست یا به نفع ما است . در جهت خیر ما است چون حقیقت و واقعیت این است که گذشتۀ ما خوب است وقتی که ما در گذشته خوب عمل کردیم خیلی با جرأت ومحکم می ایستیم و می گوئیم هرچه هست افشا کنید بنابراین بنده درصدد رفع تهمتم برنمی آیم مسأله این است که چرا یک انسان از این که چهره هائی را مخدوش بکند هیچ احساس بیم نکند ، احساس بیم وجدانی به بیم قانونی . ناراحت نباشد ازاین که صاف بنویسد فلانی خیانت می کند به نظر من دو چیز اینجا قابل توجه است یکی ضعف فرهنگی و اخلاقی ، ضعف اخلاقی در جامعۀ ما معلول پنجاه سال عملکرد ضد اخلاق و ضد فرهنگ است . و خدا شاهد است که اگر همه تمام ویرانی های اجتماعی و اقتصادی مملکت ما حل بشود و ترمیم بشود تمام دزدی ها به این مملکت برگردد تمام خونهای بنا حق ریخته شده مورد قصاص قراربگیرد و این خسارت بزرگ ضعف اخلاقی در این کشور حل نشود آن گنهکاران و مجرمان و موجب شوندگان انحطاط این ملت یک سرسوزنی از گناه و جرمشان کاسته نشده و خدا می داند چند سال طول خواهد کشید ما به اخلاق « نیمه اسلامی » برگردیم .

ودراین مورد به شما خواهران وبرادران و جوانان و به شمائی که هرچه زاویه و فاصله تان از اخلاق اسلامی دور باشد باز از من میان سال وآن پیرمرد آسان تر می توانید به محور اصلی برگردید توصیه می کنم کوشش کنید عنصر اخلاق را در سازندگی آیندۀ اجتماعمان فراموش نکنیم  این ضعف اخلاق معلول چنین گذشتۀ ننگین و پلیدی است که آن خاندان پلید و ملعون را بر این مملکت تحمیل کردند .

واما مطلب دوم یک توطئه ای وجوددارد علیه همۀ کسانی که با گذشته شان  ( چه دور وچه نزدیک ) نشان دادند که در خط این انقلاب حرکت می کنند . این توطئه در زمان شاه هم بود بنده در زنگینامۀ امام صادق ، یک وقتی در سخنرانی گفتم و بعد هم نوشتم به این نکته تکیۀ زیادی کردم . خلفای زمان امام صادق به هیچ قیمتی نمی توانستند امام صادق را از دسترس مردم خارج کنند مردم به او ایمان و اعتقاد کرده بودند که حداقل او یک عالم و فقیه بزرگ از خاندان پیغمبر و وارث دانش نبوی بود او محوری شده بود برای بیشتر فعالیت های ضد عباسی . اگر می کشتندش ، شهید قلمداد می شد ، اگر به زندان می انداختندش می شد زندانی مظلوم و غریب ، شما هنوز بیش از هزارودویست سال بر غربت موسی بن جعفر افسوس می خورید چون زندانی بود وغریب . اگر تبعیدش می کردند قطبی می شد در یک نقطۀ دورافتاده . یک راه باقی ماند وآنکه چهرۀ اورا مخدوش کنند ، کاری کنند که در میان دوستان و نزدیکانش هم صلاحیت و قابلیت اورا قبول نداشته باشند وبیشترین کوشش خلفای بنی عباس در دوران ائمه در این جهت بود . شاه هم همین کار را می کرد  در زمان او هم زندانی ها وتبعیدیها همین حالت را داشتند اما بدنامی هم انواعی داشت کسانی را در اجتماع شیعه می گفتند سنی در میان اهل تسنن روشنفکران را می گفتند گرایش به رافضی ها ( شیعیان ) دارند عده ای را وهابی و ضد ولایت و ضد .... این حیله مال شاه هم نبود ، اگر چه شاه بکار می بست مال همۀ سیاست های پلید و خبیثی بود که علیه یک جریان مترقی حرکت می کردند از قدیم تاکنون هم ادامه دارد بنده کس خاصی را متهم نمی کنم جبهۀ خاصی را متهم نمی کنم ، البته جبهه هائی و کسانی وجود دارند که ما می دانیم در این توطئه ها شریکند انشاءالله خودشان اطلاع ندارند و ناآگاهانه شریکند . از اطلاعات و مشهودات خودمان نمی توانیم بگذریم از روز اول انقلاب کوشش کرده اند نزدیک ترین عناصر به خط فکری امام را از امام دور بکنند ، سعی کنند مردم را به آنها بدبین کنند با انواع و اقسام دروغهای شاخدار و چارواداری کاری کنند که مردم را از این چهره های محبوب دور کنند شما ببینید راجع به این چهره های مورد اطمینان مردم و این انقلابیون دارای سابقه و پروندۀ درخشان مبارزاتی چه ها که نگفته اند ، چه تهمتها که نزده اند البته این جریان پلید از یک نقطۀ پلید و یقیناٌ وابسته سرچشمه می گیرد . و بعد دربین راه خودش افراد بی خبر و افراد ساده لوح و افراد احساساتی ، افرادی که احیاناٌ دچار نقائص وضعفهای بیشتری هستند ، اینها را هم باخودش می غلطاند واین جریان هم ازاین قرار است .

       

این برادرمان ( شیخ علی تهرانی ) که این نامه را نوشته آدم مغرضی نیست اما آدمی ساده لوح ، آدمی است بی خبر ، ازجریانات. و بسیار احساساتی و احساساتش بر عقلش و برمنطقش غالب است و در طول زندگی گذشتۀ او هم این معنی مشهود بود . کسانی اورا هدایت کرده اند ، کسانی او را فریب داده اند و سرش کلاه گذاشته اند وادارش کرده اند که چنین حرفهائی بزند. من به نوبۀ خودم وبه عنوان شخص خودم ازآنچه که او نسبت به من گفته صرف نظر می کنم و می گذرم وکاری به کار او ندارم . بازهم آزادند او وغیر او هرچه می خواهند بگویند زیرا که من در موضع محکمی از لحاظ گذشته و سابقه قرار دارم وهمچنین برادرانمان .

                                    «  به نقل از روزنامۀ جمهوری اسلامی  مورخ 2 / 11 /  1358  »

دیگر مطالب مرتبط  :

۱- نامهء شيخ علی تهرانی به امام و تبعات آن 1

۲- نامهء شیخ علی تهرانی به امام خمینی و تبعات آن 2

۳- ابهام در وضعيت شيخ علي تهراني و گزارشی در این زمینه

۴- شیخ علی تهرانی در خاطرات هاشمی رفسنجانی

 

  نوشته شده در  86/06/27   توسط احمد رضائی  | 
  POWERED BY BLOGFA.COM