تبليغاتX
یادداشت های پراکنده
 
یادداشت های خصوصی؛ دفاع از حریم مرجعیت شیعه ، مطالب اجتماعی -سیاسی وتاریخی
 
   ‏پاسخ حضرت آيت الله العظمى منتظرى به پرسش هاي پايگاه اينترنتى "موج سبز آزادى"‏
 
 
‏                ‏متن نامه و پرسش هاي پايگاه اينترنتي "موج سبز آزادي" :
 
‏بسمه تعالى ‏
 
 ‏حضرت آيت الله العظمى منتظرى
‏ ‏با عرض سلام و ادب
‏ ‏اميدواريم كه حالتان خوب باشد. از پايگاه اينترنتى "موج سبز آزادى"‏ ‏مصدع اوقات شريف شما مى‎شويم . غرض از مزاحمت اينكه سوالاتى در رابطه با‏ ‏واقعه تاريخى سيزدهم آبان مطرح است كه گمان مى‎كنيم پاسخ هاى جنابعالى به‏ ‏اين سوالات مى‎تواند راهگشاى بسيارى از مسائل موجود باشد و قطعا مورد‏ ‏استقبال خوانندگان و علاقه مندان قرار خواهد گرفت .
‏ ‏از اينكه به ما در محقق شدن اين امر كمك مى‎نماييد سپاسگزاريم . سؤالات‏ ‏به پيوست تقديم مى‎گردد و اميدواريم با پاسخ مثبت شما همراه باشد.
‏ ‏با سپاس و احترام فراوان : سردبير "موج سبز آزادى"‏ ‏
 
سوال اول : در نوشته هاى شما اشغال سفارت آمريكا در سال ۱۳۵۸توسط‏ ‏دانشجويان پيرو خط امام يك عمل اشتباه قلمداد شده بود، در حالى كه شما از‏ ‏كسانى بوديد كه در همان زمان از اين اقدام حمايت و دفاع كرديد. علت حمايتتان‏ ‏در آن مقطع از اين اقدام دانشجويان چه بود؟ به چه دليل در زمان فعلى آن را‏ ‏اشتباه مى‎دانيد؟

‏ ‏سوال دوم : نظر شما در مورد قطع رابطه ايران و آمريكا چيست ؟ آيا تداوم‏ ‏اين انقطاع به مصلحت كشور است ؟

‏سوال سوم : در شرايطى كه روسيه و چين جايگزين آمريكا و اروپا در‏ ‏سياست و اقتصاد ايران شده اند، با آنها چگونه بايد رفتار شود؟ آيا اين ارتباط‏ ‏به صلاح كشور و انقلاب است ؟

‏سوال چهارم : با توجه به شرايط پس از انتخابات رياست جمهورى ، كه‏ ‏حكومت پشتوانه اعتماد مردم و مشروعيت خود را از دست داده است ، مذاكرات‏ ‏ايران و آمريكا يك مذاكره توأم با عزت است يا مذاكره اى از موضع ضعف ؟

‏ ‏سوال پنجم : معناى استكبار ستيزى چيست ؟ آيا اين اصطلاح به معناى دفاع‏ ‏و مقابله با استكبار است يا به معناى جنگ و ابتداى به آن ؟ با توجه به اينكه‏ ‏قوانين حقوقى بين المللى از طرف اكثريت ملل جهان پذيرفته شده است ، مفهوم‏ ‏استكبار ستيزى در اين شرايط چيست ؟ با در نظر گرفتن منافع ملى چگونه بايد‏ ‏به برخى قوانين ناعادلانه بين المللى واكنش نشان داد؟

‏ ‏
                                ‏ ‏پاسخ آيت الله العظمى منتظرى :
 
                
 
‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏
 
‏با سلام و تحيت و تقدير از توجه شما به مسائل مهم و جارى‏ ‏كشور
‏ ‏
‏جواب ۱- اشغال سفارت آمريكا در بدو پيروزى انقلاب كه مورد‏ ‏حمايت اكثر اقشار انقلابى و مرحوم امام خمينى بود، مورد تأييد اينجانب نيز‏ ‏بود; ولى با آن عوارض منفى و حساسيت شديدى كه بين مردم آمريكا به‏ ‏وجود آورد كه هنوز آثار آن باقى است ، معلوم شد كه كار درستى نبوده ; و‏ ‏اصولا ًسفارت يك كشور به منزلۀ جزئى از آن كشور است ، و كشورى كه‏ ‏در حال جنگ رسمى با ما نبود اشغال سفارت آن به منزلۀ اعلان جنگ با آن‏ ‏كشور است و كار صحيحى نمى باشد. از قرار اطلاع بعضى از جوانان انقلابى‏ ‏و متعهدى كه متصدى اين كار بودند نيز اشتباه بودن آن را قبول دارند.
‏ ‏
‏جواب ۲ - نظر به اينكه آمريكا باعث كودتاى ۲۸مرداد بر عليه مرحوم‏ ‏دكتر مصدق و برگشت شاه بود و پس از كودتا هم آمريكا تقريبا همه شئون‏ ‏سياسى و اقتصادى كشور را قبضه كرده و در همه امور از رژيم سابق دفاع و‏ ‏پشتيبانى مى‎نمود و پس از پيروزى انقلاب نيز دارايى هاى ايران را بلوكه‏ ‏كرده و به طور كلى در رابطه با انقلاب برخورد مناسبى نداشت ، در آغاز‏ ‏انقلاب مردم از آمريكا عصبانى بودند و در نتيجه دانشجويان سفارت‏ ‏آمريكا در ايران را اشغال نمودند و آمريكا نيز رابطه خود را با ايران قطع‏ ‏نمود; و بر اين اساس مرحوم امام خمينى تجديد ارتباط با آمريكا را در آن‏ ‏زمان نهى نمودند; ولى واضح است كه چنين حكمى موقتى است و برحسب‏ ‏شرايط سياسى و اقتصادى تغيير مى‎كند، و اين امر در گرو آن است كه اين‏ ‏رابطه به نفع كشور بوده و از قبيل رابطه دو كشور مستقل باشد.
‏ ‏اگر مصالح و منافع ملى اقتضا كند كه با آمريكا رابطه برقرار شود، نبايد‏ ‏زمينه تشنج و بى اعتمادى را با شعارهاى بى محتوا تشديد نمود. بديهى است‏ ‏اسرائيل و لابى آن در آمريكا سخت مخالف رابطه ايران و آمريكا بوده و‏ ‏هست و منافع خود را در بقاى بحران كنونى بين ايران و آمريكا مى‎داند، و‏ ‏متأسفانه سران كشور به اين مهم توجه نمى نمايند.
‏ ‏
‏ ‏جواب۳ - اگر قرار باشد حاكميت ايران در سياست و اقتصاد خود را‏ ‏وابسته به بلوك شرق نمايد و به جاى تأمين مصالح و منافع ملى رضايت‏ ‏آنان را تأمين نمايد، كار غلطى است و مخالف شعار "نه شرقى نه غربى "‏ ‏مى‎باشد كه مردم ما در انقلاب خود روى آن تأكيد داشتند. چه فرقى است‏ ‏بين روسيه و آمريكا كه به اولى بايد تا اين اندازه اعتماد نمود و بيدريغ‏ ‏مقادير هنگفتى از بيت المال را به آنان حاتم بخشى نمود، و با ديگرى حتى‏ ‏حاضر نباشيم كه مذاكره و گفتگو نماييم ؟ حتى اگر احساس كنيم كه اين‏ ‏مذاكره به نفع ملت و كشور است .
‏ ‏
‏جواب ۴ - واضح است كه حاكميت با بحرانى كه به دست خود بعد از آن‏ ‏انتخابات شكوهمند به وجود آورده ، در مقابل دولتهاى مقتدر نمى تواند‏ ‏موضع مستحكمى داشته باشد و هر روز موضعى مخالف روز قبل اتخاذ‏ ‏مى‎كند، و اين امر در نهايت به ضرر حتمى كشور و مردم منجر خواهد شد.‏ ‏قدرت نظام با سركوب و ساكت نمودن اجبارى مردم حاصل نمى شود، بلكه‏ ‏پشتيبانى واقعى و حقيقى و آزادانه مردم است كه قدرت نظام را به وجود‏ ‏مى‎آورد.
‏ ‏به نظر اين جانب حاكميت مى‎تواند با تصميمى شجاعانه و مدبرانه‏ ‏زندانيان سياسى را فورا آزاد نمايد، مطبوعات توقيف شده را رفع توقيف‏ ‏نموده ، و گزينش هاى ادارات و دانشگاهها و به طور كلى دستگاههاى‏ ‏تفتيش عقايد را منحل نمايد و به جاى آن شايسته سالارى را حاكم نمايد; و‏ ‏با اين تصميم انقلابى و خداپسندانه اقتدار از دست رفته را به نظام‏ ‏برگرداند. در اين صورت است كه نظام مى‎تواند در مذاكرات با قدرت و‏ ‏عزت وارد عمل شود.
‏ ‏
‏جواب ۵ - استكبار ستيزى به معناى اعلام جنگ با كشورها و‏ ‏حساس نمودن آنها و دشمن سازى و منزوى نمودن كشور نيست ، بلكه به‏ ‏معناى دفاع از حقوق ملت در مقابل مطامع و زياده خواهى هاى مستكبران‏ ‏است ; و در اين جهت فرقى بين غرب و شرق و حتى افراد مستكبر‏ ‏تماميت خواه و قدرت طلب نيست .
‏حاكميتى كه مردم را ناراضى و حقوق آنان را مورد تعدى و ظلم قرار‏ ‏داده و افراد زيادى از نخبگان و فعالان سياسى و آزادى خواهان را به‏ ‏اتهامات واهى و خلاف واقع زندانى و محاكمه و محكوم مى‎نمايد، نمى تواند‏ ‏مدعى مبارزه با استكبار و استكبار ستيزى باشد. استكبار ستيزى جز با‏ ‏تحصيل حمايت مردم و تأمين حقوق همه اقشار و تحقق آزادى قلم و بيان‏ ‏عملى نخواهد شد. با چنين پشتوانه ملى است كه حاكميت مى‎تواند در مقابل‏ ‏بعضى تحميلات خارجى ، قدرتمندانه ايستادگى نمايد و واكنش مناسب‏ ‏نشان دهد.

‏ ‏در خاتمه از خداوند قادر متعال توفيق شما عزيزان ، و نيز عزت و‏ ‏سربلندى ملت شريف ايران را مسألت مى‎نمايم .
                                                         ‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
‏                                                          ۱۲ آبان ۱۳۸۸‏ ـ ‏حسينعلى منتظرى
  نوشته شده در  88/08/14   توسط احمد رضائی  | 
 ‏                                                          ‏بسمه تعالى ‏
 
 
  جمعه ‏۸۸/۸/۸‏ مصادف با سالروز ولادت حضرت على بن موسى‏ ‏الرضا(علیه السلام )، اين عيد بزرگ حال و هواى ديگرى داشت . ادامه بازداشت‏ ‏زندانيان بعد از انتخابات كه اكثرا از نخبگان و چهره هاى سياسى و خدمتگزار‏ ‏شناخته شده هستند و قرار گرفتن خانواده هاى آنان در غم و ناراحتى روحى‏ ‏و روانى موجب شد تا مراسم جشن و شادى ولادت حضرت امام رضا(علیه السلام ) از‏ ‏طرف آيت الله العظمى منتظرى برگزار نگردد و به ديدارهاى معمول و از قبل‏ ‏تعيين شده اكتفا گردد.
                  
‏ ‏
همچنين امروز مراسم عمامه گذارى تعداد هشت نفر از طلاب و فضلاى‏ ‏حوزه به دست معظم له انجام گرفت كه ايشان در اين مراسم فرمودند :
‏ ‏"شما عزيزان كه در جرگه علما وارد شديد بايد به لوازم آن نيز ملتزم شويد و‏ ‏حتى از بسيارى از مباحات پرهيز كنيد، و سعى كنيد با اخلاق خوب و رفتار‏ ‏شايسته باعث آبروى روحانيت شيعه باشيد. ان شاء الله ."

‏ايشان در ادامه سخنان خود فرمودند :
‏ ‏"در عين حال كه امروز روز بزرگى است و تولد حضرت امام رضا(علیه السلام ) است ،‏ ‏ولى چون بسيارى از نخبگان ما و كسانى كه هم متدين هستند و هم براى اين‏ ‏انقلاب و اين كشور زحمت كشيدند اما متأسفانه به بهانه هاى واهى در زندان‏ ‏هستند، و به خاطر ابراز همدردى با خانوادهاى محترم اين عزيزان ، ما هم‏ ‏امروز را عيد نگرفتيم ."
               
همچنين ايشان خاطره اى از رژيم گذشته نقل كردند كه :
‏ ‏"در زمان شاه چون بسيارى مورد ظلم واقع شده بودند، مرحوم امام‏ ‏خمينى (ره ) فرمودند: نيمه شعبان را عيد نگيريد."

‏ ‏در پايان معظم له ابراز اميدوارى كردند كه هرچه زودتر زندانيان بى گناه آزاد‏ ‏شوند; و به مسئولين امر هم خداوند ديانت و درايت بيشتر عنايت فرمايد تا‏ ‏از تكرار و ادامه اين بازداشت ها پرهيز كنند.
                                                          ‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
                                        ‏دفتر آيت الله العظمى منتظرى ‏ــ ۸/ ۸/۱۳۸۸
  نوشته شده در  88/08/10   توسط احمد رضائی  | 

پاسخ آيت الله العظمي منتظري به پرسش هاي حجةالاسلام والمسلمين دکتر محسن کديورپيرامون  سلاح هاي هسته اي

             

ـــ لازم است‏ ‏سرمايه گذارى ، توليد، نگهدارى و به كارگيرى انرژى هسته اى در فناورى‏ ‏تسليحاتى و ساخت سلاح هاى كشتار جمعى از ناحيه همه كشورها ممنوع‏ ‏باشد و بشريت رفته رفته به اين سمت و سو رود كه نه تنها اين گونه سلاح ها،‏ ‏بلكه حتى ديگر سلاح هايى را كه براى كشتن افراد به كار مى‎رود، در همه ‏ ‏جهان ممنوع نمايد .


ادامه مطلب
  نوشته شده در  88/07/26   توسط احمد رضائی  | 

‏بسمه تعالى ‏

 ‏آيت الله العظمى منتظرى در جلسه درس اخلاق خود در ادامه تدريس‏ ‏"جامع السعادات" مرحوم نراقى به مناسبت بحث "قساوت قلب" ضمن‏ ‏اشاره به اين كه يكى از اخلاق هاى رذيله انسانها قساوت است به قسى القلب‏ ‏بودن برخى انسانها اشاره كردند كه نسبت به كمبودها، گرفتارى ها و پايمال‏ ‏شدن حقوق مردم بى تفاوت هستند.

                

‏آيت الله منتظرى ضمن اشاره به نيروهاى مسلح چون : ارتش ، سپاه و بسيج‏ ‏تصريح كردند:

 برخى ها خيال مى‎كنند چون اسلحه دارند بايد اعمال قدرت‏ ‏كرده و از قدرت و سلاح در هر كجا استفاده كنند. هر جامعه اى كه مى‎خواهد‏ ‏صالح باشد نيروهاى مسلح آن بايد افرادى باشند كه قساوت قلب نداشته و‏ ‏دلسوز و رحيم باشند. نبايد وضعيت به گونه اى باشد كه سلاح به دست هر‏ ‏كسى بدهند، بلكه بايد روى افرادى كه در نيروهاى مسلح استخدام مى‎شوند‏ ‏كار كارشناسى و تخصصى انجام گيرد. و آموزش روان شناسى هم به آنان داده‏ ‏شود. افرادى كه وارد نيروهاى مسلح مى‎شوند بايد بررسى شود كه تا چه‏ ‏حد به جان ، مال و ناموس و حقوق شهروندى مردم اهميت مى‎دهند. اگر‏ ‏خداى نكرده استخدام شدگان روى حساب و كتاب جذب نشوند، از اسلحه‏ ‏و قدرتى كه در پرتو آن به دست مى‎آيد سوء استفاده مى‎شود.

‏در زمان حيات مرحوم امام (ره ) من طرحى را پيشنهاد داده بودم كه : افرادى‏ ‏كه در نيروهاى مسلح استخدام مى‎شوند چه در ارتش ، سپاه يا بسيج بايد از‏ ‏نظر روان شناسى آموزش ديده تا خداى نكرده از سلاح سوء استفاده نكنند.‏ متأسفانه اين طرح دلسوزانه را تحريف كرده بودند كه فلانى مى‎گويد كسانى‏ ‏كه به استخدام ارتش و سپاه در مى‎آيند بايد دكترهاى روان شناس باشند.‏ ‏حال آن كه بنده چنين مطلبى نگفته بودم .

‏خوشبختانه در نيروهاى نظامى ما افرادى كه رحم و مروت ندارند خيلى‏ ‏كم اند اما همين كم گاهى كارى مى‎كند كه آبروى همه را مى‎برد. شما ملاحظه‏ ‏كنيد در ماجراهاى بعد از انتخابات افرادى از قدرت خود سوء استفاده كرده ،‏ ‏افرادى را در بازداشتگاه كهريزك زندانى كرده و باعث شدند حيثيت‏ ‏نيروهاى انتظامى و امنيتى ما لطمه بخورد.

                 

‏آيت الله منتظرى ضمن اشاره به افرادى كه از امام خمينى (ره) و عمل به‏ ‏نظرات ايشان دم مى‎زنند ادامه دادند: جمله اى است كه از آيت الله خمينى‏ ‏خيلى معروف است و به حق هم هست و آن اين كه : نبايد نيروهاى نظامى در‏ ‏سياست دخالت نمايند. اين كلام درستى است و دليل آن هم اين است كه‏ ‏آنها چون مسلح اند ممكن است در امور سياسى از قدرت نظامى سوء‏ ‏استفاده و افراد را مرعوب كنند. اين كه نيروهاى مسلح مثل بقيه مردم از‏ ‏حقوق شهروندى برخوردارند درست است و اگر انتخاباتى برگزار شد آنها‏ ‏هم حق دارند رأى بدهند، اما اين كه بخواهند گرداننده اوضاع سياسى مثل‏ ‏انتخابات باشند اين كار غلطى است . آقايانى كه دائم از امام خمينى و پيروى‏ ‏از كلام ايشان سخن مى‎گويند بايد به آنها گفت : مگر امام نيروهاى مسلح را از‏ ‏دخالت در سياست منع نكردند؟

‏ ‏يك كشور بايد در مقابل دشمنان و كسانى كه به كيان كشور و نظام تعدى‏ ‏مى‎كنند نيروهاى مسلح كارآزموده داشته باشد; اما نبايد نيروى نظامى ،‏ ‏انتظامى و امنيتى به گونه اى عمل كنند كه مردم نسبت به آنها ذهنيت منفى‏ ‏داشته باشند. بلكه مردم وقتى آنها را مشاهده مى‎كنند احساس امنيت كنند و‏ ‏نگويند آنها به جاى برخورد با دشمن با ما كار دارند و به جاى حفاظت از‏ ‏كشور و محافظت از نظام به دنبال سركوب ما هستند و ما بايد از آنها وحشت‏ ‏داشته باشيم .

‏پس نيروهاى مسلح بايد سلاحشان را در مقابل دشمن بگيرند نه مردم و‏ ‏دوستان .

‏نكته اى كه باز اين روزها زياد گفته مى‎شود اين كه : حفظ نظام واجب است .‏ ‏حفظ نظام يك واجب نفسى نيست . به اين معنا كه اگر براى حفظ نظام‏ ‏اسلامى ، دستورات اسلامى زير پا گذاشته شود نظام حفظ نخواهد شد.‏ ‏حفظ نظام مقدمه است براى حفظ و انجام دستورات اسلامى ; اگر بنا باشد‏ ‏به بهانه حفظ نظام ، اقدامات ضد اسلامى انجام شود، نه نظام خواهد ماند نه‏ ‏اسلام .

‏مگر شعارهاى اوليه انقلاب "استقلال ، آزادى و جمهورى اسلامى" نبود؟!‏ ‏استقلال يعنى زير يوغ خارجى ها نباشيم ، و آزادى يعنى مردم در اظهار‏ ‏عقيده و بيان آزاد باشند ، نه اينكه به محض ابراز نظر مخالفى كار به زندان و‏ ‏حبس كشيده شود. و كار به جايى برسد كه برخى بگويند ما آزادى ابراز‏ ‏عقيده داريم ولى آزادى پس از آن را نداريم و ما را به زندان اوين مى‎برند! و‏ ‏جمهوريت هم يعنى حاكميت بر اساس رأى مردم شكل گيرد، و اسلامى‏ ‏يعنى چون مردم مسلمان هستند حكومت بر اساس مبانى اسلامى باشد.
‏                                                                     ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته ‏ 
  

                                                         ۲۲ / ۷ / ۱۳۸۸  ـــ ‏دفتر آيت الله العظمى منتظرى 

موضوع :  فقیه عالیقدر:دیدار،پیام،پاسخ به نامه ها وسؤالات

  نوشته شده در  88/07/23   توسط احمد رضائی  | 
        ‏پاسخ آيت الله العظمى منتظرى به نامه مجمع زنان اصلاح طلب

متن نامه مجمع زنان اصلاح طلب :

‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏
 
 ‏محضر مبارك حضرت آيت الله العظمى منتظرى
‏ ‏با سلام و احترام ;
‏ ‏از آنجا كه سهم علماى دين در مبارزات مردم ايران بر ضد حكومت ستم شاهى‏ ‏و شكل گيرى انقلاب اسلامى بر كسى پوشيده نيست و‏ نظر به اينكه ايران ، تنها كشور شيعى است كه به اقتداى مولاى متقيان ، على (ع )‏ ‏در جهان حكومت مى‎كند و نام على (ع ) از مأذنه هاى آن بلند است و همين امر‏ ‏ايران را پناهگاه شيعيان جهان قرار داده است ؛
‏ ‏با توجه به اينكه امام خمينى (ره ) با اين انديشه انقلاب اسلامى ايران را‏ ‏پايه گذارى كردند كه در سايه حكومت دينى و به ويژه حكومت شيعى ،‏ ‏انسان هايى كه در اين جامعه زندگى مى‎كنند بتوانند از آرامش و رفاه برخوردار‏ ‏باشند و به تعالى انديشه و تكامل معنوى خويش بپردازند؛
‏ ‏از آنجا كه مراجع دينى ما در طول تاريخ به عنوان مرجع ، ملجاء و پناه جامعه‏ ‏محسوب شده اند و به پيروى از ائمه معصومين عليهم السلام هرگز حاضر به‏ ‏مداهنه ، وعاظ سلاطين شدن ، ترس و جبن و حمايت از ظلم و ظالم تن‏ ‏نداده اند; چون خداوند از آنان پيمان گرفته كه در مقابل سيرى ظالمان و‏ ‏گرسنگى مظلومان آرام ننشينند، "و لو لا أخذ الله من العلماء ان لا يقاروا على‏ ‏كظة ظالم و لا سغب مظلوم ...".
‏ ‏نظر به اينكه پس از گذشت سى سال از انقلاب اسلامى و زحمات و لطمات‏ ‏زيادى كه بر مردم وارد شد و اين مردم براى و به اميد آن كه شاهد جامعه اى‏ ‏توحيدى و عدالت گستر باشند، مصائب را تحمل كردند، اما امروز شاهد‏ ‏شرايطى هستند كه نه تنها عدالتى در ميان نيست بلكه حرمت و كرامت انسانى‏ ‏مورد هجمه قرار گرفته و جان و آبروى انسان ها بى مقدار شده ، تا جايى كه هر‏ ‏كس به خود اجازه مى‎دهد كه حريم و حرمت و آبروى اشخاص را با ادعاهاى‏ ‏واهى مخدوش سازد و به بازى گيرد و جان انسان ها بدون دليل از آنها ستانده‏ ‏مى‎شود.
‏ ‏از آنجا كه برخى مقدسات دينى به نام دين مورد هجمه قرار گرفته و بسيارى از‏ ‏منهيات مانند دروغ ، تهمت ، افترا و غلو در دين به راحتى اشاعه داده مى‎شود‏ ‏آن هم توسط اداره كنندگان جامعه و رسانه ملى كه نقش نخست در تربيت‏ ‏جامعه را دارد و به تعبير امام خمينى (ره ) يك دانشگاه است ، و با در نظر داشتن‏ ‏اين نكته كه "الناس على دين ملوكهم " دير نيست اگر فرهنگ خدعه و نيرنگ و‏ ‏دروغ به رويه اى معمول در جامعه بدل شود و زحمات دينداران براى اصلاح‏ ‏جامعه عملا بى اثر بماند.
‏ ‏ما جمعى از زنان مسلمان كه كوشيده ايم دين و آموزه هاى آن را در جان خود‏ ‏نهادينه كنيم و مادران ما با شيره جانشان اين آموزه ها را به ما منتقل كرده اند، به‏ ‏عنوان وظيفه بر خود فرض دانستيم تا آنچه را كه براى حفظ قدرت و‏ ‏حكومت و بر اساس توهمات و ادعاهاى واهى بر جامعه مى‎گذرد و زنان‏ ‏مسلمان و فرزندان و همسرانشان را مورد بدترين و سخت ترين تهمت ها و‏ ‏افتراها و بى حرمتى ها قرار مى‎دهد، بازگو كنيم و حجت را بر همه كسانى كه‏ ‏فرياد مسلمانى را مى‎شنوند تمام كنيم تا مبادا در مقابل اين تعرضات و‏ ‏تضييقات ساكت باشند، به ويژه آن كسان كه علماى دين ما باشند.
‏اول آنكه ، ظاهرا در اين زمانه بايد مرتب اقرار كرد كه ما مسلمانيم ، ايرانى‏ ‏هستيم ، دين و كشور و ملت خود را دوست داريم و براى پيروزى انقلاب‏ ‏اسلامى از سال ها قبل از انقلاب زحمات زيادى متحمل شده ايم ، عزيزترين‏ ‏كسان خود را تقديم اين انقلاب كرده ايم و همچنان براى حفظ و بقاى آن از‏ ‏هيچ فداكارى فروگذار نمى كنيم و به تعبير امام خمينى (ره ) نخواهيم گذاشت‏ ‏اين انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد، آنانى كه خود را وارث دروغين‏ ‏انقلاب مى‎دانند و بر شاخه نشسته و بن مى‎برند و اين امرى است كه ديگر بر‏ ‏كسى پوشيده نيست .
‏دوم آنكه ، براى جلوگيرى از انحرافاتى كه به نام دين و گفتمان امام و انقلاب‏ ‏صورت مى‎گيرد اما نه ربطى به دين دارد و نه به انقلاب ، به بازگو كردن‏ ‏انحرافات پيش آمده خواهيم پرداخت تا به اين وسيله سهم خود را در حفظ‏ ‏دين و انقلاب و اجراى فريضه امربه معروف و نهى از منكر انجام داده باشيم .
‏سوم آنكه ، از شش ماه مانده به انتخابات رياست جمهورى دهم با تلاش‏ ‏فراوان و بى وقفه كوشيديم با گفتگو و اعتمادسازى در جامعه ، بسيارى از‏ ‏كسانى كه حاضر نبودند پاى صندوق هاى رأى بيايند، تشويق و ترغيب به‏ ‏شركت در انتخابات كنيم؛ اما امروز، ما و نزديكان ما مورد اتهام كسانى شده ايم‏ ‏كه حضور ميليونى مردم را به نفع خود مصادره به مطلوب كرده اند و مدام‏ ‏تهديد مى‎شويم كه اگر اعتراض كنيد هر چه ديديد از چشم خودتان ديديد. آيا‏ ‏اين همان حقيقت جمهورى اسلامى است كه ما مى‎شناختيم و امام به ما‏ ‏آموخته بود كه رأى و انتخاب مردم حرف اول را در تعيين نتيجه دارد؟
‏ ‏چهارم ، دردآورتر اينكه امروز حيثيت و حرمت زنان مسلمان ما مورد هتك‏ ‏قرار گرفته است ، براى دستگيرى زنان مسلمان از مردان مأمور استفاده‏ ‏مى‎شود، ساعت سه نيمه شبى هشت مرد براى دستگيرى زنى جوان در مقابل‏ ‏چشمان همسرش به منزل آنان هجوم آورده اند و شوهر را كه در مقابل ورود‏ ‏ناگهانى آنان مقاومت كرده با گاز فلفل مسلوب الاختيار كرده اند و زن جوان را‏ ‏با خود برده اند; زمانى ديگر خانواده هاى زندانيان سياسى براى گرفتن اعتراف‏ ‏از عزيزانشان به شكل غيرشرعى و غيرقانونى به انحاء مختلف تحت فشار‏ ‏قرار مى‎گيرند; در درون زندان ها نيز يكى از اولين تهديدهاى متوجه‏ ‏بازداشت شدگان زن ، تهديد به داشتن روابط جنسى نامشروع با ديگران به‏ ‏قصد ارعاب و اعتراف گيرى است آن هم با چنين تعابيرى كه اگر اقرار نكنى‏ ‏آبرويت را در صدا و سيما مى‎بريم و مى‎گوييم كه با برخى مردان روابط‏ ‏نامشروع داشته اى ، و سئوالات مستهجنى مثل اينكه چگونه در حمام غسل‏ ‏مى‎كنى ؟ و از اين دست از آنان داشته اند. آيا اين همان حكومتى است كه قرار‏ ‏بود حاكمان آن به پيروى از على (ع ) در مقابل در آوردن خلخالى از پاى زنى‏ ‏يهودى جان به جان آفرين تسليم دارند؟
‏ ‏ما زنان مسلمان هيچ تضمينى براى تأمين امنيت خود نداريم و نمى دانيم كه اگر‏ ‏به دست اين نامحرمان و نااهلان بيفتيم چه به روزگارمان خواهد آمد؟ مگر ما‏ ‏حق نداريم از علماى دين خود تظلم خواهى كنيم و يادآور شويم كه نبايد‏ ‏نسبت به آنچه بر مسلمين مى‎رود، بى تفاوت بود؟ شما از زبان پيامبراكرم (ص )‏ ‏بارها برايمان نقل كرده ايد كه "من أصبح و لم يهتم بأمور المسلمين فليس‏ ‏بمسلم " و به ما آموخته ايد كه "من سمع رجلا ينادى يا للمسلمين و لم يجبه فليس‏ ‏بمسلم " آيا جوابى براى فريادهاى ما هست ؟
‏ ‏آنچه امروز بر زنان مى‎گذرد، بسيار فراتر از مباحث برخى مراجع دينى است‏ ‏كه نسبت به وزارت زنان يا ورود زنان به ورزشگاهها اعتراض دارند. امروز‏ ‏امنيت دينى و اخلاقى زنان مورد تهديد است . زنان مسلمانى كه مى‎خواهند به‏ ‏جهان نشان دهند كه دين اسلام توان پاسخ گويى به همه نيازهاى بشرى را دارد.‏ ‏اتهام هاى غيراخلاقى ، پرونده سازى ، زندان ، توهين ، افترا و هتك حرمت زنان‏ ‏آن هم در جمهورى اسلامى و به نام دين ما را نگران كرده و احساس امنيت را‏ ‏از ما سلب كرده است .
‏ ‏نكته مهم ديگر آنكه ما نگران آينده فرزندان خود هستيم . دختران و پسران‏ ‏جوان ما از اقداماتى كه حقانيت جمهورى اسلامى را زير سوال مى‎برند،‏ ‏حيرت زده اند؛و ما پاسخى براى آنان نداريم . كمترين نتيجه سوء چنين‏ ‏وضعيتى افزايش ميل به مهاجرت و ترك اين ديار است ، و در مقابل اين‏ ‏استدلال كه اين سرزمين متعلق به ماست و بايد حكمرانان غاصب را از اين‏ ‏سرزمين بيرون راند، پاسخ مى‎شنويم كه اينجا آينده اى نامعلوم پيش روى‏ ‏ماست ، ما مى‎خواهيم آسوده و ايمن زندگى كنيم . طبعا جوانان ما كه سرشار از‏ ‏استعداد و خلاقيت و توانايى اند در كشورهاى ديگر جاى خود را خواهند‏ ‏يافت ، ولى صد افسوس و هزاران دريغ از محروميت اين مملكت از وجود‏ ‏ذى قيمت آنان . اين جوانان تبعات مهاجرت و فرهنگ بيگانه را در سرزمينى‏ ‏ديگر تحمل مى‎كنند اما اهانت و بى حرمتى و ظلم را نمى پذيرند. ما هم‏ ‏مى‎پذيريم كه پذيرش ظلم ، كمك به ظالم است ; و خدا نيز اين را نخواهد‏ ‏پسنديد. اما اگر يكى از اين جوانان را بلا و انحرافى رسد، كسى هست كه‏ ‏مسئوليت پذيرد و پاسخى نزد خداوند داشته باشد؟
‏آخر آنكه ؛ يكى از آثار اعمال اين روش ها گسترش و توسعه اديان ديگر و‏ ‏فرقه هاى مجعول با گرايش هاى متحجرانه و گاه غيردينى به ويژه در ميان‏ ‏جوانان است ، جوانانى كه هنوز پايه هاى اعتقادى آنان كاملا نضج نگرفته است .‏ ‏آيا علماى عالى مقام دين خود را در به وجود آمدن زمينه هاى چنين شرايطى‏ ‏مسئول نمى دانند؟
‏ ‏حتما چنين است . پس به داد ما برسيد و تا دير نشده چاره اى بينديشيد. والامر‏ ‏اليكم .
                                                   ‏
‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
                                                           ‏ ‏مجمع زنان اصلاح طلب
‏                                                                   ‏شهريور ۱۳۸۸
 

                                  ‏ ‏پاسخ آيت الله العظمى منتظرى
‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏
 
‏حضور محترم مجمع زنان اصلاح طلب
‏ ‏ضمن عرض سلام و تحيت ; مطالعه مطالب ارسالى شما موجب نگرانى و تأثر‏ ‏بيش از پيش اين جانب گرديد. نگرانى هاى شما از حوادث و فجايع جارى و‏ ‏عواقب آن و اعمال خلافى كه متأسفانه به نام دين و حاكميت دينى انجام شده‏ ‏و مى‎شود، و همچنين انتظارات شما و ساير اقشار جامعه از مراجع محترم و‏ ‏علماى بلاد و جامعه روحانيت كه بايد مدافع حيثيت دين و مذهب و ملجاء و‏ ‏پناهگاه مردم مظلوم باشند كاملا به حق و بجاست . دفاع از اسلام و حمايت‏ ‏از مظلوم - علاوه بر بيان احكام حلال و حرام - وظيفه اى است كه از جانب‏ ‏معصومين (ع ) در زمان غيبت حضرت ولى عصر ارواحنافداه برعهده عالمان‏ ‏دين گذاشته شده است .

‏ ‏اينجانب در حد توان ، و بنابر احساس مسئوليت و وظيفه انسانى و شرعى ،‏ ‏در رابطه با حوادث و فجايع پس از انتخابات و تضييع حقوق معترضين به‏ ‏نتيجه انتخابات اخير و ضرب و شتم و كشتار عده اى بيگناه و نيز‏ ‏دستگيرى تعداد زيادى از نخبگان و فعالان سياسى و اعتراف گيريهاى‏ ‏اجبارى و خلاف شرع و هتك حرمت افراد با پخش مصاحبه هاى بى مايه ‏ ‏تلويزيونى مطالبى را عنوان نموده ام ; به اميد آن كه در جهت اصلاح امور و‏ ‏تنبه مسئولين مربوطه و جبران اعمال خلاف گذشته و بازگشت آرامش به‏ ‏جامعه و نيز اعتماد مردم به حاكميت منشأ اثر باشد.

‏مجددا به مسئولين مربوطه تذكر مى‎دهم از سرنوشت حكومت شاه و ساير‏حكومتهاى استبدادى در جهان عبرت بگيرند. در دنياى امروز با ايجاد‏ ‏خفقان و رعب و وحشت و جو پليسى و بگير و ببند منتقدان و پر كردن‏ ‏زندانها از انديشمندان و آزادى خواهان و اجبار نمودن آنان به اعتراف و‏ ‏اقرار نسبت به امور خلاف واقع نمى توان حكومت نمود. در حكومتى كه‏ ‏نخبگان منتقد و فعالان سياسى در زندان و تحت فشار و محروميت بوده و‏ ‏مداحان تملق گو و چاپلوسان ، مورد تأييد و تكريم باشند، جامعه و مردم‏ ‏هرگز به فلاح و سعادت و رشد و ترقى راهى نخواهند يافت .

‏ ‏در ضمن آنچه را در شكوائيه خود در مورد فرزندان آورده ايد، به‏ ‏عزيزتان بگوييد يكى از اهداف آفرينش ، امتحان افراد است كه چه كسانى‏ ‏بهترين اعمال را دارند. خداى عزيز درآيه دوم سوره ملك مى‎فرمايد: (الذى خلق الموت والحيوة ليبلوكم ايكم احسن عملا) يعنى خداوند‏ ‏مرگ و زندگى را آفريد تا افراد آزمايش شوند كه چه كسى بهتر عمل‏ ‏مى‎كند. عده اى با رياست و حاكميت امتحان مى‎شوند تا معلوم شود در‏ ‏عمل تا چه حد پايبند ارزش ها خواهند ماند; و اين كه آيا خود و مقامات‏ ‏دنيوى را فداى ارزش ها مى‎نمايند و يا ارزش ها و اعتقادات را در خدمت‏ ‏مقامات و اميال چند روزه خود مى‎خواهند; و همچنين عده اى با محروميت و‏ ‏مظلوميت امتحان مى‎شوند تا معلوم شود در راه انجام وظيفه و دفاع از‏ ‏حقوق خود و ديگران تا چه حد صبر و استقامت مى‎كنند، كه در اين صورت‏ ‏طبق وعده الهى اجر بى حساب خواهند داشت ; و يا اين كه مأيوس مى‎شوند‏ ‏و صحنه را براى قدرت طلبان خالى مى‎نمايند.

‏ ‏اميدوارم تا دير نشده مسئولين ما به خود آيند و روش و شيوه خود را تغيير‏ ‏دهند و اشتباهات گذشته را جبران نموده و فاصله بين مردم و نظام را با‏ ‏اخلاق كريمه و تأسى به معصومين (ع ) از بين ببرند.
‏ ‏توفيق شما را در انجام وظائف شرعى و ملى و همچنين صبر و پايدارى شما را‏ ‏از خداوند بزرگ مسألت دارم .
                                                         ۷مهرماه ۱۳۸۸- ۹ شوال ۱۴۳۰‏
                                                           ‏قم المقدسة - حسينعلى منتظرى
  نوشته شده در  88/07/09   توسط احمد رضائی  | 

    ‏

                                       بسم الله الرحمن الرحيم ‏  

 ‏جناب آقاى مهندس ميرحسين موسوى دامت توفيقاته
‏ ‏پس از سلام و تحيت ; نامه مورخ ۲۱/۶/۱۳۸۸جنابعالى همراه با ضميمه ‏ ‏آن واصل و ملاحظه گرديد. شخصيت جنابعالى و تعهدتان نسبت به‏ ‏ارزشهاى دينى و اخلاقى و اهداف انقلاب و خدمات ارزنده دولت شما در‏ ‏دوران جنگ تحميلى و حمايت هاى مكرر مرحوم امام خمينى (ره ) از شما براى‏ ‏همگان روشن است . در جريان انتخابات رياست جمهورى اخير و وقايع و‏ ‏فجايع بعد از آن كه شما مورد توجه اقشار وسيعى از مردم و نخبگان قرار‏ ‏گرفتيد، در حقيقت از آزمايش و ابتلاء بزرگى در پيشگاه خداوند متعال و‏ ‏در مقابل مردم آگاه ، سربلند بيرون آمديد; و تاكنون در حد امكان و توان‏ ‏خويش از حقوق تضييع شده مردمى كه با شركت در انتخابات رياست‏ ‏جمهورى افتخار بزرگى را براى كشور آفريدند دفاع نموديد، كه جاى بسى‏ ‏تقدير و تشكر دارد.
امور پيشنهادى ضميمه نامه جنابعالى كه در حقيقت تقويت و فعال نمودن‏ ‏شبكه هاى اجتماعى و نهادهاى مردمى است ، امورى معقول و سنجيده و‏ ‏مطابق مقتضاى حال و شرايط كشور، و نيز مطابق دستور قرآن است كه‏ ‏مى‎فرمايد: (يا ايها الذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا...)، (سوره ‏ ‏آل عمران ، آيه ۲۰۰); اگر با انصاف و به دور از تنگ نظرى مورد بررسى قرار‏ ‏گيرد و آنها را عملى سازند و جو پليسى و بگير و ببند كنونى خاتمه يابد،‏ ‏مى‎تواند راه مفيد و موثرى براى برون رفت از بحران كنونى - كه در اثر‏ ‏قدرت طلبى و خودخواهى و غرور و ندانم كارى ها دامنگير جمهورى‏ ‏اسلامى شده است - باشد و سنگ بناى تحولى مثبت در جهت اصلاح نظام‏ ‏و حفظ آن از خطر فروپاشى و انشقاق و پراكندگى صفوف ملت‏ ‏گردد.
‏البته توجه داريد راه اصلاحى مذكور كه شما در جهت دفاع از حقوق مردم و‏ ‏نجات جمهورى اسلامى از اين بحران بزرگ انتخاب كرده ايد بس دشوار‏ ‏بوده و در معرض فشارها و تهديدهاى بسيارى از ناحيه كسانى است كه‏ ‏اين بحران را ايجاد كرده اند. مطمئن باشيد كه با اتحاد و صبر و استقامت ،‏ ‏خداوند بنا بر وعده خود، راههاى هدايت براى پيروزى را به مردم عزيز‏ ‏عنايت مى‎فرمايد. (والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع‏ ‏المحسنين )، (سوره عنكبوت ، آيه ۶۹); و از طرفى استقامت در اين راه الهى ،‏ ‏انسان را محل نزول فرشتگان همراه با بشارت آنان به ايمنى و نداشتن ترس و‏ ‏اندوه مى‎سازد. (ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم‏ ‏الملائكة ان لاتخافوا و لاتحزنوا...)، (سوره فصلت ، آيه ۳۰).

‏ ‏متأسفانه بعد از انتخابات ، عده اى از نخبگان و فعالان سياسى و مطبوعاتى‏ ‏بازداشت شدند و برخلاف شرع و قانون براى اعتراف گيرى هاى‏ ‏غير حقيقى و دروغين مورد فشار قرار گرفته و اعترافات بعضى آنان از‏ ‏رسانه هاى عمومى پخش گرديد، و اين مسلم و بديهى است كه اقرار‏ ‏شخص بر عليه شخص ديگرى در چنين شرايطى معتبر و مسموع نيست ;‏ ‏بلكه آنچه بيشتر مورد تأكيد روايات مستفيضه مى‎باشد اين است كه حتى‏ ‏اقرار شخص بر عليه خودش در زير هر گونه فشار و شكنجه اعم از تهديد،‏ ‏تجريد، حبس ، ترس و مانند آن اعتبارى نداشته و مسموع نمى باشد. (وسايل الشيعة ، جلد ۱۸، صفحه ۴۹۷ و ۴۹۸; و دراسات فى ولاية الفقيه ، جلد دوم ، صفحه ‏ ۳۷۸).
‏واجتهاد در مقابل نص اين روايات ، صحيح نيست ; و نظردادن در مقابل‏ ‏آنها بدعتى واضح است ، و اصل "اقرار العقلاء على انفسهم جايز" فقط در‏ ‏شرايط عادى و بدون اعمال زور و فشار نافذ است .
علاوه بر اين ، در اصل سى و هشتم قانون اساسى آمده است : "هر گونه‏ ‏شكنجه براى گرفتن اقرار و يا كسب اطلاع ممنوع است . اجبار شخص به‏ ‏شهادت ، اقرار و يا سوگند مجاز نيست ; و چنين شهادت و اقرار و سوگندى‏ ‏فاقد ارزش و اعتبار است . متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات‏ ‏مى‎شود." طبق عموم و اطلاق اين اصل ، هر گونه شكنجه اى براى‏ ‏اعتراف گيرى و كسب اطلاعات مجازات دارد، و اقرارها و اعترافات گرفته‏ ‏شده از اين طريق نيز ارزش و اعتبارى ندارد.
روشن است كه حبس در سلول انفرادى بويژه در دراز مدت كه متهم را‏ ‏زير فشار وادار به اعتراف مى‎كند از مصاديق بارز شكنجه است ; و با‏ ‏اعمال فشار و شكنجه ، مخصوصا به شكل وحشتناكى كه در دوره اخير انجام‏ ‏شده و شرايط غيرعادى كه در پى آن وجود دارد، اعترافات متهم حتى بر‏ ‏عليه خودش نيز معتبر و مسموع نيست ; حتى اگر متهم بارها در آن شرايط و‏ ‏از طريق مصاحبه و ميزگرد اعتراف و اعلام كند كه خطا كرده و مرتكب‏ ‏اشتباه و جرم شده است ، اعترافات مكرر با وجود آن شرايط در بى اعتبار‏ ‏بودن ، حكم همان اعتراف اوليه را دارد.
همچنين در اصل سى و نهم قانون اساسى آمده است : "هتك حرمت و حيثيت‏ ‏كسى كه به حكم قانون دستگير، بازداشت ، زندانى يا تبعيد شده به هر‏ ‏صورت كه باشد ممنوع و موجب مجازات است ."
حال چگونه شده است كه افراد سرشناسى كه سالها براى اين نظام خدمت‏ ‏كرده اند با اعترافات فاقد ارزش و اعتبار، در معرض ديد ميليونها نفر‏ ‏مورد هتك حرمت و حيثيت قرار گرفته اند ولى هيچ كس در قبال اين مسأله‏ ‏نه تنها مجازات نمى شود بلكه مورد تأييد و تشويق قرار گرفته و اعترافات‏ ‏نيز معتبر شمرده مى‎شود؟!
‏آنچه در اين خصوص مشكل را بيشتر كرده و اعترافات را بى اعتبارتر‏ ‏مى‎كند اين است كه در سيستم قضايى كنونى كشور، مدعى و طرف دعوا‏ ‏در مقابل متهمان سياسى كه جريان فكرى مقابل حاكميت هستند، خود‏ ‏اعتراف گيران و محاكم قضايى وابسته به حاكميت است ; و نزد هيچ عقل‏ ‏سليمى در هيچ كجاى جهان ، اين گونه اعترافات و نيز حكم و داورى ‏ ‏متعاقب آن ، كمترين ارزش حقوقى و قضايى را ندارد; چون در چنين‏ ‏محكمه اى مدعى و قاضى يكى است و فلسفه وجود هيأت منصفه كه در اصل‏ ‏۱۶۸ قانون اساسى آمده است همين است ، كه متأسفانه به اين اصل هم مانند‏ ‏بسيارى از اصول قانون اساسى بى توجهى شده و به آن عمل نمى شود.

‏ ‏اقدامات اخير حاكميت و دادگاههاى نمايشى آن علاوه بر اين كه خلاف شرع‏ ‏و خلاف مصالح كشور و اسلاميت و جمهوريت نظام و از بدعت هاى بارز‏ ‏مى‎باشد، برخلاف مصلحت دنيوى خود حاكمان كه مى‎خواهند حكومت و‏ ‏رياست كنند نيز مى‎باشد. حاكميت اگر به جاى سركوب مردم و ايجاد‏ ‏فجايع اخير، عقل و شعور سياسى را حكم قرار داده و به تذكرات بعضى از‏ ‏بزرگان و علماء و مراجع گوش فرا داده بود و يك هيأت بيطرف و‏ ‏مرضى الطرفين را براى رسيدگى به شبهات انتخاباتى تعيين نموده بود، هرگز‏ ‏گرفتار بحران عدم مشروعيت كنونى نمى شد. حكومتى كه در آن اقشار‏ ‏وسيعى از مردم و نخبگان ، ناراضى و در فشار باشند قابل دوام نيست . اگر‏ ‏حكومت كردن با اين شيوه و روش و با ايجاد رعب و خفقان و استبداد و‏ ‏سركوب و پر كردن زندانها از نخبگان و آزادى خواهان و گروههاى سياسى‏ ‏مختلف ممكن بود، رژيم شاه توانسته بود حكومت خود را حفظ كند و هنوز‏ ‏پابرجا بود.

‏ ‏نظامى كه تحت لواى اسلام بوده و افتخار شيعه بودن را دارد با انجام چنين‏ ‏اعمالى نه تنها در سطح جهان ، بلكه در كشور و در ميان توده ها و جوانان ‏ ‏خودمان نيز موجب بدبينى نسبت به اسلام و دين گشته ، و عجز اسلام از‏ ‏تحقق عدالت در جامعه را اعلام مى‎كند; و متأسفانه تصميم گيرندگان امور‏ ‏بر اين حقيقت روشن چشم بسته اند و به مدح مداحان و چاپلوسى‏ ‏تملق گويان - كه طبق حديث پيامبر خدا(صلی الله علیه وآله وسلم ) بايد خاك بر دهان آنان ريخته‏ ‏شود - دل خوش كرده اند.

‏ ‏سلامتى و توفيق جنابعالى را در پيمودن اين راه خطير از خداوند بزرگ‏ ‏مسألت دارم .
‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته ‏
                                                           ۳۱ شهريور ماه ۱۳۸۸ -۲ شوال ۱۴۳۰‏
                                                                ‏قم المقدسة - حسينعلى منتظرى
 
                                       متن نامه آقاي مهندس ميرحسين موسوي :
 
                             
 
                                                      ‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏
 
 مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمى منتظرى (دام ظله)

‏ ‏با سلام ; پيرو حوادث چند ماهه اخير بيانيه ضميمه از سوى اينجانب صادر‏ ‏شده است . احساس نيازى كه همواره براى همفكرى و همكارى با مرجعيت‏ ‏گرانقدر و روحانيت متعهد وجود دارد مرا تشويق كرد تا نسخه اى از آن را‏ ‏جهت اخذ راهنمايى تقديم كنم .
‏ ‏اولين هدف در اين بيانيه آن است كه اگر خشم و نارضايتى در مردم به‏ ‏وجود آمده است آنان تصور نكنند كه اين احساسات منفى انباشته شده در‏ ‏ضميرشان متوجه دين است . اين رسالتى است كه به نظر مى‎رسد بر عهده ‏ ‏تمامى كسانى كه اسلام بر آنان حق حيات دارد و در رأس آنان روحانيت‏ ‏اسلام قرار گرفته باشد تا اجازه ندهند اقشار مختلف ، على الخصوص جوانان‏ ‏كه اينك اكثريت جامعه ما را نيز شكل مى‎دهند ميان برداشت هاى‏ ‏نادرست ، گزينشى و سطحى از دين و حقيقت آن اشتباه كنند و بر اثر‏ ‏هيجان هاى عاطفى از اسلام فاصله بگيرند.
‏ ‏رسانه هاى دولتى اصرار دارند كه ما را مسبب و محرك حوادث اين چند‏ ‏ماهه معرفى كنند، حال آن كه رفتارهاى مسئولان كشور نه فقط در‏ ‏انتخابات ، بلكه از سال ها پيش هيمه هايى را انباشته بود كه با خطاهاى اين‏ ‏ايام شعله ور شد و با باد نخوتى كه بر آن دميدند ابعاد اين آتش روز به روز‏ ‏توسعه پيدا كرد. اينجانب قطعا حق را به مردمى مى‎دهم كه با برخوردهاى‏ ‏غيراسلامى ، غيرقانونى و غيرمنصفانه حقوقشان پايمال شده است ; و با‏ ‏استناد به مدارك غيرقابل انكار بدون ترديد اعتقاد دارم كه در انتخابات‏ ‏تقلب هاى سازمان يافته و وسيع رخ داده است . در عين حال اگر در موجى‏ ‏كه از خشم مردم برخاسته است احساس خطر براى اصل كشور و اصل‏ ‏نظام نمى كردم ، برايم سخت نبود كه بيست سال ديگر سكوت كنم .
‏ ‏اما اين گونه نبود و نيست كه مردم با سكوت يا سازش يك نفر دست از‏ ‏حركت خود بردارند، بلكه پس از مدت كوتاهى بلاتكليفى به زودى اين‏ ‏حركت از نو و با شكلى كور و در حالى كه به هيچ يك از دلبستگان به نظام‏ ‏اعتماد نداشت آغاز مى‎شد، و چه بسا ديگرانى كه براى اين كشور و ملت‏ ‏خواب هاى ناگوار ديده اند در هدايت آن به سوى منافع و مطامع خود طمع‏ ‏مى‎كردند.
‏ ‏هدف ديگر از اين بيانيه و نيز بيانيه ها و حركات قبلى اين است كه‏ ‏تكاپوهاى مردم در چهارچوب نظام باقى بماند و در دام ساختارشكنى هاى‏ ‏خطرناك نيفتد. اين خطرى است كه اگر محقق شود به راحتى مى‎تواند از‏ ‏ايران افغانستان و عراقى ديگر بسازد. ما نمى توانيم براى خوش آمد كسانى‏ ‏كه نمى توانند اين خطر را ببينند وظيفه خود را در پيشگيرى از آن فراموش‏ ‏كنيم ، كما اين كه نمى توانيم بدون اثبات تعهد خود نسبت به خواسته هاى به‏ ‏حق مردم و بازگو كردن آن در گفته هاى خود از آنان دعوتى براى آرامش‏ ‏داشته باشيم .
‏ ‏مرحوم ملا محسن فيض كاشانى در رساله الفت نامه غايت اكثر تكاليف‏ ‏شرعيه را حصول محبت و الفت اجتماعى ذكر مى‎كند. نتيجه اى كه از اين‏ ‏محبت و الفت ناشى خواهد شد همان چيزى است كه در علوم جديد از آن با‏ ‏عنوان شبكه هاى اجتماعى نام مى‎برند، به عنوان راهى براى مهار حكومت‏ ‏و بازداشتن آن از تكرار خطاهايش ، و به مثابه روشى كه به سرزندگى‏ ‏اجتماعى بينجامد و بسترى كه توان ها و عواطف به هيجان آمده را در بستر‏ ‏خود جاى دهد و از سرريزهاى تخريب كننده آن جلوگيرى كند، تقويت‏ ‏شبكه هاى اجتماعى در اين بيانيه توصيه شده است . اين پيشنهاد‏ ‏مى‎توانست بنا بر آن چيزى كه فيض مى‎فرمايد رونويسى از نسخه اسلام‏ ‏تلقى شود، اگر چه كسانى كه در بى انصافى مبالغه مى‎كنند آن را رونويسى از‏ ‏نسخه سيا خوانده اند.
‏ ‏و سرانجام در اين بيانيه راهكارهايى براى برون رفت از بحران فعلى ارائه‏ ‏شده است كه اميدوارم مورد اعتنا قرار گيرند.
‏                                                                            ۲۱ / ۶ / ۱۳۸۸‏
                                                                 ‏با احترام - مير حسين موسوى
  نوشته شده در  88/07/01   توسط احمد رضائی  | 

‏پيام فقیه عالیقدرحضرت آيت الله العظمى منتظرى به مراجع عظام تقليد،علماء وحوزه هاى علميه  

             آلبوم تصاویر سایت آیت الله منتظری: هفته سوم شهریور ماه 1388. (قم)
                                              
                                               ‏بسم الله الرحمن الرحيم
 
‏عن رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم ) : " اذا ظهرت البدع فى امتى فليظهر العالم علمه ..."‏
                                                                           ‏(الكافى ، ج ۱، ص ۵۴)‏
 ‏حضرات مراجع عظام تقليد و علماى اعلام قم ، نجف ، مشهد مقدس ،‏ ‏تهران ، اصفهان ، تبريز، شيراز و ساير بلاد اسلامى دامت بركاتهم
‏ ‏
‏ ‏پس از سلام و تحيت ، اين جانب با توجه به شرايط جارى در كشور و‏مظالمى كه هر روز شاهد آن هستيم و كارهاى خلافى كه به نام دين و‏ ‏مذهب تشيع انجام مى‎شود شرعاً خود را موظف مى‎دانم از روى‏ ‏خيرخواهى و احساس خطر جدى نسبت به مصالح دين و كشور، و از باب‏ (وذكر فان الذكرى تنفع المومنين ) امورى را يادآور شوم :
‏ ‏
‏ ۱- همه مى‎دانيم كه انقلاب ما يك انقلاب دينى و ارزشى بود و هدف‏ ‏اصلى از آن با تحمل آن همه مصيبت ها، سختى ها، تبعيدها، زندان ها و‏ ‏شكنجه ها، تنها تغيير اشخاص حقيقى حاكميت و تغيير صورى در بعضى‏ ‏امور جزئى نبود؛ بلكه مقصود حاكميتى بود كه در تمام عرصه ها به عقائد،‏ ‏اخلاق و احكام شرع مبين پايبند بوده و معتقد و عامل به آنها باشد؛ ودر‏ ‏پرتو آن حاكميت ، ايمان ، مكارم اخلاق ، عدالت و آزادى از استبداد و‏ ‏خفقان ، محقق شده ، حقوق اقشار مختلف مردم تأمين گرديده و مظالم و‏ ‏تجاوز به حقوق آنان ريشه كن شود، و ملت ما از اين جهات احساس‏ ‏راحتى و آسايش نمايد و در مقابل ساير ملتها سربلند و الگوى تحقق‏ ‏عدالت ، عزت ، كرامت و ارزشهاى انسانى باشد. هدف اين نبود كه فقط‏ ‏نام و نشان و شعارها تغيير كند ولى عملا همان مظالم و انحرافات رژيم‏ ‏گذشته و تجاوزات به حقوق به شكل ديگرى به عنوان حاكميت دينى و‏ ‏ولايت فقيه جريان پيدا كند.

‏اين جانب كه همه مى‎دانند مدافع سرسخت حاكميت دينى و از پايه گذاران‏ ‏ولايت فقيه - البته نه به شكل مرسوم فعلى ، بلكه به گونه اى كه مردم او را‏انتخاب نمايند و بركارهاى او نظارت داشته باشند - بوده ام و در راه تحقق‏ ‏آن در بعد علمى و عملى تلاش زيادى نموده ام ، اكنون در مقابل مردم آگاه‏ ‏ايران به خاطر ستم هايى كه تحت اين نام و عنوان بر آنان مى‎رود احساس‏ ‏شرمندگى كرده و خودم را در پيشگاه خداوند بزرگ مسئول و در مقابل‏ ‏خون هاى ريخته شده شهداى عزيز و تجاوزات به حقوق مردم بيگناه‏ ‏مورد عتاب مى‎بينم . بسيارى از افراد با سابقه در انقلاب از طريق نامه ،‏ ‏ايميل و يا حضوراً به من مى‎گويند: حاكميت دينى كه شما وعده آن را به‏ ‏مردم مى‎داديد و ولايت فقيه را مجرى آن مى‎دانستيد و مى‎خواستيد آن را‏ ‏به پا داريد همين است كه امروز ما آن را مشاهده مى‎كنيم ؟ در حالى كه‏ ‏آنچه مشاهده مى‎شود در واقع حكومت ولايت نظامى است نه‏ ‏ولايت فقيه.
 ۲-  حضرات مراجع و علماى اعلام ، خوب مى‎دانند كه در طول تاريخ‏ ‏پيوسته آنان ملجأ و پناهگاه مردم در مقابل تجاوزات و مظالم حكومت ها‏ ‏بوده اند، و اين افتخار را داشته اند كه در مقابل حكومت هاى جائر و در‏ ‏كنار مردم و مدافع شريعت و حقوق اقشار ستم ديده باشند و در اين راه‏ ‏صدمات و محروميت هايى را متحمل شده اند. جزاهم الله عن الاسلام خير‏ ‏الجزاء.

‏ ‏البته پس از پيروزى انقلاب ، متأسفانه اين سابقه درخشان و نورانى به‏ ‏واسطه اعمال خلافى كه در حكومت انجام گرفت و چه بسا روحانيت هم‏ ‏در آن نقش نداشت ولى به علت كوتاهى درنهى از منكر درمعرض تحول‏ ‏و خطر جدى قرار گرفت و با دور شدن از اخلاق و گاه در عمل با تحكيم‏ ‏تئورى "هدف وسيله را توجيه مى‎كند" انحراف در مسير انقلاب و دور‏ ‏شدن از اهداف اوليه آن ، آغاز و اين خطر جدى تر شد تا آنجا كه امروز با‏ ‏تأسف بايد گفت به پايگاه معنوى و مردمى روحانيت و مرجعيت و به تبع‏ ‏آن به اسلام و مذهب كه به طور سنتى متكى به روحانيت و عجين با آن‏ ‏بوده و از آن راه ترويج مى‎گرديده ، ضربه زيادى وارد شده است كه معلوم‏ ‏نيست چگونه و چه زمانى قابل جبران مى‎باشد!
 ‏عجين بودن مذهب و عالمان و متخصصان دينى كه امرى مقبول و معقول و‏ ‏مورد تأييد مردم مسلمان است موجب شده است كه هر آسيب وارد بر‏ ‏روحانيت ، قهراً متوجه اسلام و مذهب نيز باشد.
‏ ‏در چنين وضعيتى مسئوليت مراجع محترم و روحانيت شيعه سنگين تر‏ ‏خواهد بود؛ زيرا علاوه بر وظايف عمومى آنان كه لازمه رشته تخصصى‏ ‏آنان و توجه مردم به روحانيت و مرجعيت است ، وظيفه دفاع از حيثيت‏ ‏مذهب و تطهير دامن آن از كارهاى خلافى كه حاكميت به نام مذهب انجام‏ ‏داده و مى‎دهد نيز بر عهده آنان خواهد بود؛ زيرا كارهاى خلاف شرعى كه‏ ‏خلاف اهداف اوليه انقلاب هم مى‎باشد و به نام دين و مذهب انجام‏ ‏مى‎گيرد از مصاديق بارز بدعت است . بدعت منحصر به تشريع و وارد‏ ‏كردن رسمى حكم غير دينى در دين نيست ، بلكه شامل هر كار خلاف‏ ‏شرعى كه به نام شرع و مذهب انجام گردد نيز خواهد بود.

‏در آيه ۷۱ سوره توبه مى‎خوانيم : (والمومنون والمومنات بعضهم‏ ‏اولياء بعض ، يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر) به مقتضاى‏ ‏جمع محلى به الف و لام استغراق ، همه مومنين و مومنات نسبت به‏ ‏يكديگر در حد امر به معروف و نهى از منكر ولايت دارند; پس علماء‏ ‏اعلام به طريق اولى داراى اين ولايت مى‎باشند و نبايد ساكت باشند. و‏ ‏در وصيت مولا اميرالمومنين (علیه السلام ) مى‎خوانيم : "لا تتركوا الامر بالمعروف‏ ‏والنهى عن المنكر فيولى عليكم شراركم ثم تدعون فلا‏ ‏يستجاب لكم " (نهج البلاغه ، نامه ۴۷) ترك امر به معروف و نهى از منكر‏ ‏و بى تفاوت بودن مردم در برابر كارهاى خلاف ، طبعا موجب سلطه اشرار‏ ‏است و دعاء فقط دردى را دوا نمى كند.‏
‏۳- با توجه به آنچه گفته شد متذكر مى‎شوم : حوادث و فجايع ماههاى اخير‏ ‏كه پس از انتخابات رياست جمهورى در كشور و درمرئى و مسمع‏ ‏حضرات مراجع و علماى محترم رخ داد زنگ خطرى است براى روحانيت‏ ‏و مرجعيت . در اين حوادث حق كشى ها، ظلم ها، تخلفات فراوان به نام دين‏ ‏و با تأييد بخش اندكى از روحانيون حكومتى و وابسته انجام شد و به‏ ‏دنبال آن ، اقشار وسيعى از مردم معترض طبق حق شرعى و قانونى و بر‏ ‏اساس اصل بيست و هفتم قانون اساسى با انتخاب مسالمت آميزترين راه ،‏ ‏اعتراض خود را به حاكميت ابلاغ كردند و حاكميت به جاى اين كه به نداى‏ ‏حق طلبانه مردم پاسخ مثبت و معقول دهد و درصدد تأمين حقوق تضييع‏ ‏شده آنان برآيد جمعيت چند ميليونى را آشوبگر و اغتشاشگر و عوامل‏ ‏بيگانه ناميد و به بدترين وضع و با خشونت كامل مردان و زنان بى دفاع را‏ ‏مورد ضرب و شتم و سركوب قرار داد و عده زيادى را بازداشت و گروهى‏ ‏را در خيابانها و عده اى را در زندان هاى مخوف به شهادت رساند.

‏ ‏عجب اين كه حاكميت با تكيه بر نيروى نظامى و انتظامى و كشيدن اسلحه‏ ‏بر روى مردم بى پناه و بى سلاح آنان را شهيد و يا زندانى نموده ولى در‏ ‏نهايت مردم را محارب ناميدند. خود بحران ايجاد كرده و نظام را به‏ ‏مخاطره انداخته ولى مردم و پايه گذاران نظام را اغتشاشگر و مخالف‏ ‏نظام مى‎نامند.

‏ ‏همزمان با سركوب مردم ، تعدادى از فعالان سياسى و نخبگان كشور كه هر‏ ‏كدام از آنان سال ها در جمهورى اسلامى خدمات با ارزشى داشته اند را‏ ‏بازداشت و با طرح هاى از پيش تعيين شده بر خلاف شرع و قانون ، شروع‏ ‏به پرونده سازى و گرفتن اعترافات دروغ و سپس نمايش آنها در‏ ‏دادگاههاى فرمايشى غير شرعى و غير قانونى نموده و در نتيجه آئين‏ ‏قضايى اسلام را مورد مسخره جهانيان قرار داده است ؛ و به جاى مجازات‏ ‏جدى آمران و عاملان آن همه جنايت ، فقط با وعده دادن مجازات آنان ،‏ ‏همچون وعده بر مجازات آمران و عاملان قتل هاى زنجيره اى ، به‏ ‏بازداشت افراد خدمتگزار ديگر و فشار بر دو كانديداى محترم‏ ‏حجة الاسلام والمسلمين حاج شيخ مهدى كروبى و جناب آقاى مهندس‏ ‏ميرحسين موسوى - دام توفيقهما و حفظهما الله تعالى - و بستن دفاتر و‏ ‏روزنامه هاى آنان و بازداشت همفكران و همكاران معزز آنان و متهم‏ ‏نمودن افراد صديق و خدوم در رسانه هاى وابسته حكومتى نموده و حتى‏ ‏از جايگاه مقدس نماز جمعه به امور واهى و دروغ همچنان ادامه مى‎دهند‏ ‏كه نهايت اين روند موجب تخريب بيشتر اعتقاد مردم به روحانيت و‏ ‏مرجعيت شيعه و اسلام عزيز خواهد شد.

‏ ‏در چنين شرايطى است كه مردم مسلمان ما از امثال حضرات مراجع و‏ ‏علماى محترم و اين حقير انتظاراتى دارند كه با توجه به وظيفه سنگينى كه‏ ‏شريعت مقدسه بر دوش عالمان دينى قرار داده است و نيز مسئوليت سنتى‏ ‏و تاريخى مرجعيت و روحانيت انتظار بجايى است . مردم مى‎گويند: اين‏ ‏ظلم ها و حق كشى ها و بدعت ها اگر خلاف اسلام است ، چرا مراجع محترم و‏ ‏علماى دين كه حافظ دين و مذهب و حصن اسلام و شريعت و مدافع حقوق‏ ‏مردم و مبين احكام شريعت و از جمله امر به معروف و نهى از منكر و‏ ‏اظهار مخالفت با خلاف ها و بدعت ها هستند، در مقابل اين همه بدعت ها و‏ ‏كارهاى خلافى كه به نام دين و مذهب انجام مى‎شود به پيروى از دستور‏ ‏پيامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم ) اظهار علم و مخالفت صريح با بدعت ها نمى كنند؟ و آيا‏ ‏اين همه مظالم و حق كشى ها و جنايات از بيرون آوردن خلخال از پاى يك‏ ‏زن يهودى توسط سربازان معاويه كمتر است كه مولاى متقيان حضرت‏ ‏على (علیه السلام ) فرمود: اگر مرد مسلمانى از غصه آن بميرد نبايد ملامت شود؟!‏ (نهج البلاغة ، خطبه ۲۷). به يقين حضرات مراجع و علماى محترم قلباً از اين‏ ‏منكراتى كه به نام دين و مذهب انجام مى‎شود نگران و ناراحت مى‎باشند‏ ‏و بعضا اقداماتى نيز نموده اند، اما آيا با توجه به مفاد حديث شريف نبوى‏ ‏كه اظهار علم را واجب دانسته ، اين مقدار كفايت مى‎كند؟

۴- حضرات مراجع محترم به قدرت و نفوذ كلام خود در حاكميت توجه‏ ‏دارند و خوب مى‎دانند كه حاكميت در حفظ مشروعيت خود به آنان نياز‏ ‏دارد و از اين رو اينك آنان را هرچند به حسب ظاهر به رسميت مى‎شناسد‏ ‏و از آنان ترويج مى‎كند، و نيز مى‎دانند كه حاكميت از سكوت آن حضرات‏ ‏در قبال كارهاى خلاف خود بهره بردارى مى‎كند، پس آيا سزاوار است در‏ ‏امور مهمه اى كه به حيثيت و آبروى دين و مذهب و تأمين حقوق اقشار‏ ‏عظيمى از مردم و نيز ديندارى و حفظ اعتقادات مذهبى جوانان مربوط‏ ‏است سكوت كرده به نحوى كه بين مردم چنين تلقى شود كه خداى ناكرده‏ ‏مراجع و روحانيت موافق و مؤيد كارهاى خلافى هستند كه به گوشه اى از‏ ‏آنها اشاره شد؟
‏ ‏
‏در خاتمه يادآور مى‎شوم : اين جانب هنوز از اصلاح امور مأيوس نشده ام‏ ‏و به نظر مى‎رسد مراجع عظام تقليد مى‎توانند ترتيبى دهند تا با راهنمايى‏ ‏و ارشاد آنان و با همفكرى با دو كانديداى محترم رياست جمهورى و‏ ‏نمايندگان عاقل و معتدل و كارشناس متدين و امين از طرف نظام ،‏ ‏راههاى برون رفت از اين بحران بزرگ را كه براى جمهورى اسلامى و‏ ‏مشروعيت آن پيش آمده است بررسى كرده تا آنچه را مصلحت ديدند‏ ‏صادقانه با اشراف حضرات مراجع مورد عمل قرار گيرد. و بالاخره‏ ‏حاكمان ، سياست يك بام و دو هوا و به كيش خود خواندن و طرد كردن‏ ‏ديگران را نه به طور موقت ، بلكه براى هميشه رها كنند و مردم را كه‏ ‏صاحبان اصلى حكومتند از روى صدق و به دور از شعار ارج نهند و آراء‏‏آنان را مورد نظر و عمل قرار دهند و اسلاميت و جمهوريت حقيقى و‏ ‏عدالت واقعى را اجرا نمايند. براى انسان اقرار به اشتباه ننگ نيست ، زير‏ ‏بار حق نرفتن ننگ است .

‏عظمت اسلام و مسلمين و عزت و كرامت مردم ايران و سلامتى و توفيق‏ ‏بيشتر شما را از خداوند بزرگ مسألت دارم .

           ۲۳ رمضان المبارك ۱۴۳۰ - ‏۱۳۸۸/۶/۲۲‏‏ ـــ ‏قم المقدسة - حسينعلى منتظرى

  نوشته شده در  88/06/25   توسط احمد رضائی  | 
                                                                  ‏بسمه تعالى

 ‏دانشجويان عضو شوراى مركزى دفتر تحكيم وحدت با آيت الله العظمى‏ ‏منتظرى ديدار و گفتگو كردند.
              

‏ ‏در اين ديدار ابتدا دو نفر از دانشجويان ضمن تشكر از معظم له عنوان‏ ‏كردند:

‏ ‏به مناسبت قرار گرفتن در آستانه سال تحصيلى جديد دانشگاهها، اين توفيق‏ ‏بود كه امسال هم طبق معمول هر سال خدمت برسيم ، با اين تفاوت كه‏ ‏معمولا در سالهاى گذشته اول مهر فضا را بازتر مى‎گذاشتند و فشارها عليه‏ ‏دانشجويان فعال كمتر بود، ولى امسال متأسفانه از همين حالا سخت گيريها‏ ‏را شروع كرده اند; و حتى تلاش داشتند كه با مراجع معظم تقليد تماس‏ ‏گرفته نشود، ولى عليرغم ميل آقايان اين كار انجام شد و خدمت رسيديم .
              

‏متأسفانه مسأله حمله وحشيانه به كوى دانشگاه هم فراموش شد و با اين كه‏ ‏از حمله سال ۱۳۷۸ بسيار فجيع تر و شديدتر بود ولى در مقايسه با‏ ‏جريانات ديگر تحت الشعاع قرار گرفت .
‏به هر حال از جنابعالى تشكر مى‎كنيم كه در دفاع از حقوق مردم يك لحظه‏ ‏سكوت نكرديد; و حقيقتا اگر آيندگان بخواهند قضاوت كنند كه دينداران‏ ‏واقعى از حقوق مردم دفاع كردند، حتما اقدامات حضرتعالى در رابطه با‏ ‏حوادث اخير مثال زدنى خواهد بود.

‏متأسفانه مسئولين امور كارى كرده اند كه بسيارى از جوانان افسوس‏ ‏حكومت پهلوى را مى‎خورند، و همان طور كه فرموده ايد از اين حكومت نه‏ ‏جمهورى باقى مانده و نه اسلامى .
‏ ‏در اين جمع ما تعدادى از تحصيل محروم شده اند و ستاره دار هستند، ولى‏ ‏همچنان به فعاليت هاى سياسى و وظايفى كه به عنوان يك دانشجو بر عهده‏ ‏دارند ادامه مى‎دهند، و مراجعى كه در برابر ضايع كردن حقوق مردم‏ ‏ايستادگى مى‎كنند تكيه گاه ما جوانان هستند.
‏ ‏
‏سپس آيت الله منتظرى طى سخنانى فرمودند:

‏                
‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏

من از شما عزيزان تشكر مى‎كنم كه نسبت به امور بى تفاوت نيستيد و‏ ‏انجام وظيفه مى‎كنيد. امر به معروف و نهى از منكر يك وظيفه همگانى‏ ‏است . در قرآن كريم مى‎خوانيم : (والعصر ان الانسان لفى خسر الا‏ ‏الذين آمنوا و عملوا الصالحات ) آيا اين ايمان و عمل صالح كافى‏ ‏است ؟ قرآن مى‎فرمايد: نه ، (و تواصوا بالحق ) يعنى همه بايد يكديگر‏ ‏را سفارش به حق كنند. خوب اين سفارش به حق زندان اوين و‏ ‏محروميت هاى متعدد را به دنبال دارد; براى همين مى‎فرمايد: (و‏ ‏تواصوا بالصبر) همديگر را به بردبارى و صبر و استقامت دعوت‏ ‏كنند.
           
‏البته اگر خوب هم درس بخوانيد آينده متعلق به شما خواهد بود. و‏ ‏محروم كردن دانشجويان از تحصيل ظلم بزرگى است . خداوند در سوره ‏ ‏فاطر پس از ذكر علومى مثل انسان شناسى ، جانورشناسى ، گياه شناسى ،‏ ‏معدن شناسى و علوم ديگر مى‎فرمايد: (انما يخشى الله من عباده‏ ‏العلماء) يعنى خداوند در نظر عالمان داراى خشيت و بزرگى است . و‏ ‏مقصود از علما در اين آيه آقايان دانشگاهيان است ; يعنى كسانى كه با‏ ‏اين علوم فوق ارتباط دارند. خلاصه اين كه علاوه بر بى تفاوت نبودن و‏ ‏انجام وظيفه كردن درس هم خوب بخوانيد.

‏الان متأسفانه بعضى ها وقتى مى‎گويند نظام ، منظورشان يك شخص‏ ‏است ; با اين كه اين درست نيست ، حفظ نظام يك واجب شخصى نيست‏ ‏بلكه مقصود اين است كه نظام باشد تا دستورات اسلام اجرا شود، ولى‏ ‏الان متأسفانه به نام اسلام افراد را بازداشت مى‎كنند و تحت فشار از آنها‏ ‏اعترافات بى اساس مى‎گيرند كه اينها همه بر خلاف اسلام است .

‏خيلى از شخصيت هايى كه در پيروزى انقلاب نقش داشتند و الان هم‏ ‏انقلابى اند متأسفانه در زندان هستند. اين اعتراف گيرى ها همه بر خلاف‏ ‏اسلام است . دستورات اسلام را زير پا مى‎گذارند و مى‎گويند براى حفظ‏ ‏نظام است ; در حالى كه امام خمينى (ره ) فرمودند: ملاك رأى ملت است ;‏ ‏الان صريحا مى‎گويند ملاك رأى يك نفر است ، و اين برخلاف موازين‏ ‏است .
           

‏ ‏قرآن كريم مى‎فرمايد : (المومنون والمومنات بعضهم اولياء بعض‏ ‏يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر) همه نسبت به يكديگر‏ ‏ولايت دارند، يعنى همه حق دارند و بايد امر به معروف و نهى از منكر‏ ‏كنند.

‏الان انحرافى پيش آمده كه همه بايد امر به معروف و نهى از منكر كنند و‏ ‏جلوى اين انحرافات را بگيرند. بى گناهانى در زندان هستند كه اين ظلم‏ ‏بزرگى است و بايد نسبت به آن بى تفاوت نباشيم .

‏ ‏ان شاءالله صابروبردبار باشيد وخدا اجرتان دهد.
‏اللهم اصلح كل فاسد من امور المسلمين
                                                 ‏دفتر آيت الله العظمى منتظرى ‏ــ ۱۴ / ۶ / ۱۳۸۸
خبر مرتبط :
 
  نوشته شده در  88/06/16   توسط احمد رضائی  | 

آیت‌الله العظمی حسینعلی منتظری،ازمراجع تقلید شیعیان، درپاسخ به یک استفتاء دربارۀ نقش رضایت اکثریت ملت در جوازتصرف در حکومت، تصریح کرد که مشروعیت ولایت وحاکمیت غیرمعصومین (ع) با انتخاب صحیح و آزاد مردم محقق می‌شود و بدون آن، نه مشروعیت دارد ونه مقبولیت. ایشان در بخش دیگری از این فتوای صریح خود، خاطرنشان کرد که در تاریخ ثبت نشده که امامان شیعه برای گرفتن قدرت و حاکمیت متوسل به زور و سلاح شده باشند.

«موج سبز آزادی» متن کامل سؤال مطرح شده از آیت‌الله العظمی منتظری و تصویر پاسخ این مرجع تقلید را که به مهر شخصی ایشان ممهور شده است، در ادامه منتشر می‌کند:

                                      متن استفتاء از آیت‌الله العظمی منتظری

                   

                                                    بسمه تعالی

با سلام خدمت مرجع گرانقدر جناب آقای منتظری

ازآن جا که وقایع اخیر منشاء بحث‌های تازه‌ای در مورد مبانی «نظریه‌ی حکومتی اسلام» شده است، و با توجه به این نکته که بحث‌های مطرح شده خواه ‌ناخواه واجد مخاطبین پرشماری در میان نسل حاضر و حتی نسل‌های بعدی است، لازم به نظر می‌رسد تا با بیان هر چه بی‌ابهام‌تر و بی‌واسطه‌تر نظرات مراجع بزرگوار، اولا ً بستر مناسب برای ابلاغ احکام واقعی اسلام در این موضوع فراهم شود، ثانیاً زمینۀ بهره‌برداری‌های مغرضانه را، که متاسفانه اغلب با خلط مباحث و استفاده از اصطلاحات فنی دور از دسترس عامه انجام می‌شود، به حداقل رساند.

مورد سؤال در موضوع «میزان نقش رضایت اکثریت در جواز برای تصرف در حکومت» از منظر احکام اسلام است. به طور مشخص، اگردر زمان یکی از امامان معصوم گذشته، که بدون شک از جانب خدا واجد ولایت بر روی زمین بوده‌اند، شرایطی پیش می‌آمد که معصوم (علیه السلام ) به لحاظ قوای قهریه و نظامی امکان تصرف در حکومت را به رغم رضایت اکثریت داشت، بر اساس شناخت ما از سیره و روش آن بزرگواران، آیا ایشان با تکیه بر قوای ذکرشده خود را مجاز به تصرف معرفی می‌کردند؟                                        با تشکر و احترام

                                              تصویرمتن پاسخ معظمٌ له

     

                                    تصویرواضح تر پاسخ آیت‌الله العظمی منتظری 

منبع : وبلاگ دوستداران آیت الله العظمی منتظری

  نوشته شده در  88/06/09   توسط احمد رضائی  | 
فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری درپاسخ به نامه ۲۹۳ روزنامه نگار و فعال کشور  تحت عنوان : "در برابر کودتا متحد شوید؛ یا امروزیا هیچ وقت "که خطاب به مراجع معظم تقلید وآقایان هاشمی رفسنجانی ، مهندس موسوی ، کروبی و خاتمی نوشته شده بود ، چنین مرقوم فرمودند:

                                

                                                ‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏


                             ( انما يوفى الصابرون اجرهم بغير حساب )‏
 


 ‏حضور محترم برادران و خواهران عزيز، روشنفكران و نخبگان محترم
‏ ‏پس از سلام و تحيت ; در رابطه با نامه ارسالى مورخ ۱ / ۶ / ۸۸ آن عزيزان ،‏ ‏ضمن قدردانى و ارج نهادن به ايثارگرى و شهامت و پايدارى شما و ملت‏ ‏بزرگوار و عزيز ايران ، معروض مى‎دارم كه اينجانب بارها تذكرات و‏ ‏پيشنهادهايى را براى بيرون رفتن ازاين بحران ويرانگر ارائه نموده ام ، ولى‏ ‏ظاهرا حضرات براى رسيدن به مقاصد دنيوى خويش چنان چشم و گوش و‏ ‏دل بر حقايق بسته اند كه نه مى‎بينند و نه مى‎شنوند ،ولى ازآنجا كه هنوز‏ ‏مبارزات با رژيم گذشته در اذهان بسيارى از افراد زنده است و در ميان‏ ‏سردمداران حكومتى بعضا كسانى هستند كه خود طعم شكنجه و زندان و...‏ ‏را چشيده اند اينجانب هنوز نا اميد نيستم و اميدوارم تا كاملا دير نشده‏ ‏مسئولين امر به خود آيند و بيش از اين وجهه نظام جمهورى اسلامى را در‏ ‏بين توده هاى زجر كشيده و سيلى خورده ايران و در سطح جهانى خدشه دار‏ ‏نكنند و موجب سقوط خود و نظام نگردند.
‏دين اسلام ، دين كامل الهى است و در آن آزادى عقيده و بيان چنان روشن‏ ‏و واضح است كه قرآن كريم در مورد اصل پذيرش دين مى‎فرمايد: ( لا‏ ‏اكراه فى الدين ) يعنى زور و اجبارى در پذيرش دين نيست ; و بايد‏ ‏پذيرفتن اصول دين با استدلال و برهان باشد. و سيره و روش رسول‏ ‏خدا(ص ) و ائمه معصومين (ع ) نيز اين گونه بوده كه مردم در كمال آزادى و‏ ‏بدون لكنت زبان و بدون هيچگونه ترس و واهمه اى درباره مسائل انتقاد و‏ ‏اظهارنظر نمايند. بزرگترين ستم و ظلم به اسلام عزيز رفتار مستبدانه با‏ ‏مردم تحت عنوان حكومت دينى و اسلامى است .
اميدوارم مسئولين امر از اين راه انحرافى كه در پيش گرفته اند دست‏ ‏برداشته و حقوق از دست رفته مردم را استيفا نمايند، خسارات را جبران‏ ‏نموده و بى گناهان را بيش از اين در زندان نگه ندارند، و با پايان دادن به‏ ‏سناريوهاى نمايشى دادگاهها و پخش اعترافات آنچنانى بيش ازاين قضاء‏ ‏اسلامى را مسخره نكنند; و يا لااقل شجاعت اين را داشته باشند كه اعلام‏ ‏كنند اين حكومت نه جمهورى است و نه اسلامى و هيچ كس هم حق‏ ‏اعتراض و اظهارنظر و انتقاد ندارد.

‏ ‏اميدوارم خداوند كريم در اين ماه مبارك رمضان همه ما را از كجروى ها‏ ‏باز داشته و مشمول هدايت هاى مستمر خويش قرار دهد.
                                                ‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

‏                                         ۴ شهريور ماه ۱۳۸۸‏ ـ ‏قم المقدسة ، حسينعلى منتظرى
  نوشته شده در  88/06/05   توسط احمد رضائی  | 
                                             ‏بسم الله الرحمن الرحيم 
         ( والمؤمنون والمؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر )‏
                                                                                سوره توبه ، آيه ۷۱ 

                
 ‏با كمال تعجب و تأسف ، مردم عزيزوزجركشيده ما اين روزها‏ ‏ناباورانه شاهد پخش غير شرعى وغير قانونى وغيراخلاقى مصاحبه ‏ ‏اسيران و عزيزان در بندشان مى‎باشند؛ عزيزانى
كه بيش از چهل روز‏ ‏است محبوسند و از بين آنان تعدادى هم مظلومانه به شهادت‏ ‏رسيده اند.

‏اين جانب در پيام هاى قبلى يادآور شدم :
 
‏اين گونه اقرارها و اعتراف گيرى ها كه متأسفانه سالهاست در جمهورى‏ ‏اسلامى رائج شده و در زندان هاى غير قانونى و در شرايط كاملا‏ ‏غيرعادى و با فريب و تهديد زندانى و قطع نمودن رابطه او با‏ ‏واقعيت هاى جامعه و با وارد نمودن فشارهاى روحى و جسمى گرفته‏ ‏مى‎شود ، بكلى فاقد وجاهت شرعى و قانونى بوده و از منكرات و گناهان‏ ‏بزرگ به حساب مى‎آيد; و از نظر شرعى و قانونى جرم قطعى خواهد بود.‏ ‏كه مباشران و متصديان و آمران آنها بايد محاكمه و تعزير شوند، و از‏ ‏طرفى هيچ محكمه صالحى نبايد و نمى تواند كسى را بر اساس اين گونه‏ ‏اعترافات و مصاحبه ها محكوم به حكمى نمايد.


          4
‏از امام صادق (علیه السلام) نقل شده كه حضرت امير(علیه السلام ) فرمودند: " هر كس با‏ ‏تهديد و تخويف و يا در زندان به چيزى اقرار نمايد، نبايد بر او حدى‏ ‏جارى شود. " (وسائل الشيعة ، كتاب الحدود). و در روايت ديگر نقل شده كه آن‏ ‏حضرت فرمودند: " هر كس در اثر ترساندن يا ضرب و كتك و يا در زندان‏ ‏به كارى كه موجب حد است اقرار نمايد، نبايد آن حد بر او جارى شود. "‏ (دعائم الاسلام ، ج ۲، ص ۴۶۶).
‏ ‏وبه استناد همين روايات است كه همه فقهاى شيعه اقرار و اعتراف با‏ ‏زور و تهديد و در شرايط غير عادى را حتى عليه خود متهم شرعا حجت و‏ ‏نافذ نمى دانند.

‏علاوه بر آن شكستن شخصيتهاى سابقه دار و موثر در انقلاب و تشكيل‏ ‏نظام به بهانه هاى واهى و ناجوانمردانه خود يكى ديگر از گناهان كبيره‏ ‏است كه آمران و عاملان آن را گرفتار وضعيتى خواهد كرد كه بى ترديد‏ ‏دامن خود آنها را هم خواهد گرفت . مردم مى‎پرسند اين چه نظامى است كه‏ ‏مسئولين بلندپايه قبلى آن در دولت و مجلس و غيره كه بسيارى از آنان‏ ‏در تشكيل نظام نقش موثر داشته اند، به خيانت به كشور متهم مى‎شوند؟!

‏اين جانب از باب امر به معروف و نهى از منكر و از باب خيرخواهى و‏ ‏نصيحت ، مجددا به تصميم گيرندگان و دست اندركاران امور تذكر مى‎دهم‏ ‏و از آنان مى‎خواهم كارى بكنند تا حقوق تضييع شده مردم در انتخابات‏ ‏جبران شود و اعتماد از دست رفته برگردد و كارى كنند تا مردم راضى‏ ‏شوند; نه اينكه پس از سركوب آنان و زندانى نمودن صدها نفر از مردم‏ ‏معترض ، اقدام به انجام منكر ديگرى كرده و افراد و شخصيتهايى كه به‏ ‏خدمتگزارى به انقلاب و نظام و مردم شناخته شده اند و هر كدام سالها در‏ ‏مسئوليت هاى حساس خدمت نموده اند را زندانى نموده و آنان را در‏ ‏شرايطى قرار دهند تا مجبور شوند در دادگاه نمايشى و فرمايشى‏ ‏بر خلاف عقائد و افكار خود و مطابق ميل حاكمان صحبت كنند و به نفاق و‏ ‏خيانت و به گناهان نكرده اى اعتراف نمايند كه هيچ سنخيتى با آنان ندارد و‏ ‏هيچ انسان عاقلى آن را قبول نمى كند.
             2
‏چرا كارى مى‎كنند تا مردم دادگاههاى آنها را با دادگاههاى استالين و‏ ‏صدام و ساير ديكتاتورها مقايسه نمايند؟ حاكمانى كه مدعى تشيع و‏ ‏پيروى از حضرت على ( علیه السلام ) مى‎باشند چرا برخلاف دستورات آن حضرت در‏ ‏مورد اقرار و اعتراف در زندان و با تهديد و فشار عمل مى‎كنند؟ و چرا‏ ‏چهره اصل دين و مذهب و حاكميت دينى را زير سوال برده و در داخل و‏ ‏خارج خراب و مشوه مى‎كنند؟

‏ ‏به يقين انجام اين مصاحبه ها و گرفتن اين اعترافات دروغ و خلاف‏ ‏واقع از اسيران در بند و پخش آنها، علاوه بر اين كه هيچ مشكلى از‏ ‏مشكلات عديده كشور را حل نمى كند، بى اعتمادى مردم و خشم و عصيان‏ ‏آنان را بيش از پيش در پى دارد و بحران كنونى جمهورى اسلامى را‏ ‏عميق تر خواهد كرد و جايگاه آن را در دنيا ضعيف تر از پيش مى‎سازد. بر‏ ‏حسب قانون اساسى ، كشور متعلق به همه مردم است و آنان حق دارند به‏ ‏وسيله تجمعات آرام و جرائد و حتى راديو و تلويزيون نظرات خويش را‏ ‏ابراز نمايند. چرا راديو و تلويزيون فقط در اختيار حاكميت است ؟ و چرا‏ ‏تجمعات آرام و متين مردم ، چماق و بازداشت و شكنجه و محاكمات‏ ‏كذايى را در پى دارد؟

‏در خاتمه اين جانب ضمن اظهار همدردى با خانواده هاى داغدار و‏ ‏مصيبت زده كه جوانان عزيز خود را در حوادث بعد از انتخابات از دست‏ ‏دادند، با قلبى محزون ديگر بار به آنان تسليت مى‎گويم و از خداوند‏ ‏بزرگ براى آن عزيزان مغفرت و رحمت الهى ، و براى خانواده ها و‏ ‏بازماندگان معزز آنان صبر جميل و اجر جزيل ، و براى همه زندانيان‏ ‏حوادث اخير آزادى فورى ، و براى متصديان امور تنبه و بيدارى و‏ ‏انعطاف و اعتذار از ملت عزيز را مسألت مى‎نمايم .
                               ‏والسلام على عباد الله الصالحين و رحمة الله و بركاته‏
                                     ۱۳ / ۵ / ۱۳۸۸ ـــ حسینعلی منتظری
   
  نوشته شده در  88/05/14   توسط احمد رضائی  | 
  ‏پاسخ آيت الله العظمى منتظرى به نامه جمعى از نخبگان و شخصيت هاى فرهنگى و سياسى 

 
آلبوم تصاویر سایت آیت الله منتظری: این تصویر مربوط به سال 1372 است. (قم)
 
‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏
 
حضرات آقايان حجة الاسلام والمسلمين حاج شيخ مهدى كروبى و حجة الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمى و‏ ‏مهندس ميرحسين موسوى و ساير نخبگان و شخصيت هاى فرهنگى و سياسى امضاءكننده نامه مورخ ۳/۵/۱۳۸۸ دامت بركاتهم
 
                 
 
‏ ‏پس از سلام و تحيت و آرزوى سلامتى و توفيق بيشتر براى شما عزيزانى كه با احساس وظيفه شرعى و ملى گوشه اى از‏ ‏حوادث تلخ و مظالم جارى را متذكر شده بوديد يادآور مى‎شوم :

‏اين جانب نيز مانند شما آقايان از اوضاع جارى و بحرانى كنونى كه در اثر ندانم كارى و بى تدبيرى بعضى از مسئولين براى‏ ‏جمهورى اسلامى پيش آمده سخت نگرانم ، و آنچه را وظيفه شرعى و ملى خود تشخيص مى‎دادم در پيام ها و نوشته هاى‏ ‏قبلى تذكر داده ام و الان نيز متذكر مى‎شوم كه :

‏حاكميت تاكنون چه نفعى از بحرانى كه به وجود آورد برده است ؟ جز اين كه اكثريت قاطع مردم عزيز را ناراضى و‏ ‏خشمگين نموده و فاصله خود را با آنان بيش از پيش كرده و جايگاه نظام جمهورى اسلامى را در دنيا ضعيف نمود و‏ ‏حساسيت و بدبينى بسيارى از مردم كشورهاى ديگر و سازمانهاى جهانى حقوق بشر را بيش از پيش برانگيخته است ؟

‏تصميم گيرندگان حوادث و فجايع اخير آيا تجربه حكومت شاه و ساير رژيم هاى استبدادى را از ياد برده اند؟ مگر رژيم‏ ‏شاه با ايجاد خفقان و رعب و سركوب آزادى خواهان و سانسور رسانه ها و زندانى و شكنجه نمودن فعالان سياسى و‏ ‏معترضين و اعتراف گيرى از آنان و پرونده سازى و تبليغات دروغ توانست در مقابل موج اعتراضات و نارضايتى هاى‏ ‏مردم مقاومت كند؟

‏چرا عقلاى قوم كارها را به دست يك عده افراد نامتعادل و اسير توهمات و تمايلات خطى و گروهى داده اند، تا همه چيز‏ ‏و از جمله مشروعيت نظامى كه تاكنون براى آن اين همه سرمايه گذارى شده است را زير سوال ببرند و زمينه بدبينى و‏ ‏بى اعتقادى به اصل اسلام و انقلاب را بين نسل جوان تقويت نمايند و آنان را نسبت به حاكميت دينى متزلزل سازند؟

‏چرا نيروهاى نظامى و انتظامى و بسيج را به برادركشى و سركوب مردم وامى دارند؟ آيا هدف از تشكيل سپاه و بسيج براى‏ ‏برادركشى و سركوب مردم بود؟

‏ ‏عزيزانى كه اكنون در زندان ها اسير هستند و از آنان با زور و شكنجه اعتراف و مصاحبه مى‎گيرند و هر روز جنازه يكى از‏ ‏آن عزيزان را به خانواده ها تحويل مى‎دهند چه گناهى كرده اند؟ جز اين كه به تخلفات عديده و تقلب در انتخابات به طور‏ ‏مسالمت آميز و آرام اعتراض داشتند و خواستار احقاق حقوق از دست رفته خود بودند؟

‏اين گونه اعترافات هيچ مبناى شرعى و قانونى ندارد و آمرين و عاملين آن مرتكب جرمى بزرگ شده اند و بايد در دادگاهى‏ ‏عادل و بى طرف و علنى محاكمه شوند تا مردم واقعا احساس كنند به حقوقشان توجه شده است و به آينده اميدوار شوند،‏ ‏نه اين كه در صدد اغفال مردم باشند و مثلا با تعطيلى يك بازداشتگاه تمام گناه را به گردن يك ساختمان بيندازند.

‏اين جانب مجددا به تصميم گيرندگان تذكر و هشدار مى‎دهم تا بحران كنونى عميق تر نشده و رشته كارها از دست آنان‏ ‏خارج نگشته ، عقل و شرع و منطق را حكم قرار دهند و موجبات و عوامل اين بحران و نارضايتى مردم را از بين ببرند و‏ ‏عملا پاسخى معقول و قانع كننده به مردم بدهند، و توجه داشته باشند كه مردم ايران بسيار فهيم و دانا هستند و اگر‏ ‏خطاكاران واقعا مجازات نشوند قانع نمى شوند.

‏در خاتمه سلامتى شما عزيزان و مجد و عظمت اسلام عزيز و ملت شريف ايران و توانايى براى احقاق حقوق تضييع‏ ‏شده و آزادى زندانيان حوادث اخير كه به اتهامهاى واهى دستگير شده اند را از خداوند قادر متعال مسألت دارم .
‏                                                      ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
                               ‏                          ۱۳۸۸/۵/۷ـــ ‏حسينعلى منتظرى
  نوشته شده در  88/05/08   توسط احمد رضائی  | 
پیام آيت الله العظمى منتظرى در اعتراض به توهین و مزاحمت برای حجج اسلام والمسلمین                                                         کروبی و نوری‏

 

‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏
 
جناب مستطاب حجة الاسلام والمسلمين آقاى حاج شيخ مهدى كروبى دامت‏ ‏افاضاته
‏ ‏پس از سلام و تحيت و آرزوى موفقيت براى جنابعالى در راه خدمت به اسلام‏ ‏و مسلمين ، با كمال تأسف خبر توهين و مزاحمت براى جنابعالى و نيز‏ ‏حجة الاسلام والمسلمين آقاى حاج شيخ عبدالله نورى را دريافت كردم و‏ ‏بسيار متأثر شدم .

‏ ‏اينجانب تاكنون آنچه را وظيفه شرعى و ملى خود مى‎دانستم متذكر شده ام ، و‏ ‏در اينجا نيز يادآورى مى‎كنم كه مشروعيت و مقبوليت نظام بستگى به رضايت‏ ‏و آراء اكثريت مردم دارد، و اين مسأله اى است كه هنگام تصويب قانون اساسى‏ ‏مورد توافق خبرگان ملت قرار گرفت و در مقدمه و اصول متعدد قانون اساسى‏ ‏به آن اشاره شده است .

‏متأسفانه امروز كار به جايى رسيده است كه از حضور مردم در صحنه به شكل‏ ‏مسالمت آميز و شنيدن صداى حق طلبى آنان وحشت وجود دارد، تا آنجا كه‏ ‏حتى حضور امثال جنابعالى را كه از چهره هاى خدمتگزار و با سابقه در مراحل‏ ‏گوناگون انقلاب اسلامى هستيد در نماز جمعه تحمل نمى كنند و مورد توهين‏ ‏و مزاحمت قرار مى‎دهند. كاملا روشن است كه در اين مورد و موارد مشابه‏ ‏سبب اقواى از مباشر است و گناه اين فحاشى ها و اهانت ها به گردن كسانى‏ ‏است كه به افرادى حقوق مى‎دهند و آنان را به اين كارهاى زشت وادار مى‎كنند‏ ‏و در واقع از پول مردم مظلوم خرج مى‎كنند تا خادمان واقعى مردم منكوب‏ ‏شوند، و اين ظلمى است مضاعف در حق صاحبان اصلى اين كشور عزيز.

‏اينجانب سخت نگران آينده نظام و كشور مى‎باشم و مصرانه از تصميم‏ ‏گيرندگان مى‎خواهم تا دير نشده و فرصت ها از دست نرفته است به توصيه ها‏ ‏و راه حل هاى پيشنهادى توسط دلسوزان انقلاب و ناصحان مشفق توجه‏ ‏نمايند و شرايطى فراهم نمايند تا اعتماد از دست رفته مردم به دست آيد و‏ ‏حقوق تضييع شده آنان جبران گردد و موجبات نارضايتى مردم و بحران‏ ‏كنونى از بين برود.

‏ ‏من دست كسانى را كه براى نجات جمهورى اسلامى از بحران زحمت‏ ‏مى‎كشند مى‎بوسم ; و اميدوارم با اصلاحات جدى در روند كنونى اداره كشور،‏ ‏نظام جمهورى اسلامى كه براى تشكيل و تداوم آن زحمات فراوان كشيده‏ ‏شده است محفوظ و پايدار بماند.
‏                                        ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته ‏
                                          ۳۰ / ۴ / ۱۳۸۸- ‏حسينعلى منتظرى
  نوشته شده در  88/05/04   توسط احمد رضائی  | 
        ‏پيام حضرت آيت الله العظمى منتظرى دراعتراض به كشتارمسلمانان درکشورچين

            آلبوم تصاویر سایت آیت الله منتظری: هفته سوم خرداد ماه 1388. (قم)

                                      بسم الله الرحمن الرحيم ‏

‏"من سمع رجلا ينادى يا للمسلمين ولم يجبه فليس بمسلم" پيامبراكرم (ص )‏

‏با سلام و تحيت به همه مسلمانان و مردم آزاده جهان
‏كشته شدن حدود ۱۸۰ نفر از مسلمانان مظلوم چين توسط نيروهاي دولتي آن كشور موجب تأسف و ناراحتى اينجانب و مردم‏ ‏شريف ايران شد. اين حادثه تلخ كه در حقيقت نوعى نسل كشى مى‎باشد در كشورى انجام شد كه دولت آن مدعى تمدن و‏ ‏پيشرفت و پايبندى به ارزش هاى انسانى و مقررات بين المللى مى‎باشد.
                کشتار مسلمانان چین , قتل عام مردم در چین  killing china muslim people , china murduring muslims

‏مردم آزاده جهان به يقين اين مسلمان كشى را شديداً محكوم مى‎كنند و از دولت هاى آزاد جهان و سازمان هاى بين المللى‏ ‏حقوق بشر و به خصوص سازمان كنفرانس اسلامى مى‎خواهند بر اساس كنوانسيون ها و معيارهاى مورد قبول همه ‏ ‏كشورها كه حق حيات را براى همه اهالى هر مملكت و اقليت هاى دينى و قومى هر كشور به رسميت شناخته اند ،‏ ‏دولت چين را محكوم و خواستار مجازات مسببين اين كشتار فجيع شوند.

‏ ‏از طرف ديگر سكوت دولت ها مخصوصا دولت هاى اسلامى موجب تعجب و تأسف فراوان است . ما نبايد حرمت و‏ ‏حيثيت و خون مسلمان ها را فداى روابط ديپلماسى خود نماييم . هر كجا شخص بى گناهى مظلومانه كشته شود، موجب‏ ‏ناراحتى و تأسف شديد خواهد بود و بايد آن را محكوم نمود و در حد توان از اين فجايع انسانى جلوگيرى كرد، خواه اين‏ ‏جنايت در فلسطين باشد يا در چچن ، يمن ، آلمان و يا در ايران .

‏برحسب حديث شريف نبوى تذكر دادن و امربه معروف و نهى ازمنكر وظيفه اى همگانى است . بديهي است انجام وظايف اخلاقي و معنوي دخالت در امور داخلي كشور ديگر‏ ‏محسوب نمى شود.
 
ازدولت چين انتظار مى‎رود كه از اين راه اشتباه برگردد و ضمن مجازات مسببين اين جنايت هر چه زودتر افراد بازداشت شده‏ ‏را آزاد نمايد و خسارات وارده به مردم را جبران كند.

‏ ‏اميدوارم شهداى مظلوم اين حادثه بزرگ مورد رحمت حق تعالى قرار گيرند و بازماندگان آنان با صبر و استقامت مصداق‏ ‏اين آيه شريفه قرآن قرار گيرند كه " انما يوفى الصابرون اجرهم بغير حساب ".
‏                                                            ‏والسلام عليكم و رحمة الله وبركاته
                                                             ‏‏۱۳۸۸/۴/۲۲‏‏‏ قم - حسينعلى منتظرى
  نوشته شده در  88/04/23   توسط احمد رضائی  | 
‏پاسخ هاى فقهى - سياسى آيت الله العظمى منتظرى به پرسش هاى حجة الاسلام والمسلمين دكتر محسن كديور‏
 
                                          ‏بسم الله الرحمن الرحيم
‏محضر مبارك فقيه متأله ، علامه مجاهد، شيخنا الاستاد، آيت الله‏ ‏العظمى منتظرى دام ظله
‏ ‏سلام عليكم
‏ ‏ميلاد مسعود مولاى متقيان ، امام مظلومان ، اسوه عدالت جويان و سرور‏ ‏آزادى خواهان على بن ابى طالب (عليه الاف التحية والسلام ) را به آن عالم ربانى‏ ‏تبريك و تهنيت عرض مى‎كنم .
‏ ‏اين عيد سعيد را در شرايطى برگزار مى‎كنيم كه دهها پيرو آن امام همام در‏ ‏اعتراض مسالمت آميز به حق كشى هاى حكومت ايران ، شهيد و صدها نفر‏ ‏مجروح و هزاران نفر بازداشت و زندانى شده اند. تأسف بار آن كه اين همه تجاوز‏ ‏به حقوق مشروع مردم به نام اسلام و تشيع صورت گرفته است . سوگوارانه از نام‏ ‏سبز على (علیه السلام ) خرج مى‎كنند و به راه سياه معاويه مى‎روند.
‏ ‏از محضر شما آموخته ام كه اشاعه معارف قرآنى ، تعاليم نبوى و احكام اهل بيت‏ ‏بهترين راهكار مبارزه با ظلم و جور در هر شرايطى است . اينك به مقتضاى حال‏ ‏و براى روشن نگاه داشتن كورسوى "اميد" در دلهاى پاك نسل جوانى كه از‏ ‏متوليان رسمى به نام اسلام قساوت ديده ، به نام تشيع خرافات شنيده ، و روح و‏ ‏روانشان از اين همه دروغ و ريا و خيانت در امانت زخمى و خسته است ، به در‏ ‏خانه اى آمده است كه خانه اميد ملت مظلوم ايران است و ياد مجاهدت ها و دفاع‏ ‏جانانه شما از حقوق به تاراج رفته ملت - به ويژه در ۱۳ رجب سال ۱۳۷۶-۱۴۱۸ و بيش‏ ‏از پنج سال حبس خانگى متعاقب آن - هرگز از حافظه تاريخى اش محو نمى شود.‏ ‏بر اين شاگرد كوچك خود منت بگذاريد و با پاسخ به اين پرسشهاى شرعى در‏ ‏اين ظلمتكده روزنى به نور بگشاييد. اين پرسش ها، پرسش هاى مردم رشيد و‏ ‏مظلوم ايران از پيشوايان دينى شان است .
‏ ‏از اين كه با صرف وقت گرانبهاى خود - علاوه بر اين كه به شكوفايى فقه "عدالت‏ ‏محور" اهل بيت (علیه السلام ) يارى كرده ، از سقوط آن در ورطه فقه اشعرى "امنيت محور"‏ ‏توجيه گر ظلم ممانعت مى‎كنيد - براى مومنان تشنه حق در اين شرايط خطير ارائه ‏ ‏طريق مى‎فرماييد، صميمانه سپاسگزارم . اميدوارم اين شاگرد كوچكتان را در اين‏ ‏كنج غربت از دعاى خير فراموش نفرماييد.
‏                                                                                         ‏عزت عالى مستدام باد
‏                                                                                      ۱۴تير ۱۳۸۸ - محسن كديور

‏سوال ۱ - تصدى مناصبى كه بر اساس قانون لازم الرعاية - شرط ضمن عقد‏ ‏خدمت كليه متصديان خدمات عمومى - مشروط به شرايطى الزامى از قبيل‏ ‏عدالت ، امانتدارى ، تدبير و برخوردارى از رأى اكثريت مردم است ، پس از‏ ‏سقوط شرايط و احراز مكرر صفات متضاد به نحو شياع و در حد اطمينان‏ ‏قريب به يقين ، چه حكمى دارد؟

‏ ‏
                                                        بسم الله الرحمن الرحيم
                                          ‏(و سيعلم الذين ظلموا اى منقلب ينقلبون )

‏جناب مستطاب حجة الاسلام والمسلمين آقاى دكتر محسن كديور دامت‏ ‏بركاته
‏پس از سلام و تحيت و تبريك متقابل . پاسخ تفصيلى سوالات جنابعالى فرصت‏ ‏بيشترى مى‎طلبد، ولى اجمالا به پاسخ هايى اشاره مى‎شود:

‏ج ۱ - از بين رفتن هريك از شرايط مذكور در سوال كه شرعا و عقلا در صحت و‏ ‏مشروعيت اصل توليت و تصدى امور عامه جامعه دخيل است خود به خود و‏ ‏بدون حاجت به عزل ، موجب سقوط قهرى ولايت و تصدى امر اجتماعى و عدم‏ ‏نفوذ احكام صادره از سوى آن متولى و متصدى مى‎گردد، و اما شرايطى غير از آن‏ ‏شرايط كه شرعا و عقلا در صحت و مشروعيت اصل توليت و‏ ‏تصدى آن امور معتبر نيست ولى طرفين يعنى متولى و متصدى و مردمى كه او‏ ‏متولى و متصدى كار آنها گرديده بر آن ميثاق بسته و تعهد نموده اند، تخلف از‏ ‏اين گونه شرايط موجب خيار تخلف شرط شده و مردم مى‎توانند متصدى و متولى‏ ‏را به واسطه تخلف از شرط از منصبش عزل نمايند. ولى سقوط عدالت ، امانتدارى‏ ‏يا برخوردارى از رأى اكثريت و تأييد مستمر از ناحيه آنان كه از شروط‏ ‏مشروعيت توليت و زمامدارى است موجب مى‎شود كه پس از سقوط آنها،‏ ‏اصولى مانند حمل بر صحت و اصالت برائت درباره كارهاى متصدى در امور‏ ‏جامعه كه فاقد شرط گرديده جارى نشود، بلكه وى بايد براى اثبات عدم تخلف‏ ‏از شرع و قانون و احقاق حقوق مردم و بقاء بيعت اكثريت مردم با او، بينه اى معتبر‏ ‏و دليلى معقول براى مردم بياورد و آنان را راضى كند. و در موارد اختلاف در‏ ‏پيشگاه داورى آزاد، عادل و بى طرف و كاملا مستقل از حاكميت ادعاى خود را به‏ ‏اثبات رساند. و داورى هر نهادى كه زير نفوذ يا وابسته به او باشد شرعا و عقلا‏ ‏حجت نمى باشد.
‏ ‏
‏ ‏سوال ۲- وظيفه شرعى مردم در قبال چنين متصديانى - كه على رغم‏ ‏امربه معروف و نهى ازمنكر مكرر ناصحان و مشفقان بر اعمال خلاف شرع‏ ‏خود اصرار دارند - چيست ؟
‏ ‏ج ۲ - همانگونه كه گفته شد متصديانى كه شرعا و عقلا توليت و تصدى امر‏ ‏اجتماعى را از دست داده اند، خود به خود از مقام خود معزولند و تصدى آنان‏ ‏هيچ گونه مشروعيتى ندارد; و چنانچه به زور يا فريب و تقلب بر آن منصب‏ ‏بمانند، مردم بايد عدم مشروعيت و مقبوليت آنها را در نزد خود و بركنارى آنان از‏ ‏آن منصب را با رعايت مراتب امربه معروف و نهى ازمنكر و حفظ ترتيب "الاسهل‏ ‏فالاسهل و الانفع فالانفع " و انتخاب مفيدترين و كم هزينه ترين راه ممكن ابراز‏ ‏داشته و بخواهند. بديهى است كه اين وظيفه اى همگانى مى‎باشد كه هر كس را‏ ‏اعم از خواص و عوام جامعه به اندازه آگاهى و توانايى كه دارد فرامى خواند و‏ ‏كسى نمى تواند به بهانه اى از عمل به آن شانه خالى كند، و خواص جامعه كه از‏ ‏همه به شرع و قانون آگاهتر و تواناترند و از نفوذ كلمه و اعتبار بيشترى‏ ‏برخوردارند مسئوليتى خطيرتر دارند و بايد با اتحاد و همفكرى و ايجاد احزاب و‏ ‏تشكيلات و تجمعات خصوصى و عمومى به ديگران اطلاع رسانى كرده و راه‏ ‏چاره را به آنها بنمايانند.
‏ ‏مولا اميرالمومنين (علیه السلام) در وصيت آخرشان فرمودند: "لا تتركوا الامر بالمعروف و‏ ‏النهى عن المنكر فيولى عليكم شراركم ثم تدعون فلا يستجاب لكم " (نهج البلاغه ،‏ ‏نامه ۴۷). حاكميت و تسلط اشرار نتيجه طبيعى ترك امربه معروف و نهى از منكر‏ ‏است ، زيرا آنان از فرصت ها سوء استفاده مى‎كنند.
‏ ‏
‏سوال ۳ - آيا ارتكاب معاصى كبيره ذيل و اصرار بر آنها به سلب "ملكه ‏ ‏عدالت " و تحقق "ملكه جور" منجر مى‎شود يا خير؟
‏الف - آمريت و تسبيب در قتل نفوس محترمه .
‏ ‏ب - آمريت و تسبيب اقوى از مباشرت در ارعاب و اخافه مسلحانه و ضرب و‏ ‏جرح مردم بيگناه در شوارع .
‏ ‏ج - ممانعت قهرآميز از اقامه فريضه امربه معروف و نهى ازمنكر و نصيحت به‏ ‏ائمه مسلمين از طريق انسداد كليه مجارى عقلانى و مشروع اعتراض‏ ‏مسالمت آميز.
‏د - سلب آزادى و حبس آمران بالمعروف و ناهيان عن المنكر و ناصحان ، و‏ ‏اعمال فشار براى گرفتن اقرار بر امور خلاف واقع از آنها.
‏ه- ممانعت از اطلاع رسانى و سانسور اخبار كه مقدمه واجب انجام فريضه ‏ ‏امربه معروف و نهى ازمنكر و نصيحت به ائمه مسلمين است .
‏ ‏و - افترا به معترضان خواهان اجراى عدالت مبنى بر اين كه "هر كه با‏ ‏متصديان امور مخالف است مزدور اجنبى و جاسوس خارجى است ".
‏ ‏ز - كذب و شهادت دروغ و گزارشهاى خلاف واقع در امور مرتبط با‏ ‏حق الناس .
‏ ‏ح - خيانت در امانت ملى .
‏ط - استبداد به رأى و بى اعتناى به نصيحت ناصحان و تذكر عالمان .
‏ ‏ى - ممانعت از تصرف مالكان شرعى در ملك مشاع سرنوشت ملى .
‏ك - وهن اسلام و شين مذهب از طريق ارائه چهره اى بسيار خشن ،‏ ‏غيرمعقول ، متجاوز، خرافى و استبدادى از اسلام و تشيع در جهان .
‏ ‏ج ۳ - ارتكاب همه معاصى نامبرده يا اصرار بر برخى از آنها از بارزترين و‏ ‏گوياترين شواهد فقدان ملكه عدالت و از مصاديق آشكار ظلم و بى عدالتى است .‏ ‏به راستى اگر اين گونه معاصى موجب فسق و خروج آشكار از عدالت در نگاه‏ ‏عموم نباشد، پس چه معصيتى است كه انجام آن گواه ستم و بى عدالتى در انظار‏ ‏همگان است ؟!
‏ ‏و روشن است كه هرگونه معصيتى به ويژه چنان معاصى نامبرده در صورتى كه در‏ ‏قالب دين ، عدالت و قانون انجام گيرد مفسده اى افزون دارد و بيشتر موجب‏ ‏خروج از عدالت شده و داراى مجازات دنيوى و اخروى شديدترى خواهد بود;‏ ‏زيرا اين گونه ارتكاب معصيت علاوه بر مفسده خود معصيت مفسده فريبكارى و‏ ‏مفسده تخريب چهره دين ، عدالت و قانون را نيز در بر دارد.
‏ ‏و در مواردى كه كارهايى به نظر متصديان حاكميت ، عادلانه و مشروع و به نظر‏ ‏عده زيادى از مردم ، نامشروع و مصداق فسق و ظلم و تضييع حقوق مى‎باشد،‏ ‏بايد نظر و قضاوت داوران عادل و بى طرف و مرضى الطرفين ملاك قرار گيرد.
‏ ‏
‏سوال ۴ - آيا تمسك به جملاتى از قبيل "حفظ نظام از اوجب واجبات است "‏ ‏مجوز تجاوز به حقوق مشروع مردم و زير پانهادن بسيارى از ضوابط اخلاقى‏ ‏و محكمات شرعى از قبيل صداقت و امانتدارى است ؟ آيا به بهانه حفظ‏ ‏"مصلحت نظام " مى‎توان از اجراى اصل اصيل "عدالت " - كه صفت مميز فقه‏ ‏سياسى تشيع در طول تاريخ بوده است - صرف نظر كرد؟ اگر برخى‏ ‏متصديان ، مصلحت نظام را با مصلحت شخصى خود اشتباه گرفته باشند و بر‏ ‏تشخيص خطاى خود اصرار كنند، وظيفه شرعى مومنان چيست ؟
‏ ‏ج ۴- حفظ نظام به خودى خود نه موضوعيت دارد و نه وجوب آن وجوب‏ ‏نفسى مى‎باشد; به ويژه اگر مقصود از "نظام " شخص باشد. نظامى كه گفته مى‎شود:‏ ‏"حفظ آن از اوجب واجبات است " نظامى است كه طريق و مقدمه و بر پا كننده ‏ ‏عدل و اجراء فرائض شرعى و مقبولات عقلى باشد و وجوب حفظ آن هم تنها‏ ‏وجوب مقدمى خواهد بود. بنابراين با توجه به اين نكته ، تمسك به جمله "حفظ‏ ‏نظام از اوجب واجبات است " به هدف توجيه و صحه گذارى بر امور متصديان و‏ ‏كارگزاران و عدالت نمايى كار آنان براى ديگران در حقيقت تمسك به عام در‏ ‏شبهه مصداقيه و ميان دعوا نرخ تعيين كردن و تنها به قاضى رفتن است ; كه اگر‏ ‏چنين تمسكى از روى ناآگاهى باشد بايد طبق مراتب امربه معروف و نهى ازمنكر‏ ‏با آن معامله نمود.
‏ ‏از طرف ديگر بديهى است كه با كارهاى ظالمانه و خلاف اسلام نمى توان نظام‏ ‏اسلامى را حفظ يا تقويت نمود، زيرا اصل نياز به نظام براى اجراى عدالت و‏ ‏حفظ حقوق ، و در يك كلمه اجراى احكام اسلامى است ; پس چگونه متصور‏ ‏است با ظلم و جور و كارهاى خلاف اسلام ، نظام عادلانه و اسلامى را حفظ و‏ ‏تقويت نمود؟ حاكميتى كه بر اساس چماق و ظلم و تجاوز به حقوق ديگران و‏ ‏تصرف غاصبانه و تغيير در آراء آنان و كشتن و بستن و بازداشت و شكنجه هاى‏ ‏قرون وسطى و استالينى و ايجاد خفقان و سانسور روزنامه ها و اخلال در وسائل‏ ‏ارتباطى و زندانى كردن عقلاء و نخبگان جامعه به بهانه هاى واهى و تحميل‏ ‏اعتراف به امور خلاف واقع به ويژه در زندان نزد شرع و عقل و عقلاء جهان‏ ‏محكوم و بى ارزش است ، و بر حسب اخبار معتبره وارده از اهل بيت عصمت و‏ ‏طهارت (علیه السلام ) اقرار و اعتراف در زندان يك ذره اعتبار شرعى و قانونى ندارد و‏ ‏نمى تواند ملاك حكم باشد. (وسائل ، كتاب الاقرار، باب ۴; و ابواب حد السرقة ،‏ ‏باب۷).
‏مردم رشيد ايران نيز از حقيقت اين اعترافات كه نمونه هاى آنها در تاريخ‏ ‏حكومت هاى فاشيستى و كمونيستى ثبت است كاملا آگاه مى‎باشند و مى‎دانند اين‏ ‏اعترافات و مصاحبه هاى ساختگى تلويزيونى با زور و شكنجه و تهديد در جهت‏ ‏پنهان نمودن ظلم ها و بى عدالتى ها و تحريف چهره اعتراضات مسالمت آميز و‏ ‏قانونى مردم ، از فرزندان به بند كشيده آنان گرفته مى‎شود.
‏ ‏و مسئولين مربوطه بدانند كه آمر و متصدى و مباشر گرفتن اين گونه اعترافات و‏ ‏مصاحبه هاى دروغ گناهكار و مجرمند و شرعا و قانونا مستحق تعزير خواهند بود.‏ ‏كشور متعلق به مردم است نه مال من و شما، و تصميم از ناحيه آنان مى‎باشد، و‏ ‏متصديان امور خدمتگزار مردم مى‎باشند. مردم بايد بتوانند با تجمعات آزادانه و‏ ‏تبليغات كتبى و شفاهى از حقوق خويش دفاع كنند. شاه هنگامى صداى انقلاب‏ ‏مردم را شنيد كه ديگر دير شده بود. اميد است متصديان امور نگذارند به آنجا‏ ‏برسد، بلكه هرچه زودتر در برابر خواسته هاى ملت خويش انعطاف پيدا كنند،‏ ‏جلو ضرر را از هرجا بگيريم به نفع خواهد بود.
‏ ‏
‏سوال ۵ - امارات شرعى "ولايت جائر" چيست و علماى اعلام (اعلى الله‏ ‏كلمتهم ) و نيز مكلفان در قبال بروز آن چه وظيفه اى دارند؟
‏ ‏ج 5 - جور، مخالفت عمدى با احكام شرع و موازين عقل و ميثاقهاى ملى است‏ ‏كه در قالب قانون در آمده باشد; و كسى كه متولى امور جامعه است و بدين گونه‏ ‏مخالفت مى‎ورزد جائر و ولايتش جائرانه است ; و تشخيص چنين ولايتى در‏درجه اول برعهده خواص جامعه يعنى عالمان دين آشنا و مستقل از حاكميت و‏ ‏انديشمندان جامعه و حقوقدانان و آگاهان از قوانين مى‎باشد كه هم به احكام و‏ ‏موازين عقل و قوانين حاكم آشنايند و هم با قرائن و شواهد اطمينان آور به‏ ‏مخالفت عمدى با آنها پى برده و مى‎توانند آن را مستدل كنند. مشروط بر اين كه از‏ ‏هرگونه نفوذ حاكميت و ملاحظات خطى و سياسى آزاد و مستقل باشند.
‏ ‏و دردرجه دوم برعهده عموم مردم است كه به اندازه آگاهى خود از آن احكام و‏ ‏قوانين و با مرتكزات دينى و عقلى خود و رو در رويى مستقيم با موضوعات و‏ ‏مشكلات دينى ، فرهنگى ، اقتصادى ، سياسى ، مخالفت عمدى حاكمان را با شرع‏ ‏و قانون لمس كرده و احساس نمايند.
‏ ‏بالاخره به طور اجمال عدالت يا بى عدالتى حاكمان امرى ملموس در جامعه و‏ ‏آثار آن نمايان است ، و چهره در نقاب ندارد. و هر كس به هر مقدار آگاهى و توان‏ ‏در مقابل بى عدالتى ها و تضييع حقوق مردم مسئوليت دارد و بايد ديگران را هم‏ ‏آگاه كرده و هم با در نظر گرفتن شرايط موجود و حفظ مراتب امربه معروف و نهى‏ ‏از منكر راهكار ارائه دهد.
‏ ‏چون نمى شود و نمى توان باور كرد كه انسانى عدالتخواه باشد ولى در راه آن‏ ‏گامى برندارد يا هراس داشته يا خود و ديگران را با تسويل و آراستن كوتاهى‏ ‏خود يا تسويف و امروز و فردا كردن و يا به بهانه نداشتن قدرت سرگرم كند.‏ ‏ترس از مخلوق شرك بالله العظيم است و تسويل و تسويف هم ضلال و‏ ‏اضلال .
‏ ‏سيره اولياى معصومين (علیهم السلام ) نيز تلاش در راه عدالت اجتماعى بود; و اگر آنها تنها‏ ‏به امور فردى اسلام همت و اكتفاء داشتند اين همه ظلم و ستم بر آنان و به بند و‏ ‏حصار كشيدن و تحت مراقبت قراردادن و در نهايت به شهادت رساندن آنان‏ ‏براى چه بود؟! خداوند از عالمان بخصوص عالمان دين ميثاقى غليظ گرفته كه در‏ ‏مقابل ظلم سكوت نكنند "اخذ الله على العلماء ان لا يقاروا على كظة ظالم و لا‏ ‏سغب مظلوم " (نهج البلاغه / خطبه ۳). البته عمل به اين ميثاق همانگونه كه ثوابى‏ ‏عظيم دارد هزينه اى سخت هم خواهد داشت . (أحسب الناس ان يتركوا أن يقولوا‏ ‏آمنا و هم لا يفتنون . و لقد فتنا الذين من قبلهم فليعلمن الله الذين صدقوا و ليعلمن‏ ‏الكاذبين ) (عنكبوت / ۲ و ۳).
‏ ‏به هوس راست نيايد به تمنى نشود
‏ ‏اندر اين راه بسى خون جگر بايد خورد
‏                                                                               ‏ان شاء الله موفق باشيد
‏                                                                         ‏۱۷ رجب ۱۴۳۰ - ‏۱۳۸۸/۴/۱۹‏‏
                                                                           ‏قم المقدسة - حسينعلى منتظرى
  نوشته شده در  88/04/20   توسط احمد رضائی  | 
                      ‏پاسخ آيت الله العظمى منتظرى به نامه دختر دكتر سعيد حجاريان ‏

‏            
‏نامه خانم زينب حجاريان :
‏بسم الله الرحمن الرحيم
‏محضر مبارك مرجع عاليقدر آيت الله العظمى منتظرى
‏ ‏با سلام و عرض تبريك به مناسبت ايام ولادت امام على (عليه السلام )،‏ ‏مولاى متقيان ، پيشواى عدالت طلبان و آزادى خواهان و امام مظلومان و‏ ‏ستمديدگان .
‏ ‏اين روزها دستهاى استغاثه و التجاء به درگاه پروردگار عالم گشوده شده‏ ‏است و خلقى پريشان از نامهربانى ها شكوه به درگاه معبود مى‎برند، كه " و‏الى الله المشتكى ". من نيز درهر نماز و دعايى پيكر بيمار و رنجور پدرم دكتر‏ ‏سعيد حجاريان را به ياد مى‎آورم كه پس از سوء قصد ده سال قبل همين‏ ‏سلامتى نسبى خود را مديون دعاى ملت شريف ايران است ، و گويا مى‎بينم‏ ‏كه در سلول انفرادى به نماز نشسته است ، او را كه به واسطه اصابت گلوله ‏ ‏اشقيا به مخچه و نخاعش ياراى ايستاده نماز خواندن نيست ، و مى‎دانم كه‏ ‏لكنتى غريب گريبانش را مى‎گيرد آنگاه كه مى‎كوشد حروف را به درستى‏ ‏ادا كند. انگشت هاى بى حس او توانايى برداشتن قرص هايش را ندارد،‏ ‏نمى دانم آيا كسى هست كه داروها و قرص هاى رنگارنگ او را به موقع‏ ‏بدهد؟ او براى نوشيدن جرعه اى آب به كمك نياز داشت ، نمى دانم آيا‏ ‏مى‎تواند پس از ساعتها بازجويى آبى بنوشد و گلويى تازه كند؟ مردم او را‏ ‏به نام سعيد مى‎شناسند ولى مادرش او را عباس صدا مى‎زند، بى اختيار به‏ ‏ياد جانباز كربلا، باب الحوائج حضرت ابوالفضل العباس مى‎افتم .
‏ ‏رندان تشنه لب را آبى نمى دهد كس
‏ ‏گويا ولى شناسان رفتند از اين ولايت
‏ ‏بيش از دو هفته است كه پدرم را بدون هيچ اتهامى بازداشت كرده اند.‏ ‏اصلاً مگر اين بدن مجروح و ناتوان مى‎تواند جرمى مرتكب شود؟ همه‏ ‏مى‎دانند كه پدرم سالهاست در حاشيه دنياى سياست قرار گرفته و براى‏ ‏سياستمداران تنها نمادى معنوى به شمار مى‎رود. پس چگونه مى‎تواند‏ ‏تأثيرى در تحولات داشته باشد تا جرمى از آن پديد آيد؟ انگار از اين بدن‏ ‏رنجور هم نمى گذرند. تاكنون نه اتهام ايشان به وى تفهيم شده و نه از داشتن‏ ‏حق قانونى وكيل برخوردار است .
‏آن گونه كه پزشك متخصص ايشان در بيانيه رسمى اعلام نموده اند جان‏ ‏سعيد حجاريان در خطر است و ايشان نياز به مراقبت هاى فورى پزشكى‏ ‏داشته و بدون پرستارى خانواده در انجام امور شخصى و روزمره كه لازمه ‏ ‏فرائض دينى است با مشكلات جدى مواجه است ، و اينها همه در حالى است‏ ‏كه ضارب پدر
م آزادانه به ارعاب مردم مشغول است . ظاهراً مضروب‏ ‏بايد به جاى ضارب مجازات شود.
‏اين روزها جز گريستن به درگاه خدا سلاحى ندارم . امروز زينب دختر‏ ‏سعيد حجاريان فرياد تظلم و دادخواهى به بيت شما مراجع عظام آورده‏ ‏است كه به خاطر خدا هر تلاشى در توان داريد به كار گيريد تا همه مظلومان‏ ‏در بند از جمله پدرم به آغوش خانواده بازگردند، كه مراجع در سنتى هزار و‏ ‏چند صد ساله همواره ملجاء مردم بى پناه بوده اند.
      
            ‏ ‏اللهم انا نشكوا اليك فقد نبينا و غيبة ولينا و شدة الفتن بنا و تظاهر الزمان‏ ‏علينا
                                                       
‏زينب حجاريان كاشانى
‏                                                               ‏‏۱۳۸۸/۴/۱۲‏

‏                                            ‏پاسخ آيت الله العظمى منتظري :

‏               
 
‏بسمه تعالى ‏
‏با سلام و تحيت
‏دخترم ; نامه پر رنج و سوزانت را خواندم و از غم و اندوه مظلومان بيش از پيش‏ ‏برآشفتم . به راستى هيچ روزگارى تلخ تر و اندوهناك تر از روزگار سيطره ظالمان‏ ‏متظاهر به دين بر مظلومان ديندار، و تسلط قانون گويان قانون گريز و قانون ساى بر‏ ‏قانون گرايان قانون خواه نيست ; كه با بى اخلاقى تمام ، زهر هلاهل ستم و‏ ‏بى قانونى را با ظرف بلورين و پاك دين ، عدالت و قانون در كام تشنه مظلوم و‏ ‏حق خواه ريخته و چنين مى‎نمايند كه جز تحقق دين ، عدل و قانون را‏ ‏نمى خواهند.

‏دخترم ; در تاريخ ، اين قبيل نامردمان بسيار بوده اند. فرعون گفت : " بگذاريد موسى‏ ‏را بكشم و پروردگارش را بخواند، چون من مى‎ترسم كه دين شما را دگرگون كند‏ ‏و يا در زمين فساد و تباهى را آشكار نمايد." (و قال فرعون ذرونى أقتل موسى‏ ‏وليدع ربه انى أخاف أن يبدل دينكم أو أن يظهر فى الارض الفساد ، مومن / ۲۶)‏ ‏و هم اينان سيدالشهداء(علیه السلام ) و اصحاب او را به نام حاكميت دين و اتهام خروج بر‏ ‏حاكميت دينى با رقت بارترين حال به شهادت رسانده و خاندانش را با همين مكر‏ ‏به اسارت كشيدند. (ولا يحيق المكر السيى الا باهله ، فاطر/ ۴۳).
‏عجبا! كه اينان نه از سرگذشت گذشتگان عبرت مى‎آموزند و نه از پند ناصحان‏ ‏بهره مى‎برند.
 اينجانب در سالهاى متمادى بارها و بارها به اشكال مختلف بر‏ ‏خطرى كه اينك بيش از گذشته در حال وقوع است هشدار داده ام ولى :
‏هزار حيله برانگيخت حافظ از سر مهر
‏ ‏بدان هوس كه شود آن حريف رام و نشد

‏هنوز هم از سر مهر خطاب به متصديان امر اين آيات شريفه قرآن كريم را تلاوت‏ ‏مى‎كنم :
( و قال رجل مومن من آل فرعون يكتم ايمانه أتقتلون رجلا أن يقول ربى‏ ‏الله و قد جائكم بالبينات من ربكم و ان يك كاذبا فعليه كذبه و ان يك صادقا‏ ‏يصبكم بعض الذى يعدكم ان الله لا يهدى من هو مسرف كذاب . يا قوم لكم‏ ‏المل اليوم ظاهرين فى الارض فمن ينصرنا من بأس الله أن جأنا قال فرعون ما‏ ‏أريكم الا ما أرى و ما أهديكم الا سبيل الرشاد. و قال الذى امن يا قوم انى اءخاف‏ ‏عليكم مثل يوم الاحزاب . مثل دأب قوم نوح و عاد و ثمود والذين من بعدهم و ما‏ ‏الله يريد ظلما للعباد. و يا قوم انى أخاف عليكم يوم التناد. يوم تولون مدبرين ما‏ ‏لكم من الله من عاصم و من يضلل الله فما له من هاد، مومن / ۲۸ - ۳۳).
‏ ‏و از آنان مى‎خواهم پيش از اينكه دير شود و با مردم بيش از اين فاصله بگيرند و‏ ‏دچار عاقبت سنت الهى استدراج و آثار وضعى گفته ها و كرده هاى خويش شوند،‏ ‏به راه مستقيم بازگردند و بيش از اين با آبروى اسلام و تشيع بازى نكنند و حقوق‏ ‏اقشار معترض را تضييع ننمايند و با عدل و ملاطفت ماندگار شوند.

‏دخترم ; پدرت و ساير زندانيان سياسى كه اين روزها به بند كشيده شده و براى‏ ‏گرفتن اعترافات دروغ و خلاف واقع زير شكنجه و فشار قرار گرفته اند چشم و‏ ‏چراغ ملت رشيد ما مى‎باشند و شما خانواده هاى عزيز آنان با صبر و بردبارى و‏ ‏تدبير علاوه بر اين كه نزد خداى متعال اجر و پاداش بى حساب صابران را داريد،‏ ‏مى‎توانيد مظلوميت آنان را به دنيا ثابت نماييد; (انما يوفى الصابرون اجرهم بغير‏ ‏حساب ، زمر/۱۰).
‏اميدوارم هرچه زودتر مسئولين كشور در سياست خشونت بار خود تجديدنظر‏ ‏نموده و براى جلب رضايت عامه و بخصوص اقشار وسيعى كه در آراء آنان‏ ‏تقلب شده متنبه شده و خطاهاى گذشته را جبران نمايند.
                             
                                                     ان اريد الا الاصلاح  وما‏ ‏توفيقى الا بالله             ‏                                                                   ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته ‏
                                                                                ۱۸تير ماه۱۳۸۸
                                                                               ‏حسينعلى منتظرى ‏
 
  نوشته شده در  88/04/20   توسط احمد رضائی  | 

    پیام حضرت آیت الله العظمی منتظری در اعتراض به عملکرد نامناسب مسئولان و سرکوب مردم

                                     

                                             بسم الله الرحمن الرحیم

                               (الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم)

ملت بزرگوار و فهیم ایران

سلام و تحیّت به پیشگاه شما مردم غیوروفداکار، که یک بار دیگر همچون گذشته های پر افتخار تان در صحنه سیاسی واجتماعی کشور،رشادت و بلوغ فکری خویش را به اثبات رساندید وبرای احقاق حقوق از دست رفته خود، صبورانه سختیها را تحمل نمودید؛ ولی مسئولین اموربا آن که به یقین می دانند که همه منصب ومقامشان ثمره جانفشانی ها وازخود گذشتگی های شما ملت عزیز و بزرگوار است، با کمال تأسف در برابر خواسته به حق شما مردم عزیز روش هایی اتخاذ نموده و به اعمالی دست زدند که در باورهیچ انسان منصفی نمی گنجد.

اینجانب که در حد توان خویش، در مبارزات علیه رژیم گذشته و برقراری جمهوری اسلامی نقش داشته ام، ضمن اظهار تأسف و ناراحتی از این برخوردها و رفتارهای چند روز گذشته، در برابر مردم احساس شرمندگی می نمایم و صراحتاً اعلام می دارم که اسلام عزیز و سیره نبوی و منش علوی با رفتار حاکمان فعلی تفاوتی آشکار دارد. این برخوردها و سیاستها که زیر لوای حاکمیت دینی انجام می شودبه یقین موجب بدبینی اقشاروسیعی از مردم به اصل اسلام و حاکمیت دینی خواهد شد و زحمات ارزشمند علمای اسلام را از بین خواهد برد.

در کشور و نظامی که به اسلامیت و شیعه بودن خویش می بالد چگونه درمنظر ومرآی جهانیان و پس از گذشت فقط سی سال از پیروزی انقلاب و در حالی که هنوز توده های مردم صحنه های پایانی رژیم گذشته را به یاد دارند، تهران و برخی شهرهای بزرگ دیگر را به یک پادگان بزرگ تبدیل کرده اند و با سیاست های غلط خود برادران نظامی و انتظامی را در مقابل مردم قرار داده اند و با راه انداختن مأموران لباس شخصی که خاطره چماقداران شاه را در اذهان تداعی می کند، ناجوانمردانه به جان جوانان و مردان و زنان این مرز و بوم تاخته و آنها را به خاک و خون می کشند! با انحصاری نمودن تمامی امکانات رسانه ای و تبلیغاتی ، روشنفکران و فرهیختگان و دانشجویان که همگی چشم و چراغ و فرزندان این ملت اند را وابسته به اجانب می خوانند و هر روز به بهانه ای واهی آن ها را دستگیر و زندانی می نمایند. اینان سرمایه های این مملکت اند . چرا آمار فرار مغزها از کشور تا این میزان بالاست؟ آیا این گونه برخورد با مسائل موجب وهن اسلام و تشیع نمی شود؟! آیا روش و سیره پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) و حضرت علی (علیه السلام ) که ما افتخار پیروی ازآنان را داریم همین گونه بوده است؟! رسول بزرگوار اسلام  و امیر مؤمنان هیچگاه مخالفان خود را دشنام نداده و به آنان تهمت نزدند، آنان را به شمشیر ساکت ننموده و سیاست ناپسند و نابخردانه خودی و غیرخودی را در مورد مسلمین پیاده ننمودند. این که عده ای نسبت به حکومت خودی بوده و بتوانند دست به هر جنایتی بزنند، به خوابگاه دانشجویان حمله نموده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده و از طبقه بالا به پایین پرتاب کنند، قتل های زنجیره ای را انجام دهند و فرهیختگان این ملت را وحشیانه ترور نمایند و از مجازات مصون باشند، با هیچ دین و آئینی سازگار نیست ، خصوصاً با شریعت مقدس اسلام که پیغمبر آن (رحمة ً للعالمین) است و جانشین برحق او به خاطر درآوردن خلخال از پای زن یهودیه می فرماید اگر کسی از این غصه بمیرد بر او ملامتی نیست.

اینجانب برای کلیه شهدا مخصوصاً شهیدان چند روز گذشته علوّ درجات و برای بازماندگان غمدیده آنان صبر جمیل و اجر جزیل از خداوند متعال خواهانم.

توصیه من به ملت عزیز و بزرگوار ایران آن است که در کمال متانت و آرامش با آگاهی کامل خواسته های منطقی و برحق خویش را پیگیری نمایند. به مسئولین وسردمداران حکومتی سفارش می کنم که با برخوردهای تند و غیرعقلایی بیش از این موجب بی اعتمادی ملت به آنان و جدایی مردم از نظام نگردند و با دست برداشتن از لجاجت و اظهارات و عقاید اشتباه و تنگ نظری، بین خود و مردم تفرقه ایجاد نکنند و نسبت به اشتباهات انجام شده از مردم عذرخواهی نمایند، و با تشکیل هیأتی بی طرف و دارای اختیارات تام، انتخابات اخیر را به سرانجامی قابل قبول برسانند و باور داشته باشند که مقامات دنیوی پایدار نبوده و ارزشی ندارد و آیه شریفه ( تلک الایام نداولها بین الناس ) را آویزه گوش کنند. اگر مردم شریف امروز خواسته های به حق خود را در اجتماعات آرام مطرح نکنند و مظلومانه سرکوب شوند عقده هایی شکل خواهد گرفت که ممکن است بنیان هر حکومتی را هر چند مقتدر باشد برکند.

در پایان حقیقت مرگ و قیامت را به خود و همگی افراد گوشزد نموده و از خداوند متعال می خواهم که توفیق ایمان و باور به ( انا لله و انا الیه راجعون ) را به همه ما عنایت بفرماید. آمین رب ّ العالمین .

                                              والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

                                                          ۳ تیر ماه ۱۳۸۸

                                                         حسینعلی منتظری

                                                                                                                                     

  نوشته شده در  88/04/05   توسط احمد رضائی  | 
                                                        ‏بسم الله الرحمن الرحيم

‏(لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم )‏
 
 ‏ملت شريف و مظلوم ايران
‏ ‏ضمن سلام و تحيت - در روزهاى اخير شاهد تلاش و حضور پرشور و‏‏ايثارگرانه شما برادران و خواهران عزيز و بزرگوار، از زن و مرد، پير و جوان و‏ ‏تمامى اقشار در صحنه تبليغات انتخابات دوره دهم رياست جمهورى‏ ‏بودم .
‏در اين ايام قشر جوان با روحيه اميد و براى رسيدن به خواسته هاى به حق‏ ‏خود به صحنه آمدند و شب و روز براى روز موعود لحظه شمارى كردند، و‏ ‏اين فرصت بسيار مناسب و خوبى براى مسئولين نظام بود تا موقعيت را‏ ‏مغتنم شمرده و بتوانند بهترين رابطه دينى ، عاطفى و ملى را با قشر عظيم‏ ‏نيروى جوان و بقيه اقشار برقرار نمايند.

‏اما متأسفانه از اين بهترين فرصت بدترين استفاده شد. با اعلام نتايجى كه‏ ‏هيچ عقل سليمى آن را نمى پذيرد و بر اساس شواهد موثق تغييرات‏ ‏عمده اى در آراى مردم داده شده است و به دنبال آن در پى اعتراض برخى از‏ ‏اقشار مردم به اين نحو عملكرد، در جلوى چشم همين مردم كه بار سنگين‏ ‏پيروزى انقلاب و هشت سال جنگ تحميلى را بر دوش خود حمل نمودند و‏ ‏با دست خالى در برابر گلوله هاى رژيم شاهنشاهى و توپ و تانك دشمن‏ ‏مقاومت كردند، و در جلوى چشم جهانيان و در حضور دوربين هاى‏ ‏خبرنگاران داخلى و خارجى به جان فرزندان اين مردم و اين مملكت افتاده‏ ‏و با شدت و خشونت كامل با زنان و مردان بى دفاع و دانشجويان عزيز‏ ‏برخورد كرده و آنها را سركوب و مضروب و دستگير نمودند; و اينك به دنبال‏ ‏تسويه حسابهاى سياسى ، با فعالان و انديشمندان و روشنفكران بر آمده و‏ ‏عده كثيرى را كه بعضا از مسئولين بلند مرتبه نظام جمهورى اسلامى بوده اند‏ ‏بى جهت دستگير و بازداشت مى‎كنند.

‏اينك بر وظيفه دينى و ملى و بر اساس آيه شريفه (و ذكر فان الذكرى تنفع‏ ‏المومنين ) و نيز با هدف خيرخواهى و آرزوى اصلاح امور، چند نكته را تذكر‏ ‏مى‎دهم :

‏1 - ويژگى يك حكومت مقتدر - چه اسلامى و يا غير اسلامى - آن است كه‏ ‏بتواند ديدگاههاى موافق و مخالف را مورد توجه قرار دهد و با شرح صدر كه‏ ‏شرط لازم حاكميت است همه اقشار حق مخالفين فكرى و سليقه اى خود را‏ ‏جذب و در امر حاكميت سهيم نمايد، نه اينكه آنان را به كلى طرد نموده و‏ ‏روز به روز بر تعداد آنان بيفزايد. من به خاطر موسوم شدن حاكميت به‏ ‏حكومت دينى خوف آن دارم كه كارها و اعمال مسئولين در نهايت باعث‏ ‏ضربه به دين و موجب خدشه در اعتقادات مردم گردد.

‏2 - در رابطه با اوضاع كنونى و مسائلى كه پس از انتخابات اخير به وجود‏ ‏آمده و بسيارى از مردم دچار تحير و بدبينى شده اند و بر اساس آموزه هاى‏ ‏دينى و اخلاقى ، از حاكمان و مسئولين مربوطه توقع دارند در چنين امر‏ ‏مهمى كه حفظ حقوق عامه مردم است و در آن نمى توان به اصالت برائت‏ ‏تمسك كرد بلكه بايستى از طريق معتبر و مرضى الطرفين و بى طرف ،‏ ‏امانتدارى حاكميت و دست اندركاران آن احراز گردد. در چنين شرايطى‏ ‏انتظار آن است كه حاكميت پاسخى مقبول و معقول بدهد و با روشهاى‏ ‏صحيح ، بدبينى و شك و شبهه مردم را برطرف نمايد; كه در غير اين صورت‏ ‏موجب بى اعتمادى بيش از پيش مردم به حاكميت شده و مشروعيت نظام و‏ ‏منتخب آن زير سوال رفته و اعتبار آن مخدوش خواهد شد. بارها تذكر داده ام‏ ‏كه آراء ملت امانتهاى مردمى و الهى هستند و حاكميتى كه بر اساس تصرف‏ ‏در آراء باشد هيچ نحو مشروعيت دينى و سياسى ندارد.

‏3 - از همه مردم به ويژه جوانان عزيز تقاضا مى‎شود كه حق خواهى خود را‏ ‏همراه با صبر و متانت دنبال كنند و با كياست و هوشيارى درصدد حفظ‏ ‏آرامش و امنيت كشور و پرهيز از هرگونه خشونت و كارهايى باشند كه چهره ‏آنان و نيز خواسته مشروع و قانونى شان را مخدوش مى‎نمايد و بهانه به‏ ‏دست افراد معلوم الحالى مى‎دهد كه خود را در ميان مردم جا زده و با ايجاد‏ ‏اغتشاش و تخريب و آتش زدن اماكن شخصى و عمومى ، قصد ايجاد فضاى‏ ‏رعب آور و امنيتى كردن كشور را دارند. لازم است ضمن حضور آگاهانه و با‏ ‏هوشيارى كامل اجازه دهند تا كانديداهايى كه حقشان تضييع شده كار‏ ‏قانونى خود را دنبال نمايند.

‏4 - به همه مسئولان و دست اندركاران و همچنين به مأمورين نظامى و‏ ‏انتظامى توصيه مى‎كنم دين خود را حفظ و آن را به دنياى ديگران نفروشند و‏ ‏توجه كنند كه عبارت "المأمور معذور" در پيشگاه خداوند متعال به هيچ وجه‏ ‏پذيرفته نيست . جوانان معترض را فرزندان خود دانسته و از برخوردهاى‏ ‏خشن و غير انسانى دست برداشته و با عبرت از سرنوشت گذشتگان ، بدانند‏ ‏كه دير يا زود عاملين ظلم به مردم از كيفر و عقوبت دنيوى و اخروى مصون‏ ‏نخواهند بود. در اين زمان نمى توان با سانسور و قطع و محدود نمودن‏ ‏امكانات ارتباطى حقايق را از ديد مردم پنهان نمود.
‏ ‏در خاتمه از خداوند متعال توفيق همگان را در خدمت به اسلام و مسلمين ،‏ ‏و نيز عزت و سربلندى ملت عزيز ايران را مسألت مى‎نمايم .
‏                                                         ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته ‏
                                                                      ‏26 خرداد 1388‏      
                                                                       ‏حسينعلى منتظرى     
  نوشته شده در  88/03/27   توسط احمد رضائی  | 
‏                                                  بسم الله الرحمن الرحيم ‏
 
               
                   
 
   ‏برادران و خواهران ، ملت عزيز ايران ايدهم الله تعالى
‏ ‏پس از سلام و تحيت ; اين روزها در رابطه با انتخابات رياست جمهورى‏ ‏پرسش هايى از اينجانب مى‎شود، لذا به نحو اختصار نكته هايى را يادآور‏ ‏مى‎شوم :
‏ ‏
‏ ‏اولاً: مسأله شركت در انتخابات امر تقليدى نيست و تشخيص با خود مردم‏ ‏است و اين جانب شخص خاصى را تعيين نمى كنم . مردم ما با رشد فكرى‏ ‏و تجربه هايى كه دارند مى‎توانند اصلح را از غير اصلح تشخيص داده و‏ ‏بر اساس نص صريح قرآن كريم كه مى‎فرمايد: (ان الله يأمركم ان تودوا الامانات‏ ‏الى أهلها...) فرد اصلح را انتخاب نمايند.
‏ ‏
‏ ‏ثانياً: بعد از پيروزى انقلاب و تشكيل مجلس خبرگان قانون اساسى ، از‏ ‏استبدادهاى زمان شاه و دخالت دربار در تعيين كانديداها و سلب آزادى‏ ‏ملت در امر انتخابات سخن به ميان آمد; لذا توسط اينجانب به عنوان‏ ‏رئيس مجلس خبرگان قانون اساسى و اعضاى محترم آن ، براى جلوگيرى‏ ‏از چنين رويه مستبدانه اى ، اصلى در قانون اساسى گنجانده شد مبنى بر‏ ‏اين كه شوراى نگهبان كه متشكل از فقهاى منصوب از طرف رهبرى و‏ ‏همچنين حقوقدانهاى تأييد شده از طرف مجلس شوراى اسلامى‏ ‏مى‎باشند بر انتخابات نظارت نمايند. بنابراين اصل 99 تصويب گرديد تا‏ ‏شوراى نگهبان بتواند جلو دخالت هاى ناروا را گرفته و آزادى در انتخاب‏ ‏را تأمين نمايد.
‏ولى آقايان متأسفانه خودشان را قيم جامعه فرض كرده و نظارت در اين‏ ‏اصل را به نظارت استصوابى تفسير نمودند و در نتيجه ، انتخابات را‏ ‏دو مرحله اى كردند:
‏اول شوراى نگهبان با سليقه خود اشخاصى را از بين كانديداها معين‏ ‏مى‎كند و سپس مردم به خصوص آنان رأى مى‎دهند; اين امر علاوه بر‏ ‏اين كه برخلاف نظر تصويب كنندگان اين اصل و ظلم فاحش در حق‏ ‏مردودين صالح مى‎باشد، اهانت به مردم است ; زيرا مردم ما داراى رشد‏ ‏عقلانى مى‎باشند و نيازى به قيم ندارند. البته ضوابط و معيارهايى كه براى‏ ‏كانديداهاى رياست جمهورى توسط مجلس شوراى اسلامى تصويب‏ ‏شده است بايد احراز شود، ولى در احراز آنها نبايد ملاحظات خطى ،‏ ‏سياسى و جناحى اعمال گردد، وگرنه مردم به شوراى نگهبان و وزارت‏ ‏كشور بدبين شده و بتدريج با نظام فاصله مى‎گيرند.‏ ‏
‏ ‏ظاهراً آنچه در كانديداها مهم است :
 1 - از رجال سياسى آگاه به مسائل‏ ‏روز و نياز جامعه باشند. 2 - اعتقاداً و عملاً متعهد به موازين دينى و‏ ‏اخلاقى باشند و از دروغ و خلاف گوئى و ذمائم اخلاقى پرهيز نمايند. 3 -‏ ‏قدرت كار داشته و شجاع و اهل تصميم باشند و استقلال خويش را حفظ‏ ‏نمايند.
‏ ‏
‏ثالثاً: تبليغات و تبيين برنامه هاى تدوين شده توسط كانديداها، مستلزم اين‏ ‏نيست كه انسان ديگران را متهم كند و بدون حضور آنان براى دفاع از خود،‏ ‏با حيثيت و آبروى افراد بازى كند. بسيارى از اين افشاگرى ها بر خلاف‏ ‏عقل و شرع است . اگر كسى فرضاً خلافى مرتكب شده باشد جاى‏ ‏رسيدگى به آن دستگاه قضايى كشور است كه مسئوليت رسيدگى به چنين‏ ‏اتهاماتى را دارد.
‏ ‏مردى به رسول خدا(ص ) گفت : "أوصنى " به من توصيه اى كن ، آن حضرت‏ ‏در جواب فرمودند: "احفظ لسانك " زبان خود را حفظ كن ، تا سه بار اين‏ ‏سوال و جواب تكرار شد، و در آخر پيامبراكرم (ص ) فرمودند: "و هل‏ ‏يكب الناس على مناخرهم فى النار الا حصائد السنتهم؟" (تحف العقول ، ص‏ ‏56) يعنى : آيا مردم را جز درو شده هاى زبانشان بر صورت و بينى در آتش‏ ‏خواهد انداخت ؟
‏ ‏
‏رابعاً: كانديداهاى محترم ضمن توجه به مسئوليت بزرگى كه بر عهده آنان‏ ‏قرار مى‎گيرد، اگر واقعا توان آن را ندارند، خود را در معرض آراء ملت قرار‏ ‏ندهند; و از طرفى نبايد درصدد دادن شعارها و وعده هايى باشند كه از‏ ‏عهده آنها برنمى آيد; زيرا چه بسا خداى ناكرده مردم از چنين وعده هايى‏ ‏تلقى فريب كنند.
‏ ‏
‏و خامساً: متصديان امور بدانند كه آراء مردم امانتى در دست آنهاست كه‏ ‏بايد آنان بدون اعمال نظر و دستكارى ، با تمام توان از آراء ملت صيانت‏ ‏نمايند و تصرف در آراء مردم تقلب و بزرگترين خيانت ، و شيوه اى در‏ ‏جهت پايمال نمودن حقوق مسلم مردم است ; و در صورت دخالت در‏ ‏آراء، نتيجه كار هيچ گونه وجاهت و مشروعيت شرعى و قانونى ندارد. و از‏ ‏طرف ديگر چون اين گونه كارهاى خلاف به نام اسلام تمام مى‎شود،‏ ‏موجب وهن اسلام و نظام جمهورى اسلامى و بدبينى و بى تفاوتى مردم‏ ‏نسبت به سرنوشت خود خواهد شد.
‏ ‏
‏در خاتمه عزت و سربلندى اسلام و مسلمانان و ملت شريف و عزيز ايران‏ ‏را از خداوند بزرگ مسألت دارم . و اميد است آنچه خير و صلاح مردم‏ ‏است وسائل آن از ناحيه خداوند فراهم شود.

                                                    ‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته‏
                                                                ‏‏1388/3/16‏‏          
                                                     ‏قم المقدسة - حسينعلى منتظرى
  نوشته شده در  88/03/17   توسط احمد رضائی  | 
پرسش اول :

‏بسمه تعالى ‏
 
 ‏حضرت آيت الله العظمى جناب آقاى منتظرى دام ظله العالى
‏ ‏پس از اهداى سلام و آرزوى سلامتى حضرتعالى
‏ ‏همان طور كه معظم له استحضار دارند جمهورى اسلامى ايران با همه پرسى‏ ‏بر پايه اسلام و با تكيه بر نظر فقهاى عظام تشكيل شده و آراء مردم ، اساس‏ ‏رسميت و مشروعيت جمهورى اسلامى قلمداد شده و در اصل 6 قانون‏ ‏اساسى آمده است : "در جمهورى اسلامى ايران امور كشور بايد به اتكا آراء‏ ‏عمومى اداره شود، از راه انتخابات ، انتخاب رييس جمهور، نمايندگان‏ ‏مجلس شوراى اسلامى ، اعضاى شوراها و نظاير اينها، يا از راه همه پرسى در‏ ‏مواردى كه در اصول ديگر اين قانون معين مى‎گردد".
‏ ‏جمهورى اسلامى در واقع امتداد نظر فقهى فقهاى بزرگ مشروطه از قبيل‏ ‏آخوند خراسانى و آيت الله نائينى و سيد محمد طباطبايى و شهيد مدرس و‏ ‏بسيارى از فقهاى ديگر است كه فتوا به اعتبار رأى مردم داده اند و حضرت‏ ‏امام و اغلب مراجع معظم تقليد هم عصر ايشان نيز بر اين امر فتوا داده اند. از‏ ‏سويى در جريان انتخابات كه در برخى از مراحل آن از جمله شمارش آراء‏ ‏امكان اعمال نظر اشخاص دست اندركار وجود دارد، ممكن است با وجود‏ ‏آنكه همه نامزدها از سوى نهاد شوراى نگهبان تأييد شده اند، اما برخى افراد‏ ‏حاضر در مراحل شمارش آراء از ديدگاه خود نسبت به پيروزى يك نامزد‏ ‏احساس نگرانى كنند و حتى براى كشور زيانبار بشناسند. بالعكس پيروزى‏ ‏نامزد ديگرى را از ديدگاه خود به نفع نظام ارزيابى كنند و در زمانهاى ديگرى‏ ‏هم چه بسا كسانى با عقايد كاملا متفاوت از چنين رويه اى پيروى كنند، لذا از‏ ‏نظر شرعى خود را مجاز به دستكارى در آراء بدانند. با توجه به اينكه آراى‏ ‏مردم در حكم امانت و اساس مشروعيت مردمى نظام است ، حكم شرعى‏ ‏مسئله چيست ؟ آيا احساس تكليف شخصى افراد مى‎تواند موجب اعمال‏ ‏نظر در شمارش آراء گردد؟
‏ ‏پيشاپيش از اعلام نظر معززحضرتعالى نهايت امتنان را داريم .
‏ 
 ‏
‏پاسخ اول :

‏                       
                                        ‏باسمه تعالى ‏
 
 ‏با سلام و تحيت و تقدير از حساسيت شما نسبت به مسأله مهم انتخابات و‏ ‏آراء مردم ;
‏ ‏بلى آراء مردم در هر انتخاباتى امانتى است در دست مسئولين مربوطه ، و‏ ‏مردم آنان را امين خود مى‎دانند. از اين رو هرگونه اعمال نظر و دستكارى ،‏ ‏تقلب در آراء مردم مى‎باشد و . علاوه بر اين‏ ‏كه اين گونه تقلب ها موجب تضييع حقوق ديگران و مصداق واضح فريب و‏ ‏دروغ است ، و چون به نام اسلام است موجب وهن اسلام و نظام اسلامى نيز‏ ‏خواهد بود و نتيجه آن فاقد مشروعيت و وجاهت قانونى مى‎باشد، و تصدى‏ ‏هر كسى كه با اين گونه تقلب ها پستى را احراز نمايد حرام مى‎باشد.
‏                                                ‏ان شاء الله موفق باشيد
                                                       ‏ ‏‏1388/3/13‏
‏                                                   ‏حسينعلى منتظرى


‏پرسش دوم :
                               
‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏

‏ ‏
‏محضر مبارك حضرت آيت الله العظمى منتظرى دامت بركاته
‏ ‏سلام عليكم
‏ ‏احتراما خواهشمند است نظر مبارك را در مورد مسائل ذيل اعلام فرماييد:
‏ ‏آيا مى‎توان در انتخابات به بهانه حفظ نظام اسلامى يا برگزيده شدن نامزدى‏ ‏كه ما او را اصلح مى‎دانيم كارهاى ذيل را انجام داد:
‏ ‏1 - در شمارش آراء دستكارى كرده و آن را تغيير دهيم ؟
‏ ‏2 - به جاى ديگران رأى داده يا بيش از يك رأى به صندوق بيندازيم ؟
‏ ‏3 - آراء رقيب را در شمارش حذف يا باطل كنيم ؟
‏ ‏4 - رأى بيسوادها را طبق نظر خودمان بنويسيم ؟
‏ ‏جمعى از اساتيد دانشگاههاى كشور


‏ ‏
پاسخ دوم :

‏باسمه تعالى ‏
 
  ‏با سلام و تحيت
‏ ‏ج 1 - مديريت و اداره جامعه حق مردم است كه از طريق رأى دادن آن را‏ ‏اعمال مى‎كنند و دست اندركاران شمارش و اعلام آراء امين مردم محسوب‏ ‏مى‎شوند; هرگونه دخل و تصرفى در آراى مردم تضييع حق افراد و خيانت‏ ‏در امانت است و شرعا و عقلا حرام و قبيح است و چنانچه نتيجه را تغيير‏ ‏دهد موجب عدم مشروعيت نتيجه و غاصبانه بودن اعمال كسى است كه بر‏ ‏اساس تقلب رأى آورده است . علاوه بر اين كه اين گونه اعمال موجب سلب‏ ‏اعتماد مردم از نظام و در نتيجه تزلزل آن مى‎گردد و تكرار و باب شدن آن‏ ‏سبب انحراف و زمينه ساز استبداد و تغيير ماهوى نظام است ; و چنانچه به‏ ‏نام دين و دفاع از دين هم صورت بگيرد موجب بدبين كردن مردم به دين نيز‏ ‏مى‎گردد.
‏ ‏ج 2 - رأى دادن به جاى ديگران يا ريختن بيش از يك رأى علاوه بر اين كه‏ ‏خلاف قانون و مصداق كذب و فريب است دخالت غيرمشروع در امور‏ ‏جامعه است كه چنانچه در نتيجه موثر باشد موجب تضييع حق ديگران و‏ ‏عدم مشروعيت نتيجه مى‎گردد.
‏ ‏ج 3 - همان طور كه در جواب اول ذكر شد حذف و ابطال آراء نيز خيانت در‏ ‏امانت و موجب عدم مشروعيت نتيجه مى‎گردد; و البته بديهى است‏ ‏مقتضاى امانتدارى آن است كه در مواردى نيز كه در قسمتى از آراء به‏ ‏تشخيص كارشناسان بى طرف و با ادله روشن و غيرقابل ترديد، مخدوش‏ ‏بودن صندوقها احراز گردد به مردم با ذكر ادله اعلام و ابطال گردد.
‏ ‏ج 4 - در صورت اعتماد به فرد باسواد و نيز اهل نظر و تشخيص بودن او و‏ ‏دادن وكالت مطلق به او اشكالى ندارد و در غير اين صورت جايز نيست .
‏ ‏در پايان به همه مسئولين مربوطه دلسوزانه توصيه مى‎شود كه مصالح نظام و‏ ‏كشور را فداى مصالح فردى و جناحى نكنند و بى اعتمادى مردم به نظام و‏ ‏اركان آن كه از مهمترين آن انتخابات است را موجب نشوند.
‏                                                          ‏ان شاء الله موفق باشيد
‏                                                              ‏‏  1388/3/12‏‏
                                                              ‏حسينعلى منتظرى
  نوشته شده در  88/03/15   توسط احمد رضائی  | 
                                                     ‏بسمه تعالى ‏

‏ ‏محضر مبارك حضرت آيت الله العظمى آقاي منتظرى دامت بركاته
‏ ‏پس ازعرض سلام و آرزوى سلامتى براى جنابعالى ; اخيراً دربعضى سايت هاى اينترنتى خبرى منتشر شده مبنى بر‏ ‏اين كه حضرتعالى از كانديداى خاصى در انتخابات دهمين دوره رياست جمهورى حمايت نموده ايد. لطفا نظر شريف‏ ‏خود را براى ما بيان فرماييد.

                                          
                                                       ‏باسمه تعالى
                                    
‏پس از سلام و تحيت ، مطلب فوق بر خلاف سيره عمليه اين جانب است .
‏ ‏اين جانب در هيچ دوره از انتخابات از شخص خاصى حمايت نكرده ام ; در اين دوره نيز از هيچ كس حمايت نكرده ام
.
‏                                                                            ‏ان شاء الله موفق باشيد‏  
                                                                    ۳۰ / ۲ / ۱۳۸۸ ـــ حسینعلی منتظری  
  نوشته شده در  88/03/04   توسط احمد رضائی  | 
        ‏پيام تسليت آيت الله العظمى منتظرى به مناسبت درگذشت آيت الله العظمى بهجت

      


‏                                           بسم الله الرحمن الرحيم ‏
‏انا لله و انا اليه راجعون ‏

‏" اذا مات المومن الفقيه ثلم فى الاسلام ثلمة لايسدها شىء "‏

 ‏جنابان مستطابان حجتا الاسلام آقايان حاج شيخ‏ ‏محمد و حاج شيخ على بهجت دامت افاضاتكما
‏ ‏پس از سلام و تحيت با كمال تأسف خبر رحلت‏ ‏ناگهانى عالم ربانى و مرجع بزرگوار مرحوم مغفور آيت‏ ‏الله آقاى حاج شيخ محمد تقى بهجت - طاب ثراه - را‏ ‏دريافت و متأثر شدم . عالم بزرگوارى كه عمر شريف‏ ‏ايشان منشأ بركات و آثار با ارزشى بود و بسيارى از‏ ‏فضلاء را در حوزه علميه قم تربيت نمود، اين جانب اين‏ ‏مصيبت را به حضرت ولى عصر - عجل الله تعالى فرجه‏ ‏الشريف - و حوزه هاى علميه و حوزه علميه قم و شما و‏ ‏همه فرزندان و مقلدين و علاقه مندان محترم تسليت‏ ‏مى‎گويم ، و از براى آن مرحوم علو درجات و حشر با ائمه ‏ ‏اطهار - سلام الله عليهم اجمعين - و براى همه بازماندگان و‏ ‏علاقه مندان محترم صبر جميل و اجر جزيل و براى شما‏ ‏آقايان سلامت و توفيق خدمت بيشتر به اسلام عزيز را‏ ‏مسألت مى‎نمايم . بجاست همه ما از اين حوادث تلخ و‏ ‏ناگوار درس عبرت بگيريم و توجه كنيم كه مرگ براى همه ‏ ‏ما مقدر است و خداوند خطاب به عقل كل و خاتم رسل‏ ‏مى‎فرمايد: (انك ميت و انهم ميتون ).
والسلام عليكم و‏ ‏رحمة الله و بركاته .
‏                                                  ۲۲
جمادى الاولى ۱۴۳۰ - ۲۷/۲/۱۳۸۸
                                                       ‏قم المقدسة - حسينعلى منتظرى
  نوشته شده در  88/02/28   توسط احمد رضائی  | 
درپی درگذشت مهندس مجتبی صافی  فرزند حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی « دامت برکاته » ازسوی فقیه عالیقدرحضرت آیت الله العظمی منتظری « دامت برکاته » پیامی به این شرح صادرگردید :

‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏
‏انا لله و انا اليه راجعون ‏
 
‏ حضرت آيت الله جناب آقاى حاج شيخ لطف الله صافى دامت بركاته
‏ ‏پس از عرض سلام - خبر فوت نابهنگام فرزند عزيز جنابعالى آقاى مهندس حاج مجتبى‏ ‏صافى را دريافت كردم و بسيار متأثر شدم .
‏ ‏اين جانب اين مصيبت را به حضرتعالى و خانواده محترم و بستگان و دوستان آن مرحوم‏ ‏تسليت عرض نموده ; و سلامتى و موفقيت جنابعالى را در راه خدمت به اسلام عزيز و‏ ‏مذهب اهل بيت (سلام الله عليهم اجمعين ) خواهانم .
‏                                                  ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
                                               ‏ ‏حسينعلى منتظرى ‏ ـــ ۲۲ / ۱۲ / ۱۳۸۷ 
لازم به ذکر است که به این پیام درسایت اطلاع رسانی دفترحضرت آیت الله صافی گلپایگانی هیچ اشاره ای نشده است . ( علت آن را همه می دانند !!! )
تصحیح خبر :
{با تذکربه جایی که یکی از کاربران محترم بیان داشتند :
(( سلام
من که به سایت مراجعه کردم این خبر را دیدم

لینک خبر
:
http://www.saafi.ir/farsi/news/ShowNews.asp?NewsID=1546 
مجید  - دوشنبه 26 اسفند1387 ساعت: 14:21 ))
بحمدلله این پیام در سایت دفتر معظم له منعکس شده است .
لازم به یادآوری است که اگر مطلب مذکوررا نوشتم برای این بود که تا زمان درج آن در وبلاگ پیام تسلیت را مشاهده ننمودم . به هرحال انتشارخبرپیام تسلیت پس از چند روز بوده است چرا که تاریخ تسلیت ۲۲/۱۲/۱۳۸۷ می باشد .}
 
  نوشته شده در  87/12/25   توسط احمد رضائی  | 
‏                                             بسمه تعالى ‏
 
  
 ‏
عصر چهارشنبه (‏۱۳۸۷/۱۲/۱۴‏) آقاى دكترعبدالکریم سروش درقم با آيت الله‏ ‏العظمى منتظرى ديدار و گفتگو كردند.
‏در اين ديدار كه فرزند ايشان و آقای رضا تهرانی و حجة الاسلام والمسلمين محمدتقى فاضل‏ ‏ميبدى نيز حضور داشتند آقاى دكترسروش ازجوابيه‏ ‏آيت الله منتظرى به نظريه قرآن ووحى ايشان تشكر كردند وگفتند: اگر اجازه‏ ‏بفرماييد مطالبى پيرامون جوابيه حضرتعالى به نظرم رسيده كه يادداشت‏ ‏كرده ام و به طور مكتوب خدمت شما تقديم خواهم كرد. كه معظم له‏ ‏فرمودند: خوشحال خواهم شد در اين زمينه تبادل نظر شود كه نتيجه آن‏ ‏مطمئنا تنوير افكار خواهد بود.
‏ ‏لازم به ذكراست كه جديدا كتابى ازسوى آيت الله منتظرى با نام " سفير حق‏ ‏و صفير وحى " در پاسخ به اشكالات آقاى دكترسروش وارد بازارنشر شده‏ ‏كه مورد استقبال فرهيختگان وانديشمندان قرار گرفته است .
‏                                          
‏دفتر آيت الله العظمى منتظرى ‏ ـ ‏‏۱۳۸۷/۱۲/۱۵‏‏
  نوشته شده در  87/12/19   توسط احمد رضائی  | 

‏ديدار جمعى از بانوان فعال در امور سياسى ، فرهنگى و اجتماعى با آيت الله العظمي منتظري ‏


ادامه مطلب
  نوشته شده در  87/12/19   توسط احمد رضائی  | 
                     

ــ اصل انقلاب متعلق به شما مردم بوده و شما‏ ‏مردم انقلاب كرديد و خواسته هايى داشتيد و آن را در شعارهايتان منعكس‏ ‏كرديد

ـــ ‏شما برادران و خواهران قانون اساسى را خوانده ايد، در قانون اساسى‏ ‏همراه اصل ولايت فقيه اصول ديگرى هم كه راجع به حقوق انسان و‏ ‏آزاديهاى مردم است وجود دارد. نبايد خداى نكرده مردم را مثل صغار‏ ‏فرض كنيم كه احتياج به قيم دارند و نتيجه اش اين باشد كه چند نفر تصميم‏ ‏بگيرند و باقى ديگر هيچ نگويند

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  87/11/24   توسط احمد رضائی  | 
               

 

‏گزارش ديدار دانشجويان دفتر تحكيم وحدت با آيت الله العظمى منتظرى
 
در اين ديدار ابتدا يكى از دانشجويان ضمن ابراز تشكر و قدردانى از فرصت پيش آمده ،‏ ‏اوضاع و شرايط فعلى دانشجويان و فعاليت هاى دفتر تحكيم وحدت در سى امين‏ ‏سالگرد انقلاب را به شرح ذيل ارائه كرد :

ادامه مطلب
  نوشته شده در  87/11/20   توسط احمد رضائی  | 
جمعى از دوستان و ياران مرحوم مغفورمهندس مهدى بازرگان پس ازحضور بر مزار‏ ‏ايشان در قم با آيت الله العظمى منتظرى ديدار كردند.
 
        

‏ در اين ديدار آقايان : دكتر يزدى ، دکتر توسلی، مهندس توسلى ، دكتر غروى ، مهندس صباغيان و آقاى‏ ‏بسته نگار و بسيارى از چهره ها و فعالان سياسى و علاقه مندان مرحوم مهندس بازرگان‏ ‏حضور داشتند.

‏ ‏آيت الله منتظرى ضمن ابراز تأسف از ممانعت و جلوگيرى نمودن از برگزارى مراسم‏ ‏سالگرد مهندس بازرگان ، طى بياناتى فرمودند:
 
         

‏ ‏از شما برادران و خواهران تشكر مى‎كنم كه به فكر بزرگداشت ياد و نام‏ ‏بزرگان هستيد، گرچه متأسفانه متصديان امور فراموشكار شده اند و يادشان‏ ‏رفته كه دراول انقلاب شعار"استقلال ، آزادى ، جمهورى اسلامى " يك شعارهمگانى بود وهمه مردم از صميم دل آن را فرياد مى‎كردند.
‏در آن زمان رهبر انقلاب در پاريس اعلام نمودند كه حتى كمونيستها هم آزادند‏ ‏و مى‎توانند حرفشان را بزنند، ولى حالا وضع به گونه اى شده كه مثلا با مجلس‏ ‏بزرگداشت مهندس بازرگان با آن همه خدمات ارزنده و يا بزرگداشت شهداى‏ ‏غزه مخالفت مى‎كنند؟! در رژيم سابق با مرده ها ديگر كارى نداشتند. آيا اين‏ ‏قبرستانهايى كه خراب مى‎كنند قبرستان كفار بوده است ؟ حتى در مورد كفار‏ ‏هم اهانت بر ميت جايز نيست . بعضى از كسانى كه به يك سال زندان محكوم‏ ‏بودند و اعدام شدند حالا با قبرهاى آنها هم برخورد مى‎شود و براى‏ ‏خانواده هايشان مشكل درست مى‎كنند. اينها چه كسانى هستند كه اين گونه‏ ‏عمل مى‎كنند؟
‏ ‏در سالگرد انقلاب بايد مسئولين انعطاف بيشترى نشان دهند و با مردم آشتى‏ ‏كنند و بپذيرند كه مردم همه كاره اند و حاكميت مال مردم است . امام حسن‏ ‏مجتبى (علیه السلام ) با اينكه امام بودند و ما ايشان را معصوم مى‎دانيم ، مى‎فرمايند: "ولانى‏ ‏المسلمون الامر من بعده ": يعنى مردم بعد از حضرت على (علیه السلام ) مرا والى قرار‏ ‏دادند. امروز همه جهان با هم در ارتباط هستند و مردم مى‎بينند كه در اكثر‏ ‏كشورها مردم آزادانه مى‎توانند انتخاب كنند. استقلال ، آزادى يعنى مردم‏ ‏آزادند كه فرضا جلسه بگيرند و حرف خودشان را بزنند و هر كسى را هم‏ ‏خواستند انتخاب كنند. از خدا مى‎خواهيم كه توفيق دهد بتوانيم به وظايف‏ ‏خود عمل كنيم .
‏حضرت على (علیه السلام ) در آخرين وصيتشان مردم را به امربه معروف و نهى ازمنكر‏ ‏توصيه فرمودند، و اينكه مردم بايد در مسائل اجتماعى و سياسى بى تفاوت‏ ‏نباشند وگرنه بدها بر آنان حاكم خواهند شد و در آن صورت دعاهايشان هم‏ ‏مستجاب نمى شود.
‏ ‏من از شما تشكر مى‎كنم كه به وظايف خود عمل كرده و براى بزرگان مجلس‏ ‏بزرگداشت مى‎گيريد. حالا كار به جايى رسيده كه جلوى برگزارى آن را‏ ‏مى‎گيرند، روسياهى به زغال مى‎ماند.
‏ ‏شما برادران و خواهران سعى كنيد اوقات فراغت خود را به كتاب خواندن و‏ ‏مطالعه بگذرانيد. امام صادق (علیه السلام ) به مفضل فرموده اند: " اكتب و بث علمك فى‏ ‏اخوانك فان مت فاورث كتبك بنيك " : يعنى بنويس و علم خود را در بين‏ ‏برادران خود پخش كن و كتابهاى خود را براى فرزندانت به ارث بگذار; زيرا‏ ‏بر مردم مى‎آيد زمان هرج و مرج و تحير، و در آن زمان مردم انس نمى گيرند مگر با‏ ‏كتابهاى خود.
‏مرحوم آيت الله العظمى بروجردى ( ره ) هميشه سفارش مى‎فرمودند كه‏ ‏خود كم بين نباشيد. ايشان مى‎فرمود من در بيست و پنج سالگى چيزهايى‏ ‏مى‎نوشتم كه حالا از آن مطالب استفاده مى‎كنم . بالاخره جوانان بايد اوقات‏ ‏فراغت خود را با مطالعه بگذرانند و از مطالعاتشان يادداشت بردارى هم بكنند‏ ‏كه در آينده براى آنها مثمر ثمر خواهد شد و مى‎توانند بعدا از مطالب خود‏ ‏استفاده كنند.
‏خداوند ان شاءالله مرحوم آقاى مهندس بازرگان را درجاتشان عالى است‏ ‏متعالى بگرداند، و به ما هم توفيق دهد بتوانيم به وظايفمان عمل‏ ‏نماييم .
‏                                                      ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
‏                                                         ‏دفتر آيت الله العظمى منتظرى ‏
                                                                    ‏‏1387/11/4
  نوشته شده در  87/11/06   توسط احمد رضائی  | 
                

آيت الله العظمي منتظري در ابتداي درس اخلاق  ( ۲۵/۱۰/۱۳۸۷ ) پيرامون مسائل اخيرغزه :

ــ مسأله اسرائيل مسأله اي است كه نبايد نسبت به آن بي تفاوت ماند. حالا ما صدايمان به جايي نمي رسد اما آنهايي كه صدايشان به جايي مي رسد بايستي سران كشورهاي اسلامي را وادار كنند كه به هر نحو ممكن اقدام كنند. الان قدرت اقتصادي در دنيا حرف اول را مي زند و شما نفت و گاز و چيزهايي كه مورد احتياج آمريكا و اروپاست در دستتان است . بايستي از اين اهرم استفاده كنيد و صداي مظلومين فلسطين را پاسخ گو باشيد.

          

ــتعجب اين است كشورهاي عربي و اسلامي كه ذخائر نفت و گاز را در اختيار دارند و مسلماً اسرائيل هم نفت و گاز مورد احتياجش را از همين كشورها مي گيرد، يك چنين قدرت اقتصادي دست اين كشورهاهست ولي خودشان راذليل آمريكا و اروپا كرده اند ، آنها به شما محتاجند اما شما كشورهاي اسلامي قدر اين موقعيت را نمي دانيد و بدانيد كه روز قيامت بايد پاسخ گوي اين سكوت باشيد كه در مقابل جنايات اسرائيل ساكتيد

            


ادامه مطلب
  نوشته شده در  87/10/30   توسط احمد رضائی  | 
                                               ‏بسمه تعالى ‏
             ‏ديدار اقشار مختلف مردم نجف آباد با آيت الله العظمى منتظرى ‏

     ‏دراعتراض به برخورد دادگاه ويژه روحانيت با حجة الاسلام والمسلمين قيصرى ‏ 


        

حجة الاسلام والمسلمين غلامحسين قيصرى كه از اعضاى دفتر آيت الله‏ ‏العظمى منتظرى و امام جماعت حسينيه اعظم نجف آباد مى‎باشند، در‏ ‏تاريخ ‏۱۳۸۷/۱۰/۷‏ از طرف دادگاه ويژه روحانيت قم احضار و سپس به‏ ‏اداره اطلاعات آن شهر منتقل شدند. پس از چندين روز بازجويى و‏ ‏نگهدارى در سلول انفرادى و در پى مخالفت ها و اعتراضات مردمى و‏ ‏تحصن در مساجد نجف آباد، دادگاه ويژه ايشان را در تاريخ‏ ‏‏۱۳۸۷/۱۰/۱۴‏ آزاد كردند ولى از رفتن ايشان به نجف آباد و اقامه نماز‏ ‏جماعت و سخنرانى در آن شهر در طول ماههاى محرم و صفر ممانعت به‏ ‏عمل آوردند و حق خروج از شهر قم را به ايشان ندادند. به خاطر اعتراض‏ ‏به اين حكم دادگاه ويژه روحانیت جمعى از اقشار مردم نجف آباد روز جمعه ۲۷/۱۰/۱۳۸۷ با‏ ‏آيت الله العظمى منتظرى ديدار كردند و ناراحتى خود را از اين تصميم‏ ‏تنگ نظرانه ابراز داشتند.

‏ ‏در اين ديدار ابتدا حجة الاسلام والمسلمين قيصرى مطالب ذيل را بيان‏ ‏نمودند :

                        ‏بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين والله خير ناصر و معين

‏قال الصادق (ع ): "فان فينا اهل البيت فى كل خلف عدولا ينفون عنه‏ ‏تحريف الغالين و انتحال المبطلين و تأويل الجاهلين ". (كافى ، جلد ۱، كتاب‏ ‏فضل العلم ، باب صفة العلم ، حديث ۲).
‏ ‏با عرض تشكر از تمامى شما برادران و خواهران كه تشريف آورديد براى‏ ‏زيارت بى بى فاطمه معصومه سلام الله عليها و همچنين ديدار با مرجع‏ ‏بزرگوارتان .
‏ ‏نجف آباد شهرى است كه هميشه علماء و دانشمندان بزرگى را در بين‏ ‏مردم داشته است . تا آنجايى كه شما به ياد داريد بزرگانى همچون مرحوم‏ ‏حاج شيخ احمد حججى ، مرحوم حاج شيخ ابراهيم رياضى ; و مدتهاى‏ ‏مديدى شما مردم ، مجاهد بزرگوار و فقيه عاليقدر و مجتهد بى نظير‏ ‏حضرت آيت الله العظمى منتظرى را در بين خود داشتيد. روشن بينى و‏ ‏آگاهى و تدين شما مردم به واسطه حضور اين عالمان و دانشمندان و‏ ‏بزرگانى است كه در بين شما بودند و خدماتى را انجام دادند. همچنين‏ ‏مرحوم آيت الله ايزدى امام جمعه فقيد شهرمان از انديشمندانى بودند كه‏ ‏ساليان دراز در بين شما بودند، و همه اينها باعث شد تا نجف آباد شهرى‏ ‏باشد با مردم متدين ، روشن بين و آگاه ; و البته وظيفه علماء همين است .
‏ ‏روايتى است در كتاب كافى كه قسمتى از آن را خدمتتان قرائت كردم . امام‏ ‏صادق (ع ) مى‎فرمايند: "در ما اهل بيت در هر دوره اى جانشينان عادلى‏ ‏هستند كه از سه گروه جلوگيرى مى‎كنند: اول غلوكنندگان ، دوم‏ ‏رخنه كنندگان به باطل ، و سوم جاهلان و نادانانى كه تأويلاتى در دين انجام‏ ‏مى‎دهند.
‏ ‏به هرحال شما مردم دانشمندان و انديشمندان زيادى را در بين خودتان‏ ‏داشتيد و اين باعث هوشيارى و بيدارى و آگاهى شماست . من هيچ قابل‏ ‏نيستم ، اصلا نمى شود نام من را در كنار بزرگانى كه عرض كردم قرار داد،‏ ‏اما به هرحال مشكلى پيش آمده و وجود من را در نجف آباد مضر دانستند‏ ‏و امروز هم اجبارا در قم ساكن هستم . اميدواريم كه مشكل برطرف شود.‏ ‏باز عرض مى‎كنم من كوچك تر از آن هستم كه نيازى به اين همه احساسات‏ ‏باشد كه شما نسبت به اين موضوع داشتيد. اما در عين حال از اين‏ ‏حساسيت ها كه شما نسبت به يك خدمتگزار خود داريد تشكر مى‎كنم .‏ ‏اميدوارم اين اقدامات مسالمت آميز شما هشدارى باشد براى آنان كه با‏ ‏تنگ نظرى به مسائل نگاه مى‎كنند، و اميدوارم با نظرى باز به مسائل توجه‏ ‏كنند و دوباره بشود در جامعه خدمت كرد و انتقادى دلسوزانه نمود.‏ ‏اميدوارم خداوند به همه ما توفيق خدمت به دين خدا و مردم مسلمان را‏ ‏عنايت فرمايد. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .
‏ ‏
‏سپس آيت الله العظمى منتظرى به ايراد سخن پرداختند و فرمودند:
‏اعوذ بالله من الشيطان الرجيم ‏
‏بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين ‏
 
‏قرآن كريم در سوره يس مى‎فرمايد: (واضرب لهم مثلا اصحاب القرية اذ‏ ‏جائها المرسلون ): "اى پيغمبر اصحاب آن قريه را مثال بزن كه مرسلين در‏ ‏آن وارد شدند". منظور شهر انطاكيه است . قبل از اين كه حبيب نجار بين‏ ‏مردم پيدا شود كه از مرسلين حمايت كند، خدا اسم انطاكيه را مى‎گويد‏ ‏"قرية ". قرية يعنى روستا، اما وقتى كه داستان حبيب نجار را مى‎خواهد‏ ‏بگويد كه از فرستادگان خدا حمايت كرد خدا تعبير مى‎كند: (و جاء من‏ ‏اقصى المدينة رجل يسعى ): "از آخر شهر يك مردى آمد به عنوان حمايت‏ ‏از فرستادگان خدا". يعنى قبل از آن كه يك حبيب نجارى در آنجا پيدا بشود‏ ‏اسمش قريه است ، اما حالا كه يك مرد پيدا شد خدا مى‎فرمايد مدينه ، يعنى‏ ‏شهر.

‏ ‏البته من قابل نيستم ولى همان گونه كه گفتند نجف آباد علماء و بزرگانى‏ ‏داشته و اين يك واقعيتى است ، و روى اين اصل كسانى كه با حق مخالفند با‏ ‏شهر شما و علماء شما مخالفت مى‎كنند.
‏ ‏
خيلى تعجب است ، الان نزديك سالگرد انقلاب است ، سى سال از انقلاب‏ ‏گذشته است ، مثل اين كه آقايانى كه متصدى امورند فراموش كرده اند‏ ‏شعارهايى را كه مردم اول انقلاب مى‎دادند. اگر بنا بود كه نفتى را بفروشند‏ ‏و خرج كنند كه شاه اين كار را مى‎كرد. رژيم سابق روزى شش ميليون بشكه‏ ‏نفت مى‎فروخت و كارهايى هم انجام مى‎داد. اين كه مردم قيام كردند شعار‏ ‏انقلاب اين بود: استقلال ، آزادى ، جمهورى اسلامى . الان نزديك سى سال‏ ‏از انقلاب مى‎گذرد، شما پاسخ اين مردم را چه مى‎گوييد؟ مردم انقلاب‏ ‏كردند، رهبر فقيد انقلاب و ديگران همه اين را تأييد مى‎كردند كه بايستى‏ ‏تغيير و تحول در جامعه پيدا بشود و از جمله شعارها "آزادى " بود.
‏الان يك نفر عالمى در نجف آباد مثل جناب مستطاب حجة الاسلام آقاى‏ ‏قيصرى يا علماى ديگر مثل حجة الاسلام آقاى واحد كه از بزرگانند و‏ ‏ساير علماء كه در نجف آباد هستند، به جاى اين كه از علماء تقدير شود كه‏ ‏مردم را هدايت و رهبرى مى‎كنند، براى آنان مزاحمت ايجاد مى‎كنند. آيا‏ ‏آزادى كه شعار مردم بود همين است كه سه چهار نفر بنشينند تصميم‏ ‏بگيرند و بقيه ساكت باشند؟! استقلال ، آزادى ، جمهورى اسلامى .‏ ‏جمهورى اسلامى يعنى چه ؟ يعنى حكومتى كه جمهور مردم پايه گذار و‏ ‏مديرش باشند، البته بر اساس موازين اسلام .
‏لازم است بر مسئولين و متصديان امور - مخصوصا حالا كه سالگرد‏ ‏انقلاب است - يك انعطافى در آنان پيدا شود و با مردم سازگارى داشته‏ ‏باشند. خواسته هاى مردم مورد توجه قرار گيرد و مردم هم ساكت نباشند.‏ ‏مردم وظيفه دارند كه در هر شرايطى اعتراض خودشان را اعلام كنند وگرنه‏ ‏اصلا بى خود انقلاب كردند. مردم از باب اين كه صاحب كشور بودند‏ ‏انقلاب كردند الان هم اين مردمند كه صاحب كشورند، اين همه اصولى كه‏ ‏در قانون اساسى راجع به حقوق مردم است را نمى توان ناديده گرفت و با‏ ‏نهادهاى غيرقانونى بر آنان حكومت كرد.
‏مجددا من از شما مردم شريف نجف آباد تشكر مى‎كنم كه احساس وظيفه‏ ‏كرده ايد، و اين كه نسبت به مزاحمت ايجاد شده براى جناب مستطاب‏ ‏حجة الاسلام آقاى قيصرى اعتراض كرده ايد و به طور قانونى حركت‏ ‏كرده ايد قابل تقدير است . ان شاء الله همه شما موفق و مويد باشيد.
‏                                                   ‏والسلام عليكم ورحمة الله و بركاته.‏

‏دفتر آيت الله العظمى منتظرى                        ‏
‏‏      ۱۳۸۷/۱۰/۳۰‏‏                                  
  نوشته شده در  87/10/30   توسط احمد رضائی  | 
  POWERED BY BLOGFA.COM