تبليغاتX
یادداشت های پراکنده
 
یادداشت های خصوصی؛ دفاع از حریم مرجعیت شیعه ، مطالب اجتماعی -سیاسی وتاریخی
 

جمعی از کارآموزان وفارغ‌التحصیلان دوره‌های آموزشی قوه‌ قضائیه با حضوردردفتر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی با معظم له دیدار و گفتگو کردند.

      

در این دیدار حضرت آیت الله العظمی صافی ضمن گرامی‌داشت ایام پیروزی انقلاب اسلامی، فرمودند: این انقلاب برای برقراری اسلام و حاکمیت احکام قرآن بود و حالا سیر ما باید در همین جهت باشد و باید این نعمت الهی را شکرگزار باشیم.
معظم له با بیان اینکه امروز تمام دنیا ما را به نام جمهوری اسلامی می‌شناسند،افزودند: باید برنامه‌های اسلام را در همه جا فراگیر کنیم و بتوانیم در دنیا خود را به عنوان کشور نمونه‌ی اسلامی معرفی کنیم.
ایشان با اشاره به اینکه نظام قضایی اسلام کامل‌ترین نظام قضایی دنیاست، بیان داشتند: باید بکوشیم نظام قضایی اسلام در جامعه به طور کامل اجرا شود.

مرجع تقلید شیعیان به اهداف و برنامه‌های خاندان پهلوی برای از بین بردن حاکمیت اسلام اشاره داشتند و فرمودند: در گذشته امر قضا، به روحانیت واگذار شده بود و آیین دادرسی بر اساس اسلام و احکام فقها بود و اصل عدلیه و به وجود آمدن آن براساس احکام شرعی بود که رضا خان آنها را از بین برد.
حضرت آیت الله العظمی صافی احکام و دستورات قضایی را در منظر دید جهانیان دانستند و فرمودند:
برای اینکه بخواهیم هويت اسلامي ما در جهان جلوه داشته باشد و خودنمايي کند، قضات محترم با تمام توان در امر اجراي صحيح احکام اسلامي به دور از هر گونه تعصب تلاش کنند.
معظم له با تأکید بر برخورد دستگاه قضایی با هرگونه‌ برنامه‌های فاسد و اظهارات خلاف شرع افزودند: دهه‌ی فجر بايد تجليل شود ولي متاسفانه گناهان زيادي در بعضی از اين برنامه‌ها می‌شود و دستگاه قضايي اگر مي‌خواهد به مسئوليت خودش عمل کند بايد جلوي اینگونه برنامه‌ها را بگيرد.
ایشان ادامه دادند:
بايد افرادي که به احکام اسلام به ویژه به حجاب اهانت می‌کنند، احضار شوند و حکم اسلام درباره‌ی آنها اجرا گردد. اين گونه افراد که هر سخني را به نام اسلام بر زبان مي‌آورند و اظهار نظر مي‌کنند فکر مي‌کنند که در برابر قانون مصونيت دارند اما قوه قضاييه بايد با آنان، بدون ملاحظات سياسي برخورد کند.
مرجع تقلید شیعیان با ابراز تأسف از بعضی برنامه‌ها و جشنواره‌ها افزودند:
کساني که بيت المال مسلمانان را صرف اموري نظير فرستادن گروه‌هاي ملاهي و معصيت به خارج کشور يا برگزاري جشنواره‌هايي بدون در نظر گرفتن شئون اسلامی کشور مي‌کنند، بايد همه تحت تعقيب قرار گيرند و قوه قضاييه در مقابل آنان اقتدار نشان دهد.
معظم له در ادامه بیان داشتند: با بيت المال مسلمين معاصي را ترويج مي‌کنند در حالي که هزاران جوان دنبال کار هستند و به خاطر وضع بد اقتصادي و تورم امکان ازدواج ندارند. چه کسي بايد مقابل اين افراد بايستد؟ اگر قوه قضاييه‌ی قوي و مستقل داشته باشيم اين افراد ديگر توان اظهار نظر و انجام اين کارها را نخواهند داشت.
حضرت آیت الله العظمی صافی با بیان اینکه بعضی از اشخاص جاهل مسیر نظام اسلامی را از مسیر اصلی دور کرده‌اند،‌اظهار داشتند: نمی‌شود عدالت را فقط برای افراد ضعیف اجرا کرد ولی آنان که با حاکميت اسلام مخالف هستند را آزاد گذاشت تا هر چه مي‌خواهند بگويند؛ اين وظيفه مدعي العموم است که آنها را مجازات نمايد.وقتي به احاديث مراجعه مي‌کنيم مي‌‌بینیم که اين افراد چقدر از اسلام و حاکميت اسلام دور هستند.
ايشان با تقدیر از برگزاري دوره‌هاي قضاوت در قم فرمودند:
ان شاء الله در اين برنامه‌ها سعي ‌کنيد مسير صحیح قضاوت اسلامي را فرا گيريد و این دوره‌ها را باعظمت بيشتر برگزار کنید.
معظم له در پايان با تاکيد بر استفاده صحيح همگان از فرصت‌ها فرمودند:
باید از فرصت انقلاب براي نشر اسلام و معارف اهل بيت علیهم السلام استفاده کنيم تا مردم را دلسرد به انقلاب نکنيم. باید مردم را اميدوار کنیم و ان شاء الله حاکميت تام و تمام اسلام در اين کشور حاکم شود.
موضوع :
اخبار مرجعیت 

  نوشته شده در  88/11/19   توسط احمد رضائی  | 
از آنجا که در جریان رویدادهای اخیر و بخصوص تظاهرات های برپاشده شعارهای تند و جدیدی پیرامون اصل مترقی ولایت داده شده و در این رابطه شعار دهندگان دچار افراط شده اند لذا این سؤال مطرح گردید که آیا " ولایت فقیه " جزو اصول دین ( امامت ) است یا خیر ؟ که این سؤال از محضر حضرت آیت الله بیات زنجانی " مدّظلّه العالی " صورت گرفت که ذیلاً متن آن را به همراه پاسخ معظمٌ له ملاحظه می نمایید :
 
باسلام به محضر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله بیات زنجانی " دامت برکاته "
چندی پیش از طرف برخی شعار : " اصل ولایت فقیه جزو اصول دین است " شنیده شده بود و به کرات هم در شبکه های تلویزیونی پخش شد . سؤال این است که آیااصول دین جزو احکام ثانویه است ؟ آیا می توان چیزی از آن کم و یا زیاد کرد ؟ آیا این شعار یک ساختار شکنی نیست ؟ از نظر اسلام چه حکمی در بارۀ اینان باید درگرفت ؟ وظیفۀ ما چیست ؟ 
                                                                                          با تشکر
        
جواب: با سلام و تحیت ؛ اصل ولایت فقیه امری سیاسی و فقهی و مورد اختلاف بین فقیهان است و اگرچه به نظر صحیح می آید لیکن نه خودش اصل دین و نه انکارش کفرآور و فسق است. کسانی که غیر از این را می گویند نیز اهل بدعت بوده و از باب نهی از منکر باید آنان را طرد کرد و اگر عالمی نیز اینگونه حرف بزند، موجب سلب عدالتش می شود و پشت سر او نمی شود نماز خواند.
                                                                        اسدالله بیات زنجانی ـــ ۲۳ / ۱۰ / ۱۳۸۸
  نوشته شده در  88/10/28   توسط احمد رضائی  | 

                               

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی دوزدوزانی (مدّظله العالی) معظمٌ له در درس خارج ۲۳/۱۰/۱۳۸۸خویش ضمن بیان روایتی از امام سجاد "علیه السلام"و با اشاره به حوادث اخیر ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری چنین فرمودند: باسمه تعالی قال سید الساجدین و امام العارفین امام زین العابدین علیه¬السلام: «اللهم عمّرنی ما کان عمری بذلة فی طاعتک فاذا کان عمری مرتعاً للشیطان فاقبضنی الیک» بار الهی مرا زنده بدار مادامی که عمر من در طاعت تو مصروف است پس اگر روزی جان من مرتع شیطان شد جانم را بگیر. مرتع را محل چراگاه آزادانه معنا کرده اند: فارسل معنا غدا یرتع و یلعب، یرتع یعنی آزادانه این طرف و آن طرف برود و بازی کند و بخورد و بگردد. گویا عبارت حضرت معنایش این است که اگر شیطان بتواند از هر دری وارد شود در من تصرف کند و به هر گناهی وادار نماید مرا زنده مگذار آیا منظور امام علیه السلام این است؟ به نظر می رسد منظور امام چنین نباشد بلکه معنا این است که شیطان بتواند استفاده کند حتی از فقط از یک راه به صورت مستمر باشد. اما امروز در جامعه ما اگر دقت کنیم بیشترین مرتعی که برای شیطان از انسان ها است اختلاف در جامعه است، بارها دیده شده که دو فرد متدین در مسأله ای اختلاف کرده اند و به صورتی شده اند که دیگر آرام نمی شوند و برای این که در قضاوت محکوم نشوند هر وصله ای را به هم می چسبانند و به هم بد و بیراه می گویند.در درس ها گفته ایم که شیطان فقط ابلیس نیست بلکه به معنای شرور است. در اثر اختلافاتی که در عرض این چند ماه در جامعه ما بیشتر شده جامعه ما مرتع شیطان شده است، امروزه شیطان های داخلی که جای خود دارند، دنیا به سراغ من و شما می آیند. البته فتنه گری از عادت های دیرنه شیطان و شیطان صفتها است. وهابیت که از مصادیق شیاطین انسانی هستند، چند قرن است که به شعائر اسلامی حمله می کند و برای خود مرزی نمی شناسند، آنها بزرگان ما را نشانه گرفته اند، روزی به کربلا و حرم امام حسین "علیه السلام"، روزی به نجف اشرف، روزی به بقیع حمله می کنند و ... اما اختلافات اخیر باعث گستاخی ایشان نسبت به شیعیان شده، این اختلاف فتنه انگیز اعمال خلاف ایشان را تشدید کرده است، در این ماه های اخیر می بینیم سعودی ها در برخورد با مساجد شیعیان در قطیف و احسا و دمام آن ها را تخریب می کنند و می بندند و به آن ها توهین می کنند. اینها تصادفی نیست، وقتی ما اختلاف را دامن می زنیم وقتی سردمداران اختلاف را دامن می زنند این کارها تشدید می شود تا کار به برخورد با شیعیان یمن می¬رسد و کار آن قدر ادامه پیدا می کند تا این که به مرجع عالی قدر جهان تشیع توهین می کنند، البته این در اثر اعمال اشتباه ماست، چرا باید در برخی رسانه های گروهی ما به این بزرگوار بگویند مرجع عراق؟ در اسلام ما مرزی نداریم، این مرزی که می بینیم یک قطعه کوچک به نام کویت شده و یک قطعه کوچک بحرین شده و یک قطعه کوچک فلان شیخ نشین شده و ... این کار انگلیس است که با سیاست های خود جهان اسلام را تکه تکه کرده اند، ما هم به خواب خرگوشی رفته ایم، امروز هم همین طور است، ما مسلمانان به خواب خرگوشی رفته ایم، این ها نقشه دارند برای ما، وقتی به آیت الله العظمی سیستانی توهین می شود و من طلبه داد نمی زنم، حوزه داد نمی زند، حرکت خود جوشی انجام نمی شود و... فردا مرحله بعدی نقشه خویش را انجام خواهند داد، باید گفته که همه ما امروز چه سران و بزرگان قوم و چه دیگران مطمع و مرتع شیطان شده ایم، اختلاف ها ما را کوچک می کند، زبان آنها را دراز می کند و آن ها در خود احساس قدرت می کند و حمله می کنند چه حمله هایی! و می بینیم کسی هم به ایشان جواب نمی دهد وبعید می دانیم که با این وضعیت جهان جواب مناسبی که نتیجه داشته باشد به ایشان داده شود. امیدوارم خداوند متعال ما را یاری کند تا به وظایف خود عمل کنیم. والسلام علیکم و رحمه الله

موضوع : اخبار مرجعیت

  نوشته شده در  88/10/28   توسط احمد رضائی  | 

                  2

نوادگان امام خمینی(ره) با حضور در بیت حضرت آیت الله العظمی صافی با معظم له دیدار و گفتگو کردند.
حجج اسلام سید حسن، سید یاسر و سید علی خمینی مصیبت ارتحال اخوی مرجع عالیقدر را به محضرمعظم له تسلیت گفتند.
در این دیدار که در فضایی صمیمانه برگزار شد حضرت آیت الله العظمی صافی به بیان خاطراتی از دوران رضاخان، مبارزه با فرق بابیت و بهائیت و همچنین تحلیلی از اوضاع و شرایط جاری کشور پرداختند.

لینک مرتبط: تصاویر دیدار نوادگان امام خمینی(ره) با حضرت آیت الله العظمی صافی

موضوع : اخبار مرجعیت

  نوشته شده در  88/10/28   توسط احمد رضائی  | 

در پی ارتحال عالم ربانی مرحوم حضرت آیت الله العظمی شیخ علی صافی گلپایگانی ( ره ) پیام تسلیتی از سوی حضرت آیت الله العظمی سیستانی ( دامت برکاته ) خطاب به اخوی آن مرحوم ،حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی ( دامت برکاته ) به شرح زیر صادر گردید :

  

بیانیه معظم له بمناسبت ارتحال حضرت آیت الله صافى گلپايگانى (قدس سره)

  نوشته شده در  88/10/25   توسط احمد رضائی  | 

در پی ارتحال ملکوتی فقیه و مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی منتظری ( قدس سرّه ) جمعی از مقلدان آن فقیه راحل و عظیم الشان از محضرحضرت آیت الله العظمی صانعی ( دامت برکاته )جهت کسب تکلیف پیرامون پیرامون ادامه تقلید خود استفتاء نموده اند که به شرح زیر می باشد :

                                               

                                                   باسمه تعالی
 محضر مبارك مرجع عالی قدر حضرت آيت الله العظمی صانعی (مد ظله العالي)

احتراماً با توجه به رحلت مرجع عالی مقام، حضرت آيت الله العظمی منتظری (قدس سره)و از آن جا كه بقا بر مرجع تقليد ميت نياز به اجازه از مرجع تقليد اعلم زنده دارد، آيا جناب عالی بقا بر تقليد از ايشان را برای ما جايز می دانيد؟

                                 جمعی از مقلدان حضرت آيت الله العظمی منتظری(قدس سره)
ج: ضمن عرض تسليت ارتحال آن فقيه و محقق کم نظير بقا بر تقليد از ايشان چه در مسائلی كه به آن ها عمل كرده و چه در مسائلی كه به آن ها عمل ننموده ايد، جايز می باشد .

                                                                             یوسف صانعی ـــ دی ماه ۱۳۸۸

موضوع : اخبار مرجعیت ، ارتحال ملکوتی فقیه عالیقدر ، استفتائات 

  نوشته شده در  88/10/25   توسط احمد رضائی  | 

آيت الله العظمي سيد صادق روحاني در پاسخ به گفته هاي حائري شيرازي(امام جمعه اسبق شيراز) كه در شبكه خبر اعلام كرده بود ولي فقيه حتي اگر يزيد هم باشد واجب الاطاعه هست گفت: اگر كسي چنين چيزي گفته باشد از حرف هاي خلاف شرع و از بينه فساد مي باشد. وي ادامه داده حتي اگر ولي فقيه يك عمل خلاف شرع بنمايد از ولايت فقيه منعزل ميشود چه رسد به يزيد بودن.

                  متن سؤال و پاسخ معظمٌ له به شرح زیر می باشد :

با سلام و درود بر آیت الله العظمی سید صادق روحانی

آیت الله حائری شیرازی امام جمعۀ سابق شیراز  درشبکۀ خبر  صدا و سیمای جمهوری اسلامی (مورخ) هفتم دی ماه ۱۳۸۸ در برنامه ای فرمودند : " ولی فقیه اگر یزید هم باشد واجب الاطاعه  است " با توجه به اینکه حضرتعالی نظریه پرداز ولایت فقیه بوده و دراین رابطه کتاب هم نوشته اید ، آیا به نظر حضرت عالی این سخن  صحیح است یا خیر ؟

                                                                                                      حسین طباطبائی

               www.iranianhome.com                                   

                                            باسمه جلّت اسمائه

                                        1

 من که صدا وسیما را نمی بینم  ولی اگر کسی چنین حرفی زده باشد از حرفهای خلاف شرع و از بیّن الفساد است  شما به (کتاب) نظام حکومت در اسلام که من نوشته و به کرّات چاپ شده(مراجعه نمایید ، در آن آمده است:) ولی فقیه اگر  یک عمل خلاف شرع انجام دهد منعزل می شود ؛ چه رسد به یزید بودن .

                                   سید صادق روحانی ـ ۲۲ محرم الحرام ۱۴۳۱ ( ۱۸ / ۱۰ / ۱۳۸۸ )   

    موضوع : استفتائات ، اخبار مرجعیت

  نوشته شده در  88/10/22   توسط احمد رضائی  | 

 

روز جمعه 18/10/1388 بعد از نماز مغرب و عشاء حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی دامت برکاته در بیت حضرت آیت الله العظمی منتظری (رضوان الله تعالی علیه ) حضور یافتند و رحلت ایشان را به بیت آن فقید سعید تسلیت گفتند.

                   

در این دیدار حضرت آیت الله وحید خراسانی خطاب به حجةالاسلام والمسلمین احمد منتظری فرمودند: من هنگام رحلت ایشان مشهد مقدس مشرف بودم و با شنیدن این خبر بسیار متأثر شدم . بنده سابقه دوستی 50 ساله با آن مرحوم داشتم و آن بزرگوار را در همه جهات و در همه زمانها عالمی عامل می دانستم. رحمت و وضوان خدا بر ایشان باد.

                 

                  

  نوشته شده در  88/10/20   توسط احمد رضائی  | 

                      

                                               بسم الله الرّحمن الرّحیم

   انا لله و انا اليه راجعون

شخصيتي بزرگ،‌ فقيهي عاليقدر و مرجعي ولايي ،حضرت آيت الله العظمي آقاي حاج شيخ علي صافي ، که نزديک به يک قرن در خدمت به اسلام و تلاش در اعلاي کلمه دين و امر به معروف و نهي از منکر و در يک کلمه‌ی جامع، نوکري خالص به آقايش حضرت بقية الله مولانا المهدي ارواح العالمين له الفدا انجام وظيفه نمود، چشم از جهان فاني فرو بست و به لقاء الله تعالي پيوست.
آن بزرگوار از دورۀ رضاخان و ديکتاتوري او زندگي علمي خود را آغاز و تحصيلات خود را تا سطوح عاليه در زادگاهش گلپايگان به پايان رسانيد و از سال ۱۳۴۹قمري به قم و حوزه علميه هجرت نمود و در محاضر اساتيد بزرگ فقه و آيات نامدار، حضور يافت و همواره جلوه علمي او متجلي‌تر مي‌گرديد و از اساتيدي چون مراجع عاليقدر مرحوم آيت الله العظمي حجت و مرحوم آيت الله العظمي آقاي حاج سيد محمد تقي خوانساري استفاده بردو در همۀ حوزه‌ها نمونه و مشارٌ بالبنان بود.

پس از اقامت بزرگ مرجع شيعه مرحوم آيت الله العظمي بروجردي در قم در رديف ساير بزرگان و اساتيد حوزه در درس ايشان اصولاً و فقهاً شرکت داشت و در جلسه استفتاء حضور بارز و فعال داشت و نامدارترين بحّاث درس ايشان بود که همواره معظم له به نظرات ايشان در درس، کمال توجه را داشت.
و علاوه بر تأليفات خاص مثل شرح عروة الوثقي، تقريرات و دروس اساتيد نيز از آثار علمي مهم ايشان به شمار مي‌رود. در ذوق و ادب و فضائل مختلف و مخصوصاً تفسير قرآن مجيد و همه‌ی مقاماتي که شايسته‌ی چنان فقيهي باشد تبحّر داشت و تا پايان عمر شريفش از منبر و محراب براي هدايت مردم استفاده ‌برد؛ همچنين در اصلاح امور و مبارزه با حرکت ضد اسلامي رضا خاني مقامات، مواضع محکم و کم‌نظير داشت.
شجاعت و صراحت لهجه و بي‌باکي از غير خدا و زهد و قناعت و بي‌اعتنايي به زخارف دنيوي و استقامت در امر دين، تاريخ زندگاني اين فقيه فرزانه، همه دانستني و عبرت و درس است؛ همه جا خدا را بر خلق برگزيد و رضاي احدي را بر رضاي او مقدم نداشت و هيچ‌گاه از گفتن حق، ترس و واهمه‌اي به خود راه نمي‌داد؛ حتي بزرگان را موعظه و نصيحت مي‌کرد و آنان نيز تذکرات او را مغتنم مي‌شمردند.
الحق فقدان چنين شخصيتي، ثلمه‌اي بزرگ براي فقاهت، مرجعيت و حوزه‌هاي علميه است. اين ضايعه‌ی ديني مؤلمه را به پيشگاه حضرت ولي عصر ارواح العالمين له الفداه و حوزه هاي علمي و حضرات علماي اعلام و آيات عظام دامت برکاتهم و بيت جليل علمي ايشان تسليت عرض مي‌نمايم.

زاد الله في علوّ درجاته و حشره مع ساداته الطيبين محمد و آله الطاهرين صلوات الله عليهم اجمعين.
                                                                          لطف الله صافی
                                                   ۱۸محرم الحرام ۱۴۳۱ــ ۱۴ / ۱۰ / ۱۳۸۸

  نوشته شده در  88/10/14   توسط احمد رضائی  | 

                                          

                                      بسم الله الرحمن الرحیم 

انا لله و انا الیه راجعون

ارتحال عالم ربانی و فقیه وارسته حضرت آیت الله حاج شیخ علی صافی قدس سره الشریف ثلمه و ضایعه ای بوجود آورد که غیر قابل جبران است.

اینجانب این ضایعه اسف بار را به پیشگاه حضرت ولیعصر روحی لتراب مقدمه الفداء و مراجع معظم تقلید بالخصوص زعیم عالیقدر حوزه علمیه قم حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی دامت برکاته، حوزه های علمیه، روحانیت کشور، مردم متدین گلپایگان و دیگر وابستگان آن عالم  فقیدتسلیت عرض نموده  و از خداوند غفور و ودود، برای آن بزرگوار رحمت و مغفرت و برکات و رحمات و برای خانواده معظم ایشان صبر و اجر مسئلت دارم.

                                                                       اسدالله بیات زنجانی

                                                      ۱۴ / ۱۰ / ۱۳۸۸برابر با ۱۸ محرم الحرام ۱۴۳۱

  نوشته شده در  88/10/14   توسط احمد رضائی  | 

                                                       بسم الله الرحمن الرحیم

محضر مکرّم مرجع بزرگوار حضرت آیت الله  بیات زنجانی

با سلام و تحیّت

اخیراً شاهد اتفاقات ناگواری از قبیل وقایع تلخ روز عاشورا، حمله به حسینیه جماران و از طرفی موضع گیری‌های افراطی و سیل تهمتها و تخریبها در برابر علما و مراجع روحانی آزاد اندیش و مستقل هستیم که نمونه‌ای از آنها پس از ارتحال حضرت آیت الله منتظری(ره) رخ داد و پس از هجمۀ ناجوانمردانه به مجمع محققین و مدرسین حوزۀ علمیۀ قم ، امروز می‌بینیم که یکی از نهادهای مستقر در حوزۀ علمیه سخن از عدم صلاحیت حضرت آیت الله صانعی برای مرجعیت می‌گویند. مستدعی است نظر مبارک خود را در این زمینه مرقوم فرمایید.

                                                                  أدام الله عزّکم

                                        جمعی از طلاب و روحانیون آذری زبان حوزه علمیه               

                                                    پاسخ معظمٌ له 

                                              

                                              بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و تحیت؛ بزرگترین افتخار برای جامعه شیعی  ایران، وجود مبارک حضرت امام حسین(علیه السلام ) است و هیچ انسان عاقل و آزاده ای بر خود اجازه ورود و هتک حرمت به ساحت آن حضرت را نمی دهد و بر فرض وجود اقداماتی که نقل می شود، باید با هتاکان و هجمه کنندگان و آمران و مباشران قتل عده ای از هموطنان مظلوممان در جریان عزاداری حسینی ، اشد برخوردها صورت گیرد.  

از طرف دیگر این موضوع قابل تأکید است که روحانیت و مرجعیت شیعه در طول تاریخ پرفراز و نشیب خود وامدار هیچ گروه و نهاد دولتی، حکومتی و رسمی نبوده و به یاری خداوند متعال پس از این هم نخواهد بود. یگانه پشتیبان مرجعیت دینی هم پس از خداوند تبارک و تعالی، مردم و عموم مؤمنان و متشرعان هستند. مجرای تأیید اجتهاد یک فقیه شیعی نیز روندی مشخص دارد که در بطن حوزه‌های علمیه شکل گرفته است و بحمدالله ردّ این صلاحیت هم وابسته به نظر یک ارگان یا نهاد فکری یا سیاسی خاص حوزوی و غیر حوزوی نیست.

اینجانب ضمن تأکید مؤکّد بر شأن و منزلت اجتهادی و فقهی مرجع عالیمقام حضرت آیت الله صانعی- ایّده‌الله‌تعالی-  همۀ مقلّدان ایشان را در پیروی از فتاوای ایشان مأجور می‌دانم و یقین دارم که بدرفتاری‌ها و کج خلقی‌های اخیر علیه برخی مراجع تقلید و نهادهای مستقل حوزوی مانند مجمع محققین و مدرسین حوزه که در خوشبینانه‌ترین حالت ناشی از جمود و کج فهمی است، راه به جایی نخواهد برد و نتیجه‌ای خلاف انتظار بانیان آن به بار خواهد‌آورد. امیدوارم بدانند که نتیجۀ این قبیل مواضع، تضعیف حوزه‌های علمیه است.

حقیقتاً معتقدم که بهترین نمونۀ مرجعیت مستقلّ دینی در روزگار ما هم خود امام خمینی-رضوان‌الله‌تعالی علیه- بود که همواره خاری در چشم متحجّران، کج اندیشان و خشک مغزان زمان خود بود و هنوز هم عدّه‌ای می‌کوشند تا به انحاء گوناگون از او، بازماندگان و همفکرانش انتقام بگیرند.

                                                              اسدالله بیات زنجانی ــ ۱۳ / ۱۰ / ۱۳۸۸

                       استفتاء از آیت الله بیات زنجانی

موضوع : اخبار مرجعیت ، پاسخ به سؤالات و اظهارنظرها ، استفتائات

  نوشته شده در  88/10/14   توسط احمد رضائی  | 

ايلنا:در پي درگذشت آيت‌الله العظمي حاج شيخ علي صافي گلپايگاني ، حجت‌الاسلام و المسلمين سيدحسن خميني با انتشار پيام تسليتي خطاب به آيت‌الله العظمي حاج شيخ لطف‌الله صافي گلپايگاني، اين ضايعه را تسليت گفت.

متن اين پيام به این شرح است:

       

                                                    بسمه تعالي

محضر مبارک حضرت آيت‌الله العظمي آقاي حاج شيخ لطف‌الله صافي گلپايگاني مدظله‌العالي

مصيبت درگذشت فقيه عظيم‌القدر حضرت آيت‌الله العظمي آقاي حاج شيخ علي صافي گلپايگاني قدس سره الشريف ضايعه‌اي است که حوزه فقه و اخلاق را متاثر مي‌سازد. هر کسي افتخار کسب محضر مبارک آن بزرگوار را داشت، بيش از هر چيز در آن محضر اشراق انسانيت و صداقت را احساس مي‌نمود و در شعاع شخصيت ممتاز ايشان، آرامشي خداگونه مي‌يافت. سال‌هاي همراهي و همدلي آن مرجع بزرگوار با امام راحل، از نقاط درخشاني است که هميشه مي‌شد گوشه‌اي از آن را از زبان صادق و شيواي ايشان شنيد.

اينجانب اين مصيبت را خدمت جنابعالي و بيت عظيم الشأن تسليت عرض نموده و براي آن مرحوم مغفور، علو درجات مسألت نموده و طول عمر و بقاي وجود شريف جنابعالي را آرزومندم.

                                                             سید حسن خمینی ــ  ۱۴ دي ۱۳۸۸

  نوشته شده در  88/10/14   توسط احمد رضائی  | 

     

                                                              باسمه تعالي

«الفقهاء حصون الاسلام»

فوت مرحوم آيت الله العظمي حاج آقا علي صافي گلپايگاني (قدس سره) را که از استوانه هاي فقاهتي و تحقيقاتي حوزه علميه قم (صانها الله عن الحدثان) بود را به همه مؤمنين و علما و مراجع تقليد و حوزه هاي علميه و همه اهل تحقيق و وابستگان به آن فقيه والامقام نسباً و سبباً مخصوصاً به اخوي مکرمشان، حضرت آيت الله العظمي آقاي حاج آقا لطف الله صافي گلپايگاني (دام ظله علي رؤوس الانام) تسليت گفته و از خداوند بزرگ براي همگان صبر جميل و اجر جزيل را خواستارم. اميد آن که آثار علمي باقي مانده از ايشان که از شاگردان به نام حضرت آيت الله العظمي سيدالفقهاء حاج آقا حسين بروجردي (قدس سره) بوده اند، مورد استفاده قرار گيرد.
                                                                  قم المقدسه ـ يوسف صانعي 
                                                                   ۱۸ محرم الحرام سنه۱۴۳۱

  نوشته شده در  88/10/14   توسط احمد رضائی  | 

                                           

وقتی خبر پاسخ به سؤال " جمعی از به اصطلاح فضلاو اساتیدحوزۀ علمیۀ قم " از جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم درخصوص صلاحیت مرجعیت حضرت آیت الله العظمی آقای حاج شیخ یوسف صانعی ( دامت برکاته ) را خواندم از طرفی متوجه شدم که این عالم و مرجع معظم تقلید به هرحال مستقل بوده و به حکومت تعلق ندارد و از طرفی خوشحال شدم که افراد و گروهها سخن خود را شفاف بیان می نمایند ولی از اینکه افرادی همچون اعضای جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم خود را قیم مردم دانسته و برای آنها و به جای آنها تصمیم بگیرند ناراحت و نگران شده و هستم واین سؤال برایم مطرح گردید که جامعۀ مذکورکه سالهای آغازین نهضت مرحوم امام خمینی ( ره ) توسط افراد مبارزوفقیهی همچون فقیه عالیقدر مرحوم حضرت آیت الله العظمی منتظری ( قدسّ سرّه ) تأسیس شده است چرا امروزه بدون درنظر گرفتن مصالح جامعه و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران این چنین بی مهابا و بدون در نظر گرفتن آبروی اشخاص فقیه و مؤمن که نگاه داشتن حرمت آنها از کعبه بالاتر است ، وارد مسائل سیاسی و دینی مردم شده و قیّم مآبانه برای افراد جامعه تصمیم می گیرند .

به هرحال خوب است به سؤال و پاسخ جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم که ریاست آن هم اکنون با آقای شیخ محمد یزدی می باشد در این رابطه مراجعه نمایید تا حل مسائلی که ذیلاً مطرح می نمایم برایتان آسان تر شود .( چنانچه سؤالی در این رابطه داشتید می توانید مطرح کنید تا در حدّ توان پاسخ گویم ) :

نظرجامعه مدرسين حوزه علميه قم دربارۀمرجعيت آقاي حاج شيخ يوسف صانعي چیست؟                                      

سؤال:                                                           بسمه تعالي

جامعه محترم مدرسين حوزه علميه قم
سلام عليكم
مرجعيت شيعه خورشيد پر فروغي است كه در قرون متمادي همواره پشتيبان اسلام و خط راستين اهل بيت(عليهم السلام) بوده است. اين مسئوليت خطير همواره شايستۀ مرداني بوده است كه واجد شرائط شرعي مذكور در روايات ائمه اطهار (عليهم السلام) باشند نظر به اهميت اين موضوع و با توجه به پرسشهاي مكرّر هموطنان دربارۀ مرجعيت آقاي حاج شيخ يوسف صانعي خواهشمند است آن جامعه محترم كه همواره مرجع تشخيص اين موضوع بوده نظر خود را درباره‌ي مرجعيت ايشان اعلام فرمايند.

                                     با سپاس جمعي از استادان و فضلاي حوزه هاي‌ علميه

پاسخ بدون امضای جامعۀ مدرسین :

                                      بسم الله الرحمن الرحیم

با توجه به پرسش‌هاي مكرّر مؤمنان، جامعه مدرسين حوزه‌ي علميه قم براساس تحقيقات به عمل آمده در يك سال گذشته و پس از جلسات متعدد به اين نتيجه رسيده است كه ايشان فاقد ملاكهاي لازم براي تصدّي مرجعيت مي‌باشد.

                                              جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ــ  ۱۲ / ۱۰ / ۱۳۸۸

                                                 توضیحات :

۱- مسألۀ ۳ تحریرالوسیله مرحوم امام خمینی ( ره ) ج ۱( مسائل تقلید و فروع آن ) به شرایط مرجع تقلید اشاره نموده که ترجمۀ آن ازاین قراراست :

« مرجع تقلید باید عالم ، مجتهد ، عادل و با ورع ( دوری جستن از گناهان و خودداری از شبهات ) دردین خدا باشد . بلکه احتیاط این است که به دنیا روی نیاورد و حریص بردنیا و تحصیل مال و مقام نباشد و در حدیث است : " فقیهی که خویشتن دار ، حافظ دین ، مخالف هوای نفس و مطیع امر مولایش ( امام زمان " عج " ) باشد عوام حقّ تقلید ازاو راخواهند داشت » و همچنین امام خمینی ( ره ) در پیام سوم اسفند ۱۳۶۷ خود موسوم به " منشور روحانیت " شرایط آگاهی به زمان و مکان را نیز بر شرایط مرجعیت افزوده اند .

حال سؤال این است که ملاک های جامعۀ مذکور برای معرفی عالم و فقهی جهت تقلید از وی به مردم چیست ؟ آیا غیر از این مواردی که امام راحل و دیگر فقهای عظام فرموده اند ملاک دیگری نیز وجود دارد از جمله هم سوئی و هم خط بودن با اعضای محترم جامعه ؟ و اگر خدای ناکرده مرجع یا مراجع معظم تقلیدی با اعضای محترم جامعۀ مذکور اختلاف سلیقه وعقیده درمسائل سیاسی پیدا نموده و یا مستقلاً به طرح مسائل سیاسی روز بپردازند به سرنوشتی همچون آیت الله شریعتمداری ( ره ) یا آیت الله صانعی دچار خواهند شد ؟؟؟!!! اگربه سوابق حضرت آیت الله العظمی صانعی از ابتدا تا کنون مراجعه نماییم آیا ملاک هایی غیر از ملاک های تحریر الوسیله در ایشان وجود دارد که ما از آن بی خبریم ؟؟؟ در بیانیۀ فوق الاشارۀ جامعۀ مذکور مشخص نشده است که آیا اصلاً آیت الله صانعی از ابتدا ملاک های لازم برای تصدی مرجعیت شیعه را داشته اند یا خیر ؟ و اگر داشته اند چرا به مردم معرفی نشده اند ؟ و چون معرفی نشده اند آیا لازم است حرف جامعۀ مذکور ملاک عمل جهت عدم تقلید از این مرجع معظم تقلید قرار گیرد ؟؟؟!!! به هرحال این سؤالاتی است که باید جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم به آنها پاسخ دهد .

۲- چنانچه به سایت جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم  http://www.jameehmodarresin.org یابه کتاب « جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم از آغاز تا کنون » جلد ۳ صفحات ۲۷۱ تا ۲۷۸مراجعه نمایید درخواهید یافت که حضرت آیت الله صانعی از اعضای سابق جامعۀ مذکور بوده اند که از ابتدای فعالیت آن جامعه از اعضای فعال آن به شمار می رفتند( احتمالاً سال قطع ارتباط  ایشان مشخص نشده است از سال ۱۳۶۸ ، ۱۳۶۹به بعد بوده است).

لازم به ذکر است که در کتاب فوق الاشاره ازاین مرجع معظم تقلید با عنوان« آیت الله صانعی » نام برده شده که متأسفانه در متن سؤال و پاسخ هیچ اشاره ای به عنوان فقهی معظمٌ له نشده و خیلی لطف نموده اند که از ایشان فقط با لفظ آقا نام برده اند !

۳- در کتاب مذکور زندگی نامۀ ایشان درج شده واز جمله نوشته است که معظمٌ له از شاگردان حضرات آیات عظام مرحومین آقایان بروجردی ، امام خمینی و منتظری و ... ( قدسّ سرّهم ) بوده اند . ( در سایت جامعه متأسفانه به زندگی نامۀ اکثراعضا ازجمله آیت الله صانعی اشاره نشده است )

۴- امام خمینی ( ره ) در تاریخ ۱۹ / ۱۰ / ۱۳۶۱ ( ۲۷ سال پیش )ایشان را به سمت دادستان کل کشور منصوب و درجلسۀ معارفه ای که در حسینیۀ جماران با حضور رئیس دیوان عالی کشور و کلیۀ قضات شورای عالی قضائی و شعب دیوان عالی کشور تشکیل شد فرمودند :

«  من آقای صانعی را مثل یک فرزند بزرگ کرده ام . آقای صانعی در مباحثات و درس هائی که در سال های طولانی داشتیم شرکت می کردند . ایشان فرد برجسته ای در میان روحانیون است و مرد عالمی است که متوجه به مسائل و مخالف سرسخت منافقین و جریانات انحراف یمی باشند و در مقابل آنان با جدیّت و قاطعیّت عمل می نمایند . » (صحیفۀ نور ج ۱۷ ص ۱۵۰و جامعۀ مدرسین از آغاز تا کنون ج ۳ص ۲۷۴ و ۲۷۵)

۵- در کتاب مذکور ضمن برشمردن تألیفات معظمٌ له اشاره به رسالۀ توضیح المسائل نیز شده و بیان شده است که ایشان از سال ۱۳۴۴ درس خارج فقه خودرا برمبنای کتاب تحریرالوسیلۀ امام خمینی ( ره ) که تاکنون ادامه دارد آغاز و درس خارج اصول را از سال ۱۳۵۲آغاز و در سال ۱۳۷۳ به پایان رسانیده اند .

۶- غیر از نامه های مورخ ۳۱ / ۱ / ۱۳۶۱ و ۸ / ۲ / ۱۳۶۱که صراحتاً به خلع مرحوم آیت الله العظمی شریعتمداری ( ره ) از مرجعیت توسط جامعۀ مدرسین اشاره شده است سابقه ندارد این جامعه در خصوص عدم صلاحیت یا نداشتن ملاکهای لازم برای مرجعیت  احدی از مراجع معظم تقلید اظهار نظر نمایند که متأسفانه بدون در نظر گرفتن شرایط کنونی دست به انتشار چنین نامه ای زده اند که فیه تأمل !!!

۷- پس از ارتحال ملکوتی مرحوم حضرت آیت الله العظمی اراکی( ره )در نهم آذرماه ۱۳۷۳ جامعۀ مذکور طی بیانیه ای به تاریخ۱۱ / ۹ / ۱۳۷۳مبادرت به معرفی حضرات آیات فاضل لنکرانی ، بهجت ، خامنه ای ، وحید خراسانی ، تبریزی ، شبیری زنجانی و مکارم شیرازی به عنوان واجدین شرایط مرجعیت  نمود و درآن ذکر شد : " تقلید از هرکدام آنان جایز است " ( که جهت بررسی بیشتر می توانید به وبلاگ " یادداشت های خصوصی به آدرس : http://neshaneh.mihanblog.com/post/90 مراجعه نمایید) و نامی از مراجع معظمی همچون حضرات آیات عظام منتظری ، صافی گلپایگانی ، سیستانی  و... برده نشد ( هرچند در سایت جامعۀ مذکور اخیراً نام حضرات آیات سیستانی و صافی گلپایگانی به مراجع جایز التقلید افزوده شده است) و سؤال این است که آیا تاجامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم فردی را دارای شرایط مرجعیت نداند و وی را به عنوان مرجع تقلید به عموم معرفی ننماید او جایزالتقلید نیست و یا اگر فردی را معرفی کرد حتماً چون آنها گفته اند باید از وی تقلید نمود ؟؟؟!!!

۸-تکلیف مقلدین محترمی که از مراجع معظمی همچون حضرات آیات عظام : موسوی اردبیلی ، بیات زنجانی ، سبحانی ، علوی گرگانی ، جوادی آملی ، شیخ مجتبی تهرانی ، نوری همدانی ، سیدصادق روحانی ، سیدصادق شیرازی ، مظاهری اصفهانی ، سیدعزالدین زنجانی ، سید محمد شاهرودی و .... که مورد تأیید جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم جهت تقلید نبوده ودرلیست آنها قرار ندارند چیست ؟وآیا لازم است جهت تقلید به مرجع دیگری که جامعۀ مدرسین تأیید می نماید رجوع کنندیاخیر؟

۹- در انتها این سؤال مطرح است که آیا این طرح سؤال و پاسخ در این شرایط به ارتحال ملکوتی و مظلومانۀ فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری ( ره ) و گرایش مقلدان آن زعیم و مرجع فرید شیعه به طرف حضرت آیت الله العظمی صانعی ( دامت برکاته )جهت تقلید یا عمل به فتوای معظمٌ له جهت باقی بر تقلید از مرجع میت و فقید و نیز موضع گیریهای دقیق سیاسی و مستقل ایشان پس از انتخابات ریاست جمهوری ( خرداد ماه ۱۳۸۸ ) ارتباطی دارد یا خیر ؟؟؟ !!!

خداوند همۀ ما را به راه راست هدایت فرموده و ما را مشمول افراد مذکور در آیات۱۰۳و ۱۰۴ سورۀ مبارکۀ کهف (ویحسبون انّهم یحسنون صنعاً ) مقرر نفرماید . ( ان شاءالله )

موضوع : اخبار مرجعیت ، پاسخ به سؤالات و اظهارنظرها 

  نوشته شده در  88/10/13   توسط احمد رضائی  | 

                                                    

                                                  بسم الله الرّحمن الرّحیم

" الّذین ضلّ سعیُهم فی الحیوةِ الدّنیا و هم یَحسبون اَنّهم یُحسنون صُنعاً " 

                                                                                     (سوره مبارکه کهف – آیه۱۰۴)

ایام عاشورای حسینی بهترین فرصت برای اندیشیدن دربارۀ تقابل میان اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه وآله وسلم ) با اسلام اموی و تقابل میان اندیشۀ امامت با اندیشۀ خلافت است. امام حسین ابن علی(علیه السلام) رهبر جریانی بود که اسلام به قرائت رسول الله ( صلی الله علیه وآله وسلم )را راه نجات بشر می‌دانست و جبهۀ مقابل او هم کسانی بودند که قرائتی اموی از اسلام را عرضه کرده و اندیشۀ خلافت را در برابر اندیشۀ اصیل و دینی امامت می‌پسندیدند. امروز روزیست که باید اندیشید که چرا امام حسین ابن علی(علیه السلام ) به دست کسانی به شهادت رسید که خود را مسلمان و مکلّف به تیغ کشیدن بر فرزند رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) می‌دانستند.

اینک پس از رحلت مرحوم آیت الله العظمی منتظری(ره) جای این سؤال است که صاحبان قلم و گویندگان سخنانی که ساحت مرجعیت دینی را هدف گرفته و به آن حمله می‌کنند، اگر در صحرای کربلا بودند و امام حسین بن علی(علیه السلام ) کارهای آنان را می‌دید، از آنان دفاع می‌کرد یا در تقابل با آنها می ایستاد؟

با کمال تأسف در این چند روز سخنان هتاکانه‌ای علیه برخی مراجع دینی، اعم از حیّ و میّت، بر زبان برخی جاری شده است که بر گویندۀ چنین سخنانی باید حد زده شود. بسیاری از این قبیل آفتها هم ناشی از حمایت ناسنجیدۀ برخی حوزویان از شئون جاری حکومتی و دولتی است.   

با کمال تأسف می‌بینیم که یک مرجع مسلّم تقلید دار فانی را وداع گفته و به رغم تدبیرهای انجام شده و رفتار عاقلانۀ برخی از زعما، یک عده که معلوم نیست از کجا خط می‌گیرند، مجلس بزرگداشت ایشان در همه جای کشور را تعطیل می‌کنند و حتی فضای به وجود آمده  را بستری برای حمله به عزاداران حسینی(علیه السلام) قرار داده و به مجامع مذهبی آنان حمله می کنند که ماجرای امروز تهران و هجمه به حسینیه جماران، مثال تاثر برانگیز آن است. آیا این وضعیت پیش آمده در یک جامعه مسلمان و شیعه، قابل دفاع است؟ چرا هیچ اثری از سخن امیرالمؤمنین(علیه السلام) نمی‌بینیم که «ما قال» را بنگر و نه «من قال» را؟ مگر قرار است مانند آنگونه که در عالم سیاست عمل کرده‌اند، میان مراجع تقلید مردم هم خط فاصل کشیده شود و دسته‌ای را سفید و دسته‌ای را سیاه نشان دهند؟

اینجانب به جوانان عزیز در هر دسته و گروه فکری و سیاسی تذکر می‌دهم که مطلق پذیری و مطلق انگاری را آفتی خانمان سوز برای اعتقادات و حیات دنیوی و اخروی خود بدانند و اطرافیان خود را از افراط در «مرده باد» گفتن و «زنده باد» گفتن باز دارند و آن را آفتی جدّی برای آزاد اندیشی بدانند.

همچنین تذکر می دهم به مسوولان نظامی و انتظامی این کشور، آنهایی که دلشان به حال سرنوشت این نظام و انقلاب و امام(ره) می‌سوزد، که در برابر اینگونه مسائل و موضع‌گیری‌های افراطی محکم ایستادگی کنند و نگذارند یک عده معدود به نام دین و حاکمیت و به نام قوای نظامی و انتظامی، به ارکان اعتقادی و مراجع دینی جامعه مسلمین هتک حرمت کنند؛ اگر نمی‌توانند این کار را انجام دهند و جلوی این عده را بگیرند، به مردم صریحاً بگویند تا خودشان تکلیف این عدّه را مشخص کنند.

در پایان هم هشدار می‌دهم به زعمای حوزه‌های علمیه و روحانیون معزز که وضعیت پیش آمده در هتک حرمت یک یا چند مرجع تقلید که از قضا مطابق تفکر رسمی و جریان سیاسی کشور نمی‌اندیشند، دیر یا زود دامان سایر ارکان حوزه و بسیاری از روحانیون اصیل و ریشه‌دار را خواهد گرفت. در برابر استفادۀ قدرتهای سیاسی و حزبی از احساسات پاک طلّاب حوزه‌ها حسّاس باشید و در افق پیش رویتان  آن روز نامبارکی را ببینید که خدای ناکرده طلبه‌های جوان به جای تحصیل و تهذیب به سیاست بازی مشغولند و مبلّغان روحانی هم به جای نشر معارف اهل بیت (علیهم السلام)، به مدح طبقه‌ای از قدرت و ذمّ طبقه‌ای دیگر می‌پردازند. در چنان روز نامبارکی خواهید دید و خواهیم دید که سیاستمداران و سیاست بازان آنطور که خودشان می‌خواهند به ارشاد و تبلیغ فقره‌هایی از دین می‌پردازند و آنطور که مطابق با سلیقۀ برخی قدرتهاست به ترویج فرهنگ انتظار و مهدویت می‌نشینند و دعای فرج حضرت ولی عصر(عج) را مطابق سلیقۀ قدرت طلبان برای جامعۀ مسلمین تفسیر می‌کنند! در آن روز هیچ چیز جز پوسته‌ای تهی از ایمان دینی مردم باقی نخواهد ماند. نعوذ بالله من ذلک الیوم   

                                                                        اسد الله بیات زنجانی

                                                  قم، نهم محرم الحرام ۱۴۳۱برابر پنجم دی ماه ۱۳۸۸

موضوع : اخبار مرجعیت

  نوشته شده در  88/10/07   توسط احمد رضائی  | 
                          

                                

درساعت ده صبح از طریق یک تماس تلفنی باخبر شدم که روح ملکوتی فقیه وارسته و عالیقدر، بزرگ مرجع جهان تشیع و زاهد و تارک دنیا و کسی که حکومت و قدرت را به دوستداران آن بخشید وثابت نمود که این مقام همچون کلام مولاامیرالمؤمنین علی(علیه السلام) اآب بینی بزغاله هم کم ارزش تراست ،یعنی حضرت آیت الله العظمی منتظری(( قدس سرّه )) شب گذشته درسنّ هشتادو هفت سالگی به ملأ اعلی پیوست و در این دورۀ وانفسا ما راغریبانه تنها گذاشت .

در این زمان دیگر دلمان را به چه کسی خوش نماییم و منتظر کدامین پیام برحق باشیم .

 ضمن عرض تسلیت این ضایعۀ اسفناک به محضر قطب عالم امکان بقیة الله الاعظم حضرت حجة بن الحسن العسکری ( روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه ) مراجع معظم تقلید و  حوزه های علمیه در سراسر کشور، ازخداوند متعال برای روح پرفتوح این عالم و فقیه فرهیخته که درایام سوگواری سید وسالارشهیدان جهان حضرت اباعبدلله الحسین (علیه السلام) به رحمت ایزدی پیوست؛علوّدرجات و برای بازماندگان آن فقیه مجاهد صبر و اجر جزیل و برای مقلدان و دوستدارانش آرزوی صبر و سربلندی خواستارم .

                                                                             * وبلاگ یادداشت های پراکنده *

موضوع : اطلاعیّه

  نوشته شده در  88/09/29   توسط احمد رضائی  | 
         

       حضرت آیت الله العظمی صانعی در دیدار حجت الاسلام و المسلمین محتشمی پور رئیس سازمان مردم نهاد حامی آزادی قدس شریف و اعضای کمیته دانشجویی دبیرخانه حمایت از فلسطین

حضرت آیت الله العظمی صانعی در دیدار حجت الاسلام و المسلمین محتشمی پور رئیس سازمان مردم نهاد حامی آزادی قدس شریف و اعضای کمیته دانشجویی دبیرخانه حمایت از فلسطین با معظم له با بیان اینکه « من امروز در کنار غربت قدس از غربت اسلام و تشیع و غربت یاران امام امت سلام الله علیه می نالم» فرمودندحق مطلب را حضرت امام در خصوص مسئله فلسطین بیان کردند که اسرائیل یک غده سرطانی است، اما معتقدم غربت بسیار شدیدی که امروز برای فلسطین وجود دارد از غربتی که در زمان رژیم ستم شاهی وجود داشت بیشتر است چرا که اگر رژیم شاه با اسرائیل می ساخت معلوم بود که اشتباه کرده است اما امروز طرح برخی مسائل بدون توجه به لوازم آن و یا بزرگ کردن برخی مسائل و عقب گرد از آن به ضرر قدس شریف و مسئله فلسطین است

این مرجع عالیقدر در ادامه با بیان اینکه ما زمانی می توانیم از مردم توقع داشته باشیم که در مسئله فلسطین بپا خیزند که در داخل کشور خودمان از کاربرد هر نوع خشونتی علیه مردم اجتناب ورزیم اظهارداشتندآیا امکان آن وجود ندارد که جامعه را به گونه ای اداره کرد که حتی اجرای مجازات های شرعی و قانونی نشان از رحمت و رأفت اسلامی باشد

شاگرد وفادار امام امت سلام الله علیه در ادامه و با اظهار تأسف شدید از حادثه اهانت به تمثال مبارک حضرت امام در ۱۶ آذر فرمودند:«برخی ها وقتی به بن بست می رسند حتی از امام هم نمی گذرند واز امام سرمایه گذاری می کنند، انسان های ظالم عکس امام را آتش می زنند بعد می گویند کار دانشجویان بوده است در حالیکه دانشجویان فدایی امام هستند و همه چیزشان را از امام دارند.»

ایشان افزودند:«ما تاریخ را دیده ایم، ماجرای آتش زدن سینما رکس آبادان و مسجد جامع کرمان را هم دیده ایم که چه کسانی آمدند و آتش زدند و بعد گفتند کار انقلابیون بوده است

آیت الله العظمی صانعی با اظهار نگرانی از کاربرد خشونت علیه تجمعات دانشجویی فرمودند:«با زدن و خشونت و زندان کردن که کارها درست نمی شود این چه معنایی دارد که از یک تجمع ۷۰۰ نفری دانشجویی آنگونه که خودشان آمار داده اند۲۰۰نفر را بازداشت می کنند حمله کردن به زنان چه معنایی دارد؟ کی فرهنگ ما اجازه می داد که زن را بزنند من حتی در مبارزات انقلاب می دیدم که برخی ژاندارم ها حاضر نمی شدند به زنان حمله کنند اما حالا برخی ها تشخیص می دهند که زنان را هم بزنند و هر کس هم که حرفی می زند می گویند خلاف نظام وامام حرکت می کند.»

ایشان با بیان اینکه حرکت گروههای تروریستی همچون القاعده تصویر خشنی از اسلام به جهان معرفی کرده است فرمودند:«خوف آن دارم که اعمال این خشونت ها سبب آن شود که فردا مذهب تشیع نیز به عنوان یک مذهب خشن معرفی شود.»

آیت الله صانعی در ادامه سخنانشان و با اشاره به تأثیرات حذف یاران امام و انقلاب از صحنه سیاسی و اجتماعی بر مسئله فلسطین فرمودند:«امروز فضا به گونه ای است که یاران امام نمی توانند راجع به مسئله فلسطین حرف بزنند و اگر هم سخنی بگویند سخن آنان را قبول نمی کنند لذا معتقدم در این شرایط نباید یاران امام را تنها بگذاریم،بلکه هرچه دشمنان ویا انسان های قاصر دشمنی خود را با یاران امام بیشتر می کنند ما باید علاقه و حمایت خود را از یاران امام بیشتر کنیم خصوصا یارانی که وجودشان در جامعه کارساز است .»

ایشان خطاب به اعضای کمیته دانشجویی حمایت از فلسطین افزودند:«به مسئولین امر گوشزد کنید که اگر می خواهیم خدمتی به فلسطین و قدس شریف کنیم باید این فشارها را در داخل کم کنیم و یاران امام را به صحنه برگردانیم، به مسولان رده بالای نظام متذکر شوید که قبل از غربت قدس شریف متوجه غربت اسلام و تشیع باشند و در سخنانشان به لوازم حرف های خودشان توجه کنند.»

شایان ذکر است که در ابتدای این دیدار حجت الاسلام و المسلمین محتشمی پور با تشریح اوضاع کنونی فلسطین و با بیان وضعیت دشوار مبارزه علیه رژیم غاصب اسرائیل گفت: « شرایط امروز دنیای اسلام و ایران متأسفانه سبب شده تا یک سکوت معنادار و یک نوع بی تفاوتی ای نسبت به مسئله فلسطین حاکم شود که رژیم غاصب اسرائیل بیشترین بهره برداری را از این وضعیت در جهت پیشبرد اهداف خود کرده است .»

وی به موضع گیری کشور های دنیا علیه ایران در موضوع هسته ای و مسائل ابهام آلود پس از انتخابات اشاره کرد و گفت: «متأسفانه دولتی که دیروز راجع به مسئله هولوکاست آنچنان موضع گیری می کرد امروز در قبال مسائل فلسطین سکوت اختیار کرده است.»

همچنین مهدوی دبیر کمیته دانشجویی دبیرخانه حمایت از فلسطین نیز طی سخنانی خطاب به حضرت آیت الله العظمی صانعی گفت: «اساس کارهایمان دفاع از مظلوم است چه در فلسطین و چه در یمن و افغانستان.»

مهدوی افزود: «تاکید امام (س) روی مسئله فلسطین بخاطر غاصب بودن این دولت علاوه بر ظالم بودن آنهاست لذا ما معتقدیم بحث فلسطین را نباید صرفا به یک بحث حقوق بشری صرف تقلیل داد.»

مهدوی گفت: «رویکرد ما در کمیته دانشجویی حول یک محور اساسی به نام دانایی محوری است و اعتقاد داریم صحبت از مسئله فلسطین باید مبتنی بر واقعیات جامعه باشد.»

                                                                                                                               تاریخ: ۲۰ / ۹ / ۱۳۸۸

موضوع :اخبار مرجعیت

  نوشته شده در  88/09/22   توسط احمد رضائی  | 
                 

آیت الله العظمی صافی گلپایگانی  صبح روز یکشنبه ۱۰/۸/۱۳۸۸ اعضای ستاد کنگره بزرگداشت مرحوم حضرت آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی  را به حضور پذیرفتند.
ایشان با بیان اینکه مرحوم آیت الله العظمی اصفهانی نه تنها افتخار اصفهان بلکه افتخار جهان تشیع هستند، فرمودند: در دنیا، تاریخ ملت‌ها و امت‌ها را رجال و شخصیت‌های آنها می‌سازند و هرچه این شخصیت‌ها به جهانیان بیشتر معرفی شوند و مردم، آنها را بیشتر بشناسند، آن جامعه‌ای که چنین شخصیت‌هایی را پرورش داده است، به عظمت و علم در جهان شناخته خواهد شد.
معظم له با اشاره به اینکه باید سیره و زندگی آیت الله العظمی اصفهانی الگو و نمونه برای روحانیون باشد، افزودند: ایشان با آن اختناق رضاخانی مواضع و موقعیت‌ خاصی داشتند و در حفظ حوزه و حریم تشیع نقش اساسی ایفا نمودند و آگاهی خاص ایشان نسبت به مسائل روز باعث شد که ایشان هیچوقت مغلوب نشد و با مواضع بجایی که می‌گرفت هیچ اشتباه سیاسی مرتکب نشد.
مرجع تقلید شیعیان با اشاره به فتوای « تشبه به کفار، موجب غضب جبار و دخول در نار است» از مرحوم آیت الله العظمی اصفهانی، اظهار داشتند: ایشان در آن زمان نیز شدیداً مخالف غرب‌گرایی بودند و نسبت به هجوم فرهنگ غرب هشدار داده بودند و خیلی مراقبت می‌کردند تا هویت اسلامی جامعه عوض نشود و غرب ‌گرایی در جامعه رسوخ نکند.
ایشان با اشاره به چاپ نامه‌ها و مکاتبات مرحوم آیت الله العظمی اصفهانی فرمودند: درباره‌ی بعضی از نامه‌ها لازم است تا تحلیلگران آگاه تاریخی، نامه‌ها را با توجه به شرایط آن روز مورد تحلیل قرار دهند.
معظم له با اشاره به شخصیت ممتاز و قدرت یگانۀ آیت الله العظمی اصفهانی فرمودند: تأکید ایشان بر گسترش علوم و معارف اهل بیت علیهم السلام بود که متصل به سرچشمه وحی است و تدریس علوم عقلی و عرفانی که حاصل تعقل بشری است در مقابل معارف غنی آل محمد علیهم السلام در نظر ایشان جایگاهی نداشت.
معظم له با تقدیر از فعالیت‌هایی که موجب شناساندن علما به مردم می‌شوند، فرمودند:
ایشان مجهول القدر بودند و تجلیل و تعظیم از ایشان تجلیل از روحانیت و مرجعیت است و هویت شیعه، مرجعیت، حوزه علمیه و روحانیت است.
مرجع تقلید شیعیان ادامه دادند:
شما اگر تاریخ مرجعیت را بخوانید، خواهید دید که همه کسانی که ریاست عامه داشتند مؤید عند الله بودند و همه مردمانی برجسته بودند که در حفظ سنت‌های اسلامی و تشیع بسیار تلاش کردند.
ایشان به نقش محوری مرجعیت در مکتب تشیع اشاره کردند و فرمودند: با مطالعه تاریخ مرجعیت انسان می‌فهمد که مرجعیت چه تأثیری دارد و همه باید حول محور مرجعیت باشند و آن را تقویت کنند تا انشاء الله به دست حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فداه برسد.
معظم له در پایان بر چاپ کتاب مهم اصولی مرحوم آیت الله العظمی اصفهانی تأکید فرمودند.
موضوع :
اخبار مرجعیت

  نوشته شده در  88/08/19   توسط احمد رضائی  | 

                                                               بسمه تعالی

                          

 ملت بزرگ و فهیم ایران

روز سیزدهم آبان یادآور صفحاتی از تاريخ اين مملکت همچون تبعید امام خمینی (سلام الله علیه) در پی اعتراض به لایحه کاپیتولاسیون ، کشتار دانش آموزان بیگناه در محوطه دانشگاه تهران و مبارزه ضد استکباری دانشجویان پیرو خط امام پس از انقلاب می باشد؛ توجه به مسائل تاریخی و درس گرفتن از آن می تواند ملت ها را در مسیر پرفراز و نشیب خود راهنمایی کند.

تبعید امام خمینی (سلام الله علیه) هرچند به علت سخنرانی بر علیه کاپیتولاسیون صورت گرفت، اما دستگاه استبدادی بنابر اطلاعیه ساواک علت آن را اقدام علیه منافع ملت، امنیت، استقلال و تمامیت ارضی معرفی نمود [۱] و منافع دولت های استعماری مانع هرگونه اعتراض به این تبعید و کشتار دانش آموزان بی گناه در صحن دانشگاه تهران و نقض گسترده آزادی بیان و دفاع از حقوق ملت از سوی آنها گردید.

آنچه امروز باید مورد توجه قرار گیرد این نکته است که دیگر قدرتهای استعماری، سیاست استعماری خود را با لشکرکشی، کشورگشایی و غارت آشکار منابع سایر کشورها و دخالت مستقیم در امور آنها دنبال نمی کنند، اما این به معنای پایان دوره استعمار نیست. بلکه شکل جدید بهره کشی از ملت ها با استفاده از شیوه های جدید، مد نظر آنان قرار گرفته و منافع ملی آن کشورها توجیه گر استعمار در شکل جدید خود گردیده است؛ هرچند آنها می کوشند که با استفاده از شگردهای نادرست و استفاده ناصحیح از واژه ها و مفاهیم مطلوب انسان ها، پرده بر اعمال خود بکشند؛ اما کیست که نداند آنان در بدست آوردن منافع خود هیچ حد و مرزی را نمی شناسند؛ و زمانی که منافع آن کشورها در میان باشد حقوق سایر ملت هاست که به مسلخ برده می شود.

بهره کشی، فصل مشترک استعمار قدیم و جدید است و حمایت قدرتهای استعماری از حکومت های مستبد، نشانگر و دلیلی دیگر بر این واقعیت است که استعمار و استبداد، دو روی یک سکه اند.

حمایت دولت وقت آمریکا از کودتای ۲۸مرداد و تغییر مسیر تاریخی یک ملت، از خاطره مردم ایران فراموش شدنی نیست؛ پشتیبانی بی چون و چرای دولتهای استعماری از حکومت شاه در حالی که فرزندان این مرز و بوم در سیاه چال های آن رژیم زندانی، شکنجه و شهید می شدند را چگونه می توان توجیه نمود.

حمایت مستقیم و غیر مستقیم دولت های استعماری و استکباری از صدام در جنگ هشت ساله علیه ملت ایران که منجر به شهادت، مجروحیت و اسارت هزاران تن از فرزندان این مرز و بوم و وارد آمدن ميلیاردها دلار خسارت به این کشور گردید، چه معنا و مفهومی می توانست داشته باشد. حمایت آنها از دولتهای مستبد در گذشته و حال در حالی که حقوق اولیه آن ملت ها در کشورهایشان پایمال گشته، با چه هدفی صورت گرفته و می گیرد.

نمونه هایی از این دست بسیار است که شاهدی است بر اینکه هیچ گاه دولت های قدرتمند استعماری و استبدادی شرق و غرب برای جلوگیری از ظلم و ستم و رسیدن مردم به حقوق، عدالت و آزادی های فطریشان « فِطْرَتَ اللهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا » هزینه ای نپرداخته و تنها منافع ظالمانه و جائرانه آنها تعیین کننده روابط و برخوردشان با سایر کشورها خواهد بود.

آنچه می تواند استقلال کشورها مخصوصاً کشور عزیزمان را با توجه به شیوه های جدید استعمار حفظ نماید و مانع از تضییع حقوق آنان گردد؛ تنها توکل به ذات باری تعالی، « وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ » هوشیاری نخبگان جامعه، آگاهی توده های مردم، آزادی بیان، وجود رسانه های آزاد و مستقل، توجه به نظر و آراء اکثریت مردم و اهداف اولیه ایجاد نظام جمهوری اسلامی است.

در جامعه ای که نخبگان آن مورد بی مهری، و دانشگاه ها و مردمش مورد حمله، هجمه و... قرار گرفته و گرفتار قید و بند شده و امکان ابراز نظر از آنها سلب می گردد و از سوی دیگر، مردمان آن جامعه نامحرم تلقی می گردند و جهل آنان در مسائل برآگاهیشان ترجیح داده می شود و رسانه های متملق و دروغ پرداز بر رسانه های مستقل ـ که چشمان بیدار جامعه اند ـ ترجیح داده شود، مطمئناً استکبار خارجی و استبداد داخلی در دستیابی به منافع خود کم هزینه ترین و پر منفعت ترین راه را به دست آورده است و هیچ گاه دولتها در رسیدن به منافع خود در پی افزایش هزینه های خود نیستند. لکن قدرتهای استکباری و استبدادی بدانند این ملت با پایداری خود و گرامیداشت چنین روزهایی نقشه های شوم پشت پرده و آشکاری را که بر خلاف منافع و حقوق مردم ایران کشیده شده و می شود خنثی و عقیم نموده و به خودشان باز می گردانند که« وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللهُ وَاللهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ».

                                                                                           یوسف صانعی
                                                                                            قم المقدسه
                                                                                       ۱۰ / ۸ / ۱۳۸۸
           

---------------
۱- اطلاعيه كوتاه ساواك كه از راديو و تلويزيون و روزنامه‌ها انتشار يافت، چنين بود:
«طبق اطلاع موثق و شواهد و دلائل كافي چون رويه آقاي خميني و تحريكات مشاراليه عليه منافع ملت و امنيت و استقلال و تماميت ارضي كشور تشخيص داده شد، لذا در تاريخ ۱۳ آبان ۱۳۴۳ از ايران تبعيد گرديد.»


  نوشته شده در  88/08/14   توسط احمد رضائی  | 
تاریخ: ۱۴ / ۴ / ۱۳۸۸ ـــ ساره عبيارى شهروند انگليسى مصرى الأصل، در حال نگارش رساله ى دكتراى خويش در يكى از دانشگاه هاى لندن است، موضوع رسالۀايشان اشغالگران و اوضاع كنونى عراق مى باشد، كه بخشى از آن را تدوين نموده و تصميم گرفته اند اين موضوع را از جنبۀ فقه شيعى نيز مورد بررسى قرار دهند، لذا تقاضا كردند تا در همين زمينه ديدارى با مرجع نوانديش شيعه حضرت آيت اللّه العظمى صانعى داشته باشند و ضمن گفتگو با ايشان ،سؤالاتى را در اين زمينه مطرح نمايند ، گفتگوى زير نتيجۀ اين ملاقات است.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  88/08/14   توسط احمد رضائی  | 

 پس از موضع‏گیری‏های عالمانه و مستقل آیت‏الله سیدعلی‏محمد دستغیب، فرزند سومین شهید محراب حضرت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب ( ره ) و نماینده مردم شیراز در مجلس خبرگان، فشارهایی زیادی ازطرف حامیان کودتا بر وی وارد شده است. آیت‏الله دستغیب طی نوشتاری، با اشاره به لزوم استقلال علمای دین به دنباله روی روحانیون از نظامیان انتقاد کرده است.

                      
                                             بسم الله الرحمن الرحیم

                              نصایحی برای برون رفت از وضعیت موجود

خلقت بشر به دو بعد خلق و امر، زندگی دنیا و زندگی آخرت بنا شده که کمال انسان در تکمیل این دو بعد است. خداوند برای بارور شدن استعدادهای انسان در این دو جهت، پیامبران را فرستاد و دستور العمل هایی تحت عنوان شریعت به پنج نفر از آنها عنایت کرد که آخرین و کامل ترین آنها شریعت اسلام است و میزان قرآن و سنّت که بیانگر قرآن است می باشد.

پیغمبر اسلام برای برقراری اسلام و ارائه ی نتیجۀ آن یعنی انسان کامل و دستورات فردی و اجتماعی که هم زندگی دنیا و هم آخرت انسان در آن لحاظ شده چه زحمت ها کشید و چه رنج ها برد و پس از وی امیر المؤمنین علیّ بن ابی طالب(ع) و یازده فرزند او برای تکمیل عالم امر و عالم خلق انسان متحمّل چه سختی ها شدند و در این راه خود را فدا کردند و خداوند آخرین آنها که حجّة بن الحسن العسکری(عج) است را در پرده ی غیبت حفظ کرده تا در روز معیّن ظهور نماید و به دستور وی و آباء و اجداد گرامی اش، فقها و مجتهدین به طور عام و نه خاص، حامل و پرچمدار وظیفه ی انبیاء و اوصیاء که همان تکمیل عالم خلق و عالم امر انسان در بعد فردی و اجتماعی بود گردیدند.

در این زمان سکّان داراین دو جهت مرحوم حضرت آیة الله العظمی امام خمینی گردید که به کمک مردم رنج کشیده ی ایران، جمهوری اسلامی را برقرار کرد و زحمات طاقت فرسای او و علمای دیگر و مردم متدیّن در این جهت بر کسی پوشیده نیست و برای حفظ آن به کمک فقهاء و مجتهدین و دانشمندان و نظارت ایشان، میزان که همان قانون اساسی است تدوین گردید که الحق کامل کننده جهت خلق و امر انسان و جامعه ی ایرانی و جهانی است که در آن هم زندگی مادّی لحاظ شده و هم زندگی معنوی که البته نشأت گرفته از قرآن و سنّت است و این قانون به وسیله ی حضرت امام و مراجع عظام و مردم ایران و ملّت های حقیقت طلب تأیید گردید؛ و امروز وظیفه ی فقهاء و علما که وارث علوم انبیاء و اوصیاء هستند آن است که از آن حراست کنند.

نکته ای که توجّه به آن لازم است این که: مرحوم امام خمینی(ره) به جهت هوشمندی و زیرکی و درک صحیحی که داشت، دستور داد که نیروهای نظامی و شبه نظامی در سیاست دخالت نکنند که وظیفه ی آنان دفاع از حریم کشور اسلامی است. آنان همانند سایر مردم باید پشت سر علما و مراجع باشند نه این که جلوتر یا خدای نکرده احاطه و استیلا بر علما و مجتهدین داشته باشند که اگر چنین شد از ترقّی در معنویت و ترقّی در مادّیات خبری نیست و باید دانست که دخالت آنان در مساجد و مدارس علمیه و سایر مراکز علمی مانع رشد عالم خلق و امر و زندگی معنوی و مادّی مردم می گردد. حوزه های علمیه باید از علم و تقوی و تهذیب نفس برخوردار شوند و به دنبال اجتهاد واقعی باشند تا بتوانند مردم را به کمال واقعی برسانند. اگر این بزرگواران در امنیت نباشند، مسیر اجتهاد عوض می شود و این که تا به حال شیعه توانسته در دنیا جای خود را باز کند از ناحیه ی استقلال فقهاء و مجتهدین بوده است و اگر خدای نکرده امنیت آنان از بین رفت مسأله عکس می شود و علما باید دنباله رو نیروهای نظامی باشند.

نقل شده که در زمان حضرت امام خمینی از ناحیۀغیرامام مطلبی را به نزد مرحوم آیة الله شهید سیّد عبدالحسین دستغیب آوردند که در خطبه های نماز جمعه بگویند. فرمود دیکته کردن به خطیب جمعه که خود فقیه و مجتهد است کار صحیحی نیست و باعث می شود رفته رفته تابع جریان خاص شود و پویایی و حرکت در روشنایی از بین برود و جامعه راکد گردد و در نهایت فقهاء وعلما مشغول درس و بحث و نماز وروزۀ خود گردند و سیاست به عهدۀ جریان خاص واقع شود.

                                                                                  سیدعلی محمد دستغیب
 
                                                                                        ۶ / ۷ / ۸۸

موضوع : اخبار مرجعیت

  نوشته شده در  88/07/08   توسط احمد رضائی  | 

جمعی از وکلا و حقوق دانان کشور با حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(مدظله العالی) دیدار نمودند .

                    

در ابتدای این دیدار تعدادی از حقوق‎دانان حاضر ضمن ارائه گزارشی نقطه نظرات خود را پیرامون مسائل اخیر کشور ارائه کردند و خواهان رهنمودهای مرجعیت دینی شدند.
آنگاه حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(مدظله العالی) با اظهار تاسف از وضعیت کنونی کشور فرمودند: «وضعیت فعلی کشور وضعیت مطلوبی نیست و امیدوارم کشور از این نابسامانی کنونی بیرون بیاید و به مشکلات و نیازمندیهای مردم رسیدگی شود
معظم له با تاکید بر نظر حضرت امام مبنی بر استقلال دستگاه قضایی کشور با بیان خاطره ای از امام (رحمت الله علیه) فرمودند: «آنچه مورد توجه ایشان بود این بود که دستگاه قضایی از هر جهت مستقل باشد و خود حضرت امام هم در عمل پایبند به این امر مهم بود.»
مرجعیت دینی فرمودند: «یکی از مشکلات فعلی کشور فرهنگ چاپلوسی و تملق‎گویی است که متأسفانه به شکل گسترده‎ای رواج پیدا کرده و همین امر هم مانع از بروز انتقادات سالم است که خود باعث مشکلاتی برای کشور می شود
معظم له فرمودند: «روشی که امام(رحمت الله علیه) در برخورد با چاپلوسی و تملق داشتند روشی روشن و بدون ملاحظه بود به نحوی که اگر کسی به تعریف  و تمجید بی‎جا می‎پرداخت حتی اگر این تعریف و تمجید نسبت به خود امام صورت می‎گرفت ایشان بدون ملاحظه برخورد می‎کرد و به صورت جدی دیگران را از این امر ناپسند نهی می‎کردند که نمونه هایی از این برخورد وجود دارد و البته این روش امام برگرفته از سیره معصومین و شخص امیرالمؤمنین(علیه السلام) است که آن بزرگواران یکی از خصلت‎های ناپسند را تمجید و تعریف چاپلوسانه مردم نسبت به حاکمان و صاحبان قدرت می دانستند و به صورت جدی افراد را از چنین روشی نهی می‎فرمودند. یکی از این نمونه‎ها برخورد امیر المؤمنین(علیه السلام) با مردم شهر انبار است که روش آنها را روش برخورد با جباران و ظالمان توصیف کرد و حاکم دینی را از این روش مبرا دانست.»
حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(مدظله العالی) با تاکید بر پسندیده بودن تحزّب در کشور فرمودند: «اگر چه متأسفانه آن گونه که مطلوب است بحث تحزّب در کشور ما جا نیفتاده است ولی اگر این کار به خوبی صورت بگیرد یکی از وظایف مهم احزاب نقد منصفانه حکومت است که همین امر باعث جلوگیری از خودکامگی دولت‎ها می‎شود و باعث رشد و شکوفایی کشور و جامعه خواهد شد.»
معظم له فرمودند: «البته باید نقد و انتقاد به روش‎های صحیح صورت بگیرد که ضمن مهار کردن قدرت حاکمان جنبه سازندگی هم داشته باشد و باعث اعتلای کشور شود.»
مرجعیت دینی در پایان برای بهبود وضعیت کشور و خروج از نابسامانی‎های فعلی دعا کردند.

خبر مرتبط :

دیدارجمعی از اعضای ائتلاف فراگیر جمعی از وکلا و حقوقدانان ایران با آیت الله بیات زنجانی
موضوع : اخبار مرجعیت

  نوشته شده در  88/07/03   توسط احمد رضائی  | 
                  

                                                                 بسمه تعالی
حضور محترم دوست مکرم و متعهد و يار ديرينه امام امت(سلام الله عليه) جناب آقای مهندس ميرحسين موسوی (دام عزه)

نامه حضرتعالی واصل گرديد، اميدواريم طرح و برنامه متين شما همراه با آگاه سازی بيشتر جامعه که هدف رسالت انبياء عظام، شهادت شهداء،تقوای متقين و عبادت اولياء الله می باشد ، صورت گيرد و تحقق قسط به عنوان يک فرهنگ برای جامعه درآيد و مردم به حقوقشان نائل آيند «لِيَقُومَ النَّاسُ بـِالْقِسْطِ ».

و بايد دقت نمود که از اهداف مهم هر طرح و برنامه اي، ايجاد وحدت و اتحاد بيش از پيش بين مظلومين باشد که منشاء همه خيرات همان اتحاد واعتصام به حبل الله می باشد و لازم است مراقبت شود که خدای ناخواسته کلمه اتحاد و اعتصام به حبل الله سبب رخنه ظالمان و ستمکاران در صفوف مظلومان نگردد که نتيجه آن چيزی جز تداوم ظلم و ستم نخواهد بود.

                                                                                قم المقدسة
                                                                              يوسف صانعی
                                                                              ۱ / ۷ / ۱۳۸۸

خبر مرتبط : ‏پاسخ حضرت آيت الله العظمى منتظرى به نامه آقاى مهندس ميرحسين موسوى

  نوشته شده در  88/07/03   توسط احمد رضائی  | 

بادیدن این خبر برروی صفحۀ اول سایت فقیه عالیقدر تعجب نمودم :

نمازعید فطر امسال به امامت آیت الله العظمی منتظری  برگزار نخواهد شد. پس از سالها برگزاری نماز عید فطر به امامت معظم له که به خاطر کثرت جمعیت و ضیق مکان نمازگزاران دچار مشکل می شدند، امسال به دلیل محدود بودن مکان ، پلمب بودن حسینیه معظم له و شرایط سنی ایشان این نماز اقامه نخواهد شد.

لیکن به نظر می رسد پس از صدور اطلاعیۀ معظمٌ له خطاب به مراجع معظم تقلید و علمای اعلام و حوزه های علمیه و نیز فشار بر بیت ایشان آنهم با دستگیری نوه های گرانقدرشان این شائبه پیش می آید که تعطلیلی فریضۀ عید سعید فطر با خواست و میل باطنی این مرجع بزرگ جهان تشیع نبوده است و بالاجبار دست به این اقدام زده اند .

  نوشته شده در  88/06/29   توسط احمد رضائی  | 

از شهر مذهبی قم خبر می‌رسد که مراجع تقلید سرشناس، اعم از اصلاح طلب و سنتی، در آستانه‌ی اتخاذ یک تصمیم بزرگ علیه دولت کودتا قرار گرفته‌اند. حامیان دولت کودتا، در برابر انتقادهای مراجع، به نظر ولی فقیه در تهران استناد می‌کنند تا برای دولت دهم «مشروعیت» کسب کنند، اما علمای مخالف دولت در محافل خصوصی به صراحت می‌گویند که به زعم آنها رهبر کنونی از عدالت ساقط شده است و نظر وی تاثیری در مشروعیت دینی دولت ندارد.

به گزارش «موج سبز آزادی» دو هفته قبل، وقتی گروهی از فعالان سیاسی و مدنی و مطبوعاتی در نامۀ سرگشاده‌ای از مراجع تقلید خواستند که تا دیر نشده در مقابل کودتا متحد شوند و دست به یک اقدام عملی بزنند، کسی تصور نمی‌کرد که فضای حوزه علمیه قم تا این حد به ضرر کودتاگران تغییر کند. اما بهانه‌هایی که دولت کودتا با معرفی وزیر زن و بی‌اعتنایی به نظر مخالف دو مرجع از یک سو، و با ادامه بازداشت‌ها و محاکمات نمایشی و بر هم زدن مراسم‌های مذهبی متعارف و متداول از سوی دیگر فراهم کرد، فضای قم و تهران را دورتر از همیشه کرده است.

خبرهایی که از قم به «موج سبز آزادی» می‌رسد، نشان می‌دهد رایزنی‌های محرمانه بین مراجع به طرز بی‌سابقه‌ای گسترش یافته است و مراجع با وجود محرمانه بودن محتوای مذاکرات، تاکید دارند که خبر انجام دیدارها و رایزنی‌ها منتشر شود و پنهان نماند. از این روست که از سویی سایت آیت الله العظمی صافی به سرعت خبر دیدار ایشان را آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی  را منتشر می‌کند و از سوی دیگر دفتر آیت‌الله العظمی منتظری نیز خبر و عکس‌های دیدار ایشان با آیت‌الله صانعی را بر روی سایت قرار می‌دهد.

شب گذشته نیز، در نیمه‌های شب به وقت ایران، سایت دفتر آیت‌الله العظمی صانعی خبر داد که ایشان در دو هفته‌ای که ازماه رمضان گذشته است، با مراجع عظام تقلید و علمای اعلام، حضرات آیات صافی گلپایگانی، منتظری، موسوی اردبیلی ، شبیری زنجانی، بیات زنجانی ، سید حسین موسوی تبریزی ، سید جواد شهرستانی (نماینده تام‌الاختیار آیت الله العظمی  سیستانی ) و حجةالاسلام سید حسن خمینی  دیدار و گفت‌وگو داشته است. (( ديدار و ملاقات مراجع عظام تقليد و علماء در مورد حوزه هاي علميه و مسائل روز کشور ))نفس انجام این دیدارهای گسترده و نحوه‌ی انتشار خبر آن، که بعید نیست درمورد دیگر مراجع نیز وجود داشته و خبرش هنوز منتشر نشده باشد، نشان می‌دهد که اتفاقات مهمی در قم در حال وقوع است.

خبرهای رسیده به «موج سبز آزادی»همچنین حاکی است،آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی نیز در دو ماه اخیر در جلسات جداگانه و البته محرمانه‌ای با آیت‌الله العظمی صافی و آیت‌الله العظمی منتظری دیدار داشته و آیت‌الله بیات زنجانی نیز در روزی که عوامل کودتا برای حمله به دفتر آیت‌الله صانعی قرار گذاشته بودند، برای اعلام حمایت به دیدار ایشان رفت و از قضا در همان ساعت آیت‌الله حسن صانعی،  از اعضای دفتر امام و برادر آیت‌الله یوسف صانعی (مرجع تقلید)، نیز از تهران به آنجا آمده بود تا به برادرش خبر دهد که نزدیکان و خانواده‌ی امام، پشت وی ایستاده‌اند. پس از این دیدار بود که شیخ حسن صانعی نامۀ سرگشاده‌ای را خطاب به سید حسن خمینی منتشر کرد و در آن ضمن اعلام حمایت از او و بیت امام خمینی ، نسبت به احتمال هتک حرمت نزدیکان امام هشدار داد.

سفر حجج اسلام عبدالله نوری، معادیخواه و چند چهره سیاسی به قم و رایزنی آنها با آیت‌الله العظمی منتظری و آیت‌الله شهرستانی  (نماینده آیت‌الله العظمی سیستانی در ایران) نیز از دیگر ابعاد تحرکات اخیر در قم بود که پس از انتشار نامه‌ی علما و روحانیون قم، اصفهان و مشهد به اعضای مجلس خبرگان رهبری درزمینۀ لزوم بررسی مجدد صلاحیت آیت‌الله خامنه‌ای ، فصلی جدید را در تحرکات اخیر سیاسی علمای قم رقم می‌زد.

در خصوص محتوای دیدارهای محرمانه‌ی مراجع نیز شنیده‌های وجود دارد که نشان می‌دهد دو موضوع کلی مورد بحث بوده، اما وجه اشتراک هر دو موضوع، موضع‌گیری علیه مشروعیت دولت کودتایی دهم است.

درباره‌ی محتوای دیدار آیات عظام صانعی و بیات زنجانی گفته شده که هر دوی این بزرگواران در آن بر ضرورت واکنش روحانیت و مرجعیت به رخدادهای اخیر کشور تاکید داشته‌اند و درخواست‌های مطرح شده از سوی نخبگان و روشنفکران و روزنامه‌نگاران در نامه ۲۹۳ نفر، مورد بررسی قرار گرفته است.

با فاصله‌ی کوتاهی پس ازاین دیدار، آیت‌الله العظمی صانعی پس از بیست سال به دیدار آیت‌الله العظمی منتظری رفت، و شنیده شده که در این دیدار نیز دو مرجع تقلید به راهکارهای مقابله با دولت کودتا و خشونت‌های رخ داده پس از انتخابات از سوی حکومت پرداخته‌اند و درباره‌ی زمینه‌های «اتحاد» و امکان تصمیم درباره‌ی «اقدام عملی» مراجع تقلید و شخصیت‌های سیاسی بحث و تبادل نظر كرده‌اند. این در حالی است که پیش از این دیدارها، آیات دستغیب در شیراز و بیات در قم نیز با اظهارنظرهایی روشن خواستار واکنش علما علیه دولت کودتا شده بودند.

در خصوص دیدار اخیر آیت‌الله العظمی صافی با آیت‌الله مکارم نیز خبر رسیده که این دو برای اولین بار به طور جدی وارد بحث درباره‌ی اعلام عدم مشروعیت دولت احمدی‌نژاد شده‌اند. این دو مرجع تقلید سنت‌گرا، پیش از این به احمدی‌نژاد هشدار داده بودند در صورت معرفی وزیر زن، باید منتظر حکم عدم مشروعیت دولت باشد؛ هشداری که باعث شد آیت‌الله خامنه‌ای از رئیس دولت کودتا بخواهد یا نظر مراجع را جلب کند و یا از معرفی وزیر زن منصرف شود. اما احمدی‌نژاد در دیدار با گروهی از نمایندگان، آب پاکی را روی دست همه ریخت و گفت: «مخالفت آقای صافی گلپایگانی چه اثری دارد؟»

با این حال در روزهای گذشته برخی نمایندگان مجلس با اعلام این موضوع که: «مجلس این غائله را ختم خواهد کرد»، به مراجع معترض وعده دادند که ماجرای وزرای زن با عدم رای اعتماد در مجلس به پایان خواهد رسید؛ اما نه تنها چنین نشد، بلکه اکنون با معرفی حداقل یک وزیر زن دیگر برای وزارت آموزش و پرورش، احمدی‌نژاد عامدانه آتش خشم علمای سنتی حوزه را شعله‌ور کرده و آنها را، هرچند از دو مسیر مختلف، با مراجع اصلاح طلب به یک نقطه رسانده است: اعلام عدم مشروعیت دولت دهم.

این روزها، فاصله‌ی قم و تهران بیش از هر زمان دیگری در تاریخ جمهوری اسلامی، طولانی شده است. یادداشت ۱۵ / ۶ / ۱۳۸۸ رسول جعفریان در سایت آینده که نسبت به تبعات جدایی نظام و مراجع هشدار می‌دهد و به عنوان یک محقق تاریخی تجربه‌ی رژیم شاه را یادآوری می‌کند، نشانه‌ای از این شکاف عمیق است که معلوم نیست به سادگی قابل پر شدن باشد. مسئول کتابخانه مجلس می‌نویسد: «امام در ظاهر با اصلاحات ارضی مخالفت کرد، چون تصور نوعی مخالفت آن با احکام شرع را داشت، اما آن قدر مسأله بلکه مسائل دیگر مطرح شد که اساسا مسأله اصلاحات ارضی در مجموعه مخالفت های امام با دولت و شاه، اهمیتی نیافت به طوری که امروزه گفته می شود اساسا مسأله امام اصلاحات ارضی، مسأله امام نبوده است، اما مسلم از این جهت که جنبه شرعیت نظام را زیر سؤال می برد، مهم بوده است... گفتن این که بسا شکافی میان مراجع و دولت بلکه نظام پدید آید، یک پیش‌گویی مبهم نیست

مصاحبه ۱۶ / ۶ / ۱۳۸۸ روزنامه خبر با نیره اخوان، نماینده حامی دولت کودتا در مجلس، نشانه‌ای دیگر از سمت مقابل نسبت به گسترش همین دعواست؛ آنجا که می‌گوید: «آقایان مراجع در این‌باره نظراتی داشتند که محترم است. وقتی مرجعی نظر مخالف با وزارت زنان دارد، مقلدین او نه تنها این پست‌ها را نباید بپذیرند بلکه نباید به چنین کاندیداهایی هم رأی اعتماد بدهند. اما آنچه که ملاک اصلی و حکومتی است، نظر ولی فقیه است که رعایت آن برای ما واجب است. همانطور که شاهد بودید، رهبری هم از نظر شرعی، مانعی سر راه وزارت زنان نیاوردند. البته ایشان به تأمین نظر مراجع هم تأکید کردند اما نهایتاً این بسته به نظر تخصصی مجلس داشت که به این وزرا رأی بدهند یا نه، که مجلس احساس کرد خانم دستجردی کارآمدی لازم را دارد و به همین دلیل به ایشان رأی اعتماد داد

خانم اخوان همچنین در لابه‌لای سخنان خود به مخالفت سومین مرجع یعنی آیت‌الله سیستانی با وزارت زنان نیز اعتراف می‌کند و می‌گوید: «نظر ولی‌فقیه که جای خودش را دارد که اگر امری را واجب کنند، تبعیت آن بر همه لازم است. ایشان در مورد وزارت زنان منعی قائل نشدند. اگر هم کسی به این وزرا رأی داده است، گناه نکرده است. اما اگر کسی مقلد برخی مراجع مخالف این موضوع بوده است، نظر مرجعش را رعایت ‌کرده و رأی منفی داده است. کما اینکه آقایان صافی و سیستانی چنین نظری داشتند

موضوع وزرای زن اما تنها جبهۀ دعوای علمای قم با دولت کودتا نیست. تعطیل کردن برنامۀ شب‌های احیا در حرم امام و - شاید برای مراجع مهمتر از آن - حذف سه امام جمعه منتقد قم از برنامه‌ی شب‌‌های احیا، از دیگر موضوعاتی است که کودتاگران را در مقابل مراجع قرار داده است.

افشای پیام شفاهی آیت‌الله العظمی سیستانی   دراعتراض به دادگاه‌های نمایشی که آنها را «ننگ قضای اسلامی» خوانده است، انتقادهای مکرر آیت‌الله علی‌محمد دستغیب از سرکوب‌های اخیر، ادامه‌ی لحن انتقادی آیت‌الله مکارم شیرازی علیه دولت و تند شدن لحن آیت‌الله العظمی منتظری علیه حاکمیت، از دیگر نشانه‌های حرکت عمومی مراجع در مسیر انتقادهایی هستند که ممکن است که به زودی به اعلام عدم مشروعیت دولت برسد. شاید در روزهای آینده، نام تعداد دیگری از مراجع و علما از جمله آیت‌الله العظمی وحید خراسانی ، آیت‌الله علوی گرگانی ، آیت‌الله جوادی آملی  ، آیت‌الله گرامی   و ... نیز در صف مقاومت در برابر سلطه‌ی کودتاگران مطرح شود.

اکنون باید دید - آن‌گونه که شنیده می‌شود و قرار گذاشته شده است - آیا عدد مراجع تقلید قائل به عدم مشروعیت دولت کودتا و حاضر به اعلام آن، به ۷ نفرمی‌رسد تا اطلاعیه‌ی آنها منتشر شود یا خیر؛ و اگر چنین شد، رهبر نظام با دولت نامشروعی که حتی برای رأی آوردن وزیران از مجلس هم‌جناح دولت نیز محتاج حمایت رهبری است، چه خواهد کرد. آیا دولت کودتایی دهم، ماندنی خواهد بود؟

  نوشته شده در  88/06/16   توسط احمد رضائی  | 
                                                ‏بسمه تعالى ‏
 
‏صبح جمعه ۱۳/ ۶ / ۱۳۸۸ آيت الله العظمى صانعى با آيت الله العظمى منتظرى ديدار و گفتگو كردند.
‏ ‏دراين ديدار پس از ذكر خاطرات از سالهاى قبل از پيروزى انقلاب اسلامى و رهبرى هاى امام خمينى (ره )، از وضعيت‏ ‏پيش آمده براى كشور و بحران پس از انتخابات ابراز نگرانى شد، و ازادامه بازداشت افراد بى گناه كه بعضا از مسئولين رده‏ ‏بالاى نظام جمهورى اسلامى بودند ابراز تأسف كردند; و در پايان براى آزادى زندانيان بى گناه و نجات كشور از بحران‏ ‏دعا نمودند.

                                ‏دفتر آيت الله العظمى منتظرى ‏
                             ‏‏۱۳۸۸/۶/۱۳





  نوشته شده در  88/06/14   توسط احمد رضائی  | 
                

«ملت موظف است از هر رسانه اي که دروغ مي گويد و خلاف واقع گزارش مي دهد فاصله بگيرد

حضرت آيت الله العظمي صانعي در تاریخ ۲۱ / ۵ / ۱۳۸۸ طی سخنانی در اجتماع تعدادي از نخبگان استان گلستان با بيان مطلب فوق اظهار داشتند:« مردم بايد رسانه هاي دروغگو اعم از نوشتاري و ديداري را بشناسند و به حرف هاي آنها گوش ندهند مبادا که تحت تأثير اخبار کذب آنان قرار بگيرند.»

ايشان افزودند: «رسانه اي که به اين و آن توهين مي کند و يا عده اي را تحقير مي کند و اسباب گرفتاري افراد را فراهم مي کند و متأسفانه به اين اعمال خود افتخارهم مي کند نبايد مورد توجه مردم قرار بگيرد چراکه اين اعمال و رفتار خلاف اسلام و قرآن است. اسلام که دروغ ندارد. اسلام که تحقير ندارد لذا توجه به اين رسانه ها و گوش دادن به اخبار آنها خلاف اسلام و قرآن است که مي فرمايد: " إِن جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإ فَتَبَيَّنُوا " »

اين مرجع عاليقدر در ادامه و با اشاره به حوادث پس از انتخابات که منجر به زنداني شدن تعدادي از فعالين سياسي معترض به روند انتخابات و کشته و شهيد شدن تعداد ديگري از آنان گرديد، فرمودند: «تخليه اطلاعاتي افراد در بند و اقرارگيري از آنان خلاف شرع و حرام است.»

حضرت آيت الله العظمي صانعي افزودند: «اميرالمومنين (عليه السلام) مي فرمايد اقرار در هنگام تجريد، حبس، تهديد و تخويف معتبر نيست و هيچ ارزشي ندارد. تجريد يعني تخليه اطلاعاتي آن هم هنگامي که ارتباط متهم را با خارج از زندان قطع مي کنيم به گونه اي که تمام روحيه اش يک دفعه عوض بشود و بعد در اين شرايط از او اقرار مي گيريم. مسلماً چنين اقراري که همراه با حبس و تهديد و تخويف و تجريد است هيچ ارزش و اعتباري ندارد همانگونه که عذاب مضاعف مجرم نيز خلاف شرع و حرام است.»

شاگرد انديشمند امام امت (سلام الله عليه) در ادامه و با اشاره به اينکه امروز عده اي با اعمال، گفتار و رفتار خويش در صدد امام زدايي هستند فرمودند : «واقعيت اين است آنچه که امروز در سطح جامعه انجام مي شود و متأسفانه به نام اسلام و قانون اساسي هم صورت مي پذيرد، خلاف رفتار و کردار و انديشه امام خميني(سلام الله عليه) است. سيره امام فرمان هشت ماده اي ايشان است که فرمودند اگر مأموري براي کشف يک جرمي رفت و آن جا چيز ديگري را ديد حق گزارش ندارد حالا خبر مي دهند که مأموري رفته براي فلان مسأله و گفته ما رفتيم فلان جا و آن جا کتاب هاي ناجور و کتب ضاله بود. آخرکسي نيست بگويد تشخيص کتب ضاله چه ربطي به افراد مسئول امنيت و انتظامي جامعه دارد ؟»

ايشان در ادامه و با اشاره به اين مهم که اخيراً  برخي مي خواهند پس از شنيدن نام امام به جاي سه صلوات يک صلوات بفرستند، اين امر را در راستاي پروژه امام زدايي توصيف کردند و فرمودند: «سنت اين مردم پس از شنيدن نام امام ذکر سه صلوات است لذا دست زدن به اين اقدام از بين بردن شخصيت امام است، لذا به همه شما توصيه مي کنم براي مبارزه با اين فکر غلط و انديشه خائنانه اولاً در خانه هايتان و حتي محل کارتان عکس امام را نصب کنيد و هر زماني هم که نام امام را مي شنويد حتما سه صلوات بفرستيد چراکه اين سه صلوات با خون شهيد بهشتي ها، مطهري ها و صدها هزار شهيد ديگر به دست آمده است.»

آيت الله صانعي حذف ياران امام را نيز روي ديگر سکه امام زدايي عنوان کردند و فرمودند: «سيره امام (سلام الله عليه) حفظ همه کساني بود که در نهضت و انقلاب اسلامي زحمت کشيده بودند حتي اگر از برخي از آنان ناراحت بود. جمهوري اسلامي امروز بايد مخصوصاً با آنهايي که در نهضت و انقلاب زحمت کشيدند خوب رفتار کند. اين کلاس اول سياست است که حکم مي کند حکومت لااقل اطرافيان خود را حفظ کند. آنهايي را که ۳۰سال براي اين نهضت زحمت کشيدند و جانفشاني کردند، بايد حفظ کرد.»

معظم له در ادامه و با اشاره به اينکه اسلام دين تفقه است و ما را توصيه به ريشه يابي کرده است فرمودند: «مسائل سطحي خيلي مهم نيست آنچه مهم است ريشه يابي است. تفقه معنايش تنها آشنايي به مسائل شرعي نيست بلکه ريشه يابي مسائل است. لذا شما بايد در مسائل سياسي ريشه ياب باشيد و بايد متوجه باشيد که استثمار فکري نشويد فکرتان اسير اطلاعات غلط نشود که اطلاعات غلط شعبه اي از ناآگاهي است و معلوم است که چه کساني از آگاهي ملت مي ترسند و از اينکه يک يا چند نفر با يکديگر تماس بگيرند به هراس مي افتند حتي اگر در گورستان باشد. مگر گورستان بانک است که مي ترسيد آن را آتش بزنند؟»

اين مرجع عظيم الشأن فرمودند: «يکي از اين ريشه يابي ها اين است که متوجه باشيد بسياري از مسائلي که اين روزها مثل برخي عزل و نصب ها و غيره اتفاق مي افتد بازي سياسي است که در پشت آن منافع برخي افراد و جريانات قرار دارد.»

آيت الله صانعي در ادامه فرمودند: «اسلام دين سهولت است دين آساني و عقل است، اسلام هيچ گاه عقل فردي را به عقل جمعي ترجيح نمي دهد. اسلام با خشونت مخالف است با شکنجه و تحذير هم مخالف است

اين مرجع عاليقدر در ادامه و با بيان اين سخن که واي به حال ملتي که سخن روزشان غير از دردشان باشد، فرمودند: «درد امروزما زنداني شدن فرزندانمان است، درد مسائلي است که در بازداشتگاهها و زندانها جريان داشته و دارد، درد آنجايي است که اقرارها با تجريد گرفته شده باشد، درد آن جايي است که نمي گذارند مادري سر قبر عزيزش فاتحه بخواند درد اين است که انساني را بگيرند و بکُشند و بعد بگويند مننژيت گرفته است يا بگويند در زندان در اثر مرض مسري فوت کرده است!»

آيت الله العظمي صانعي در پايان و با قرائت اين آيه شريفه قرآن « وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً » فرمودند:« مراد از قتل مومن که سبب خلود انسان در جهنم مي شود قتل يک جريان است نه قتل يک فرد. يعني افراد يک جريان را مي کشند و به شهادت مي رسانند  و افراد  جريان ديگر را احترام مي گذارند. جزاي اين امر خلود در جهنم است و اين غير از قتل يک نفر است که با قصاص جبران مي شود.»

  نوشته شده در  88/05/28   توسط احمد رضائی  | 
بيانيه مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي صانعي درپي برگزاري دادگاه هاي پس از انتخابات  دهمين دوره رياست جمهوري

                     

                                                        باسمه تعالي

       «وَلاَ تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِن دُونِ اللهِ مِنْ أَوْلِياءَ ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ»

                                                                                                             (۱۱۳/هود)

تاريخ انقلاب اسلامي پس از رفراندم قانون اساسي، حضوري باشکوهتر و با عظمت تر از انتخابات۲۲خرداد را به ياد ندارد. روزها و شبهايي را به ياد داريم که پسران و دختران، مادران و پدران و حتي آنهايي که نمي توانستند در انتخابات مشارکت کنند ، چنان شور و شعفي را به پا ساخته بودند و چنان از آرمانهاي بزرگ معمار و بنيانگذار فقيد جمهوري اسلامي حضرت امام خميني (سلام الله عليه) به بزرگي و خوبي ياد مي کردند که انسان از آن همه عظمت ، وحدت و يکپارچگي به وجد مي آمد.
آري، همه به نام دين و به نام آزادي برخاسته از اصول تشيع و براي پاسداري از آرمانها و ارزشهاي شهيدان بخون خفته آمده بودند تا بار ديگر آن هم پس از سي سال به دنيا نشان دهند که آزادي موهبتي است خدادادي و هيچ کس نمي تواند مانع و سلب کننده آن از درياي انسانها باشد. اما چه شد؟ به ناگهان فرزندان انقلاب به گوشه هاي زندان افتادند. جوانان عزيز طعم تلخ باتوم و گاز اشک آور را تجربه کردند و به ناگاه مجروحان و شهدايي بر جاي ماند. اين همه تنها به خاطر اين بود که مشروعيت انتخابات مورد پرسش واقع شده بود. وآيا سزاوار بود که پاسخ انتقاد و اعتراض آنها را چنين بدهيم و ناخواسته ايجاد بحران نماييم و تمام آن اعتراضها را به دول خارجي نسبت داده و بي محابا از سرنوشت محتوم تمام مستبدان و ظالمان ، آنها را وابسته به دنياي غرب بپنداريم؟ ظلم و تعدي تا آنجا پيش رفت که شاهد دادگاه کساني شديم که خود در تمام حوادث پس از انقلاب و دوشادوش تمام مسوولان حضوري فعال و چشمگير داشتند. دادگاهي که هويت و چگونگي آن از پيش مشخص بود،تا جايي که شاهديم نه تنها به مردم، بلکه به نخبگان آنان و کساني که عمر و جواني خويش را وقف خدمت به اسلام، انقلاب و جمهوري اسلامي نموده اند، نيز رحم نکردند و آنها را با انواع فشارهاي روحي و رواني و نگه داشتن طولاني مدت در سلول هاي انفرادي و قطع ارتباط با خارج از سلول و بي خبر نگه داشتن از همه مسائل روبرو ساختند و مهمتر از همه، خانواده هاي بي گناه آنها را از سرنوشت عزيزانشان بي خبر گذاشتند.
با توجه به آيه شريفه قرآن که به طور صريح و روشن هرگونه اعتنا به ستمکاران و ظالمان و اعتماد بر آنان را به خاطر جهاتي از جمله افزايش جرأت ظالمان و سرکوبگران آزادي هاي خداداي، گناهي خطرناک دانسته و با عنايت به کتاب و سنت و عقل، بر خود لازم مي دانم که يک وظيفه شرعي و حکم الهي را در شرائط امروز و مخصوصاً در رابطه با جلسه دادگاه حدود يک صد نفر از متهمان تذکر دهم. دادگاهي که اگر نگوييم در نظام قضايي جهان کم سابقه است، حد اقل در قضاي اسلامي بي سابقه و بدعتي نو به شمار مي آيد و قطعاً با گناهاني همراه مي باشد.
اما آن نکته اي که بايد به آن توجه کرد، صحت اين اعترافات نيست ، مسئله اي که بي ارزش بودن آن برهمگان روشن است، آن هم تنها به اين دليل که در زندان گرفته شده و حسب فرموده امير المؤمنين (عليه السلام) اقرار در زندان و حبس اعتبار نداشته و ندارد، و نه از آن جهت که عمده اعترافات گرفته شده، اقرار در حق ديگران است، که نه تنها بي ارزش، بلکه افترا و تهمت، معصيت کبيره و بر خلاف همه قوانين، حقوق و کرامت انسان هاست و همه کساني که به نحوي در نشر اين گونه اعتراف ها دخيل بوده اند، در گناه آن ها شريک و سهيم مي باشند و همه آن ها مستوجب عذاب افترا و تضييع آبروي مردم هستند، موضوعي که در اسلام از جان انسانها بالاتر است و خواه ناخواه در زماني نه چندان دور، قبل از جزاي آخرت، کيفر و جزاي عمل خائنانه خود را در اين دنيا ودر محکمه اي صالح و عادلانه خواهند ديد.لکن نکته مهمي که بايد مورد توجه قرار گيرد، عبارت از بي اعتنايي به اين اعتراف گيري ها و عدم ترتيب اثر به آن هاست که ترتيب اثر دادن به آن ها هر چند بسيار ناچيز باشد، اعتماد و اعتنا به ظالمين به حقوق ملت و کرامت انسان ها بوده و مخالفتي روشن و آشکار با قرآن و وحي و حکم الهي مي باشد.
درخاتمه همگان بايد از خداوند توانا بخواهند تا استقامت همراه با مسالمت در راه احقاق حق و حاکميت بر سرنوشت خويش را به ما ارزاني دارد و از او متضرعانه بخواهيم که به برکت ايام با برکت شعبانيه و مولود منجي عالم بشريت، به ملت ما صبر و نصر و جزاي خير عنايت فرمايد.

                                                                                          يوسف صانعي
                                                                                       ۱۴ / مرداد/ ۱۳۸۸  
                                                                                    ۱۳شعبان المعظم۱۴۳۰

  نوشته شده در  88/05/19   توسط احمد رضائی  | 
                                              ‏بسمه تعالى ‏  

‏طى روزهاى گذشته دو تن از مراجع عظام تقليد، حضرت آيت الله العظمى موسوى اردبيلى و حضرت آيت الله العظمى‏ ‏شبيرى زنجانى با حضرت آيت الله العظمى منتظرى ديدار كردند.
 
              

‏در اين ديدار كه در دهكده خاوه ازتوابع شهر قم (محل سكونت تابستانى آيت الله العظمى منتظرى ) صورت گرفت ،‏ ‏فقهاى ثلاث پيرامون مسائل فقهى و سياسى روز تبادل نظر كردند.
 
             

‏ ‏همچنين در اين ديدار آيت الله العظمى منتظرى به خاطر حادثه ای كه براى آيت الله العظمى شبيرى زنجانى پيش‏ ‏آمده و منجر به مصدوميت معظم له از ناحيه پا شده ، از خداوند طلب شفاى عاجل و كامل نمودند.
                                                    ‏دفتر آيت الله العظمى منتظرى ‏
                                                     ۱۳۸۸/۵/۵

ملاحظات :

۱- چند روز پيش حدود هفتاد چهره سياسي و دانشگاهي از جمله ميرحسين موسوي، مهدي كروبي و محمد خاتمي در نامه اي سرگشاده به مراجع تقليد شيعه، از اعمال "شكنجه هاي مكرر" عليه بازداشت شدگان حوادث اخير اظهار نگراني كرده و از آنها كمك خواستند.

۲- آقاي موسوي و برخي ديگر از مخالفان اززمان انتخابات جنجالي ۲۲ خرداد كه تظاهرات گسترده و سركوب آن توسط نيروهاي امنيتي را به دنبال داشت، در موارد متعدد از علماي مذهبي شيعه خواسته اند رفتار حكومت را محكوم كنند.

۳- حسن شريعتمداري( فرزند مرحوم آیت الله العظمی شریعتمداری )، که در آلمان بسرمی برد در گفتگو با بي بي سي فارسي گفت: « با توجه به سفر آيت الله موسوي اردبيلي و آيت الله شبيري زنجاني به اقامتگاه تابستاني آقاي منتظري در خارج از قم او حدس مي زند كه موضوع بحث "عاجل" بوده است چرا كه چنين سفرهايي معمولا براي مباحث فقهي انجام نمي شود ».

او گفت: "اين بحث عاجل بايد نسبت به فتاوا واستفتاهايي باشد كه آقاي منتظري جواب داده و حكومت را جائر دانسته اند. با توجه به اينكه آقاي شبيري زنجاني رفاقت ديرينه اي هم با رهبر انقلاب آقاي خامنه اي دارد، شايد پيام هايي هست كه چگونه مي توان راه حلي براي برون رفت از اين بحران پيدا كرد."

وي البته تاكيد كه اينها فقط حدسيات است اما افزود "من مطمئن هستم كه خروج از اين بحران با چند رايزني ساده به هيچ وجه ممكن نيست."

۴- آيت الله منتظري و آيت الله موسوي اردبيلي قبلا در بيانيه هايي به رفتار حكومت در برخورد با معترضان اعتراض كرده اند.

۵- آيت الله منتظري اخيرا در پاسخ به سوالات محسن كديور، روحاني مخالف ايراني، گفته بود كه " [اگر مسئولاني] به زور يا فريب وتقلب برآن منصب بمانند مردم بايد عدم مشروعيت ومقبوليت آنها را در نزد خود و بركناري آنان از منصب را با رعايت مراتب امر به معروف و نهي از منكر... و انتخاب مفيدترين و كم هزينه ترين راه ممكن ابراز داشته و بخواهند ".

۶- به نوشته آقاي كديور، آيت الله منتظري در بخشي از پاسخ هايش، حكومت جمهوري اسلامي ايران را تلويحا متهم كرده است كه " براساس چماق و ظلم و تجاوز به حقوق ديگران  تصرف غاصبانه و تغيير در آراء مردم وكشتن وبستن وبازداشت و شكنجه هاي قرون وسطايي واستاليني و ايجاد خفقان و سانسور روزنامه ها... و زنداني كردن عقلا و نخبگان جامعه به بهانه هاي واهي و تحميل اعترافات به امور خلاف واقع " عمل مي كند.

۷- آيت الله منتظري در دوران رهبري امام خميني ( ره ) قائم مقام رهبرجمهوري اسلامي بود، اما در سال ۱۳۶۸ و در پي اختلافاتي كه با ایشان پيدا كرد، از اين مقام استعفا دادند.

۸- فقیه عالیقدركه مرجعيت آيت الله خامنه اي رهبر ايران را زير سؤال برده در دوران حكومت وي سال ها تحت حصر خانگي بوده است.

  نوشته شده در  88/05/07   توسط احمد رضائی  | 
بیانیه حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی (مدظله العالی) در مورد حوادث اخیر کشور

  بسم الله الرحمن الرحیم

 وأطیعوا الله ورسوله ولا تنازعوا فتفشلوا وتذهب ریحکم


وقایع تأسف‎بار اخیر و اتفاقاتی که در شأن نظام اسلامی نبوده و زیبنده آن نیست، موجبات نگرانی تمامی علاقمندان به کشور و نظام جمهوری اسلامی را فراهم آورده و باعث سلب آسایش و آرامش از جامعه شده است. حرمت‎شکنی‎ها و ایراد اتهاماتی که در دادگاه‎های صالحه ثابت نشده‎اند به بزرگان و شخصیتهای ملی و دینی، نه تنها جامعه را آرام نمی‎سازد بلکه آتش فتنه را شعله‎ورتر می‎کند. ولا تقف ما لیس لک به علم إنّ السمع والبصر والفؤاد کلّ أولئک کان عنه مسؤولاً. ادامه این وضعیت به یقین مطلوب هیچیک از دلسوزان کشور نبوده و بیم آن می‎رود که باعث تضعیف پایه‎های نظام و اعتماد عمومی به آن گشته و زمینه‎ساز فتنه‎هایی بس عظیم و بزرگ گردد.
اینجانب از تمامی مسؤولان و دست‎اندرکاران امر می‎خواهم که هرچه سریعتر نسبت به ترمیم شکافهای ایجاد شده و جبران آسیبهای وارد آمده اقدام نمایند و در جهت بازسازی اعتماد مردم به نظام تلاش کنند. رعایت حقوق افراد بازداشت شده و برخورد همراه با عطوفت اسلامی و انسانی با آنان و آزاد کردن هرچه سریع‎تر افرادی که ارتکاب جرمی توسط آنان احراز نشده است و همچنین دلجویی از خانواده‎هایی که عزیزان خود را در این حوادث از دست داده‎اند، می‎تواند قدری التیام‎بخش بوده و تنش‎های موجود را کاهش دهد.
امید است که با درایت افراد کاردانی که در نظام جمهوری اسلامی مشغول خدمت می‎باشند، کشور ازوضعیت بغرنج فعلی رهایی یافته و تجربیات حاصله از این اتفاقات چراغ راهی برای اداره هرچه بهتر و صحیح‎تر امورات جامعه در آینده گردد.
                                                                     عبدالکریم موسوی اردبیلی                    
                                                         سوم شعبان المعظم ۱۴۳۰ ـــ  ۴ / ۵ / ۱۳۸۸ 

  نوشته شده در  88/05/05   توسط احمد رضائی  | 
 پاسخ حضرت آيت الله العظمي صانعي (مدظله العالي) به نامه حجج الاسلام والمسلمين آقايان خاتمي، کروبي و جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي                   

                     

                            

                                                                بسمه تعالي

حضور محترم حجج الاسلام والمسلمين آقايان خاتمي، کروبي و دوست مکرم جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي و ساير امضا کنندگان محترم نامه مورخ ۳ /۵/۸۸
بعد التحية و السلام؛

تظلم هاي کتبي شما بزرگان که گوياي تعهدتان به اسلام و اهداف مقدس جمهوري اسلامي که توسط امام امت (سلام الله عليه) ترسيم گرديده دريافت شد.
همانطور که همگان مي دانند ميزان رأي ملت است و مردم طبق منشور قانون اساسي بايد بر سرنوشتشان حاکم گردند. بر اين اساس بايد به سمتي حرکت کنيم که منطق، آزادي بيان، صدق و راستي و دفاع از حقوق انسان ها جايگزين ظلم، ستم، دروغ و شکنجه روحي و جسمي ـ که ماحصل دولت هاي غير مردمي، مستبد و خودخواه است ـ گردد. اما متاسفانه همانطور که در نامه شما اشاره شده، مدتي است که شاهد افتراء، دروغ و تضييع حقوق مردم، بازداشت و زنداني نمودن، ظلم و آزار و شکنجه هاي روحي و حتي کشتن مردمي که براي دفاع از حق خود تظاهرات مسالمت آميزي را داشته اند، هستيم.
 اينجانب به حکم لزوم جلوگيري از ظلم ظالمين به همه کساني که سبباً يا مباشراً در ضرب و جرح و قتل و زنداني کردن انسان ها از اقشار مختلف مردم دخالت مي کنند و به اذيت و ايذاء آنها در زندان ها و سلول ها ـ که خود ظلم مضاعفي به آنان مي باشد ـ مي پردازند مي گويم که اينگونه ظلم ها به کساني که هيچ پناهگاهي جز خداوند ندارند از گناهان کبيره به شمار مي رود و آنقدر بزرگ و خلاف انسانيت و معصيتي فوق العاده است که سه امام معصوم به سه فرزند خودشان(عليهم السلام) که آنها هم امام بوده اند و براي درس به ديگران وصيت کرده اند که بايد از آن فاصله گرفت و به آن نزديک نشد: «اياک و ظلم من لايجد عليک ناصراً الا الله» لذا اميدوارم تا دير نشده زمينه آزادي تمام زندانيان و اجازه برگزاري مراسم به خانواده شهداي حوادث اخير داده شود و آمرين و عاملين و محرکين و همه آنها که به نحوي در بروز حوادث اخير دخيل بوده اند توبه نموده و رضايت مضروبين و آسيب ديدگان را جلب نمايند و در يک جمله به نصايح خيرخواهانه آيت الله هاشمي دامت افاضاته توجه کرده و به آن عمل نمايند تا پرونده دولت بيش از مسئله انتخابات و عدم مشروعيت شرعي و مقبوليت که بوسيله قانون اساسي با رأي قطعي و بدون ترديد توده مردم حاصل مي شود، سنگين تر نگردد و حقوق اوليه مردم تضييع نشود و به جاي توجه به اعتراض توده هاي مردم در داخل و خارج، سينه وقلب جوانان را نشانه نروند که همه ظلم ها و اذيت ها و اعتراف گيريها و دروغ پردازي ها نه تنها منجر به تقويت حکومت نمي شود بلکه موجب ضعف و بغض مردم نسبت به حکام خواهد شد و در نهايت ناله مظلومان، قطعاً ذلت و گرفتاري ستمکاران را در زماني نه چندان دور به دنبال خواهد داشت.
در خاتمه همانطور که قبلاً گفته ام، بار ديگر به شما و همه ملت شريف و عزيز ايران اسلامي در داخل و خارج و همه کساني که تلاش مي کنند صداي مظلومين معترض به انتخابات را بگوش جهانيان برسانند عرض مي کنم که مبادا فشارها و اذيت ها و حق کشي ها موجب يأس و نا اميدي شما گردد و خواسته ستمکاران تحقق يابد بلکه بايد راه احقاق حق را بدون خشونت و با رعايت حفظ امنيت و رفتار مسالمت آميز ادامه داد. خداوند را شاکرم که شما آقايان با حفظ وحدت، که رمز پيروزي شماست و اتحاد توده هاي مردمي را نيز به دنبال خواهد داشت، توانسته ايد همگام و همفکر با يکديگر به جلب و جذب مردم مخصوصاً نسل جوان بپردازيد و شهد شيرين دفاع از حقوق انسان ها و حاکميت مردمي را به يادگار بگذاريد.


                                                                                 يوسف صانعي
                                                               ۱۳۸۸/۵/۴ - سوم شعبان المعظم ۱۴۳۰

  نوشته شده در  88/05/05   توسط احمد رضائی  | 
در پی انتصاب اسفندیار رحیم مشائی به سمت معاون اول رئیس جمهور از سوی احمدی نژاد و تأکید وی در این زمینه ،جمعی از مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در این زمینه از معظمٌ له استفتاء نموده اند و ایشان در پاسخ این انتصاب را فاقد مشروعیت دانسته اند که توجه شما را به متن استفتاء و پاسخ معظمٌ له جلب می نمایم :

 

                                                        بسمه تعالی

محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدّظلّه)

سلام علیکم

چه می فرمایید درباره کسی که خود را از دوستان مردم اسرائیل شمرده تا آنجا که درروزنامه های صهیونیستی او را به عنوان دوست خوب صهیونیست ها خطاب کرده اند و در بعضی از جلسات قرآن را به صورت توهین آمیزی وارد مجلس عمومی کرده و عبادت عظیم اسلامی حج را همردیف گردشگری و صنایع دستی شمرده و امور دیگری از این قبیل، آیا این چنین کسی صلاحیت تصدی مناصب مهم اسلامی را دارد؟ به خصوص اینکه قاطبه متدینین و خبرگان نظام با این تصدی مخالفند.

                                                                                        جمعی از مقلدان

        جواب:

                    

تصدی چنین کسی قطعاً مشروعیت ندارد واگرخطایی درانتصاب مزبورازسوی بعضی از مسئولین محترم سرزده لازم است هر چه زودتر اصلاح گردد و صد البته اگر مقامات عالی نظام تذکر داده باشند؛ و فراموش نباید کرد مدیران خوب کسانی هستند که شجاعت اعتراف به اشتباه را دارند، و می دانند مقاماتی که به آنها سپرده شده متعلق به مردم است و آنها باید نهایت امانت داری را رعایت کنند و مصالح اسلامی را در نظر بگیرند.

                                                                                       همیشه موفق باشید

                                                                                 ناصر مکارم شیرازی

اخبار مرتبط :

ــــ احمدی نژاد:آشنایی با مشایی نعمت خداوند بر من است

ــــ نظر رهبر انقلاب درباره برکناری ‌مشایی کتبا ابلاغ شده است

ــــ رجا: سمت مشايي، فاقد اعتبار شرعي و قانوني

ــــ اهانت به تصويربردار العالم، توسط همراهان مشايي

ــــ واکنش روزنامه‌هاي حامي دولت به داستان مشايي

ــــ  ترک جلسه هیأت دولت در اعتراض به ریاست مشایی

ـــــ ما را "دشمن‌شاد " نکنید آقای احمدی‌نژاد!

ــــ دفاع مشاور هنری احمدی‌نژاد از انتصاب مشایی 

  نوشته شده در  88/05/02   توسط احمد رضائی  | 
    بيانيه حضرت آيت الله العظمي صانعي در پي کشتار مسلمانان منطقه سين کيانگ چين

                           

                                                         بسمه تعالي

  « فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَالْحَمْدُ للهِِ رَبِّ الْعَالَمِينَ »


خبر برخورد خشن و غيرانساني دولت چين در منطقه «سين كيانگ» كه منجر به كشته و زخمي شدن و دستگيري تعداد زيادي از مسلمانان و مردم بي دفاع آن منطقه گرديد، موجب تأسف و تأثر شديد اينجانب گرديد.

                    کشتار مسلمانان چین , قتل عام مردم در چین  killing china muslim people , china murduring muslims
حاکمان مستبد چين به جاي رفع معضلات و مشکلات مسلمانان اين کشور که بخش قابل توجهي از جمعيت آن سرزمين را تشکيل مي دهند، با اشکال مختلف در صدد خاموش کردن اعتراض هاي مردمي برآمده اند و در اين ميان با قطع رسانه هاي ارتباطي، عدم اطلاع رساني از فجايع و ارتباط دادن اين اعتراضات به قدرت هاي بيگانه -كه بطلان و مكر و حيله بودنش از روز، روشن تر است- به خود جرأت داده اند تا به حريم و حقوق انسان هاي بي دفاع تجاوز نمايند و مي کوشند با انتساب اين اعتراضات به عوامل خارجي، هرگونه اقدام و اعتراض بين المللي و مردمي را از سوي ديگر كشورها خاموش سازند ، اما مستبدان غافل ازآنند که فرياد انسان هاي مظلوم و ستمديده و آه و درد زجرديدگان و خون هاي به ناحق ريخته شده انسان ها گريبان آن ها را خواهد گرفت و صداي اعتراض به حقّ اين مردم مظلوم را در جهان منعکس خواهد ساخت.


                   کشتار مسلمانان چین , قتل عام مردم در چین  killing china muslim people , china murduring muslims

اين جنايات در کشور چين آن هم عليه مسلمانان اين کشور در حالي رخ داده است که سران اين کشور داعيه ارتباط مسالمت آميز با کشورهاي مسلمان و گسترش مراودات اقتصادي و حتي تسلط بر بازارهاي تجاري آنان را دارند اما سؤال اين است که رهبران سرکوبگر چين چگونه مي توانند با اين کشتارها و دست گيري ها که باعث هتک حرمت قاطبه مسلمانان گرديده است، در امور تجاري و اقتصادي آن ها نفوذ نمايند؟ آيا آن ها که ادعاي پيوستن به دنياي آزاد را دارند ولي هنوز در عصر داس و چکش به سر مي برند، مي توانند با پشتوانه زور و استبداد، نظرات شهروندان خود را به وسيله چماق، باتوم برقي و حضور شبه نظاميان در نطفه خفه سازند؟
                      کشتار مسلمانان چین , قتل عام مردم در چین  killing china muslim people , china murduring muslims

اينجانب ضمن توجه دادن همه دولت ها به حفظ حرمت، کرامت و حقوق انسان ها از تمام آزاديخواهان جهان از هر صنف و طبقه و دولت هاي مدافع حقوق بشر مي خواهم که اين جنايت ها را محکوم کرده و با استفاده از تمام ظرفيت هاي ملي و قانوني خود از تكرار اين گونه جنايت هاي سبعانه و غيرانساني در تمام نظام هاي بشري جلوگيري نمايند؛ و چگونه چنين نباشد حال آن كه سكوت و بي تفاوتي در مقابل اين گونه ظلم ها به مردم، كه صاحبان اصلي قدرت مي باشند، گناهي نابخشودني است چه رسد به ترويج و كمك به آن ها که قطعاً گناهي بزرگتر به شمار مي آيد و سبب شريك شدن در خلاف ها و جنايت هاي آنان بوده و مي باشد. بايد توجه داشت كه از نظر اسلام، تضييع حقوق انسان ها از گناهاني است كه مورد مغفرت خداوند بخشنده و مهربان قرار نمي گيرد.

                                                                                                  يوسف صانعي

                                                                                                ۲۱ / ۴ / ۱۳۸۸

  نوشته شده در  88/04/22   توسط احمد رضائی  | 
حضرت آیت‌الله نوری‌همدانی ، خواستار اتخاذ موضع مناسب از سوی دولت جمهوری اسلامی، در قبال سرکوب مسلمانان ایالت سین‌کیانگ چین شدند.

                         

به گزارش مرکز خبر حوزه ، این مرجع تقلید در بیانیه خود آورده‌اند: متاسفانه این روزها جنایتی بزرگتر و وحشتناکتر از آنچه که در کشور آلمان واقع شد و یک زن مسلمان به خاطر رعایت حجاب کشته شد، در کشور چین تحقق یافت.این روزها در ایالت سین‌کیانگ چین تعدادی از مسلمانان، سرکوب شده و جمع زیادی از آنان کشته شدند.

معظم‌له با ابراز تاسف از وقوع این جنایات خاطرنشان کردند: این جریان موجب کمال تاسف است، میدانیم اکثریت قاطع این منطقه را که تقریباً یک ششم مسافت چین را تشکیل می‌دهد مسلمانان تشکیل می‌دهند و گروه کوچکی از نژاد«هان» از کمونیست‌ها نیز در آنجا سکونت دارند، این منطقه صنعتی و حاصلخیز در این چند روز، محل شدیدترین درگیری‌ها میان مسلمانان و گروه نژادپرست «هان» بوده، در نتیجه جنایتی وسیع به وجود آمده است.

ایشان در ادامه تصریح کرده‌اند : از قراری که در مطبوعات منعکس است، دولت چین این موضوع را یک نزاع قومی قلمداد می‌کند ولی حمایت از گروه مخالف و کشتار وسیع مسلمانان و تعطیلی مساجد، حاکی از توطئه‌ای بر ضد مسلمانان است که نباید مسلمانان و آزادی‌خواهان در برابر آن ساکت و بی‌تفاوت باشند، هر چند دولت و ملت چین روابط خوبی از لحاظ اقتصادی و سیاسی با کشورهای اسلامی دارد، ولی این موضوع هرگز نباید باعث شود که ما مسلمانان، میان شرق و غرب، فرق بگذاریم و در مقابل آن ساکت بمانیم.

این مرجع تقلید در پایان این بیانیه با تاکید بر مسئولیت دولت چین و وظیفه دولت  جمهوری اسلامی در قبال این جنایات، آورده‌اند: مسلمانان از دولت چین، مجازات مجرمین و رعایت حقوق شهروندی را می‌خواهند، و از دولت جمهوری اسلامی ایران نیز انتظار می‌رود که سکوت نکند و موضع مناسب و لازم را اتخاذ کند و برادران و خواهران اسلامی را تنها نگذارد و به وظیفه اسلامی خود عمل کند.

  نوشته شده در  88/04/22   توسط احمد رضائی  | 
   پاسخ حضرت آيت الله العظمي صانعي به نامه زینب حجاریان دختر دکترسعيد حجاريان
         

                                                         باسمه تعالي

                      « اياک و ظلم من لايجد عليک ناصراً الا الله »

 با سلام؛  دخترم، اميدوارم پاسخم بتواند مرهمي هرچند کوچک  بر آلام  ورنج هايتان باشد؛ آن چه مي تواند صبر، استقامت و توان انسان را در قبال اين ظلم و ستم ها افزايش دهد، توجه به سيره ائمه معصومين (صلوات الله عليهم اجمعين)، تاريخ و درس هاي آن است و اين که ظلم و ستم،هرچند زياد باشد، معصيت خداي بزرگ وعملي زشت ورسواست؛«إِنَّ رَبَّكَ لَبِا لْمِرْصَا دِ» و همانا خداوند در کمين ستمکاران است.

آن چه مي ماند حق و حقانيت است؛ زمستان مي رود و روسياهي آن به زغال مي ماند و نسبت به آن چه پيش آمده، آيندگان قضاوت خواهند نمود و خداوند بزرگ هم پاداش  اعمال خوب پدر شما و ساير دوستان و عزيزاني که در بازداشت به سر مي برند را به نحو احسن خواهد داد.

از خداوند متعال رهايي هر چه زودتر پدر ارجمندتان و ساير همفکران و دوستان را خواستارم.

                                                                                              يوسف صانعي

                                                                                             ۲۰ / ۴ / ۱۳۸۸

  نوشته شده در  88/04/22   توسط احمد رضائی  | 
حضرت آیت الله العظمی صافی دردیدار جمعی از طلاب با ایشان کشتارمسمانان بی‌دفاع چینی  را محکوم کردند.

                     

حضرت آیت الله العظمی صافی در دیدار جمعی از طلاب حوزه علمیه مشهد مقدس با اشاره به حوادث غمبار کشور چین، که موجب به خاک و خون کشیده شدن جمعی از مردم مظلوم و بی‌دفاع مسلمان این کشور گردید، وضع اسفبار و رعایت نشدن حقوق عادی بشری در این کشور را محکوم کردند.

معظم له همچنین با اشاره به کشته شدن یک زن مسلمان مصری در آلمان به جرم داشتن حجاب اسلامی، این حوادث ضد بشری و اسلامی را محکوم کردند.

               کشتار مسلمانان چین , قتل عام مردم در چین  killing china muslim people , china murduring muslims

حضرت آیت الله العظمی صافی به اتحاد و همکاری جوامع اسلامی در صحنه بین‌الملل اشاره کردند وفرمودند: ازکشورهای اسلامی می‌خواهیم که نسبت به این بی‌عدالتی‌ها که درگوشه و کنار دنیا به حقوق مسلمانان می‌شود عکس العمل نشان داده و هیچ تبعیض و تفاوتی قایل نشوند.

ایشان ادامه دادند: باید به طور مناسب و مؤثر اعتراض نموده و تجاوز به حقوق مسلمانان در هر کجا و هر کشوری که باشد محکوم نمایند و با مسلمانان چه چینی باشد یا اروپایی یا از هر جای دیگر همدردی نمایند.

                کشتار مسلمانان چین , قتل عام مردم در چین  killing china muslim people , china murduring muslims

معظم له با اشاره به کشتار و استضعاف شدید مسمانان چینی اظهار داشتند: ازمجامع بین‌المللی و مدعیان دفاع از حقوق بشر می‌خواهیم که این دوگانگی‌ها و سیاست‌بازی‌ها را در مسأله حقوق بشر کنار بگذارند و انسان‌ها را به دو بخش مخالف و موافق غرب تقسیم نکنند و وضع حقوق بشر در چین را نادیده نگیرند.

ایشان افزودند: انسان‌ها در همه جا باید از حقوق انسانی خود برخوردار باشند و مورد ظلم و ستم قرار نگیرند.

                کشتار مسلمانان چین , قتل عام مردم در چین  killing china muslim people , china murduring muslims

مرجع تقلید شیعیان در پایان سخنان خود از وزارت امور خارجه خواستند که در مقابل کشتار‌ مسلمانان بی‌دفاع چین موضع گرفته و اعتراض نمایند و وظیفه‌ی اسلامی و انسانی خود را به بهترین وجه انجام دهند

خبرمربوطه :  کشتار مسلمانان در چین 

  نوشته شده در  88/04/22   توسط احمد رضائی  | 
   بيانيه حضرت آية اللَّه العظمى مكارم شيرازى (مدّ ظلّه العالى) درباره حوادث ناگوارمسلمانان چين

              

                                                    بسم الله الرحمن الرحیم

اخبار وحشتناكى كه از ايالت سين كيانگ چين درباره كشتار وسيع و سركوب مسلمانان اين منطقه منتشر شده است موجب تأسف شديد هر مسلمان و انسان آزاده‏اى است.

اين منطقه كه در غرب چين واقع شده و تقريباً يك ششم مساحت چين را تشكيل مى‏دهد، اكثريت قاطع اهالى آن مسلمانند تنها گروه كوچكى از نژاد «هان» از كمونيستها در آنجا زندگى مى‏كنند. اين منطقه صنعتى و حاصلخيز اخيراً محل شديدترين درگيريها بين مسلمانان و گروه نژادپرست هان واقع شده است، گرچه دولت چين آن را يك نزاع قومى قلمداد مى‏كند ولى حمايت دولت از گروه مخالف وسركوب شديد مسلمانان و تعطيلى مساجد آنها همه حكايت از اين دارد كه توطئه‏اى بر ضدّ مسلمين منطقه درجريان است.        

درست است كه دولت وملت چين روابط دوستانه ونزديكى دراموراقتصادى و سياسى با ما و ساير كشورهاى اسلامى دارند ولى اين دليل بر آن نمى‏شود كه برادران و خواهران مسلمان ما را درآن منطقه به وضع فجيعى سركوب كنند و ما خاموش بنشينيم .              

ما ضمن محكوم كردن شديد اين سركوب‏ها ازهمه مسلمانان و تمام آزادگان جهان دعوت مى‏كنيم كه اعتراض شديد خود را نسبت به اين حركت غير دوستانه اظهار دارند ويك صدا ازدولت چين بخواهند كه به اين وضع خاتمه داده و مجرمان را مجازات كنند.

مردم از مسئولان دولت جمهورى اسلامى نيز انتظار دارند دراين مورد سكوت نكنند و موضع قوى مناسبى بگيرند، و برادران و خواهران مسلمان خود را تنها نگذارند.

  نوشته شده در  88/04/22   توسط احمد رضائی  | 

                                                    

                                                                          

                                                                بسمه تعالي

     «وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللهِ أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ»

  ملت عزيز و شريف ايران اسلامي
در روزهاي گذشته همگان شاهد حمله به دانشگاهها و خوابگاه دانشجويان و ضرب و جرح، قتل و به زندان افکندن عده  زيادي از فرزندان اين مرز و بوم بوده ايم تا جائيکه در آمار رسمي خبر از کشته شدن حدود بيست نفر و زنداني شدن بيش از هزار نفر داده شده است و همچنين شاهد پخش اعترافات برخي از زندانيان در رسانه هاي انحصاري بوده ايم که بر همه واضح است اين اعترافات حداقل به علت زنداني بودن متهمين و شرايط خاص آنها از نظر شرعي، قانوني و عقلائي هيچ گونه ارزشي نداشته و ندارد؛ لکن نبايد اينگونه ظلمها، آزار و اذيت ها، ترفندها، مکرها؛ دروغها و ... موجب يأس و نا اميدي در راه احقاق حق شرعي و قانوني و حاکميت مردم بر سرنوشتشان گردد ؛ چون علاوه از آنکه نا اميدي از رحمت خداوند خود از معاصي و گناهان کبيره است؛ خلاف وعده نصر و پيروزي قرآن به مسلمانان نيز مي باشد که«أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ».

و چگونه چنين نباشد حال آنکه علي رغم تمام سانسورهاي خبري، از محدوديت سايت هاي خبري گرفته تا تعطيلي روزنامه ها و دستگيري فعالين رسانه اي و سياسي و حتي قطع پيام هاي کوتاه، آگاهي عمومي و جهاني از وقايع اخير  روز به روز در حال افزايش است، که خود نتيجه حرکت آگاهانه و همراه با متانت ملت بزرگ ايران است. اميد آنکه راه دفاع از حقوق مردم و حفظ عقايد ديني آنها مخصوصاً جوانان و حفظ جمهوري اسلامي همراه با درايت، متانت، آگاهي بخشي و آرامش و امنيت و استفاده از قانون اساسي به معناي واقعيش و بهانه ندادن به دست ستمکاران، ادامه يابد که استقامت شرط موفقيت است و چگونه چنين نباشد حال آنکه کانديداهاي معترض به مسئولين انتخابات و روند و نتيجه آن و نظر شوراي نگهبان همانگونه که در نامه حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي کروبي (دامت افاضاته و برکاته) و يا دربيانيه دوست مکرم، مؤمن و يار باوفاي امام امت (سلام الله عليه) جناب آقاي مهندس موسوي (دام عزه و توفيقه) آمده است؛ از نظر سياسي و قانوني مشروعيت دولت را مورد سوال قرار داده و آنرا نفي مي نمايند که نشانگر عدم اقناع آنان و توده زيادي از مردم از شبهات پيش آمده در انتخابات است که خود بواسطه کاهش پشتوانه و حمايت هاي مردمي، مي تواند موجب ناکارآمدي دولت گردد و ممکن است ادامه اش موجب مشکلات حقوقي و مدني شود.

در پايان به تمام نيروهايي که بايد حافظ نظم و جان و مال و ناموس مردم باشند  تذکر مي دهم که هيچ فرمان و دستوري نمي تواند مجوّز و عذري براي تجاوز به حقوق مردم ـ که حرام و معصيت و ذنب لايغفر است ـ گردد که لاطاعة لمخلوق في معصية الخالق چه رسد به آنکه  موجب ضرب و جرح و يا قتل گردد که مستوجب خذلان دنيوي و عذاب اخروي است.

                                                                                                 يوسف صانعي
                                                                                         ۱۳۸۸/۴/۱۲ـــ ۱۰رجب المرجب۱۴۳۰

  نوشته شده در  88/04/13   توسط احمد رضائی  | 
  متن پیام حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی (مدظله العالی) پیرامون انتخابات ریاست جمهوری و حوادث پس از آن   

                    

                                                    بسم الله الرحمن الرحیم

      
                                                                                                     سوره النساء  آیه 58


با عرض تبریک میلاد خجسته بانوی دو عالم حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) به محضر حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجة الشریف) و تمامی مؤمنین و شیفتگان اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام)  در پی حوادث پیش آمده مطالبی را به محضر شریف مردم ایران می رسانم:
حضورشکوهمند وافتخار آفرین مردم غیور ایران درانتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری برگ زرینی ازافتخارات این ملت بزرگ بود که می توانست نیروی عظیمی جهت پیشرفت آینده کشور فراهم نماید اما سیر اتفاقات رخ داده در پس آن در مسیری قرار گرفت که شیرینی انتخابات را زایل کرد.
اینجانب ضمن احترام به آراء آحاد ملت شریف ایران از تمامی عزیزانی که نسبت به نتایج اعلام شده اعتراض دارند، می خواهم که اعتراضات خود را با رعایت موازین شرعی ابراز نمایند و از دست زدن به آشوب و تخریب اموال عمومی احتراز کنند. البته واضح است که این گونه اعمال از جانب مردم صورت نمی پذیرد و عده ی قلیلی در پی آنند که با انتساب این گونه اغتشاشات به ملت به اهداف ناپاک خود برسند و مردم باید با هوشیاری کامل حساب خود را از آنان جدا نمایند.
از تمامی مسئولان انتظامی وامنیتی نیز می خواهم که دربرخورد با معترضین با رأفت وملایمت و حفظ حدود شرع و قانون رفتار نمایند و از دست زدن به اعمال تحریک آمیز اجتناب کنند حمله کردن به مراکز علمی و فرهنگی و برهم زدن آسایش مردم در اماکن خصوصی خود با هیچ میزان شرعی و قانونی سازگار نیست.
ازمسئولان ذی ربط انتخابات نیز می خواهم که با رعایت دقت و سرعت و حفظ بی طرفی به شکایات واصله رسیدگی نمایند و در مورد آنها به نحوی که جلب رضایت مردم را بنماید و آنان را قانع سازد اطلاع رسانی کنند زیرا همان گونه که امام راحل (رحمة الله علیه) فرمود: "میزان رأی ملت است" و صاحبان اصلی نظام اسلامی آنانند و این حق مردم است که از سرنوشت آراء خود مطلع شوند.
اینجانب ضمن ابرازهمدردی با تمامی کسانی که دراین حوادث آسیبی به آنها رسیده است مخصوصا خانواده جان باختگان و محکوم نمودن اعمال خشونت از جانب هر کسی که صورت پذیرد، اکنون که در شهرمقدس مکه مکرمه و در جوار حرم امن الهی می باشم، خاضعانه از درگاه ذات اقدس ربوبی می خواهم که این ملت بزرگ را همواره سربلند نماید و کشور ایران و نظام اسلامی آن را تحت سایه الطاف خود حفظ فرماید.
                                                                   والسلام علیکم و رحمة الله برکاته 
                                                             مکه مکرمه ـ عبدالکریم موسوی اردبیلی

                                                       چهارشنبه23 جمادی الثانی 1430 ـ ۲۷/۳/۱۳۸                                                                                    

  نوشته شده در  88/03/27   توسط احمد رضائی  | 
                   متن نامه مهندس میر حسین موسوی به مراجع معظم تقلید  

                                                                        

                                               بسم‌الله الرحمن الرحیم
                                              انا لله و انا الیه راجعون


محضر مبارک مراجع عظام و علمای اعلام

با اهدای سلام، اینجانب اطمینان دارم که روند حوادث انتخابات ریاست جمهوری دهم را با دقت پیگیری کرده‌اید. اگر چه توسل به دروغ و استفاده‌ی بی حساب ازامکانات عمومی و دولتی برای تبلیغات یک‌سویه به سود نامزد حاکم به خوبی نشان دهنده عزم این گروه خاص برای پیروزی به هر قیمت واز هرراه ممکن بود، اما تصور تقلب درآرای مردم تا این اندازه و برابرانظارشگفت‌ زده جهانیان از حکومتی که تعهد به عدالت شرعیه از ارکان اساسی آن شمرده می‌شود، برای کسی ممکن نبود.
امروز که با حیرت تمام شاهد چنین تصورات جسورانه در امانت مردم هستیم و تمامی راه‌ها برای احقاق حق بسته شده، مواجه شدن مردم مظلوم با سکوت علما و مراجع که ملجا راسخ این ملت شمرده می‌شوند، خسارتی بیش از یک تغییر در آرا را به دنبال خواهد داشت.
عواملی به بهانه‌های واهی با چوب و چماق و باطوم و شوک الکتریکی به جان اعضای ستادهای اینجانب و مراجعه کنندگان سرگردان و مبهوت از این وضعیت افتاده‌اند، در حالی که امیدی به کارایی قوه قضاییه محترم نمی‌رود زیرا جایی که دادستان کل کشور نتواند از سخن قانونی خود در پیشگیری از سخنرانی اضافی نامزد حاکم در سیما جلوگیری نماید، با چه ابزاری می‌تواند از این خشونت سیاه بازداری کند؟ به حسب وظیفه صیانت از آرای مردمی که اینک دچارچنین زیان عظیمی شده‌ا‌ند عرض حالی تقدیم و یادآور می‌شوم که شاید تذکر به جای شما به مسئولان مفید واقع شود.

                                                               ایاک و الظلم لمن لیس له الا الدعا

                                                                برادر شما - میرحسین موسوی

جوابيه حضرت آيت الله العظمی صانعی مدظله العالی درپاسخ به آقای مهندس ميرحسين موسوی در باره مسائل پيش آمده در انتخابات اخير رياست جمهوری

               ديدار مهندس مير حسين موسوي

                                                       بسمه تعالي


دوست مکرّم و يار و فرزند امام خميني (سلام الله عليه)
جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي (دام عزه)
بعدالتحيه والسلام؛


نامه دردمندانه، انساني، اسلامي و ايماني جنابعالي را دريافت کردم، اميد آن داشتم که انتخاب شما با کوله باري ازتجربه و تعهد و دعاي امام امت (سلام الله عليه) وياران با وفايش، شادي مردم فهيم وآگاه ايران اسلامي را دوچندان کند. اما صد افسوس که چنين نشد، يقين بدانيد که احقاق حقوق و احترام به راي مردم و صيانت از انتخاب آگاهانه ملت که درمتن نامه شما به خوبي نمايان است تنها از طريق آگاه نمودن همه انسانها و ادامه آن امکان پذير است.
و اگرمي پنداشتم که با تذکّر اينجانب گره اي ازمشکلات فعلي رفع مي شد حتما به چنين امر مقدس و لازمي اقدام ميکردم، تا شک و شبهه به وجود آمده درانتخابات و آراي مردم مرتفع گردد.
لکن با همه مشکلات و شرايط موجود چون باب دعا و توجه به خداوند بدون حجاب و مانع است و درهر زمان بشر مي تواند با او ارتباط برقرارنمايد برخود لازم مي دانم که براي شما وهمه مردان و زنان اين مرز و بوم و استمرار اهداف مقدس نهضت و جمهوري اسلامي امام خميني (سلام الله عليه)- که همان اسلام ناب طرفدار کرامت وحقوق انسانهاست – دعا نمايم، برماست دعا و بر اوست اجابت.
در خاتمه همه ملت را به آرامش و حفظ نظم دعوت می نمايم تا بتوانند حقوق و مطالبات خود را که از اعظم آنها راي و انتخابشان مي باشد از مجاري قانونی و آگاهي دهنده عينيت بخشند .
و اميدوارم در اين موقعيت حساس و بهت زدگي جمعيت ها و توده هايی از مردم بتوانيد با توکل به ذات باري تعالي و حمايت توده هاي مردم و دانشگاهها و روحانيون معظم از جمله مجمع روحانيون مبارز تهران و مجمع محققين و مدرسين قم ـ که همه آنها ازبزرگان علم و تحقيق ميباشندـ و صدها و هزاران بزرگ ديگر از حوزه هاي قم و سايرحوزه هاي علميه (حفظها الله عن الحدثان) با حفظ طمأنينه هميشگي، همبستگي و وحدت ملت و حقوق آنها را تامين نماييد که تنها عامل سعادت، اتحاد و وحدت کلمه وکلمه توحيد«لااله الاالله» است .

                                                         دوشنبه 25/3/ 1388هجري شمسي
                                                 مطابق با 21جمادي الثاني 1430هجري قمري

                                                             قم المقدسه - يوسف صانعي

  نوشته شده در  88/03/26   توسط احمد رضائی  |