تبليغاتX
یادداشت های پراکنده
 
یادداشت های خصوصی؛ دفاع از حریم مرجعیت شیعه ، مطالب اجتماعی -سیاسی وتاریخی
 

                    

                                

                    

یکی از کاربران محترم که خود راازمقلدان حضرت آیت الله العظمی سید صادق روحانی " دامت برکاته " معرفی نموده اند در قسمت نظرات مطلب « مراجع معظم تقلید بالاتفاق : دوشنبه ۳۰ / ۶ / ۱۳۸۸عید فطر است » مطلب خوب وجالبی نوشته اند که بنا به پیشنهاد ایشان به آن پاسخ داده ام که از نظرتان می گذرد :


ادامه مطلب
  نوشته شده در  88/07/02   توسط احمد رضائی  | 
 

     

نویسندهء محترمهء وبلاگ ناگفته های دل در خصوص مطلب قبلی http://manazel.blogfa.com/post-66.aspx  نظریه ای برای اینجانب ارسال نمود و قبل از پاسخ به سؤ الات مطرح شده مانند همفکران خود  درخصوص قبول یا ردّ مطالب اکثراً دروغ کتاب خاطرات سیاسی آقای ری شهری سؤال کرد که چون ازسرمتأسفانه جهل به تاریخ و موضوع نوشته شده  بود قصد پاسخگوئی نداشتم لیکن از باب اتمام حجت و خاتمه به مجادلهء غیراحسن ( قبیح ) و علیرغم میل باطنی جوابیه ای تهیه و برای ایشان ارسال نمودم ودرآن درخواست کردم ظرف ده روز در این زمینه پاسخ دهند والا در وبلاگ درج خواهد شد.

 ازآنجاکه خانم ساحل امید به هردلیلی از ارائۀ پاسخ تاکنون خودداری نموده اند لذا متن ارسال شده توسط مشارٌالیها به همراه پاسخ اینجانب در این قسمت آورده می شود تا شما عزیزان قضاوت نمائید که حق با کیست ؟ ( حق باعلی است یا معاویه )


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/06/01   توسط احمد رضائی  | 
 

                           

 

ضمن عرض تسلیت به مناسبت  یکهزارو سیصدوشصت وششمین سالروز شهادت اسوۀ صبرواستقامت ،پیام رسان حادثۀخونین کربلای حسینی ، دخت بزرگوار امیر المؤمنین وصدّیقۀطاهره ( علیهماالسّلام ) ،حضرت امّ المصائب زینب کبری ( سلام الله علیها ) به عرض میرساند ؛ نویسندهء محترم وبلاگ ناگفته های دل در پاسخ به مطلب « مرجعیّت و اعلمیّت » توضیحاتی را ارسال نموده اند که متأسّفانه به دور از هرگونه استدلال و منطق می باشد ، لذاطبق روال ابتدا نوشتهء ایشان را می آورم ، سپس پاسخ خود را ، ( البته از کلیهء خوانندگان محترم صمیمانه درخواست می نمایم پس از قرائت تمامی این 4 مکاتبه در خصوص اینکه حق با کیست خود قضاوت نمایند)  :

 

                  توضیحات نویسندهء محترم وبلاگ مذکور:

 

با عرض سلام و تشكر فراوان از بابت اينكه با به ميان آمدن اين بحث باعث شديد كه بنده تحقيقات بيشتري در اين مورد انجام داده و به ابعاد مختلف شخصيتي آقاي منتظري كه تاكنون برايم پنهان بود پي ببرم.
آقاي منتظري عليرغم پايمردي ها و جانفشاني هايي كه در به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي داشته و همچنين مراتب بالاي علمي ايشان كه به هيچ وجه قابل انكار نمي باشد،‌ داراي يكسري عملكردها كه اغلب به حساب ساده انگاري ايشان گذارده مي شود بوده اند كه قضاوت در مورد ايشان را دشوار مي سازد.
به منظور جلوگيري از اطاله كلام و با تصور اينكه كافي است تنها به واقعه مهدي هاشمي اشاره نمايم توضيح را ادامه مي دهم. آقاي منتظري در شرايط بحراني آن روزها درحاليكه به عنوان قائم مقام رهبري،‌مسئوليت خطيري برعهده داشت بدون توجه به ماهيت كار مهدي هاشمي به حمايت بي چون و چراي خود از وي ادامه داد و حتي از توجه و اجراي توصيه هاي امام راحل(ره) در اين خصوص استنكاف نمود حال آنكه اتهامات مهدي هاشمي با مدارك و اسناد احراز شده بود و هيچ جاي ترديدي براي توجيه عمل او وجود نداشت. اما آقاي منتظري در اثبات مدعاي خود مبني بر اطمينان به فرد مذكور، به همپياله بودن او با پسرش (محمد) از كودكي اشاره مي كند و جاي سوال است كه آيا انسان ها از بدو تولد بدون هيچ تغيير و تحولي باقي خواهند ماند و آيا چنين استدلالي در توجيه درستي عمل نامبرده منطقي به نظر مي رسد؟
!

تمام اين وقايع كه به بركناري ايشان از مقام قائم مقام رهبري منجر شد براي امام عزيزمان بسيار جانگداز بود و الحق كه امام (ره) دريايي بود از حلم و درايت.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/08   توسط احمد رضائی  | 
 

 

از آنجاکه نویسنده محترم وبلاگ www.nagoftehayedel.blogfa.com ( ناگفته های دل ) لطف نموده

و درپاسخ   به مطلب قبل  مجدداْ مطلبی را ارسال نموده اند لذا ابتدا نظر ایشان درج می گردد  سپس پاسخ اینجانب  ؛


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/03   توسط احمد رضائی  | 

                

               از راست به چپ آیت الله منتظری،مرحوم فخر الدین حجازی، آیت الله طاهری و  آیت االه شهید صدوقی

از آنجاکه نویسنده محترم وبلاگ www.nagoftehayedel.blogfa.com ( ناگفته های دل ) لطف نموده و در پاسخ به مطلب " پاسخ به یک اظهار نظر " مجدداْ مطلبی را ارسال نموده اند لذا پس از درج نظرایشان پاسخ آن را ذیلاْ ملاحظه فرمائید :

    با عرض سلام خدمت شما
پاسخ بنده به علت آنکه در پی مستدل نمودن آن بودم تاخیر داشت و عذر تاخیر بنده را از این بابت پذیرا باشید.
در مورد مقبولیت ولایت فقیه از سوی آقای منتظری هیچ تردیدی نیست اما آنچه در این میان وجود دارد و مانع اتصال چنین مقبولیتی به وی می باشد عدم پذیرش ولایت مطلقه فقیه از سوی آقای منتظری می باشد. به عبارتی همانطور که خود اشاره فرموده بودید درواقع متصدی این مقام مورد پذیرش ایشان نبوده است. حال آنکه اگرچه آقای منتظری حکم استاد برای مقام ولایت فقیه دارند به نظر می رسد همین امر مانع پذیرش مقام ولایت فقیه و نه خود مسئله ولایت فقیه از جانب ایشان می باشد. مجددا گفته خود را از زبان یکی از سیاستمداران مستند می کنم که اظهار داشتند: میان روحانیون (البته برخی) ویژگی ناخوشایند حسادت وجود دارد و نمونه بارز آن این است که مثلا هم پایه های یک روحانی که به عنوان شخصیتی در جامعه بروز می کند در اطاعت از امر وی اقبال چندانی نمی کنند چراکه یا خود را از نظر سن و تجربه بالاتر می دانند و یا به دلایل دیگر.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/01   توسط احمد رضائی  | 
از آنجا که وبلاگ نویس محترم یا محترمهء " ناگفته های دل " بذل محبّت نموده و در خصوص یکی از مطالب وبلاگ اظهار نظر نمودند و چون در قسمت اظهار نظر وبلاگ ایشان جای کافی برای درج پاسخ وجود نداشت ( بیش از دو هزار حرف را قبول نمی نماید ، اگرچه مطلب بنده هم این مقدار نیست ) لذا برای روشن شدن موضوع پاسخ مذکور عیناْ از نظرتان می گذرد :

با سلام خدمت شما
با این مطلب که پیرامون خرافات نگاشته اید موافقم به خصوص که در ایران غالب افراد تحت تاثیر خرافات قرار گرفته و گسترش این امر مانع پیشرفت و حتی منجر به ایجاد معضلات جبران ناپذیری نیز خواهد شد.
در مورد پست قبلی شما به زودی پاسخ خود را از سوی نویسنده محترم وبلاگ مذکور خواهید یافت اما به دور از همه این مسائل بر هیچ کس مکتوم نیست که آقای منتظری معتقد به ولایت فقیه نبوده و نیستند مگر آنکه اخیراْ به این اعتقاد نایل شده باشند.   ( ساحل امید یک شنبه ۲۴/۴ ۱۳۸۶ )

                                 متن پاسخ به ایشان

باسلام خدمت شما دانشجوی گرامی

ضمن تشکر از محبّتی که فرموده ودر خصوص نوشته های وبلاگ اینجانب اظهار نظر نمودید ، به عرض میرسانم:

« همانگونه که حتماًدر مطلب " خبرگان نظر مردم را صائب میدانند " مشاهده نموده اید فقیه عالیقدر از معتقدان سرسخت  ولایت فقیه بوده وهستند واین ایده و نظر را از قبل از پیروزی انقلاب اسلامی داشته وپس از انقلاب هم درس خارج فقه خود را در این خصوص قرار دادند که در سال 1367 با نام " دراساتٌ فی ولایة الفقیه وفقه الدّولة السلامیّة " در دو جلد منتشر که ازسوی وزارت فرهنگ و  ارشاد اسلامی  به عنوان کتاب سال شتاخته شده و جایزه مربوطه را نیز تقدیم نمودند. (تاکنون ترجمهء آن در 6جلد بانام مبانی فقهی حکومت اسلامی منتشر شده است )ونیز در چند نوبت در خصوص اعتقاد فقیه عالیقدر ( لقبی است که حضرت امام خمینی " ره " در حکم انتصاب ایشان به امامت جمعهء تهران پس از رحلت ابوذر زمان مرحوم آیت الله طالقانی در شهریورماه ۱۳۵۸درج نمودند ) به ولایت فقیهی که زحمات فراوانی برای جا انداختن آن درجامعه کشید ، از معظّمٌ له سؤال نموده اند که پاسخ ایشان همواره اعتقاد به ولایت فقیه بوده وحتّی  با فتاوای ایشان بسیاری از مشکلات نظام حل شده است (  برای آشنائی بیشتر با نظرات آن مرجع بزرگوار تقلید می توانید به سایت دفتر ایشان مراجعه نمائید). »

  امّا نکته ای که قابل ذکر می باشد این است که ، ایشان معتقد است: " ولیّ فقیه به عنوان مصداق و پیاده کننده احکام ولایت فقیه در جامعه باید جامع الشّرائط باشد واگر درحال حاضر اختلافی هم هست روی همین موضوع می باشد ." امیدوارهستم شما با تحقیق بیشتر به قضیّه نگاه خواهیدکرد و تابع جو و احساسات نخواهید شد.    وچنانچه نکتهء ابهامی وجود داشته باشد در بضاعت وتوان خود حاضر به پاسخگوئی می باشم لیکن معتقدم با مطالعه بیشتردر خصوص وضعیّت و زندگی و دوران مبارزه ء توأم با شکنجه ، تبعید و زندان آن رادمرد تاریخ و همچنین دوران بعد از انقلاب اسلامی و دوران اقبال ظاهری دنیا به ایشان تا زمان کنونی خواهید توانست حقیقت را کشف نمائید .      ( ان شاءالله تعالی )

                                                            

  نوشته شده در  86/04/26   توسط احمد رضائی  | 
  POWERED BY BLOGFA.COM