تبليغاتX
یادداشت های پراکنده
 
یادداشت های خصوصی؛ دفاع از حریم مرجعیت شیعه ، مطالب اجتماعی -سیاسی وتاریخی
 

                 

جمعی از خانواده‌های شهدای نجف‌آباد طی نامه‌ای به حذف عکس فقیه عالیقدر حضرت آیت‌الله العظمی منتظری به بهانه بازسازی قبور شهدا و همچنین بی‌حرمتی به مزار شهیدان و خاکریزی بر روی سنگ مزار آن‌ها اعتراض کردند.

به گزارش موج سبز آزادی، این خانواده‌ها در نامه خود آورده‌اند: " گمان نمی‌کردیم افرادی که پرونده پرونده‌سازی و حذف نمودن‌هایشان چندان سیاه و تیره است، پس از حذف شخصیت‌های کلیدی انقلاب و دست یازیدن مضبوحانه و ناجوانمردانه به ترور شخصیت، عکس کوچکی از ایشان بر مزار شهدای شهری چون نجف‌آباد را هم تاب نیاورده و بدون دریافت کوچکترین مجوزی از خانواده شهدا اقدام به کندن تابلوی عکس شهیدان کنند. اما انگار گویی عده‌ای می‌خواهند فعال لما یشا بودن خویش را به اثبات رسانند."

               

گفتنی است که در نجف آباد برای سالیان طولانی در کنار عکس شهدای دفاع مقدس، عکسی نیز از امام خمینی و آیت‌الله  العظمی منتظری به کار برده می‌شده است که حتی در سال‌های پس از فوت رهبر انقلاب و علی‌رغم سانسور و فشار شدید اقتدارگرایان، این تصاویر همچنان برقرار مانده است. اما در روزهای اخیر عوامل کودتاچیان به منظور حذف کامل تصاویر و به بهانه بازسازی مزار شهیدان، تابلوهای تصاویر شهدا را با دستگاه فرز بریده و سنگ‌های قبور را به طور کامل با خاک پوشانده‌اند که با اعتراض شدید وابستگان شهدا مواجه شده است.

                 

  نوشته شده در  88/07/29   توسط احمد رضائی  | 

              

در جریان برگزاری جلسات شورای بازنگری قانون اساسی پس از بحث و بررسی در کمیسیون شمارۀ ۱ که مخصوص بررسی مسائل رهبری ومجمع تشخیص مصلحت نظام بود جملۀ زیربه انتهای اصل ۱۰۷ اضافه و برای تصویب به صحن شورا آمد :

« هرگاه رهبری مرجع تقلید عام نباشد ، بارأی خبرگان به مدت ده سال به رهبری انتخاب می شود »  

ازجمله موافقین سرسخت آن می توان به آقای هاشمی رفسنجانی و آیت الله ابراهیم امینی اشاره نمود وآیت الله مشکینی ، آیت الله مهدوی کنی و آیت الله مؤمن ازمخالفین آن محسوب می شدند که پس از بررسی در جلسات متعدد تصویب آن محتمل بود ، لیکن درجلسۀ سی و یکم مورخ دهم تيرماه ۱۳۶۸ هجري شمسي برابر با بيست و هفتم ذيقعده الحرام ۱۴۰۹هجري قمري (حدود یک ماه از ارتحال ملکوتی امام خمینی ( ره ) و در روزهای اول رهبری آیت الله خامنه ای) نامه ای ازسوی جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیـّۀ قم خطاب به آیت الله علی مشکینی رئیس شورا ارسال شد که درآن محدودیت زمانی ( توقیت ) برای رهبری را به نوعی تضعیف جایگاه ولایت فقیه دانستند و این نامه روند رأی گیری را عوض نموده ونهایتاً منجربه حذف جملۀ مذکورگردید .

 متن این نامه به این شرح است :

                                                بسم الله الرحمن الرحیم

ریاست محترم شورای بازنگری قانون اساسی حضرت آیت الله مشکینی دامت برکاته

بعدالسّلام والتّحية الخالصة

 اكنون كه بررسي مسائل رهبري در آن شوراي محترم مطرح است، انتظار مي‌رود براساس موازين فقه اسلامي وبه پيروي از رهنمودهاي حضرت امام قدس‌سره‌الشريف، خصوصاً در نامه‌اي كه به حضرت آيت‌الله‌ خامنه‌اي مرقوم داشته وتصريح به ولايت مطلقه فقيه كرده‌اند، آن شوراي محترم در باب اختيارات مقام رهبري ولايت مطلقه فقيه را مد نظر داشته واين نقيصه را از قانون اساسي بزدايند. همچنين اميد است كه اعضاي محترم شورا مسأله ولايت فقيه را كه منصبي است الهي وادامۀ ولايت ائمۀ معصومين عليهم ‌السّلام است، محدود به زمان نكنند كه بدون ترديد محدوديت موجب تضعيف مقام ولايت فقيه خواهدبود.           

                                                                والسلام‌عليكم ‌و رحمةالله

                                                                        

                                                               محمـّد فاضل – ۹/ ۴ / ۱۳۶۸

منبع :

۱- صورت مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران جلد ۳ صفحه ۱۲۴۶ و ۱۲۴۷ .

۲-  جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم از آغاز تاکنون ، جلد ۶ صفحه ۳۶۶ .

  نوشته شده در  88/06/05   توسط احمد رضائی  | 
                            

در تاریخ ۴ / ۲ / ۱۳۶۸ حضرت امام خمینی ( ره ) طی نامه ای به آیت الله خامنه ای رئیس جمهوری وقت ایران اسلامی فرمان بازنگری در قانون اساسی و تکمیل وتتمیم آن را با محوریت مسائل زیر صادر نمودند :

۱- رهبری  ، ۲- تمرکز در مدیریت قوۀ مجریه ، ۳- تمرکز در مدیریت قوۀ قضائیة ، ۴- تمرکز در مدیریت صدا و سیما ، ۵- تعداد نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، ۶- مجمع تشخیص مصلحت نظام برای حلّ  معضلات نظام و مشورت رهبری به صورتی که قدرتی در عرض قوای دیگر نباشد ، ۷- راه بازنگری به قانون اساسی ، ۸- تغییر نام مجلس شورای ملی به مجلس شورای اسلامی .

در این شورا ۲۰ نفر از سوی امام و ۵ نفر هم به انتخاب مجلس شورای اسلامی عضو بودند که عبارتند از :

الف ) منتخبین امام خمینی ( ره ) :

۱- مرحوم آیت الله علی مشکینی                       

۲- آیت الله سید حسن طاهری خرم آبادی

۳- آیت الله محمـّد مؤمن                           

۴-حجةالاسلام والمسلمین اکبرهاشمی رفسنجانی  

 ۵- آیت الله ابراهیم امینی                            

۶- آیت الله سید علی خامنه ای                            

 ۷- آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی    

 ۸- آیت الله محمد محمدی گیلانی        

۹- آیت الله محمد امامی کاشانی                     

 ۱۰- آیت الله محمد رضا مهدوی کنی

۱۱- آیت الله ابوالقاسم خزعلی                     

۱۲ - آیت الله احمد جنتی                

۱۳- مرحوم آیت الله محمد رضا توسلی         

    ۱۴- مرحوم آیت الله احمد آذری قمی  

۱۵- آیت الله محمد یزدی                                                

   ۱۶- حجةالاسلام والمسلمین سیـّد محمـّد موسوی خوئینی ها

۱۷-حجةالاسلام والمسلمین مهدی کروبی     

 ۱۸- حجةالاسلام والمسلمین عبدالله نوری 

۱۹- آقای دکتر حسن حبیبی                                         

 ۲۰- آقای مهندس میرحسین موسوی ( نخست وزیر  ) 

ب ) منتخبین مجلس شورای اسلامی :

۱- آیت الله اسدالله بیات                           

۲- حجةالاسلام والمسلمین سید هادی خامنه ای          

۳- حجة الاسلام والمسلمین عباسعلی  عمید زنجانی       

۴- حجة الاسلام والمسلمین حسین هاشمیان            

۵- آقای دکتر نجفقلی حبیبی                                         

  نوشته شده در  88/06/05   توسط احمد رضائی  | 
 

مرحوم آیت الله العظمی آقا سید حسن قمی ( ره ) از علما و مراجع معظم تقلید مقیم مشهد مقدس که از مبارزین دوران ستمشاهی بوده و سالها در زندان و تبعید بسر برد ازجمله به هنگام زندانی شدن و حصر امام خمینی ( ره )  در سال ۱۳۴۲ همراه با ایشان بودو قبل و پس از انقلاب نیز از تأیید کنندگان نهضت اسلامی ایران به شمار می رفت لیکن به علت اعتراضات متعدد و بی شمارش در خصوص رهبری و اشتباهات دولتمردان و رهبران جمهور ی اسلامی ایران مورد خشم و غضب قرار گرفته و سالها در حصر غیر قانونی عمر خویش را سپری نمود و بالاخره در ۲۶ / ۳ /۱۳۸۶ در سن ۹۶ سالگی به دیار باقی شتافت  .

از جملۀاقدامات آن مرحوم می توان به عدم شرکت دررفراندوم قانون اساسی که در۱۱ و ۱۲ آذرماه ۱۳۵۸ برگزار گردید اشاره نمود . معظمٌ له پیرامون اصول مربوط به رهبری ( اصل ۱۰۷ تا ۱۱۲ قانون اساسی قبل از بازنگری ) ایراداتی مرقوم داشت که مدّنظر قرار نگرفت . به هرحال در زمانی که حضرت امام خمینی ( ره ) به علت بیبماری قلبی از قم به تهران آمده و در بیمارستان بستری وپس ازمداوا وبهبود مرخص گردیدند مرحوم آیت الله قمی عصر روز شنبه ۱۸ / ۱۲ / ۱۳۵۸ جهت دیدار و عیادت از رهبر فقید انقلاب اسلامی از مشهد مقدس به تهران آمده وبا ایشان ملاقات نموده و مسائل جاری مملکتی را با آن مرحوم مطرح نمودند و جهت بیان مسائل مورد گفتگو فردای آن روز یعنی یکشنبه ۱۹ / ۱۲ / ۱۳۵۸ در مصاحبه ای مطبوعاتی با خبرنگاران شرکت و در خصوص انتخاب رهبری ، قانون اساسی ، حزب جمهوری اسلامی ایران ، انتخابات ، رادیو تلویزیون ، محاکمات انقلابی ، بنیاد مستضعفان و .... مطالبی بیان نمودند که تقریباً مشروح آن را روزنامۀ اطلاعات مورخۀ ۲۰/۱۲/۱۳۵۸درج نموده لیکن روزنامۀ کیهان به اندکی از آن اشاره نمود و روزنامۀ جمهور ی اسلامی که خبرنگارش نیز در این نشست مطبوعاتی حضور داشت از درج حتی خبر آن نیز دریغ کرد .

 از آنجا که درشرایط فعلی آنهم با گذشت ۳۰سال از تاریخ مصاحبه مواردی از آن به نظرم جالب آمد ( بخصوص بحث پیرامون رهبری و لزوم تشکیل شورای رهبری مراجع و انتقاد از رادیو تلویزیون و مطبوعات ، علیرغم اختلاف نظری که دربرخی ازآنها با ایشان دارم )بخشهای مهم آن را جهت اطلاع کاربران محترم علی الخصوص محققین و دوستداران مسائل تاریخی ایران و انقلاب ، درج می نمایم که امید است مورد استفاده قرار گرفته و هرگونه نظری دراین زمینه دارید را بنویسید :

     

ــ من مدتهاست از وضع مملکت و جریاناتی که در این مملکت انجام می گیرد بسیار ناراحتم ، برای اینکه ما توقعمان این بود که در جمهوری اسلامی احکام اسلام برطبق مقررات اسلامی انجام شود ، ولی متأسفانه تمام قوانین دارد برخلاف انجام می شود ، محاکماتی که انجام می شود خیلی از آنها برخلاف موازین اسلامی است ، از کشتارو زندان و مصادرۀ اموال که به قدری کثیف انجام می شود که واقعاً نمی شود توصیف کرد .

ــ .... تلویزیون و رادیو در کمال وقاحت امور نامشروع را جلوه می دهد ، اعلامیه هائی که ما می دهیم نمی گویند ، آنهائی را هم که برخلاف دین است می خوانند ، روزنامه ها نمی نویسند ...این چه سانسوری است که در رادیو ، در تلویزیون ، در روزنامه ها ، در مجله ها جاری شده است ... افراد غیر صالح قاضی و رئیس دادگاه می شوند ، اینها همه نه مرجعی هست که به او شکایت شود ، ووقتی شکایت می کنند این موگوید به این مربوط است و دیگری می گوید به مربوط است . تمام این مطالب را به ایشان ( امام خمینی ) گفتم ، گفتم آقا به نام شما و به نام اسلام دارند اسلام را خرد می کنند و ضرر به اسلام می زنند ، این مطالب را که من به شما می گویم نه کسی قبلاً به شما گفته و نه بعداً کسی به شما خواهد گفت این مطالب به شما نمی رسد . چرا باید این طور باشد ؟

ــ .... احکام غیر اسلامی به نام اسلام بسیاراجرا می شود و من لازم دانستم آنها را با امام درمیان بگذارم ..... مطلب دیگر که از همه بالاتر است این قانون اساسی است که من دربارۀ آن چیزی ننوشتم ،آقای آقا سید احمد خمینی  وآقای اشراقی  به من توصیه کردند که در این مورد چیزی بنویسم ، من هم مطلبی نوشتم و آن چیزی که من نوشتم این بود که این خبرگان زحماتی کشیده اند که یک قانون اسلامی درست کنند و لیکن بعضی از اصول این قانون مخالف با فقه و شرع است که باید اینها اصلاح شود و از آن جمله شش اصل را نام بردم ، اما با کمال وقاحت در رادیو و تلویزیون سه خط به این اعلامیه اضافه کردند ، اعتراض کردم گفتند دستور داریم . یکی از آن اصول اصل یکصدوهفتم است که می گوید : « رهبر یا شورای رهبری هرگاه یک نفر به مرجعیت تامّه و رهبری کل شناخته شد همۀ مسئولیت های رهبری به عهدۀ او خواهد بود در غیر اینصورت خبرگان منتخب مردم دربارۀ همۀ کسانی که صلاحیت مرجعیت و رهبری دارند ، بررسی و مشاوره می کنند ، هرگاه یک نفر را برجستگی دراو دیدند اورا به رهبری معرفی می کنند و گرنه سه یا پنج نفر از کسانی که واجد شرایط هستند آنها را به عنوان رهبری معرفی می کنند . » در اینجا دوفرض دیده می شود : فرض اول این است که اگر یک نفر برجسته بود مانند آقای خمینی ، همۀ مسئولیت های رهبری برعهدۀ اوست و درغیر اینصورت خبرگان منتخب مردم ، یعنی یک رفراندوم درست می کنند و دراین رفراندوم سؤال می کنند که کی خوب است خبره باشد برای معرفی مرجع ، دراین همه پرسی تاجر ، کاسب ، بقال ،عطار ،عمله و...تمام شرکت می کنند آنوقت هرکس اکثریت آراءرا داشته باشد می تواند مرجع تعیین کند ، خوب فکرش را بکنید که این مردم حتی مردم دانا و دانشگاهیش ، استاد دانشگاه هم نمی تواند این کاررا بکند چه برسد به فلان کاسب یا فلان شخص . اگر از صندوق بدون تقلب درآید این امر بسیار بد است و اگر درآن تقلب بشود بددربدتر است ، کما اینکه خواهد شد . آنوقت این افراد نصب رهبرمی کنند و رهبر با تمام خصائص . آنوقت در اصل یکصدویازدهم می گوید : « هرگاه رهبر یا شورای رهبری از انجام وظایف خود ناتوان شود یا فاقد یکی از شرایط مندرج در فلان اصل گردد ، از مقام خود کنارگذاشته می شود وتشخیص این مطلب به عهدۀ خبرگان است » و این خبرگان هم نصب مرجع می کنند و هم عزل . اصل یکصدو دوازدهم می گوید : « رهبر یا یکی از اعضای شورای رهبری در مقابل قانون با همۀ اهل کشور مساوی است » یعنی آن مصونیت قانونی که مراجع تقلید داشتند ، آن هم ازبین رفت . آقای رهبر ، مائی که خبرگان هستیم می گوئیم این کاررا بکن ، نمی کنی ، تورا حذف می کنیم و عزل می کنیم یا محاکمه ات می کنیم و یا زندانیت می کنیم و این قانونی است که آقایان درست کرده اند که ماهم اعتراض کردیم ، امّا برخلاف نظر من و ازقول من برداشتند نوشتند و اضافه کردند و متأسفانه روزنامۀ اطلاعات هم با همان اضافه این را منتشر کرد .

ــ ..... با این مسائلی که مطرح کردم ، من قانون اساسی را به قانونیت قبول ندارم برای اینکه با جعل اینها از مردم رأی گرفتند . وقتی که دروغ از قول من نقل می کنند و با اینکه من می گویم این قانون خراب است و باید اصلاح شود بعد سه خط به آن اضافه می کنند و می گویند « ولو دراین جهات واجب است شما رأی بدهید ، رأی سبز ( آری ) بدهید » یک دسته از مردم به خیال اینکه من گفته ام رأی بدهید رأی دادند . این قانونیت پیدا نمی کند ، من اصلاً به قانونیت این قانون اساسی اعتقاد ندارم ، برای اینکه برخلافموازین از مردم رأی گرفته اند ....

ــ .... به عقیدۀ من هیچوقت  نباید رهبریک نفر باشد ، برای اینکه اولاً مردم ایران مقلد افراد مختلفی هستند و مقلد یک مرجع نیستند ، چه الآن ، چه سابق همیشه مراجع ده الی یازده نفر کمتر یا بیشتر بوده اند و همه هم مقلّد داشته اند . رهبری که بخواهد به تنهائی رأی بدهد وبه مردم دستور بدهد کاری رابکنند ، دستورش مخالف رأی مرجع دیگری باشد که او جایز نداند ، از دوحال خارج نیست یا این رأی خودش را تحمیل می کند برمقلدهای مراجع دیگر یانه! اگر تحمیل کند بدترین دیکتاتوری می شود واگر نکند هرج و مرج می شود . و ثانیاً این که غیر از ۱۴معصوم همه اشتباه می کنند ، هیچ کسی نیست که اشتباه نکند ، اشتباه در امور جزئی قابل تحمّل است ، اما اشتباه در یک امر مملکتی ممکن است مملکتی را زیرو رو کند . لذا باید برای دفع این مطالب به شورای رهبری مراجعه شود و دراین شورا باید مراجعی که مرجعیّت در بین مردم دارند با هم شورا داشته باشند ، یک امری ازطرف این شورای مراجع که صادر می شود اولاً برهمۀ مردم واجب می شود درثانی دیگر نه دیکتاتوری پیش می آید و نه هرج و مرج و همچنین اشتباه یا به کلی مفقود می شود و یا خیلی نادر که در آن حد قابل بحث نیست . لذا عقیدۀ من این است که شورای رهبری مراجع درست شود و رهبری هم چیزی نیست که کسی عزل یا نصبش کند و یا مجازاتش کند . رهبری و مرجعیت امریست که خدادادی است و آنهم امری نیست که از کسی بتوانند سلب کنند و یا بتوانند بگویند چرا چنین کردی یا نکردی ؟ این است که به آقا ( امام خمینی ) یادآور شدم که شورای رهبری درست کنید و نگذارید این قوانین کثیف اجرا شود که یک دسته خبرگان بی ربط فاسد اینها بروند مرجع درست کنند .

لازم به ذکر است که مرحوم آیت الله شیخ صادق خلخالی  به طورمفصل به مسائل مطرح شده توسط مرحوم آیت الله العظمی قمی پاسخ گفته که همزمان درروز ۲۵ / ۱۲ / ۱۳۵۸درروزنامه های اطلاعات ، کیهان و جمهوری اسلامی به چاپ رسید و همچنین مرحوم آیت الله اشراقی داماد بزرگ مرحوم امام خمینی ( ره ) طی مصاحبۀ کوتاهی که در روزنامه های مذکور و در همان تاریخ درج شد ادعای مرحوم آیت الله قمی مبنی بر اضافه نمودن سه خط به انتهای نامۀ معظمٌ له توسط ایشان و بیت امام را رد نمودند که چنانچه تمایل داشتید به آن مراجعه نمایید .

  نوشته شده در  88/05/23   توسط احمد رضائی  | 
در پاییز سال ۱۳۵۸ « اریک رولو » روزنامه نگار و مفسر معروف لوموند فرانسه به همراه خبرنگارواشنگتن پست طی مصاحبه ای با مرحوم آیت الله العظمی شریعتمداری درخصوص تسخیر لانۀ جاسوسی آمریکا ، خودمختاری مردم کردستان ، قانون اساسی جمهور ی اسلامی و نیز ولایت فقیه سؤالاتی پرسید که با توجه به مسائل کنونی برآن شدم تا جهت اطلاع علاقمندان و محققین محترم دیدگاه آن مرحوم درزمینۀ جایگاه ولایت فقیه در جمهوری اسلامی ایران که از روزنامۀ ۲۲/ ۸/ ۱۳۵۸ انتخاب شده است را دراین قسمت درج نمایم که امیدوارم مورد استفاده قرار گیرد.

لازم به ذکراست که مرحوم آیت الله العظمی شریعتمداری ازمراجع معظم تقلید آن زمان محسوب شده و در بسیاری از مسائل سیاسی با مرحوم امام خمینی ( ره ) اختلاف عقیده و نظر داشت و حتی به قانون اساسی جمهور ی اسلامی هم رأی نداد وازآذرماه ۱۳۵۸ به بعد اختلافات تشدید شد و در بهار سال ۱۳۶۱ منجر به برخوردهای شدید با ایشان شد که از حوصلۀ این بحث خارج است .

                                        متن سؤال و جواب :

ـــ  شنیده ایم که حضرت آیت الله با ولایت فقیه مخالف هستید ؟

       

آیت الله شریعتمداری : « من با ولایت فقیه به هیچ وجه مخالف نیستم بلکه با تصویر نادرست و برداشت نادرست ازآن مخالف هستم . زیرا ولایت فقیه امروز دوگونه تفسیر می شود که یکی با حاکمیت ملـّی ، وفق دارد ومؤیّد آن است و دیگری وفق ندارد. من با آن ولایت فقیه که با حاکمیّت ملـّی وفق دارد و آن را تأیید می کند موافقم . »

ـــ ولایت فقیه درچه مواردی لازم است ؟

آیت الله شریعتمداری : « درمواقعی که تشریفات قانونی امکان پذیر نباشد و در مواردی که متصدّی شرعی وجود نداشته باشد . درچنین مواردی ولایت فقیه لازم است مثلاًپس از سقوط سلطنت درایران دولتی وجود نداشت که ادارۀ امور مملکت را دردست گیرد لذا دولت آقای بازرگان با استفاده از ولایت فقیه روی کار آمد .

این دریک وضع استثنائی است . اما وقتی که قوانینی باشد و مجلسی وجود داشته باشد دیگر روی کارآمدن دولت و رأی اعتماد دادن به آن در اختیار نمایندگان مردم است که در مجلس شورا خواهند بود . در حقیقت آن موقع سرنوشت مملکت و ملت در اختیار مجلس و نمایندگان واقعی مردم است . »

ـــ  دفعۀ گذشته که به حضورتان رسیدم حکومت روحانیون را نمی پسندیدید ولی اکنوم چندبار ازنظام اسلامی نام بردید ؟

آیت الله شریعتمداری : « درقانون اساسی اصول حاکمیت ملی تصویب شده است و روحانیون هم جزئی از ملت هستند آیا شما روحانیون را جزء ملت نمی دانید . اما ولایت فقیه چیزی است و حکومت روحانیون چیز دیگر ؛ ولایت فقیه به معنای این نیست که روحانیون حکومت کنند . »

ـــ یک تاریخ نویس به ما گفت که هروقت در ایران روحانیون حکومت را به دست گرفته اند با شکست روبرو شده اند ؟

آیت الله شریعتمداری : «اولاً همانطور که گفتم ولایت فقیه به معنای حکومت روحانیون نیست و حکومت روحانیون هم درهیچ شرایطی در قانون اساسی ، پیشنهاد نشده است ، ثانیاً آن شخص تاریخ نویس اشتباه کرده است .ما هیچگاه درتاریخ ایران حکومتی بنام حکومت روحانیون نداشته ایم ، و حتی از آغاز اسلام تاکنون یک شخص روحانی در ایران حکومت نکرده است . »

  نوشته شده در  88/05/02   توسط احمد رضائی  | 
مرحوم حضرت آیت الله عبدالرحیم ربّانی شیرازی ( ره )  از مبارزین بزرگ دوران ستمشاهی که عضو  مجلس خبرگان قانون اساسی وعضوفقهای شورای نگهبان پس ازانقلاب اسلامی بود  ودرتاریخ    ۱۷/ ۱۲ / ۱۳۶۰ درسانحه تصادفی به رحمت ایزدی پیوست ، در چهلمین روز درگذشت ابوذرزمان مرحوم حضرت آیت الله طالقانی ( ره ) که درموسسه روزنامه اطلاعات برگزار شد با توجه به طرح اصل ولایت فقیه در مجلس خبرگان و بازتابی که در جامعه داشت طی سخنان خود به این موضوع نیز اشاره نموده و فرمود :

« ... وقتی می گویم فقیه یعنی فقیه نه هر عمامه بسر برای اینکه دربین عمامه بسرها بدتر از ساواکی هم وجود دارد ، آن عالم متعهد آن عالمی که می ایستد در مقابل شاه که نه تطمیع اورا از راه بیرون می کند ونه تهدید ، من آنها را می گویم . فقیه با این ملت سروکار دارد . از روز یکه متولد شود تا روزی که از دنیا می رود با این ملت هست . این فقیه که می گوییم یکی از ویژگی هایش این است که اگردیکتاتورشود خودبه خود عزل می شود و باید برود کنار و فقهای دیگردر مقابلش می ایستند و اورا کنار می گذارند برای اینکه شرط بر ولایتش " عدالت " است اما اگر خواست دیکتاتوری کند خدا او را اول ( از مقامش ) سلب می کند و مردم اورا کنار می گذارند . ما نمی خواهیم ولایت بدست کسی باشد که نفوذش تمام مملکت را فرا گیرد و بگوید بکش ، بکشند و بگوید ظلم کن ، ظلم کنند . چنین کسی نمی خواهد بیاید ! ما نمی خواهیم ولایت بدست شخص نافذی باشد ، کسی باشد که بتواند در میان جان و خون مردم تصرف کند ....  »                                                                          

                                                                     ( روزنامه اطلاعات مورخ ۲۹ / ۷ / ۱۳۵۸ ص ۴ )

  نوشته شده در  88/04/26   توسط احمد رضائی  | 

                  

 اوریانا فالاچی روزنامه نگار معروف ایتالیایی کسی است که با بسیاری از سیاسیون و دیکتاتور های مشهور جهان از جمله : « ملک حسین پادشاه اردن ، گلدامایر نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس ،یاسر عرفات رهبر جنبش فتح ،ذوالفقار علی بوتو رئیس جمهور معدوم پاکستان ،هنری کسینجر سیاستمدار معروف آمریکائی، زکی یمانی کارتل بزرگ نفتی عربستان ، ایندیراگاندی نخست وزیر هند ، و محمد رضا پهلوی پادشاه مخلوع ایران » مصاحبه نموده که بخشی از این مصاحبه ها در کتابی به نام « مصاحبه با تاریخ سازان » به چاپ رسیده است و از آنجا که شاه در مصاحبه اش (اکتبر ۱۹۷۳) مدعی  برگزیده شدن از طرف خدا ، ونیز رؤیت امام زمان "عج "  ( بالاترازهالۀ نور ) شده است این بخش جالب را برای مطالعۀ علاقمندان انتخاب نموده ام که از نظر گرامتان خواهد گذشت :


ادامه مطلب
  نوشته شده در  88/04/15   توسط احمد رضائی  | 
          

در این نامۀ سرگشاده می خوانید :

 ـــ  خط امام باید مشخص و قابل پیگیری گردد

ـــ  آثار به فراموشی سپردن اصالت های اسلامی کم کم ظاهرمی شود !

ـــ  فرمانروائی گروه عمامه بسر


ادامه مطلب
  نوشته شده در  88/04/12   توسط احمد رضائی  | 
همانطور که می دانیم یکی از وظایف شورای نگهبان براساس اصل نودو هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تفسیراصول این قانون که میثاق ملی نام گرفته است می باشد و اگربه مجموعه نظریات این شورا جلد چهارم که مخصوص نظریات تفسیری ،مشورتی (طی سالهای  ۱۳۵۹-۱۳۸۰) می باشد و توسط  محمد رضا مؤذنیان تدوین وگردآوری شده است مراجعه نمایید ملاحظه خواهید نمود که این شورا درخصوص همۀ اصول نظر نداده وبه قول معروف  گزینشی عمل کرده است یعنی هرجا مجبور شده ویا با سلیقه شان مطابقت داشته اصل مورد درخواست را تفسیرنموده اند ولی درصورتی که مطلب باب میلشان نبوده ویااحساس خطر کرده اند به بهانه ای   ازتفسیرآن اصل خودداری نموده و درپاسخ نوشته اندکه مورد ازمواردتفسیری نیست و یا درخواست کننده صلاحیت سؤال را نداشته است . و ازجملۀ این موارد می توان به سؤال حجة الاسلام والمسلمین آقای عبدالله نوری وزیر وقت کشور دولت اول آقای خاتمی اشاره نمود که پیرامون اصل بیست و هفتم ( ۲۷ ) قانون اساسی درخواست تفسیر نموده است لیکن شورای نگهبان به علت دشمنی و یا هر علت دیگرازدادن پاسخ خودداری نموده و به صورت کلی اشاره کرده است که براساس (مادۀ ۱۸) آئین نامۀ داخلی شورای نگهبان قادر به پاسخ به ایشان نمی باشد . ( اگربه کتاب مذکور مراجعه نمایید ملاحظه خواهید نمود که شورای نگهبان درموارد متعدد پاسخ افرادی که جایگاهشان به مراتب از آقای نوری پایین تر بوده را داده است )

                                  متن استفساریه و پاسخ شورای نگهبان :

                                                                                              شماره : ۱/۶/۳۹۹                                                                                               تاريخ: ۷/۲/۱۳۷۷

شوراى محترم نگهبان

سلام عليكم

حَسَبِ اصل بيست و هفتم قانون اساسى" تشكيل اجتماعات و راهپيمائی ها، بدون حمل سلاح، به شرط آنكه مخل به مبانى اسلام نباشد آزاد است".

نظر به اينكه در اصل مذكور مصاديقى يا مواردى از مخل به مبانى اسلام ذكر نگرديده و همچنين مرجعى را نيز جهت تشخيص موضوع تعيين ننموده و با عنايت به مشروح مذاكرات مجلس بررسى نهايى قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران كه هيچ قيدى جز (مخل به مبانى اسلام) مورد تصويب آن مجلس قرار نگرفته است.

لذا خواهشمند است دستور فرمائيد نظر آن شوراى محترم در پاسخ استفساريه به وزارت متبوع ابلاغ گردد.

استفساريه:

منظور از عبارت «مخل به مبانى اسلام» مندرج در اصل فوق چيست؟

                                                                                                عبدالله نورى

                                                                                                  وزیر کشور

   شورای نگهبان پس از دوماه چنین پاسخ می دهد :

                                                                                         شماره: ۳۰۱۰/۲۱/۷۷

                                                                                         تاريخ: ۱۰/۴/۱۳۷۷

وزارت محترم كشور

با سلام        

عطف به نامه شماره ۱/۶/۳۹۹ مورخ ۷/۲/ ۱۳۷۷ برحسب آئيننامه داخلى شوراى نگهبان، شورا در برابر سؤالاتى كه در مورد تفسير اصلى از اصول قانون اساسى و يا موافقت بعضى مقررات با ضوابط شرعى می شود در صورتى ملزم به جواب است كه سؤال کننده هيأت رئيسه مجلس شوراى اسلامى يا رئيس قوه قضائيه يا هيأت دولت و يا رئيس جمهور باشد.

                                                                                     دبیر شوراى نگهبان

                                                                                           احمد جنتى

اصل بیست وهفتم قانون اساسی : " تشکیل اجتماعات و راهپیمائی ها ، بدون حمل سلاح ، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است . "

مادۀ ( ۱۸ ) آئین نامۀ داخلی شورای نگهبانتفسیر اصول قانون اساسی با ارجاع مقام معظم رهبری و یا به درخواست رئیس جمهور ، رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس قوّۀ قضائـیّه و یا یکی از اعضای شورای نگهبان صورت می گیرد . »

                                « به نقل از مجموعه نظریات تفسیری ، مشورتی شورای نگهبان جلد ۴ صص۳۷۳ و ۳۷۴ »

  نوشته شده در  88/04/05   توسط احمد رضائی  | 
                             

روزنامۀ کیهان درشمارۀ 10827مورخۀ 18/7/1358(مطابق با 18/11/1399 ه.ق )به کنفرانس     مطبوعاتی شهید حجة الاسلام والمسلمین شیخ محمد منتظری فرزند ارشد فقیه عالیقدرحضرت آیت الله العظمی منتظری " دامت برکاته " در حالی که مأموران پلیس براساس حکم دادستانی جهت دستگیری وی در اطراف سازمان انقلابی توده های جمهوری اسلامی ( ساتجا ) مستقر شده بودند اشاره نموده که حاوی نکات جالب وخواندنی ودرعین حال افشاگری پیرامون پیشینۀ افرادی همچون صدام ، عبدالرحمن قاسملو ،  و... می باشد و روزنامه هایی همچون اطلاعات و جمهوری اسلامی هیچ اشاره ای به این مصاحبه ننموده اند  لذا توجه شما را به متن مندرج در روزنامۀ کیهان جلب می نمایم


ادامه مطلب
  نوشته شده در  87/11/11   توسط احمد رضائی  | 

     

         شاه ، هواکوفنگ (رئیس جمهوری وقت چین ) وفرح درحال صرف مشروب الکلی در۷/۶/۱۳۵۷

فرح پهلوی برای صرف صبحانه درکنار شاه و۴ بچه اش پشت میزی می نشست که 6 نوع صبحانه روی آن چیده می شد و هرنوع صبحانه  حاوی : « دهها نوع خوراکی کمیاب و گاه عجیب و غریب بودند مانند دنبلان خرگوش که غذای مورد علاقۀ ثروتمندان اسرائیلی ! است . نوعی خاویار مخصوص ، انواع کُنیاک ها و بِرَندها که خانوادۀ شاه معتقد بودند نوشیدن آنها در کنار صبحانه انرژی بخش است و نیز انواع واقسام معجون ها وخوراکیها وآشامیدنی های کمیاب و نایاب ... » 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  87/11/08   توسط احمد رضائی  | 
 

                         

شهید حجةالاسلام والمسلمین محمد منتظری فرزند ارشد فقیه عالیقدرحضرت آیت الله العظمی منتظری را به حق باید از شهدای بزرگ و مبارز انقلاب اسلامی ایران نامید که نقش ارزنده ای در پیشبرد اهداف عالیۀ انقلاب ،چه قبل و چه بعد ازآن ایفا نمود. وی به خاطر تفکر عظیمی که در صدور انقلاب به کشورهای آزادیخواه دیگر داشته است بحق شهید بین الملل اسلامی می باشد.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  87/05/30   توسط احمد رضائی  | 
             

       Asiyay javan         
  ۳۰ سال پیش درتاریخ ۲۸ مرداد سال 1357 ه.ش ( ۲۵سال از کودتای ننگین آمریکائی ۱۳۳۲ )، سینما رکس آبادان به دست عمال محمد رضا پهلوی(  شاه مخلوع ) به آتش کشیده شد. دراین فاجعه عمدی سینما که ازسوی ساواک و عوامل رژیم سفّاک پهلوی جهت بد نام کردن انقلاب اسلامی مردم ایران به وقوع پیوست، 377 نفر به طرزی فجیع کشته شدند.
            
سینما رکس

ادامه مطلب
  نوشته شده در  87/05/25   توسط احمد رضائی  | 

 

                                

     مهندس مهدی بازرگان نخست وزیر اعلام کرد که کلیۀ بانکهای کشور ملی اعلام شد

نخست وزیر دولت موقت جمهوری اسلامی ایران به همین مناسبت پیامی خطاب به ملت فرستاد و چنین گفت :

                           

                                                بسم الله الرحمن الرحیم

هموطنان عزیز از آنجائی که بانکهای خصوصی وضع نامساعد زیانباری پیداکرده بودند دولت لازم دانست برای حفظ حقوق و سرمایه های ملی و به منظور تضمین پس انداز مردم وجلوگیری ازاتلاف سپرده ها مدیریت کلیۀ بانکهای خصوصی را به عهده بگیرد .

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  87/03/20   توسط احمد رضائی  | 
          

                 

مرحوم حجة الاسلام علی موحدی ساوجی نمایندۀ دورۀ اول تا پنجم مجلس شورای اسلامی  معروف به آقای آئین نامه  ،  پس از شهادت شهید رجائی در هشتم شهریورماه ۱۳۶۰ ، به منظور شرکت درسومین دورۀ انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران ثبت نام نموده وبه قول معروف خود را کاندیدا و نامزد این انتخابات نمود اما ازآنجا که اصل یکصد وپانزدهم قانون اساسی بیان می دارد که رئیس جمهور علاوه بر این که لازم است دارای شرائط مندرج در آن اصل باشد ، باید از رجال مذهبی و سیاسی کشور نیز محسوب گردد لذا شورای نگهبان که بر اساس اصل نودو نهم ویکصد وهیجدهم قانون اساسی نظارت بر انتخابات ریاست جمهوری را برعهده دارد ، مرحوم موحدی ساوجی را واجد شرائط تشخیص نداده و اورا ردّ صلاحیت نمود و این امر باعث شد آن مرحوم طی شکوائیّه ای به کمیسیون اصل نودم قانون اساسی نسبت به این امر اعتراض نموده و علاوه بر اینکه عملکرد شورای نگهبان را زیر سؤال برد شاید برای اولین بار تصمیمات آن شورا را به نوعی حق وتو ( همانند استفادۀ ابرقدرتها و اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحدازاین حق ) دانسته و خواستارتوضیح قانع کنندۀ شورای نگهبان در این خصوص گردید .

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی دبیر وقت شورای نگهبان در پاسخ به این نامه مطالب شدیداللـّحنی نوشته و مطالب آقای موحدی را موهن و غیر واقعی دانست اما این جوابیه را ارسال ننمود لیکن از آنجا که در صحن علنی مجلس شورای اسلامی وبه هنگام بحث پیرامون اصلاحیّۀ مواد آئین نامۀ داخلی مجلس شورای اسلامی نسبت به عملکرد شورای نگهبان که ایراداتی به مصوبۀ قبلی مجلس دراین خصوص نموده بود مطالبی بیان شده و از دید شورای نگهبان توهین آمیز تلقی شد ، آیت الله صافی مجدداً طی نامه ای خطاب به هاشمی رفسنجانی رئیس وقت مجلس ضمن ارسال پاسخ خود به نامۀ مرحوم موحدی ساوجی از وی گله نمود که چرا در این زمینه واکنشی از خود نشان نداده و از شورای نگهبان دفاع ننموده و حتی تهدید و اخطار نمود که " چنانچه شورای نگهبان در این نظام تضعیف شده و مورد توهین قرار گیرد ،دیگر نه مجلس به شکل اسلامی باقی خواهد ماند و نه هاشمی بر کرسی ریاست آن " وهاشمی رفسنجانی هم در پاسخ نوشت که بر اساس آئین نامۀ مجلس نمی تواند نسبت به مطالب عنوان شده اظهار نظر نماید و بعد خواستار تجدید نظر در تصمیمات و عملکرد شورای نگهبان گردید.

از آنجا که این نامه ها و پاسخ ها پس از گذشت ۲۶ تا ۲۷ سال هم از نظر موضوع وهم از حیث تاریخی جالب و خواندنی است لذا جهت استفادۀ کاربران محترم خصوصاً محققین گرامی آن را از کتاب " مجموعه نظریات تفسیری مشورتی شورای نگهبان که توسط آقای محمد رضا مؤذنیان تدوین و گردآوری شده و درسال ۱۳۸۱ به چاپ رسیده است انتخاب ودرج نمودم وامیدارم مورد عنایت شما قرار گیرد .


ادامه مطلب
  نوشته شده در  87/03/09   توسط احمد رضائی  | 
                                

آیت الله محمد یزدی که درحال حاضر از فقهای شورای نگهبان قانون اساسی بشمار می رود و در کارنامۀ خود ریاست قوۀ قضائیّه و نمایندگی مجلس خبرگان قانون اساسی و مجلس شورای اسلامی و شورای بازنگری قانون اساسی و نیز اخیراً ریاست جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم را ثبت نموده است در خاطرات خود که از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است نسبت به دو تن از مراجع معظم تقلید یعنی فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری و حضرت آیت الله سیّد صادق روحانی توهین نموده است که برای ثبت در تاریخ مطالب آن را بدون هرگونه توضیحی جهت قضاوت افکار عمومی درج می نمایم  

               « احمد رضائی - یازدهم فروردین ماه ۱۳۸۷ مطابق با بیست ویکم ربیع المولود ۱۴۲۹ »


ادامه مطلب
  نوشته شده در  87/01/11   توسط احمد رضائی  | 

اسدالله علم وزیر دربار خاندان پهلوی که یک فاسدالاخلاق به تمام معنا بود در خاطرات محرمانۀ پنجشنبه 1آذرماه سال 1352 خود خبرازخطابۀ شاه در جمع فرماندهان عالی ارتش ، نخست وزیر ، رؤسای مجلسین ( سنا و شورای ملی ) ، مقامات عالی دربارو ازهمه بالاتر فرح ( شهبانو ) در کاخ نیاوران می دهد که وی آن را وصیت نامۀ سیاسی شاه خوانده است و شاید برای اولین بار به طور رسمی شاه از مرگش و حوادث  بعد از آن وتصمیماتی که برای آینده بعد ازخود داشته سخن گفته است.ازآنجاکه این سخنرانی به نظر میرسد یکی ازمهمترین اوراق زندگی منحوس شاه بوده باشدونیزمطالب جالبی درآن وجوددارد ازجمله معرفی فرح به عنوان نایب السّلطنه، لذا برای اطلاع شما آن را دراین قسمت درج می کنم :

 

    شاه :

      

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/09/24   توسط احمد رضائی  | 

حضرت آيت الله العظمي منتظري  :

« شوراي نگهبان دلايل رد قوانين را اعلام كند تا ادله آنها در مورد مغايرت يك قانون با شرع و قانون اساسي براي اهل علم مشخص شود . »  

                            *** از سخنان معظم له در دیدار با اعضای شورای نگهبان در تاریخ ۱۴ / ۳ / ۱۳۶۶ ***

              

  فقهای حاضر در عکس به ترتیب از راست به چپ عبارتند از : حضرات آیات : ۱- محمد محمدی گیلانی ،۲- محمد مؤمن ، ۳-لطف الله  صافی گلپایگانی ،  ۴-ابوالقاسم خزعلی ، ۵-احمد جنّتی ،۶-محمد امامی کاشانی ، و حقوقدانان ( افراد ایستاده ) عبارتند از :  آقایان : ۱- حسین مهرپور ، ۲- سیدجلال الدین مدنی ، ۳-محمد رضا علیزاده  ، ۴- حسن فا خری ،   ۵- گودرزافتخار جهرمی ،  ۶- خسروبیژنی

 شورای نگهبان که براساس اصل ۹۴ قانون اساسی موظف است طرحها ولوایح مصوب مجلس شورای اسلامی را با شرع وقانون اساسی مطابقت داده و مغایرت یا عدم مغایرت آن را اعلام نمایدیا براساس اصل ۹۸ قانون مذکور مسئولیت تفسیر اصول قانون اساسی را برعهده دارد متأسفانه  تا کنون از انتشار مشروح مذاکرات خود ( از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۸۶ ) که بیش از ۲۷ سال از آن می گذرد خودداری نموده و شاید قصد دارند مانند کشورهائی نظیر آمریکا و انگلیس که پس از گذشت ۳۰ سال به انتشار اسناد ومدارک طبقه بندی شدۀ خود مبادرت می ورزند عمل نموده و آن را از سال ۱۳۸۹ به بعد منتشر سازند واین نشان دهندۀ آن است که از انتشار این اسناددر جامعه وحشت داشته و به دیگر سخن نقد نظریات خود را به مصلحت نمی بینند که باز سخت در اشتباهند !!! والا مانند دیگر مراجع قانونی مانند مجلس شورای اسلامی به این مهم مبادرت می ورزیدند تا افکار عمومی با طرز بیان دلایل رد یا تأیید مصوبات مجلس ونیز تفسیر اصول قانون اساسی بیشتر آشنا شوند .

  نوشته شده در  86/08/30   توسط احمد رضائی  | 

با برگزاری انتخابات چهارمین دورۀ ریاست جمهوری در تاریخ ۲۵ / ۵ /۱۳۶۴ وانتخاب مجدد آیت الله خامنه ای وتشکیل دولت جدید ، با توجه به اختلافات شدید آیت الله خامنه ای با آقای مهندس میرحسین موسوی ، انتخاب وی به نخست وزیری برای بار دوم منتفی به نظرمی رسید   لیکن رهبرکبیروفقید انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی « ره » تغییرنخست وزیروکابینه را با توجه به شرائط و اوضاع حساس کشورازجمله جنگ تحمیلی به صلاح نمی دانستند و این نظر با مخالفت گروههای همسو با رئیس جمهورازجمله جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم قرار گرفته و حتی در حضورآن مرحوم به جبهه گیری پرداخته و ازجمله آیت الله یزدی وآیت الله مهدوی کنی از امام سؤال نموده بودند که " آیا این فتوای شمااست( نظر مولوی )و یا ازسرارشاد و دلسوزی( نظر ارشادی ) آن رامطرح ساخته اید ؟ " که حضرت امام بیان نموده بودند که این نظرشخصی ایشان است و آنها نیزخطاب به امام راحل گفته بودند ( نقل به مضمون ) : " نظرتان برای خودتان خوب است اما از شما درخواست می نمائیم که آن را منتشر ننمائید " حضرت امام که قصد نداشتند کتباْ دراین خصوص اظهار نظر نمایند اما با توجه به این گستاخی درپاسخ به  نامۀ۱۳۵ نفراز نمایندگان دورۀ دوم مجلس شورای اسلامی که درتأیید دولت مهندس موسوی و درخواست ابقاء آن ازسوی حضرت امام نوشته شده بود، درکمال تواضع و فروتنی ضمن تأیید عملکرد آقای مهندس موسوی وابقاء مجدد وی درپست رئیس دولت، اختیار انتخاب نخست وزیر راازوظائف رئیس جمهور و رأی نمایندگان مجلس دانستند که متن آن به این شرح است :

                       متن نامۀ ۱۳۵ نفر از نمايندگان مجلس شوراى اسلامى  

                               عکس تزیینی است                                                                      

                                                  بسم الله الرحمن الرحیم

 محضر مبارک رهبر عظيم الشّأن انقلاب اسلامى ، حضرت آيت اللّه العظمى امام خمينى - مدّظلّه

پس از سلام و آرزوى طول عمر با عزت و برکت براى آن حضرت به عرض مى رسانيم:

 وضعيت حساس مملکت و دگرگونى قريب الوقوعى که نسبت به دولت درپيش است ما نمايندگان مجلس شوراى اسلامى را بر آن داشت که موجب تصديع شويم. با اين اميد که از نفس قدسى و نظربلند شما که همواره به جانهاى مشتاق حقيقت، اطمينان بخشيده است ومنشأ برکات براى اسلام و جمهورى اسلامى بوده است مدد بگيريم.

همان طور که خاطر خطير، مستحضر است در پى انجام انتخابات رياست جمهورى، دولت تازه اى معرفى خواهد شد. اين واقعه در هنگامه اى رخ مى دهد که ملت ايثارگر و انقلابى ما، پنجمين سالگرد جنگ تحميلى را با همه آثار و تبعاتش صبورانه به پشت سر گذاشته وتحت رهبرى آن حضرت، سربلند ومقتدر، دفاع مقدس ازاسلام وانقلاب اسلامى را سرلوحه برنامه ها وتلاشهاى خود قرار داده است و تنگناهاى سخت مالى و اقتصادى را بزرگوارانه با همتى الهى تحمل مى کند.

ما نمايندگان اين مردم عظيم الشان ضمن تقدير از نخست وزير متعهد و دولت تلاشگر او که جوانمردانه با موفقيت، در دورانى بسيار سخت به انجام وظيفه همت گماشته اند و خدمات ارزنده شان همواره مورد عنايت حضرت امام و امت بزرگ اسلامى بوده است، انتظار و توقع خود را در اين مقطع حساس از تاريخ انقلاب اسلامى نسبت به معرفى نخستوزير و دولت جديد به عرض امام عزيز مى رسانيم و از پيشگاه مقدسشان درخواست ارشاد مى کنيم :

۱- سابقه انقلابى وارزندگى، حقيقت درخشانى است که بايستى بر چهره دولت جمهورى اسلامى بدرخشد تا همه نيروهاى انقلابى و کافه مردم فداکار ما با اميد و نشاط به حمايت آن برخيزند و حضرت امام هم بر اين نکته تأکيدى فراوان دارند بنابراين چنانچه دولتى فاقد چنين امتياز بوده و يا خداى نخواسته نکاتى منفى داشته باشد ضربه اى به انقلاب وارد خواهد آمد.

۲- اکنون ملت و کشور ما يکى از بحراني ترين مواقع تاريخى را مى گذراند. اشتعال دامنه جنگ و خطرضربه يابى مخازن نفتى، تهديدات نظامى امريکا، فشارهاى شديد اقتصادى، توطئه هاى خطرناک سياسى و تحريکات ضد انقلاب از عوامل مهمه اى است که فشار طاقت فرساى آن بر دوش مردم صبور و مظلوم ما سنگينى مى کند و تغيير دولت که متأسفانه به قرار مشهود مستلزم تغييرى عظيم در سطح کشور خواهد بود، تزلزلى شديد در ارکان دولت و اداره کشور به وجود خواهد آورد که مسلّماً عواقبى وخيم در بر دارد.

۳- آنچه متأسفانه مشهود است جريانى خاص و گسترده و طيفى معلوم و مشخص، تغيير دولت را حمايت و همراهى مى کند که در صورت موفقيت ممکن است نيروهاى فراوان انقلابى کنار گذاشته شوند و يا به کنار روند و بحران و خسران فراوان در سازمان اداره مملکت که اکنون قشرهاى مؤمن و انقلابى ارزنده اى در متن آن مشغول خدماتى صادقانه اند پديد آيد.

۴- مردم محروم و پرتوان و صبور ما با معرفى دولتى جديد به طور طبيعى توقعات و انتظاراتى خواهند داشت و چون دولت جديد فاقد امکاناتى تازه و گسترده است موجبات ياس مردم فراهم خواهد شد.

۵- چون دولت جديد تجربه و تلاش و امکانات فراوانترى ندارد و از داشتن اکثريتى قاطع در مجلس و بين مردم برخوردار نيست به موفقيتهاى لازم دست نخواهد يافت و در نتيجه کشور دچار بحران مى شود.

۶- آنچه صادقانه به عنوان نمايندگان مردم دريافته و معروض مى داريم اين است که دولت آقاى مهندس موسوى با وجود مشکلات فراوان داخلى و خارجى و علیرغم جوسازيها و ايجاد موانع و ناهماهنگيهاى عمدى، دولتى موفق بوده است و اين حقيقت را شخص حضرت امام و مسئولان مهم و متعهد کشور و نهادهاى انقلابى و مردم آگاه درک کرده اند و تعويض چنين دولتى در اين موقعيت حساس مغاير با مصالح مملکت و ملت است.

۷- چون به فرموده حضرتعالى، مسألۀ اصلى جنگ است ودولت فعلى با قواى رزمنده وفداکارما درادامه جنگ و تلاش براى حصول پيروزى توافق و همکارى برنامه ريزى شده گرم وصميمانه اى دارد، کنار رفتن آن به مسئله جنگ ضايعات و صدماتى وارد خواهد ساخت.

و اينک که مجلس در آستانه تصميمى سرنوشت ساز قرار گرفته است بدون شک راهنماييهاى آن حضرت مى تواند روشنگر راه ما باشد. لذا موجب امتنان و افتخار خواهد بود اگر اجازه فرماييد بعضى از ما نمايندگان مجلس لحظاتى شرفياب شوند و ازهدايتهاى آن حضرت دراين مورد کسب فيض نمايند .

ازخداوند متعال مى خواهيم که همواره امت ما را از برکات رهبرى آن امام بزرگواربرخوردار فرمايد.

                                                                     والسّلام علیکم ورحمة الله و برکاته

                       متن پاسخ امام راحل « ره » به نامۀ مذکور :

                                   

                                   بسم اللّه الرحمن الرحيم

با تشکر از حضرات آقايان، اينجانب چون خود را موظف به اظهار نظر مى دانم، به آقايانى که نظر خواسته اند، از آن جمله جناب حجت الاسلام آقاى مهدوى و بعضى آقايان ديگر، عرض کردم آقاى مهندس موسوى را شخص متدين و متعهد، و در وضع بسيار پيچيده کشور، دولت ايشان را موفق مى دانم، و در حال حاضر تغيير آن را صلاح نمى دانم.

ولى حق انتخاب با جناب آقاى رئيس جمهور و مجلس شوراى اسلامى محترم است.

                             روح الله الموسوی الخمینی -   ۵ مهر۱۳۶۴ 

آیت الله خامنه ای که در نظر داشت یکی از آقایان ولایتی ، غرضی ومیرسلیم را برای نخست وزیری وتشکیل کابینه به مجلس معرفی نماید بااین پاسخ ومخالفت نمایندگان ملت واعتراض علنی تعداد ی از نمازگزاران نماز جمعۀ تهران که بیشتر آنها را پاسداران انقلاب اسلامی تشکیل می دادند روبرو شده لذا علیرغم میل باطنی و اینکه مجلس به فرد پیشنهادی ایشان رأی مثبت نخواهد داد ، آقای موسوی را برای بار دوم به مجلس معرفی نمود که ابتدا به صورت شفاهی و بدنبال درخواست آقای هاشمی رفسنجانی ( رئیس وقت مجلس ) به صورت کتبی آن هم بدون رعایت نکات ادبی و قانونی ( شاید برای اعلام اعتراض خویش به این نحوه برخورد ) صورت گرفت و نمایندگان مجلس شورای اسلامی درجلسۀ علنی ۱۷۹ مورخ ۲۱ / ۷ /۱۳۶۴ با ۱۶۲ رأی موافق از ۲۶۲نفر عدۀ حاضر درجلسه به نخست وزیری مجدد آقای مهندس میرحسین موسوی  رأی اعتماد دادند و ۷۳ نفرنیز رأی مخالف و ۲۶ نفر هم رأی ممتنع ( که درحقیقت مخالف محسوب می شوند ) دادند که  به ۹۹ نفر معروف شدند .

اسامی برخی ازمعروفترین افرادی که رأی عدم اعتماد به آقای موسوی دادند عبارت است از :

                 

محمد یزدی ، احمد آذری قمی ،ابراهیم اسرافیلیان ، سید محمد خامنه ای ( برادر آیت الله خامنه ای ) ، سعید امانی همدانی ، اسدالله بادامچیان ، محمدرضا باهنر ، مریم بهروزی زعفرانی ، احمد بهشتی ،  سیدرضا تقوی ، محمدناصر توسلی زاده ، سید احمد حسینی سیرجانی ، سید مهدی حسینی نژاد ، قربانعلی دری نجف آبادی ، سید محمود دعائی ، حسن روحانی ، محمد هاشم رهبری، موسی زرگر ، حجت الله زمانی ، احمد زمانیان ، سید رضا زواره ایآن مرحوم در اعتراض به نامهء حضرت امام گستاخانه گفته بود که مناسب است امام ۲۷۰ پوزه بند برای نمایندگان بفرستد تا دیگر کسی نتواند مخالفت نماید ) ،  محمد اسماعیل شوشتری ، سید محمد مهدی طباطبائی ، محمد هادی عبد خدائی ،جلال الدین فارسی ، غلامرضا فدائی ، اسماعیل فردوسی پور ، مرتضی فهیم کرمانی ، محسن مجتهد شبستری ، سید ابوطالب محمودی ، علی موحدی ساوجی ، محمد علی موحدی کرمانی ، سید حسین موسویانی ، سید مجتبی میر جعفری ،  میرابوالفضل موسوی تبریزی ، سید کمال الدین نیک روش، علی رحم یوسف پور و ....

آیت الله خامنه ای طی سخنانی( دراواخرسال ۱۳۶۵) درجمع۶۵۰نفرازاعضای حزب جمهوری اسلامی تهران و شهرستانها که به مناسبت سالگرد تشکیل حزب به حضور وی رفته بودند ، به انتخاب مهندس موسوی ومخالفت ۹۹ نفر از نمایند گان مجلس شورای اسلامی در این زمینه اشاره نموده و خود را صدمین آن دانسته است که ذیلا ً به جملاتی از آن اشاره می نمایم :

                                    

« .... امروز باید گفت که متأسفانه مردم ماهم تا عمقشان ریشه این اختلافات رفته و دودستگی و چنددستگی در بین آنها بوجود آمده است و اگر بخواهیم یک تقسیم بندی از این افکار و عقاید داشته باشیم حتی در مجلس باید بگفت که دسته ای هستند که بیشتر به دستورات شرعی مقید می باشند و دستۀ دیگری هستند که شعاری تر عمل می کنند وبیشتر به شعار میگذرانند و دستۀ سوم که باید گفت آنها غوغاگر هستند و البته ضمن اینکه در هر دسته افرادی پیدا می شوند که خیلی هم ممکن است خوب باشند و مخلص اما متأسفانه اختلاف نظر در بین ایشان هست و البته گاهی هم افرادی گرچه به نظر می رسد از یکی از این دسته ها باشند ولی وقتی به نظرشان دقیق می شویم خواهیم دید که نظرش مثل دستۀ دیگری است اما آن دستۀ غوغاگرکه درمجلس هم مشخص هستند بسیار هم انحصار طلب هستند و همانطورکه می بینید حاضر نیستند حتی یک نفراگر هم عقیدۀ ایشان نیست درآنجا یا جاهای دیگر حضور داشته باشند و سرهرموضوعی سروصدا راه بیاندازند مثلا ًدرمورد آن ۸ نفر می بینید که چگونه عمل می کنند که البته باید گفت ۸ نفر بهانه است ( منظور سؤال ۸ نفر از نمایندگان درخصوص مسائل خارجی از وزیر امورخارجه که امام خمینی با توجه به شرائط بحرانی سال ۱۳۶۵ به آنها خطاب " فأین تذهبون" فرمود ) ... اینها آن ۸نفررا بهانه کرده اند مثلاْ آن پسرک آقای فهیم کرمانی را و آن هشت نفر رازیر سؤال میبرد درحالیکه اصلاْ اوبا ایشان که از سال ۴۲ به مبارزه مشغول بوده قابل قیاس هست ؟ وبهانه اش  هم این است که مثلاْ پسر یکی از نزدیکانش درسپاه ( پاسداران انقلاب اسلامی ) خدمت می کند واینها درحقیقت با ۹۹ نفر مخالف هستند که چندی پیش من به یکی ازآنها که دائم ۹۹نفر را زیر سؤال می برد گفتم اگر ساکت ننشینی خواهم گفت که اینها ۹۹ نفر نیستند وبا من ۱۰۰ نفر هستیم ، اینها آنقدر انحصار طلب هستند و جزخودشان هیچکس را حاضر نیستند بپذیرندتا به حال چندین بار هم ریاست جمهوری را زیر سؤال برده اند مثلاْ در همین مسافرت به حراره که هرانسان بی تفاوتی هم ازاین مملکت می فهمید که چقدر آبرو برای جمهوری اسلامی بود ولی یکی از اینها اصل سفررا هم زیر سؤال برده که این مسافرت چه لزومی داشته درحالی که این همه هم ارزودلار خرجش گردیده است، آیا بهتر نبود که صورت نمی گرفت ؟

به هرحال چند بارخواسته اند که هیئت دولت راتغییردهند وهمۀ وزرا را یک دست مثل خودشان کنند که من مخالفت کرده ام والبته اگر چنین می شد ضربۀ سختی بود چرا که مثلاْ به طورنمونه اگر وزیر کشور ( سید علی اکبر محتشمی ) را که از این گروه است در نظر آوریم از وقتی که ایشان به وزارت رسیدند تمام استانداران و مسئولان مهم وزارتخانه را تغییر دادند و هم خط خود انتخاب کردند درحالیکه زمان برادر محترممان آقای ناطق نوری استاندارها از هر خطی بودند . به هر صورت شما باید دقت کنید بخصوص در مجلس آینده که اینها از همین حالا نقشه دارند که نگذارند غیر از خط خودشان کسی به مجلس راه یابد وشما در هرکجا که هستید نیروهای مؤمن و مخلص را شناسائی کنید و برای مجلس آینده درنظر داشته باشید و ضمناْ با این گروه غوغاگر و فتنه گر مقابله کنید چرا که اینها غالباً درسخنرانیها ومنابر توطئه می کنند ومقابلۀ شما این نیست که مثلاْ به آنها بگوئید که ای توطئه گر ازمنبر بیاپائین، بلکه باید دیگر در مجلس سخنرانی ویا نماز جماعتی که آنها بنا به توطئه دارند شرکت نکنید .همانطور که گفتم سیاست ما امروز بنا به توصیۀ حضرت امام حمایت ازدولت است وما بنا نداریم که با دولت مخالفت کنیم بنابراین با همین سیاست و موضعگیری پیش می رویم تا اینکه بالاخره دوره وزمان اینها تمام شود و شما بدانید که اگر دولت کـُند است وضعیف است مثل ماشین کـُندی است که نمی شود سنگ جلویش پرتاب کرد و اعتراض کرد که چرا تند نمی روی بلکه درچنین حالتی ماشین راهـُل داد وما میدانیم که دولت کند است ولی چاره ای نیست وباید حمایتش کرد .

.... درانتخاب آقای موسوی من به امام عرض کردم که من ایشان را برای نخست وزیری شایسته نمی دانم اگرچه که ایشان فردی است مسلمان ومتدیّن و... ومن درهرکجا که باشم ازایشان به عنوان یک دستیار استفاده خواهم کرد اما برای نخست وزیری انتخاب ایشان را صلاح نمی دانم و امام فرمودند که شما هرطور میل دارید عمل کنید واین حق شماست و واقعاْ این حق من بود البته حق شخصی نبودکه اگر حق شخصی بود من از آن می گذشتم بلکه حق ریاست جمهوری بود و تکلیفی بود بردوش من که من نمی توانستم نسبت به آن بی تفاوت باشم اما به هرحال رفتند خدمت امام و گفتند اگر ایشان کنار رود جنگ لطمه می خورد و چون جنگ برای امام بسیار اهمیت دارد لذا ایشان هم آنطور نظر دادند درحالیکه جنگ هم لطمه نمی خورد و... »

  نوشته شده در  86/08/24   توسط احمد رضائی  | 
هشتم آبان ماه ۱۳۵۷ برای مردم ایران و درتاریخ انقلاب اسلامی روز پرشکوه و امید افزائی بود. روزی که دوشیر ازقفس درآمدند ، روزی که دورهبر، دویار،دوهمبند وهمسلولی، باشجاعت خویش  ،سیلی برصورت دشمن کوبیدند، اوراخواروذلیل وسرافکنده تنها گذاشتندودرمیان استقبال جمعیت انبوه مشتاقان ، ارادۀ خدا وشهامت خلق را صحّه نهادند.

آری روزهشتم آبان۱۳۵۷ آیت الله مجاهد سیدمحمودطالقانی و آیت الله مجاهد حسینعلی منتظری از زندان آزادشدندودرمیان استقبال بی نظیر مردم به میان امت و قلب انقلاب اسلامی وارد شدند .

به همین مناسبت پیامی به این شرح از سوی امام خمینی « ره » خطاب به فقیه عالیقدر واز نوفل لوشاتو صادر گردید :

                            

‏‏ ۱۳۵۷/۸/۱۱               ‏

1 ذي الحجةالحرام  ۱۳۹۸       
      ‏
‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏
 
‏حضرت حجةالاسلام والمسلمين آقاي حاج شيخ حسينعلي منتظري "‏ ‏دامت بركاته ‏"
 
‏هيچ از دستگاه جبار جنايتكار تعجب نيست كه مثل جنابعالي شخصيت ‏ ‏بزرگوار خدمتگزار به اسلام و ملت را سالها از آزادي ، ابتدائي ترين حقوق ‏ ‏بشر محروم ، و با شكنجه هاي قرون وسطائي با او و ساير علماء مذهب و ‏ ‏رجال آزاديخواه رفتار كند; خيانتكاران به كشور و ملت از سايه مثل شما ‏ ‏رجال عدالتخواه مي ترسند، بايد رجال دين و سياست در بند باشند تا براي ‏ ‏اجانب و بستگان آنان هر چه بيشتر راه چپاول بيت المال و ذخائر كشور ‏ ‏باز باشد; در منطق كارتر و ساير نفتخواران مفت خوار فضاي آزاد يعني به ‏ ‏زندان كشيدن جناحهاي آزاديخواه و استقلال طلب از علماء روشنفكر ‏ ‏مذهبي تا رجال سياسي و دانشجو يان و رجال محترم بازار و سانسور ‏ ‏مطبوعات و دستگاههاي تبليغاتي ، و در اين منطق ترقي و تمدن كشور‏يعني وابستگي شريانهاي آن از فرهنگ و اقتصاد و ارتش ، تا دستگاههاي ‏ ‏قانون گذاري و قضائي و اجرائي . اين برنامه در كشور ما بيش از پنجاه سال ‏ ‏دوران سياه پهلوي پياده و مورد عمل بوده و هست ، اكنون كه ملت غيور ‏ ‏ايران با نهضتي عظيم اسلامي بپاخاسته و با مشت گره كرده در مقابل ‏ ‏دستگاههاي ستمگري و چپاول چون سدي آهنين ايستاده و پايه هاي ‏ ‏بنيادهاي آن يكي پس از ديگري فرو ريخته يا در حال فروريختن است بر ‏ ‏جناحهاي پيشرو از مراجع عظام و علماء اعلام مذهب و خطباي محترم و ‏ ‏مدرسين و دانشمندان تا رجال سياسي و روشنفكران دانشگاهها و بازارها ‏ ‏و كارمندان محروم و كارگران مظلوم روشنفكر لازم است اين فرصت الهي ‏ ‏را از دست نداده بي امان جميع اقشار ملت را به پيش هدايت كنند، و از ‏ ‏خواست ملت كه برچيده شدن نظام سلطنتي و قطع دست اجانب از دخالت ‏ ‏در مقدرات كشور و از غارتگريها و قيام جمهوري اسلامي ضامن آزادي ‏ ‏و استقلال ، به جاي رژيم سلطنتي منشا تمام بدبختيها و عقب ماندگيها سر ‏ ‏موئي تخلف و عقب نشيني نكنند كه آن هدر دادن خون جوانان عزيز اسلام ‏ ‏و به تباهي كشيدن همه جانبه كشور و كمك به هدم احكام بلكه اساس ‏ ‏اسلام است ، كه از اعظم كبائر و بالاترين خيانت است . ما با بودن رژيم ‏ ‏حاضر دموكراسي را هم بر فرض محال اگر تامين گردد نمي پذيريم . ملت ‏ ‏نمي تواند از خون جوانان عزيز خود و خيانتهاي چندين ساله صرف نظر ‏ ‏كند. اسلام تكليف اين جاني را معين فرموده .
‏والسلام عليكم و رحمة الله                  
‏روح الله الموسوي الخميني                 
                   
                                                                        «  صحیفه نور صفحه ۲۶۸ و ۲۶۹ »              
               
متن پاسخ فقیه عالیقدر به نامۀ محبت آمیز استاد و مراد خویش به این شرح می باشد  :        
          
                                  
 
  نماز جماعت نجف آباد ، در اول بهمن ماه ۱۳۵۷                                                              
                                                                                              
‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏
 
‏محضر مقدس زعيم عاليقدر اسلام ، حضرت آيت الله العظمي آقاي ‏ ‏خميني "دامت بركاته "‏
سلام عليكم بما صبرتم 
 
 ‏پس از سلام ، پيام روشنگر حضرتعالي بيش از هر چيز بيانگر عنايت ‏ ‏خاص شما به نهضت مقدس اسلامي ايران است . نهضتي كه شانزده سال قبل ‏ ‏در يك مقطع حساسي از تاريخ مبارزات ملت مسلمان ايران كه همه ‏ ‏سرمايه ها و ميراثهاي مادي و معنوي جامعه ما با سلطه شوم استبداد و ‏ ‏استعمار به نابودي تهديد مي شد، به رهبري مراجع محترم و علماي اعلام ‏ ‏خاصه آن زعيم بزرگ آغاز گرديد و با وحدت كلمه و همبستگي كامل و ‏ ‏حمايت بي دريغ و فداكاريهاي همه جانبه ملت مسلمان ايران ادامه يافت و ‏ ‏بحمد الله اينك در پرتو رهبريهاي صحيح و قاطعانه حضرتعالي به اوجي ‏ ‏شكوهمند رسيده است .
‏نهضت مقدسي كه رژيم شيطاني حاكم ، با همدستي ابرقدرتهاي راست و ‏ ‏چپ ، از هرگونه دسيسه و توطئه اي عليه آن دريغ نكرد. ولي خوشبختانه ‏ ‏دست قدرت الهي كه فوق همه دستهاست ، آن را از انواع سستي ها و ‏ ‏انحرافها حفظ نمود.
‏ ‏نهضت بي نظيري كه در مدتي كوتاه ، همه ابعاد زندگي امت و ملت ما را ‏ ‏تحت تاثير قرار داده ، و آثار حيات طيبه اسلامي و انقلاب
بنيادي توحيدي ‏ ‏را در تمام سطوح اجتماع ، از منبر و مسجد و حوزه هاي علميه تا دبستان و ‏ ‏دبيرستان و دانشگاه ، از كوچه و بازار و خيابان تا كارخانجات صنعتي و ‏ ‏مجتمعات توليدي ، از بخشهاي خصوصي تا عمومي و ملي ، از دور ‏ ‏افتاده ترين روستاها تا بزرگترين شهرها نمايان ساخت . ‏ ‏جنبش عظيمي كه با قدرتي اعجاز آميز ،نوميديها را به اميد ،تزلزلها را ‏ ‏به قاطعيت ، جبنها را به شجاعت ، نفاقها را به وحدت ، بدبيني ها را به ‏ ‏تفاهم ، و بالاخره بي تفاوتيها را به احساس مسئوليت بدل نمود ; و پيروزي ‏ ‏آن ،مبشر نجات ساير ملتهاي مسلمان و گسترش انقلاب حياتبخش اسلام ‏ ‏در سطح جهاني خواهد بود.
‏ ‏نهضت مقدسي كه ضمن بي اثر ساختن نقشه هاي ديرينه استعمارگران
‏ ‏غرب و شرق براي لكه دار ساختن اسلام عزيز و قدرت مذهب ، حق را با ‏ ‏ايجاد شكافهاي عميق در كاخهاي ظلم و فساد نشان داد; و با جاذبه ‏ ‏نيرومند اسلام عدالت پرور، نسل جوان را از سقوط به دامن مكتبهاي ‏ ‏بي پايه نجات داد.
‏ ‏رژيم استبدادي ايران
كه با حمايت قدرتهاي خارجي در مقابله با اين ‏ ‏نهضت اسلامي و مردمي از آغاز مرتكب فجايع بي شماري گرديد سرانجام ‏ ‏خود را شكست خورده احساس نمود و دم از "فضاي باز سياسي" و ‏ ‏"آشتي ملي" زد; ولي با هوشياري و رشد مذهبي -سياسي ملت مسلمان ايران در ‏ ‏بن بست كامل قرار گرفت ، و ناگزير براي ادامه سلطه و حياتش با خشونتي ‏ ‏جنون آميز ايران را به خاك و خون و آتش كشيد به طوري كه هيچ يك از ‏ ‏شهرهاي ايران از اين تعرض وحشيانه مصون نماند. ‏ ‏فاجعه فراموش ناشدني 17 شهريور تهران (جمعه سياه) كه به دنبال ‏ ‏راهپيمايي عظيم عيد فطر و پنجشنبه 16 شهريور (روز تجليل از شهداي ‏ ‏رمضان ) صورت گرفت و در حقيقت رفراندومي عليه رژيم حاكم بود، ‏ ‏مردم ما را چنان خشمگين ساخت كه كوچكترين اعتنايي به حكومت ‏ ‏نظامي غير قانوني ننمودند، و بار ديگر همه جا صحنه تظاهرات و ‏ ‏راهپيماييهاي عظيم و بي سابقه اي گرديد; و متعاقبا در سركوبي آنها، ‏ ‏جنايات شرم آور ديگري صورت گرفت كه امكان حتي اشاره به همه آنها ‏ ‏نيست .
‏ ‏به آتش كشيدن مسجد جامع كرمان
به نام كولي و زاغه نشين و سوزاندن ‏ ‏قرآن و هتك مقدسات و نواميس ، و همچنين حوادث اسفبار شهرستانهاي ‏ ‏منطقه كردستان و لرستان ، و هتك نواميس در همدان ، و حمله و كشتار ‏ ‏بيرحمانه در اكثر شهرستانهاي كشور، و اخيرا در دانشگاه تهران ، ‏ ‏نمونه هايي از اين جنايات است كه خاطره اش هرگز فراموش نخواهد شد. ‏ ‏طبيعي است كه پس از فراهم شدن زمينه خشم و طغيان همه اقشار ملت ، ‏ ‏رژيم با ايادي خود در مقام سوء استفاده و زمينه سازيهايي برآمده كه آن ‏ ‏را به خيال خود توجيهي براي برقراري دولت نظامي و سركوبي مجدد بداند، ‏ ‏و به طور رسمي سانسور و اختناق را با شديدترين وجه بر همه جاي ‏ ‏كشور حاكم سازد، و ضمن ممنوع نمودن هرگونه اجتماعي همه خيابانها و ‏ ‏معابر را به صحنه جنگ و لشگركشي مبدل كرده ، با سلاحهاي سنگيني كه ‏ ‏از بودجه همين مردم تهيه شده به قتل و جرحشان مي پردازد، مردم ‏ ‏مسلمان ما به تبعيت از مراجع ديني و بخصوص آن مرجع عظيم الشان ، ‏ ‏براي اين دولت نظامي به هيچ وجه ارزشي قائل نشده ، به اعتصابات ‏ ‏منطقي و بر پا ساختن تظاهرات خود ادامه مي دهند، و هم اكنون ساعتي ‏ ‏نيست كه از شهرهاي مختلف ايران اخبار مولمه اي كه حاكي از شهادت ‏ ‏عزيزان بسياري است به گوش نرسد، و ما را در سوكهاي تازه اي ننشاند. ‏ ‏اينجانب ، ضمن ابراز تاسف عميق خود از اين حوادث و مصيبتهاي ‏ ‏دردناك و همدردي با تمام داغديدگان فجايع اخير، همصدا با ملت ‏ ‏مسلمان و مستضعف ايران دعوت حق حضرتعالي و ساير علماي اعلام ‏ ‏اعلي الله كلمتهم را مجددا لبيك گفته ، و در ادامه انقلاب اسلامي ايران تا ‏ ‏پيروزي نهايي و برقراري يك نظام صددرصد اسلامي متكي به آراي ‏ ‏عمومي از هيچ كوششي دريغ نخواهم نمود. ‏ ‏در خاتمه ، بقاي عمر و دوام رهبري آن زعيم عاليقدر را همواره از ‏ ‏خداوند بزرگ مسالت دارم .
‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته                     ‏
‏‏57/8/21‏ - 11 ذي الحجه 98 - حسينعلي منتظري         
      « خاطرات فقیه عالیقدر جلد اول صفحه ۴۱۲ تا ۴۱۴ »             
مطلب  مرتبط :                                                                                                                                                                                                                                       
    پیام امام خمینی " ره " خطاب به مرحوم آیت الله طالقانی پس از آزادی از زندان رژیم پهلوی                                                                                                                                                                                                                                                   
             ‏
  نوشته شده در  86/08/07   توسط احمد رضائی  | 
 متن پیام بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران خطاب به مجاهد خستگی ناپذیر ، مرحوم آیت الله سید محمود طالقانی که در تاریخ هشتم آبان ماه ۱۳۵۷ از زندان مخوف ستمشاهی آزاد شدند به این شرح می باشد :

                   

                                                                                        ۱شهرذیحجّةالحرام ۱۳۹۸

                                                                                              ۱۱ / ۸ / ۱۳۵۷

                                                  بسم الله الرّحم الرحیم

حضرت حجةالاسلام والمسلمین آقای حاج سیّدمحمودطالقانی " دامت برکاته "

این مسأله امر طبیعی است که شخصیت هائی مثل جنابعالی که عمر گرانمایۀ خود را در راه آزادی واستقلال کشور ومخالفت بی امان با دستگاه جبّار و غارتگران بین المللی صرف نموده اند درحبس وشکنجه بسر برند واز آزادی محروم باشند.

آزادی امثال جنابعالی برخلاف منطق شاه و موازین دولت اوست . فشار ارادۀ آهنین ملت به طوری اعصاب شاه را خرد کرئه است که دیوانه وار دست به جنایات ننگ آوری زده است که روی تاریخ را سیاه نموده ، به طوری که مستحضر هستید دست به جنایات تعجب آوری زده ، درشهرستانها دسته های ناشناس از کولی ها و اجیرها با چماق وقدّاره وپشتیبانی قوای انتظامی به جان مردم محروم افتاده وجنایاتی به بار آورده و می آورند. دولت که باید حافظ مردم باشد ، قوای انتظامی اوبه صورت مخرّب وقوای تخریبی در آمده است .

در عصر ما ، درکشور بی پناه ما ، منطق ها ولغت ها جای خودرا عوض نموده ، فضای بازسیاسی همان اختناق ها وسانسورهای همه جانبه است ، تمدن بزرگ ، وحشیگری های بدتر از قرون وسطاست، دولت آشتی بامسلسل وتوپ وتانک و اخیراً باچماق وقدّاره ، مردم را به تباهی کشیدن است ، اصلاحات ارضی ، کشاورزی را ساقط نمودن است ، استقلال ، وابستگی اقتصادی و فرهنگی و نظامی به اجانب است ، فریادهای مرگ براین سلطنت پهلوی ، شاهدوستی وعلاقه به رژیم است .

شما اکنون ازحبس کوچک به حبس بزرگ منتقل شده اید، با این حقایق عجیب ونکات تازه مواجه هستید  ولی ازطرف دیگر بایک تحول عظیم روحی ملت ، ازحیث شناخت وتحول عملی عظیم تر ازحیث عمل مواجه هستید . توده های مردم که قبل از نهضت عظیم اسلامی ، نظام شاهنشاهی را مظهر ملیّت ومدار عظمت کشور می دانست وفرمان شاه را مطاع ومتبع وازگزاف گوئی های شاهان و گویندگان درباری و مدیحه سرائی آنان کشوررا درسایۀ رهبری شاه ، مترقّی وپیشرفته تا دروازۀ تمدن بزرگ می پنداشت و استقلال مملکت را درزیر پرچم شاهنشاهی بیمه شده به حساب می آورد ، با یک جهش وشناخت همگانی ، تمام پایه هاوکنگره های این قصر خیالی ناگهان فروریخت ومحتوای این لغات والفاظ فریبنده و بزک شده ظاهر شد وتهی بودن این طبل های پرسروصدا از محتوی معلوم گردید و ورشکستگی اقتصادی وبه غارت رفتن بیت المال وتباهی کشاورزی و وابستگی فرهنگی وارتشی برملا گردید.

ونیز توده هائی که قبل از نهضت به امر یک پاسبان به جشن برمی خاست وبربالای مغازه بیرق شادمانی می زد و فرمان شاه را به دنبال جزافه های شعراء درباری ، فرمان ایزد می دانست ، بایک جهش اسلامی به عصیان ببرخاست وبا مشت های گره کرده وفریادهای مرگ بر این سلطنت پهلوی ، مرد و زن و کوچک وبزرگ به خیابان ها ریخته و در مقابل مسلسل و توپ و تانک ، قهرمانانه مقاومت نموده و با فداکاری و خون جوانان برومند خود، قدرت شاهانۀ متکی بر ابرقدرتهخا را شکسته و اورا مجبوربه تسلیم نموده ، ولی تسلیم اورا نپذیرفته و نخواهند پذیرفت . با چه منطق ممکن است از خیانت ها وجنایت های بی پایان اهریمن جهنمی بگذرد و به مقام سلطنت غیرقانونی او سر نهد. ما با این منطق مخالف وکسانی با آن که موافقند  ، با ملت و ما که خدمتگزار ملتیم موافق نیستند. والی الله المشتکی .

                                                                             والسّلام علیکم و رحمة الله

                                                                             روح الله الموسویّ الخمینی  

                                                                                 « صحیفه نور جلد ۲ صفحه ۲۶۶ و ۲۶۷ »

 لازم به ذکر است که امام خمینی این پیام را از نوفل لوشاتو ( پاریس ) محل اقامتشان ارسال نموده بودند .

متن پاسخ مجاهد نستوه مرحوم آیت الله طالقانی به پیام رهبر کبیر انقلاب اسلامی ، حضرت امام خمینی " ره " به این شرح می باشد :

                                                         

                                                                     ۱۷ آبان ماه ۱۳۵۷ برابر با ۷ ذی الحجّۀ ۱۳۹۸

                                                 بسم الله العزیز القهّار

                                   حضرت آیت الله العظمی خمینی روحی فداه

سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدّار

از پیام گرمی بخش و تفقد آن مرجع عالیقدر ، کمال امتنان را دارم . سربلندی و افتخار ما پیوسته تلاش در جهت نمایاندن اسلام حقیقی و سربازی و مجاهدت در راه تحقق و پیشبرد انقلاب آن است . تنها با اقدام وایثار ئر راه اعتلاء حاکمیت کلمۀ توحید است که ثبات می یابیم .

تحمل تبعید ومحرومیت و غم امت خوردنها از جانب آن حضرت و تحمل شکنجه ها و محکومیت های کسانیکه درداخل کشور هستند و سایر سربازان امام عصر ( عجّل الله تعالی فرجه الشّریف ) چون درراه معبودمان پروردگار بی همتا و حذف و نفی موانع و طاغوتها در مسیر انسانها بسوی کمال مطلق و خالق ذوالجلال می باشد چه باک !! هزاران سروجان ووقت عمر فدای آن باد !! چرا که ما دل در گرو حاکمیت قسط الهی نهاده ایم .

اینجانب و همۀ زندانیان ، آزادی خودرا دردرجۀ اول مدیون الطاف پروردگار عزیز و مقتدر هستیم و ارادۀ قاهرش برخذلان و ذلت ظالمین وبرتری و حاکمیت مظلومین ومستضعفین قرار داد و دردرجۀ بعد مرهون فداکاری ها و خونهای این امت رنجدیده و ستم کشیدۀ مسلمان ایران هستیم که تحت قیادت و هدایت آن حضرت ، با ایمان وقدم ثابت وشایستگی بی سابقه ای در مقام مرجعیّت و رهبری جهاد مقدّس امت با نثار خون خود در شکنجه گاهها ومیادین تیر یا در کوچه ها و خیابان ها ، عزّت و افتخار برای ملت ایران فراهم کردند، نهال برومند توحید به شکوفائی نشست و خون پاک شهیدان و مجاهدان و اندیشۀ متفکران آن را آبیاری کرد. تا مکر و حیله های قدرت فرعونی را به خودشان برگرداند و امید است این ایمان و مجاهدت های پاک بر قدرت مالی و اسلحۀ بی اندازه اش نیز پیروز شود. و گرفتار نکال دنیا و آخرت گردد : « فأخذه الله نکال الآخرة والاولی . ومکروا ومکرالله والله خیرالماکرین ».

امروز رژیم از اوج قدرت مغرورانه وجبّاریّت خود به موقع زبونی و نکال رانده شده ، دربرابر طوفان خشم ملت به پوزش خواهی و اعتراف به گناهان نشسته است . « الذین کفروا اعمالهم کرمادٍاشتدّت بهم الرّیح فی یومٍ عاصف ».

همان فردی که تاچندی پیش وجود هر مخالفی را انکار می کرد و نعرۀ " انا ربّکم الاعلی " سر می داد و زندانیان سیاسی را یکسره تروریست و خائن می خواند و از هیچگونه تحقیر و حبس و شکنجۀ بی باکانه، خودداری نمی کرد امروزدربرابر خروش انقلاب و عصیان توده های مردم دست نیاز بسوی همان مخالفان دراز کرده است تا شاید خود ونظام منحطّ خودرا از میان طوفان نجات دهد. معذالک این پایان کار نیست ، اگرچه راه تا رهائی کامل طولانی است ولی طلایع آن پی درپی می درخشد .

اکنون که امت مسلمان وحق طلب و عدالت خواه پس از سالها تحمّل ورنج ها و فداکاری ها ومجاهدات پیشروان صادق خود از میان کوره راههای امید ونجات بالاخره راه و رهبر خودرا یافته درجادۀ حیات بخش انقلاب و جنبش رهائی بخش اسلامی به پیش می تازد و می رود که ثمرات جهاد خودرا بچیند ، وظیفه و مسئولیّت سنگین تر وحادّتر می نماید. برماست که دربستن راه برحیله ها و دسیسه های دشمنان خارجی و داخلی اسلام هوشیار وبیدار و متحد و مددکار هم باشیم تا نظام طاغوتی استبداد و استعمار حیله گر باردیگر و ازراه دیگر برامّت اسلامی هجوم نیاورد « وقاتلوهم حتّی لاتکون فتنة ویکون الدّین کلّه لله ».

اینجانب مصمّم هستم که تحت هدایت و یاری پروردگار ، درکنار برادران مبارز و مسلمان خود وزیر پرچم واحد ، ونظم سازمان متشکل انقلاب توحیدی ، با ارشاد و هدایت آن مرجع گرانقدر ، وتا آنجا که در توان دارم ، تا پایان راه که وصال به آستان پروردگار است ، ادامه دهم.

" ربّنا وفـّـقنا لما تحبّ و ترضی " واز درگاهش مسئلت دارم که وجود ذی قیمت آن حضرت را برای امت و نهضت اسلامی و ملی ایران حفاظت فرماید.  

                      « ربّنا افرغ علینا صبراً وثبّت اقدامنا وانصرنا علی القوم الکافرین »                                                      

                                                 والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته

                                                              سیّد محمود طالقانی

                                                                                  « طالقانی و تاریخ صفحه ۳۴۳ تا ۳۴۵ »

مطلب مرتبط :

هشتم آبان ماه ، سالگرد آزادی حضرات آیات طالقانی و منتظری از زندان طاغوت گرامی باد

  نوشته شده در  86/08/07   توسط احمد رضائی  | 
                                                بسم الله الرحمن الرحيم

‏                   

‏با توجه به پرسش های مکرر مؤمنين وعلاقه مندان درباره مطالب مطرح شده در برنامه ای به نام "مستند‏ ‏روح الله" که از شبکه سوم سيمای جمهوری اسلامی در تاريخ ‏۸۶/۳/۱۳‏‏ به مناسبت سالگرد ارتحال رهبر کبير انقلاب (ره ) پخش شد، به‏ ‏اطلاع می‎رساند که  پس از بازبينی و دقت در فيلم پخش شده ، موارد خلاف واقع و قابل خدشه زير در آن مشاهده‏ ‏شده است :


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/04/12   توسط احمد رضائی  | 
 خاطرات  ازحمایت جامعۀ روحانیت مبارزاز 

هادي غفاري: در مقطع اول انقلاب چشم به اين بود كه كسي از بيرون بيايد و كاري بكند. بر اين اساس افرادي مانند بني‌صدر، دكتر شايگان و .... كه اصلا در ايران نبودند و درگيرودار توفان حوادث و زندان و شكنجه و شلاق و كشتارگاه‌هاي عمومي‌زن و فرزند قرار نداشتند و آنها را لمس نكرده بودند از بيرون آمدند با چند شعار انقلابي صف را دور زدند و در جلو صف قرار گرفتند .


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/04/05   توسط احمد رضائی  | 
  POWERED BY BLOGFA.COM