تبليغاتX
یادداشت های پراکنده
 
یادداشت های خصوصی؛ دفاع از حریم مرجعیت شیعه ، مطالب اجتماعی -سیاسی وتاریخی
 
سایت دولتی و دروغ رجا نیوز  اقدام به انتشار مصاحبه ای با ابراهیم اسرافیلیان نماینده دور اول و دوم مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با عنوان : « آيت در حال انتقال اسناد مهمي درباره موسوي ترور شد »نمود که وقتی فردی که فقط کمی با مسائل تاریخی ،سیاسی انقلاب اسلامی آشنا باشد متوجه خواهد شد که اینها یا خودشان احمقند یا مردم را احمق فرض نموده اند چراکه با نوشتن نکتۀ مبهمی در  خصوص داشتن اسناد و مدارکی توسط شهید آیت  ازمهندس میر حسین موسوی ( که پس از عزل بنی صدر از ریاست جمهوری در ۱/۴/۱۳۶۰ از سوی شهید بزرگوار محمد علی رجائی به عنوان وزیر امور خارجه از مجلس شورای اسلامی " مورخۀ ۱۴/۴/۱۳۶۰" رأی اعتماد گرفت ) مطالبی گفته است که حتی خودش هم نمی داند آنها چه بوده و فقط به نقل از همسر آن شهید ( برفرض صحت ) بیان کرده که می خواسته درمجلس مطرح نماید اما صبح آن روز ترور شده و به شهادت رسیده است غافل ازاینکه طرح وزرات خارجۀ آقای موسوی و مخالفت شهید آیت همانگونه که نوشتم در تیرماه ۱۳۶۰ بوده نه ۱۶ مرداد ۱۳۶۰ و آنهم دوروزبعد ازشهادت شهید آیت !!! بنا براین با خواندن این نوشته برای من وشما مجدداً ثابت خواهد شد که اولاً خداوند دروغگویان را رسوا می نماید وثانیاً از قدیم گفته اند دروغگو کم حافظه است و خوب است به قسمت های مورد نظر این مصاحبه و نظری که بنده در این خصوص نوشته ام  توجه نمایید :

 [ گویا شهید آیت  با وزارت میرحسین موسوی   در امور خارجه مخالف بود ؟

بله! شهید آیت بسیار با میرحسین مخالف بود، همین‌طور شهید دیالمه. این ۲ نفر تفکرات نزدیکی داشتند. شهید آیت می‌گفت، موسوی یک روز هم سابقه درست انقلابی و مبارزاتی ندارد؛ حالا چطور می‌تواند انقلاب ما را با حضور در وزارت خارجه، صادر کند؟! آیت اسناد و مدارکی داشت که چهره واقعی موسوی را نمایان می‌کرد. روزی که قرار بود موسوی به عنوان وزیر پیشنهادی امورخارجه به مجلس معرفی شود و رای اعتماد بگیرد، مرحوم شهید آیت سخت بیمار بود و چند روز غیبت داشت اما تمام اسناد خودش را جمع و جور کرده و در پوشه گذاشته بود تا به مجلس بیاید، همسرش نقل می‌کند و می‌گوید، من از آیت خواستم به مجلس نرود و استراحت کند اما او گفت، امروز(چهارشنبه ۱۶ مرداد۱۳۶۰) باید تکلیف جمهوری اسلامی مشخص شود و من باید بروم تا این اسناد و حقیقت‌ها را برای مردم روشن کنم.

 اسناد مربوط به چه نقاط تاریکی از موسوی بود؟

این اسناد ارتباط موسوی با [...] را اثبات می‌کرد اما آیت زمانی که از در منزل خارج می‌شود در فاصله ۳۰ تا ۴۰ متری بنزی مشاهده مي‌شود که راننده ‌آن در حال پنچرگیری است، آیت سوار اتومبیل خودش می‌شود که از جانب افراد مخفی در آن بنز توسط مسلسل ترور می‌شود و نزدیک به ۶۵ گلوله به بدنش اصابت می‌کند و هنوز جای گلوله‌ها روی در منزل او هست.

اسناد چه شد؟

خانم دکتر آیت می‌گوید، اسناد را شهید آیت پشت شیشه اتومبیل قرار داده بود اما آن ضاربان، آنها را دزدیدند. بعدا باجناق آیت دنبال پوشه می‌رود تا اینکه به وزارت امور خارجه می‌رسد، در آنجا فردی پیدا می‌شود و می‌گوید اسناد دست من است، همین جا باشید تا من آنها را بیاورم، باجناق شهید آیت چند ساعت صبر می‌کند اما از آن فرد خبری نمی‌شود تا اینکه معلوم می‌شود از در دیگر ساختمان فرار کرده است. پروفسور محمد مجری هم که استاد تاریخ و جغرافیا در دانشگاه سوربن پاریس بود و مدتی در ایران زندگی می‌کرد، می‌گفت یکسری اسناد دارد که از آیت و دیالمه گرفته است اما الآن هیچ خبری از پروفسور مجری ندارم و اصلا نمی‌دانم زنده است یا نه.

آیت در گفت‌وگوهایش درباره شخص میرحسین چه مطالبی را عنوان می‌کرد؟

آیت می‌گفت موسوی اعتقادی به ولایت فقیه ندارد و از نظر مذهبی هم نظر قاطعی ندارد.

مناسبات میرحسین با پیمان چگونه بود؟

بسیار با هم دمخور بودند برای همین است که موسوی تفسیر ۲ آیه از قرآن را با نگاهی کاملا چپ می‌نویسد یعنی تحت القائات پیمان چنین کتابی را می‌نویسد.

پس چطور موسوی به حزب جمهوری اسلامی راه پیدا کرد؟

جواب این سؤال را از زبان شهید آیت برای‌تان نقل می‌کنم، آیت می‌گفت، موسوی خودش را درون نظام جا کرده تا از آن استفاده کند و بموقع جلوی آن می‌ایستد.

یعنی عدم تمکین به قانون اساسی و ولایت فقیه در گذشته هم در موسوی وجود داشت؟

چه عرض کنم؟! من تعجب می‌کنم از موسوی که چرا جلوی ولی فقیه می‌ایستد چون او هرچه داشت از ولایت فقیه بود البته نباید تعجب کرد؛ چرا که آیت پیش‌بینی کرده بود و فقط من تصور می‌کردم پیش‌بینی آیت اشتباه باشد. من یادم هست دوره اول ریاست‌جمهوری «آقا» در قانون اساسی اینگونه آمده بود که انتخاب نخست‌وزیر حق رئیس‌جمهور است ولی نه در دوره اول و نه در دوره دوم آقای خامنه‌ای، موسوی را معرفی نکردند. نمایندگان مجلس هم که سر دوراهی بودند، چون ‌رفسنجانی می‌گفت، نظر امام، میرحسین است اما از طرفی وقتی با بیت امام تماس می‌گرفتیم، امام تکلیف را جور دیگری عنوان می‌کردند تا اینکه ۹۹ نفر به موسوی رای ندادند اما چون آرا مخفی بود، دارودسته موسوی با حدس و گمان اسامی ۹۹نفر را روی کاغذ نوشتند و به‌عنوان افراد ضدولایت فقیه منتشر کردند که بعدا حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تشریف آوردند مجلس و فرمودند نمایندگان مخالف ۹۹ نفر نبودند بلکه یکصد نفر بودند چون صدمین نفر من هستم. یا در زمان تصدی پست نخست‌وزیری از سوی موسوی نمایندگان طرح سوال از وی را درباره ماجرای مک فارلین مطرح کردند که او به همراه لابی‌هایش در مجلس برای فرار از قضیه، برچسب ضدولایت فقیه به طراحان سوال زد. او همه جا از حضرت امام و ولی فقیه مایه می‌گذاشت و به ظاهر، قانون را در برابر ولی فقیه، هیچ می‌دانست. در دور دوم ریاست‌جمهوری «آقا» هم شورایی تشکیل شد که به دروغ می‌گفتند، زیر نظر حضرت امام بوده و موسوی را بدون نظر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای انتخاب کردند.

یادم هست زمانی آقای خامنه‌ای به‌عنوان رئیس‌جمهور تشریف بردند مشهد برای سخنرانی، در آن زمان محتشمی‌پور وزیر کشور بود. او دستور داد تا از سخنرانی آقا جلوگیری کنند چون می‌گفتند سخنران باید از وزارت کشور مجوز داشته باشد و آقای خامنه‌ای به‌عنوان رئیس‌جمهور از وزیر کشور مجوز دریافت نکرده بود(!)

خلاصه! اوضاع به کام موسوی بود و در جایی که منافع داشت، خودش را به ولی فقیه می‌چسباند و در جایی که نداشت، برابر ولی فقیه می‌ایستاد. همان زمان هم وقتی ما در کمیسیون سوالات که ۱۳نفر بودیم می‌خواستیم نظر امام را درباره هر موضوعی مثل موسوی بدانیم، می‌گفتند امام بیمار است ولی آخر سر خودشان از امام پیغام می‌آوردند که امام تکلیف را بر انتخاب موسوی قرار داده‌اند؛ بدون اینکه دست خطی از معظم‌له بیاورند.

این‌گونه پیش‌بینی‌های شهید آیت، قبلا هم به عینیت رسیده بود، یعنی آیت اصولا آدم آینده‌نگری بود یا فقط درباره میرحسین، حرفش درست از آب درآمد؟

سیاستمداری و حل و فصل قضایا و تحلیل جریانات، طبع سیاسی می‌خواهد که آیت آن را داشت. آیت انقلاب فرهنگی را پیش‌بینی می‌کرد که این اتفاق افتاد. آیت در آن نوار که بنی‌صدر با تحریفش، از آن سوءاستفاده کرد، درباره انقلاب فرهنگی تحلیل کرده و حتی خبر داده بود. آیت بخوبی مناسبات را تجزیه و تحلیل می‌کرد؛ برای همین اتفاقاتی که پیش‌بینی می‌کرد واقعا می‌افتاد، از این رو عده‌ای می‌گفتند آیت از آینده خبر دارد در حالی که او تنها قدرت و قوه تحلیل خوبی داشت و به واسطه سیاست‌ورزی و نگاه هوشمندانه‌اش می‌توانست بفهمد چه کسی جلوی نظام قرار می‌گیرد و قدم‌علم می‌کند و چه کسی برای چه منفعتی خودش را به نظام می‌چسباند یا چه کسی فعلا از نظام بهره‌گیری می‌کند. درباره بنی‌صدر گفتم که آیت بخوبی از همان زمانی که حضرت امام در فرانسه تشریف داشتند، درباره او هشدار می‌داد و به شهید محمد منتظری تلفن می‌زد و می‌گفت، بنی‌صدر را از آنجا دور کنید چون آدم درست و حسابی‌ای نیست. ]

البته من در صدد پاسخ گویی به مطالب خلاف عرف و اخلاق وی نمی باشم لیکن چون احتمال می دهم سایت رجا نیوز نظر مرا درج ننماید لذا به درج مطلبی که در ستون نظرات کاربران آن سایت در این خصوص نوشته ام بسنده می نمایم :

« با سلام

از شما بعید است که از شهدا استفاده ابزاری نمایید اولاً شهید آیت در تاریخ ۱۴ /۵/ ۱۳۶۰به شهادت رسید بنابراین اینکه گفته است : «اما او گفت، امروز( چهارشنبه۱۶ مرداد ۱۳۶۰) باید تکلیف جمهوری اسلامی مشخص شود و من باید بروم تا این اسناد و حقیقت‌ها را برای مردم روشن کنم» اشتباه است و خوب است به ایشان یادآوری نمایید که اگر می خواهند حرف اشتباهی را هم توجیه نمایند خوب است به تاریخ آن دقت کنند !وثانیاً شهید آیت در جریان معرفی آقای موسوی جهت تصدی پست وزارت خارجه از سوی شهید رجائی در تاریخ ۱۴ / ۴/ ۱۳۶۰مخالفت خود را اعلام نموده بود و به هنگام بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی کابینه شهید باهنر در قید حیات نبود ثالثاً قرار دادن چند نقطه در بخش بیان اینکه اسناد مورد نظر شهید آیت در خصوص مهندس موسوی چیزی را ثابت نمی کند و رابعاً اینکه گفته شده آیت الله خامنه ای مهندس موسوی را برای بار اول معرفی نکردند نشان دهنده آلزایمر تاریخی ایشان است چرا که وقتی آقای دکتر ولایتی در تاریخ ۳۰/ ۷/ ۱۳۶۰ نتوانست رأی لازم را جهت پست نخست وزیری از مجلس کسب نماید بلافاصله آیت الله خامنه ای طی نامه رسمی آقای مهندس موسوی را به عنوان نخست وزیر به مجلس معرفی کردند که در تاریخ۷ /۸/ ۱۳۶۰بعنوان نخست وزیر انتخاب شد و خامساً به شما و آقای اسرافیلیان متذکر می شوم که فراموش ننموده ایم که ایشان جزء هشت نفری است که در سال ۱۳۶۵ مخاطب « فأین تذهبون » امام خمینی ( ره ) قرار گرفت .۲۱ / ۵ /۱۳۸۸ »

در ضمن سایت مذکور برای اثبات مخالفت خود با جنبش سبز اخیراً به درج مصاحبه با افراد معلوم الحال و واماندگان سیاسی زده و ازجمله می توان به به درج متن مخالفت سید احمد کاشانی با وزارت خارجۀ مهندس موسوی تحت عنوان :  این سؤال را صریح پاسخ دهید؛ کدامیک از دو مصدق؟ اشاره نمود که باید گفت اولاً سید احمد کاشانی نیزجزء ۸ نفر مخاطب حضرت امام ( ره ) بوده و ثانیاً در پاییز ۱۳۶۵ از مجلس شورای اسلامی اخراج شده است .

  نوشته شده در  88/05/21   توسط احمد رضائی  | 
              

سایت دولتی ، بی ادب و دروغ پرداز رجا نیوزکه نام وعکس شهید مظلوم محمد علی رجائی را جهت سوء استفاده یدک می کشد وهمواره به مقام شامخ مرجعیت  مستقل شیعه توهین می نماید، به علت آنکه درایام انتخابات با پیام های فقیه عالیقدرحضرت آیت الله العظمی منتظری « دامت برکاته » که در حمایت از جنبش سبز مردمی صادر شده است روبرو گردید و چون به استناد جمله معروف " پای استدلالیون چوبین بود ، پای چوبین سخت بی تمکین بود " نتوانست پاسخی به این مطالب پرمغز بدهد به ناچار جهت ترور و تخریب شخصیت با عظمت عالم مجاهد و فقیه فرهیخته انقلاب اسلامی ایران ،  دست به شایعات بی اساس وهمیشگی زده و ایشان را مریض و تاتوان جلوه داده است و عنوان نموده است که پیا م های ایشان را فرزندش می نویسد و مهر می کند !!! لیکن از آنجا که حضرت آیت الله العظمی  منتظری بحمدلله  والمنّة از هوش  و  حواس سرشار خدادای برخوردار است با خط مبارک خویش به این یاوه سرایان پاسخ زیبایی دادند که ذیلاً از نظر گرامتان می گذرد :

مطالب مرتبط :

ــــ توهین سایت دروغ پرداز رجانیوز به مرجع معظم : چه کسی بیانیه‌های منتظری را می‌نویسد؟

ــــ احمد منتظری در پاسخ به خبر رجا نیوز: آیت‌الله منتظری درسلامت کامل به سر می‌برندhttp://montazeri.blogfa.com/post-176.aspx   

 

  نوشته شده در  88/04/23   توسط احمد رضائی  | 
                     آلبوم تصاویر سایت آیت الله منتظری: این تصویر مربوط به بازداشتگاه کمیته مشترک ضد خرابکاری است. (سال 1354)

درخبرها آمده بودکه احمدی نژاد از پیشکسوتان مبارزه باطاغوت تجلیل و به آنها وبازماندگانشان لوح تقدیر وسپاس داد و گفت : " به واسطه پايمرديها و ايستادگيها، شب شکسته است وبا انفجار نور انقلاب، خورشيد عدالت جهاني در آستانه طلوع قرار دارد . "

حال سؤال این است که چرا فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری " دامت برکاته " که دومین شخصیت انقلاب اسلامی پس از امام خمینی ( ره ) محسوب می شوند وسوابق مبارزاتی و زندان ها وتبعیدهای ایشان برکسی پوشیده نیست درسی امین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی باید همچنان ممنوع التصویر باشند و دست اندرکاران سیمای ضرغامی ازآنجا که شاید دلشان هوای رژیم منحوس پهلوی را نموده دائم تصاویر خائنین به وطن ازجمله خاندان کثیف سلطنتی را پخش می نمایند ولی ازنشان دادن تصویرمعظم له هراس داشته و نه تنها نامی ازاین اسوۀ مبارزه ومقاومت نمی برند بلکه به نوعی عمداً قصد تحریف تاریخ را داشته وازآن می ترسند که با پخش تصاویر و فیلمهای بسیار زیادی که از فقیه عالیقدردرآرشیوسیما و نیزصدای این مرجع بزرگوار تقلید دررادیو وجود دارد شاید مجدداً به قول معروف مردم به سوی این پیرمرد ۸۷ ساله گرایش یافته و بدین وسیله  پایه های حکومت آنها سست شود درحالیکه فقیه عالیقدر بحمدلله به فکر پست و مقام نبوده ونیست بلکه این دنیا دوستانند که همه را مثل خود می بینند و  کسی جز خود را قبول ندارند .

به هرحال به این افراد کج اندیش  باید گفت زهی خیال باطل چرا که « اگر معاویة بن ابی سفیان " علیه اللعنة والعذاب الالیم " با تبلیغات گسترده وعظیم خود توانست نام مقدس امیرالمؤمنین علی ( علیه السلام ) را ازذهن ها وبلکه تاریخ پاک نماید شما هم به خواستۀ نامشروع خود دست خواهید یافت. » وبدانید شاید بتوانید به ظاهرنام این مرد خدارادرصفحۀ تاریخ کم رنگ نمایید لیکن به مصداق آیۀ شریفۀ ۹۶ سورۀ مبارکۀ مریم " س " که می فرماید :

 « انّ الذین آمنوا وعملوالصّـالحات سیجعل لهمُ الرّحمن وُدّاً » ( آگاه باشید کسانی که به خداوند متعال ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دهند بزودی خداوند بسیار بخشنده ، محبّت آنها رادر قلوب مؤمنین قرارخواهد داد چون این محبّت قلبی والهی است لذا زدودنی نمی باشد وازآنجاکه ما به فقیه عالیقدرعلاقه مند بوده ووی راازصمیم قلب دوست داریم مطمئن باشید که باعدم پخش صدا وتصویر ایشان درصدا وسیما نخواهید توانست ذرّه ای ازاین محبت وعلاقه را کم نمایید . ( ان شاءالله )

  نوشته شده در  87/11/11   توسط احمد رضائی  | 
                                    
‏بسمه تعالى ‏ 

"الملك يبقى مع الكفر و لايبقى مع الظلم "‏ 

‏سرانجام پس از يك بازداشت 50 روزه در سلول انفرادى بازداشتگاه اداره اطلاعات قم ، و همزمان با ايراد‏ ‏اتهاماتى بى اساس توسط مطبوعات وابسته و معلوم الحال ، در محاكمه اى غيرعلنى حجة الاسلام آقاى مجتبى‏ ‏لطفى (مسئول اطلاع رسانى دفتر آيت الله منتظرى ) به چهار سال حبس و پنج سال تبعيد محكوم گرديد، و بنابر حكم‏ ‏صادره ايشان در ايام تبعيد حق فعاليت فرهنگى و تبليغى نداشته و ممنوع القلم و ممنوع التاءليف مى‎باشد; كه چنين‏ ‏حكمى در نظام جمهورى اسلامى قابل تأمل و تأسف بسيار است !!.
‏ ‏ترويج افكار و انديشه هاى آيت الله منتظرى ، فعاليت تبليغى عليه نظام ، نشر اكاذيب و نشر اخبار بولتن هاى‏ ‏محرمانه اتهاماتى است كه متوجه ايشان بوده و بر اساس آن حكم مذكور صادر شده است . اتهامات و حكم فوق بر‏ ‏اساس موارد و مصاديق زير مى‎باشد:
 
                                            حجةالاسلام مجتبی لطفی

‏1 - نقد و بررسى و جواب مطالب خلاف واقع مندرج در بولتن رسمى جامعه مدرسين و شوراى هماهنگى‏ ‏نيروهاى انقلاب اسلامى .
‏2 - همكارى در انتشار جزوه داخلى دفتر آيت الله منتظرى با عنوان "اطلاع " كه حاوى گزارشات مربوط به‏ ‏مصاحبه ها، ديدارها، درسهاى اخلاق و نظرات معظم له بوده است .
‏3 - تنظيم مصاحبه هاى آيت الله منتظرى و تدوين مقالاتى در رابطه با حريم مرجعيت مظلوم شيعه .
‏اين مسأله از آن جهت قابل تأسف است كه در نظام جمهورى اسلامى كه اساس و شالوده آن بر مبناى اسلام ،‏ ‏عدالت و آزادى بوده است ، بر عليه يك روحانى كه از رزمندگان دوران دفاع مقدس و جانباز شيميايى است‏ ‏اين گونه حكم صادر مى‎شود; در حالى كه توسط جرايد و رسانه هاى وابسته و بولتن هاى جامعه مدرسين و... تحليلها‏ ‏و گزارشات غيرواقع و سراپاكذبى همواره در حال انتشار است و متصديان آن هيچ گاه جوابگوى مطالب خلاف واقع‏ ‏خود نبوده و همواره از مصونيت كامل برخوردارند.
‏ ‏اين دفتر، ضمن محكوم نمودن اين حكم غيرقانونى و ناعادلانه ، از همه دلسوزان انقلاب و نظام مى‎خواهد تا‏ ‏نگذارند بيش از اين با نام دين و انقلاب حقوق انسانهاى بيگناه به بهانه هاى واهى پايمال و ضايع گردد.
 
    (اللهم انا نشكواليك فقد نبينا و غيبة ولينا و كثرة عدونا و قلة عددنا و شدة الفتن بنا و تظاهر الزمان علينا )
 
                  ‏دفتر حضرت آيت الله العظمى منتظرى ‏ - ‏‏1387/9/10‏ - احمد منتظرى           
  نوشته شده در  87/09/12   توسط احمد رضائی  | 
               

در حالی که انتشار کتاب خاطرات سال 64 حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی با عنوان «امید و دلواپسی» به دنبال مخالفت برخی مقام‌های اجرایی و دولتی با مشکل مواجه شده بود، این کتاب در نهایت منتشر شد.....


ادامه مطلب
  نوشته شده در  87/02/20   توسط احمد رضائی  | 
 
سایت رجا نیوز که به سایت توهین کنندۀ مراجع ( غیر دولتی و حکومتی )معروف است اخیراً به معرفی کتاب جدید آقای ری شهری تحت عنوان " سنجۀ انصاف " پرداخته و در آن موضوع طرح قائم مقامی رهبری فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری و مخالفت معظمٌ له با این انتخاب را به گونه ای تحریف آمیز مطرح ساخته تا خوانندۀ محترمی که از تاریخ حدود 23 سال گذشته خبر ندارد آن را حقیقی پندارد در حالیکه حقیقت چیز دیگر است و خوب است کمی هم از خداترسید و اینگونه با مطالب واهی تاریخ را تحریف نساخته و حداقل منصفانه برخورد نمایند .
بنده برای اطلاع شما دوستان تا آنجا که فرصت داشته باشم با استناد به اسناد و مدارک این موضوع را تشریح خواهم نمود :
به گزارش رجانیوز، ری شهری با اشاره به اینکه در تاریخ 26/4/1364 با تلاش مسئولان ارشد جمهوری اسلامی -که عضو مجلس خبرگان نیز بودند- آقای منتظری به عنوان قائم مقام رهبری تعیین شد، می افزاید:

    
متن مصوبه مجلس خبرگان رهبری این است:
بسم الله الرحمن الرحیم- خبرگان امت به موجب تکلیف مصرح در مصوبه روز 26/4/1364مجلس خبرگان و به عنوان مقدمه عقلیه لازم برای عمل به اصل 107 قانون اساسی، فقیه عالیقدر و مجاهد، حضرت آیت الله منتظری-دامت برکاته- را به عنوان مصداق کامل قسمت دوم اصل مزبور، تعیین می کنند.
ری شهری همچنین ادعای مخالفت منتظری با تصمیم خبرگان ، به حکم منتظری را قابل توجه دانسته و می افزاید: آقای منتظری مدعی است که با تصمیم خبرگان در مورد رهبری وی مخالف بوده و این اقدام را غیرقانونی می دانسته است و به همین جهت در تاریخ 30/6/1364 یعنی حدود دو ماه بعد از تصمیم خبرگان! نامه ای به آقای مشکینی نوشته که با این اقدام، مخالف است و سرانجام، ضمن اشاره به سوءنیت اقدام کنندگان می گوید:‌
این کار غلطی بود؛ هم به ضرر من بود، هم به ضرر انقلاب و اصلاً خبرگان حق نداشتند که قائم مقام تعیین کنند؛ این در قانون اساسی پیش بینی نشده. بالاخره من مخالف بودم؛ خیلی از کسانی هم که به من علاقه مند بودند با این قضیه مخالف بودند.
وزیر وقت اطلاعات در مقام رد این ادعا از منتظری می پرسد: اگر واقعاً جناب عالی اقدام خبرگان را غیرقانونی می دانستید، چرا عملاً با آن مخالفت نکردید و به عنوان مخالفت با این اقدام غیرقانونی، دخالت در اموری که از شئون رهبری است را ترک نکردید؟‌ آیا در قانون اساسی، پیش بینی شده بود که شما در امور مربوط به رهبری، دخالت کنید؟!
بنابر این نامه شما به آقای مشکینی، آن هم دو ماه بعد از تصمیم خبرگان، چیزی جز تعارف معمولی نیست؟‌!
طرح موضوع تعیین قائم مقامی رهبری فقیه عالیقدر در تیرماه 1364 در مجلس خبرگان رهبری مطرح شد و آنچه به عنوان متن مصوبۀ آن مجلس در بالا آمده است متن طرح عده ای از نمایندگان است و این موضوع در جلسات متعدد مجلس خبرگان بررسی و نهایتاً درجلسۀ فوق العادۀ اواخر آبان ماه 1364 به این شرح به تصویب رسیده است :

« ماده واحده : حضرت آیت الله منتظری " دامت برکاته " در حال حاضر مصداق منحصر به فرد قسمت اول از اصل 107 قانون اساسی است و مورد پذیرش اکثریت قاطع مردم برای رهبری آینده می باشد و مجلس خبرگان این انتخاب را صائب می داند . »
وچون مذاکرات مجلس خبرگان براساس آئین نامۀ داخلی آن سرّی است لذا بنا بود موضوع مخفی نگهداشته شود لیکن جریان مذکور توسط آیت الله باریک بین امام جمعۀ قزوین در نماز جمعۀ آن شهر فاش گردید و پس از آن آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعۀ تهران و نیز مصاحبۀ مطبوعاتی موضوع را به اطلاع عموم رسانید .
نامۀ 30 /6/1364 فقیه عالیقدر خطاب به رئیس وقت مجلس خبرگان در زمانی ارسال شده است که هنوز مجلس خبرگان طرح مذکور را به تصویب نرسانیده اند و بهتر بود آقای ری شهری انصاف به خرج داده و می نوشت این نامه دو ماه قبل از تصویب ماده واحده بوده است و نه دوماه قبل از آن و این تعارف نبوده بلکه عین واقعیت است حال آقای ری شهری از کجا تعارف بودن را استنباط نموده اند الله اعلم ! 

             متن نامۀ فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری خطاب به مرحوم آیت الله مشکینی 

                                                 
                                                                                                                                         تاريخ ۳۰ / ۶ / ۱۳۶۴

                                                          بسم الله الرحمن الرحيم 
حضور محترم برادر ارجمند آيت الله مشكيني رياست مجلس خبرگان دامت بركاته
پس از سلام و آرزوي موفقيت براي جنابعالي و اعضاء محترم مجلس خبرگان دامت بركاتهم بحق محمد و آله الطاهرين ، به عرض مي رساند از قرار مسموع در جلسه اي كه چند ماه قبل در رابطه با اصل 107 قانون اساسي و تعيين شرايط و خصوصيات براي رهبر آينده تشكيل شده صحبت از حقير فقير سراپا تقصير به ميان آمده و تصميم نهائي به جلسه آينده موكول شده است . اينجانب با ايمان و احترام نسبت به آقايان محترم و موقعيت خطير و قانوني مجلس خبرگان تذكرا عرض مي كنم كه در شرائطي كه بحمد الله و منته رهبر بزرگ اسلام و انقلاب حضرت امام خميني مدظله العالي با برخورداري كامل از نعمت صحت و سلامت و توفيقات الهي در رهبري انقلاب و كشور موفق و مشمول الطاف خاصه خداي منان و دعاي خير حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه ) مي باشند و با وجود شريف حضرات علماء اعلام و مراجع تقليد دامت بركاتهم در چنين شرائطي مطرح نمودن شخص مخلص شايسته و صلاح نبوده است . ما همه اميد وافر داريم و در دعاهاي خود از خداي منان پيوسته خواسته و مي خواهيم كه خداوند متعال تا ظهور حضرت ولي عصر ارواحنا له الفداء به رهبر بزرگ انقلاب طول عمر و سلامتي كامل عنايت فرمايد تا ديگر نيازي به تعيين يا اعلام خبرگان معظم نباشد. وانگهي تعيين شخص ، آن هم من طلبه ، يك نحو اهانت نسبت به معظم له و حضرات آيات عظام تلقي مي شود، و طول عمر و قصر عمر دست خداست و نبايد ملاك قضاوت باشد. البته بحث كلي مانعي ندارد ولي بحث شخصي ظاهرا به مصلحت نيست .
 
                                                                                     والسلام عليكم جميعاً و رحمه الله و بركاته ـ حسينعلي منتظري

                متن نامه آيت الله مشكيني در پاسخ به نامه معظم له در جواب نامه مورخه 30/6/1364

                                                     ۱
/7/1364
بسم الله الرحمن الرحيم

سماحه الاخ الكريم آيت الله المنتظري دام وجوده الشريف و ظله النافع ان شاء الله
پس از اهداء سلام و درخواست توفيق وافر و ذات الابعاد درباره آن جناب ، با اختصار كلام بالنسبه الي ما ينبغي ان يقال في المقام ، خاطر شريف را به مطالب زير معطوف مي دارد، و قبلا روشن باشد مطالب معروضه نشات يافته از اخلاص و محبت ديرينه است اميد است گاهي بي پرده و گاهي جسارت آميزبودن مورد عفو باشد، اينكه مرقوم داشته ايد مطرح نمودن شخص آن جناب در اجلاسيه اخير خبرگان مصلحت نبوده البته اين سخن با ملاحظه عظمت روح و صفاي باطن جنابعالي امري مترقب است و ليس ظننا بك الا هكذا، لكن آن جناب بيش از ديگران از عظمت و خطر كار رهبري و لزوم حفظ حدود و سد ثغور خطرات احتمالي آن اطلاع داريد، و مي دانيد اگر حادثه اي خداي نكرده رخ دهد كار كشور چگونه مي شود با وجود دشمنان زخم خورده خارجي و آتشهاي زير خاكستر داخلي و روحانيهاي ضد انقلاب و مرده عبيد الفلوس آنها در شهرها و روستاها كه امكان دارد آنها جنجالي بر پا كنند و ناراضيهاي بالذات و بالعرض را دور خود جمع نمايند و استانها را پر از آشوب كنند; و ايادي نفوذي قدرتها نيز سر و صدائي از كارخانه ها و مدارس و غيرها بر پا نمايند و خوابانيدن چنين فتنه اي مشكل باشد، علاوه اينكه در داخل حوزه اي كه تشريف داريد عده كثيري از ابوالهياكل ها هستند كه پيوسته با لبخند تمسخرآميز به انقلاب و ولايت فقيه و مرجعيت رهبر و رهبري مرجع سخن از تخطئه مي زنند و بيش از آن را جرئت ندارند كه نمي گويند و نمي كنند و ليس عددهم بقليل و يوحي اليهم اوليائهم و هم يوحون الي اوليائهم ، اضف الي ذلك اختلاف نظر در نهادها از اهل مجلس گرفته تا ارتش ، سپاه و باب فعلل و تفعلل و تا حال وحدت راهبري و نيروي معنوي آن مقام مقدس است كه همه چيز را كنترل كرده و هر وقت احتمال بروز فتنه اي را داده با بيان متكي به تقوا خاموش نموده و مي نمايد فيضرب بالحق علي الباطل فيدمغه فاذا هو زاهق ، علاوه بر عدم رضايت كثيري از مردم از رفتار ادارات و قوه قضائيه و غيره و علاوه بر در كمين بودن دشمن كه با هر وسيله فرصت را عند اللزوم مغتنم مي شمارد، بنده گاهي فكر مي كنم در توجه قلوب ملت به رهبر انقلاب و عشق و محبت آنها و ارزش اين امر و اثرات آن در حل معضلات جامعه در رفع خطرات هنگام هجوم حوادث كه با يك دستور مردم يكجا تكان مي خورند و مهمترين مشكل به آساني حل مي شود و باز فكر مي كنم آيا مردم اگر روزي اين دل را از وي كندند به كجا خواهند برد، آيا جانشيني با آن سوابق ممتد و خاص دارد كه اين علاقه ها به وي متوجه شود؟ و آيا خبرگان مي توانند اين امر پرارزش را كه به منزله رشته تسبيح است به شخصي متوجه نمايند تا انقلاب و حكومت اسلامي سالم بماند? اين فكر برايم ناراحت كننده است و اما كلي صحبت كردن و اجلاسيه را با بيان شرائط و مطالب كلي گذراندن فلا يسمن و لايغني من جوع ، چه آنكه تعيين فرد در اين مرحله ابحاثش بيش از كليات است ، به ويژه اينكه شرائط كلي غالبا مورد توافق آراء است و مبحث محل اختلاف و جنجال آفرين تعيين مصاديق است كه قانون اساسي مي گويد: "خبرگان منتخب مردم درباره همه كساني كه صلاحيت مرجعيت و رهبري دارند بررسي و مشورت مي كنند"(اصل  10۷ ) آيا صلاح است خبرگان آن را بگذارند براي روزي كه خود روز آشوب و جنجال است ? و آيا در آن روز زبانها و قلمهاي فتنه جو يان ، منتظر الولايه ها و سياستمدارها ساكت مي مانند و خبرگان را به حال خود مي گذارند كه انتخاب اصلح كنند؟ خاصه با ملاحظه حال برخي از اعضاء محترم آنها كه ترك اولي را جائز مي دانند و لذا مطالب جلسه را كه اكيدا توصيه بر عدم نشر آن شده بود حتي به خبرنامه ها داده اند و تحريف نيز فرموده اند. و اما قولكم دام ظلكم كه فعلا مقام رهبري از نعمت سلامت برخوردارند بلي الحمدلله علي هذه النعمه و نسئل الله دوامها، لكن مي دانيد اين اميدها مانع از پيش بيني حوادث و انجام وظائف نيست و نبايد باشد و ما خدا را مي شناسيم كه عند اقتضاء الصلاح مشيه بالغه او هر امري را بخواهد محقق مي سازد و لا يستشير من احد، اين همان خداست كه اگر در اواخر عمر مبارك پيامبر اسلام يك هفته يا كمتر به آن حضرت مهلت مي داد علي القاعده يا قطعا مسير اسلام و مسلمين غير از اين بود كه فعلا هست ، و لعل دنياي امروز همه مسلمانهاي صحيح العقيده بودند، حال همان خدا اگر خواست ماها شب بخوابيم و فردا را طور ديگر ببينيم خبرگان بايد چه كنند? و اما قولكم : با وجود حضرات آيات عظام تعيين آن جناب توهين به مقام رهبري و آيات است فنقول لاباس بذلك في الجمله زيرا مقدمه آن را قبلا عده اي از بزرگان در مصاحبه ها و روزنامه ها به جا آورده اند و خود جنابعالي نيز با اعلام آمادگي عملي براي مرجعيت و رهبري و انجام برخي از مقدمات هر دو امر اقدام فرموده ايد فلاضير فيه و لاحرج ، عمده مطلب در اينجا كيفيت معامله خبرگان با آنهاست و اين خود معضله اي است بالاستقلال ، خبرگان بايد براي آن فكر كنند و محتمل آن است كه تعجيل در تعيين فرد خاص به عنوان بيان مصداق لابشرط بود نه بشرط لا، و بعدا در اين باره بحث خواهند كرد و در اين مراحل اگر نظريه اي داريد ولو به نحو غير مستقيم ارائه فرمائيد.
و في الجمله خبرگان جازم بودند كه به هيچ وجه تاخير امر صلاح نيست بلكه بايد كار در نزد آنها روشن و مبرهن شود كه عند اللزوم در تمام كشور از حلقوم همه يك صدا در آيد باشد مترصدين كدوره المياه لاخذ الحيتان در مقابل عملي كه دبر بليله القدر باشد قرار گيرند. و ضمنا معلوم شود كه حضرتعالي نوشته ايد "در چنين شرائطي مطرح نمودن شخص مخلص صلاح نبوده " اگر مراد آنكه به عنوان طرف احتمالي و ترديد هم صلاح نبوده فلا يقبله الخبرگان منكم ، و اگر مراد تعيين است اصل ذلك الطرح اي التعيين در اختيار كسي نبوده ، زيرا فردي به عنوان نطق قبل از دستور و يا بغير ذلك مطرح مي كند و نمي توان گفت نه و ضمنا در اينجا برخي از مطالب مجلس در خلال صحبتها عرض شد ولكن مي دانم بيش از اينها به سمع مبارك رسيده است فلم اخالف ما عهدنا عليه . در خاتمه چون كلام بدينجا كشيد جسارتا معروض مي دارد نظر اغلب دوستان براي روز مبادا شمائيد، لكن با يك نگراني خاص از ناحيه بيت و بعضي حواشي آن جناب كه متاسفانه به قول آن مرحوم مراجع قبلي پس از مرجعيت گرفتار مي شدند و شما قبل از آن ، من در اين باره لامتثال امركم كلي مي گويم پيوسته از دوستان صميمي تان اظهار ناراحتي مي شنوم حتي در مجلس نيز مطرح شد و بي سر و صدا گذشت ، و قبلا هم پس از سمينار ائمه جمعه برخي به حقير مي گفتند به حضورتان گفته شود و اينان از دوستان مخلص آن جنابند و شما را براي اسلام مي دانند و راضي نيستند شخصي كه از آن عموم است در قبضه خصوص باشد. من به عقيده خود موقع رامغتنم ديدم و گفتم و بعداز اين نيز خواهم گفت كائنا ما كان ، من در عمر 64 ساله ام از اصفهاني (ره ) گرفته تا به بعد اين گرفتاريها را درك كرده ام ، و اميد اينكه عرايضم نزد خودتان باشد و اگر درست هم نباشد مانند برخي اباطيل كه مي شنويد بايگاني شود، و نيز معلوم شود كه علاقه من به جنابعالي به واسطه قدمت و رسوخ با اين مطالب كاسته نمي شود و توفيقتان را پيوسته خواستارم .

                                                                                                      و السلام عليكم و رحمه الله و بركاته

                                                                                        ۱/۷/۱۳۶۴- محبكم ، علي المشكيني
               همچنین معظم له در ابتدای درس خارج خویش به تاریخ "  ۲۳/۲/۱۳۶۸ "فرمودند :
 
" تعيين من به عنوان قائم مقامي رهبري از همان ابتدا برخلاف نظر و ميل من بود و به مجلس خبرگان هم از همان اول نوشتم ، و به طور كلي من شخصا به پست و مقام علاقه نداشته و ندارم ، مگر اينكه وظيفه شرعي ايجاب كند. در نامه حضرت علي به استاندار آذربايجان آمده است : " ان عملك ليس لك بطعمه و لكنه في عنقك امانه " و قهرا انسان عاقل از تحمل امانت و مسئوليت سنگين گريزان است مگر اينكه ناچار باشد; چنانچه هيچ وقت آرزوي مرجعيت هم نداشته ام تا اينكه حساب كنم چه اقشاري به من مي گروند يا نمي گروند. من اگر شرعا جايز بود از اجتماع و اجتماعات به طور كلي منزوي مي شدم . اين يك واقعيتي است ، من بيش از هر چيز علاقه دارم بنشينم و مطالعه كنم ...".
بهترين دليل بر صدق گفتار آيت الله منتظري علاوه بر صداقت و تقوا و عمل و گذشته او، ماجراي عزل ايشان است . بدون شك آيت الله منتظري اگر طالب جاه و مقام بود، از بده و بستانها و حسابگريها و محافظه كاريها و حق پوشيها ي بسيار متداول و رايج كه اغلب براي حفظ قدرت خويش انجام مي دهند غافل نبود و مي توانست موقعيت خويش را با انواع معامله هاي رايج براي بقاي در قدرت ، تثبيت و حفظ نماید . بنابر اين ما در اين نوشتار داعيه رهبري ايشان را نداريم و خود ايشان نيز هيچ گاه چنين داعيه اي نداشته است ، از سر تواضع و زهد و وارستگي ايشان بوده و اينكه اصولا هر عاقلي از قبول مسئوليتهاي سنگين گريزان است ، مگر اينكه ناگزير باشد; همچنانكه وقتي توده هاي مردم براي بيعت با حضرت علي و برگزيدن او براي رهبري هجوم آوردند، امام علي امتناع كرد و فرمود: " اگر من مشاور شما باشم بهتر است از اينكه امير شما باشم ." آيا امام علي به عدم صلاحيت خويش معتقد بود ؟ آيت الله منتظري نيز علاوه بر بي علاقگي به امارت و صدارت و مقام و رهبري ، و اعلام مخالفت خويش با قائم مقامي خود از همان آغاز مطرح شدن در مجلس خبرگان ، از نخستين كساني بود كه به آیت الله خامنه اي به عنوان رهبر منتخب خبرگان تلگراف زده و از ايشان با تعابير: متعهد، دلسوز، با تجربه ، آگاه و... ياد كرد.

وبراین مخالفت در نامۀ 8/1/1368 حضرت امام خمینی در پاسخ به استعفای فقیه عالیقدر تأکید شده است 
این مطب را چند روز قبل در تالار « اخبار و سیاست » با شگاه جوانان ایرانی قرار دادم که برخی از کاربران در خصوص آن نظراتی یادداشت نموده اند که می توانید جهت مطالعه به آدرس زیر مراجعه نمایید :

       http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=11476

                                                        با تشکر  ، احمد رضائی - جمعه ۲۳ / ۱ / ۱۳۸۷ ، ۴ / ربیع الثانی / ۱۴۲۹

  نوشته شده در  87/01/23   توسط احمد رضائی  | 
 

۱۹/۱/۱۳۸۷ - ۳۰ / ۲ / ۱۴۲۹

۱- مرحوم حضرت آیت الله مشکینی در درس اخلاق هفتگی بهمن ماه ۱۳۶۴ خویش خطاب به طلاب حوزۀ علمیۀ قم در زمینۀ تعیین رهبری آیندۀ نظام از سوی مجلس خبرگان بیان نمودند :

                    

                   از راست به چپ : حضرات آیات مرحوم فاضل لنکرانی ، فقیه عالیقدر ، مرحوم مشکینی ، مرحوم خاتمی

  « در بارۀ مسألۀ خبرگان هم باید بگویم یکی از برکات جمهوری اسلامی این بود و بحمدلله مسألۀ رهبری قبل از آنکه رهبر ما که خداوند انشاءالله طول عمر به ایشان عطا فرماید ( ۱ ) برود ، رهبر بعدی تعیین می شود ، و این یکی از آرزوهای ما بود لذا یکی از برکات جمهوری اسلامی این شد و خبرگان اجتماع نمودند و رأی دادند و همه مان امضاء کردیم که بعد از مقام رهبری برادر فقیه مجاهدمان که در همه جا هم گفتند این مقام را داراست. حال چه می شود به بعضی ها که ناراحتند آیا بد می شود که ما تکلیف مردم را روشن کردیم ؟ آیا بد شد که انقلاب اسلامی را تاآنجا که می توانستیم بیمه کردیم ؟ مابقی دست خداست و من تعجب می کنم از این افراد که نسبت به این اوضاع نق می زنند . اینها چه جور آدمهایی هستند ؟ در زمان پهلوی با همین ها منشستیم و می گفتیم آخ یک روزی بیاید تا به این زن بگوئیم چادر سر کن مگر قدرت داشتیم ؟ جلوی یک مغازل شرابفروشی بگوئیم این حرام است نفروش ،همانجا کتک می خوردیم ، حال خدا این قدرت را داده است که این کشور جای امر به معروف و نهی از منکر است مرگتان چیست ؟ امام می فرماید ؛ نق نزنید اگر بد است بیایید اصلاح کنید بیایید قاضی بشوید .

والله مسئولیم اگر کمک  به جمهوری اسلامی و رهبر نکنیم و فرمایشات رهبر را پیاده ننماییم ، بیایید با خدا باشید. تا ما زنده ایم ان شاءالله نخواهیم گذاشت این جمهوری اسلامی از مسیر الهی و اسلامی اش منحرف شود .»

۱) منظور امام خمینی " ره " می باشد .

                                                                                           « به نقل از کتاب بیعت یا حماسۀ قرن صفحۀ ۱۱۶ »

۲- مرحوم آیت الله شیخ مرتضی بنی فضل ،استاد بزرگوار حوزۀ علمیۀ قم و عضو وقت مجلس خبرگان رهبری در زمان انتخاب فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری به عنوان قائم مقام رهبری در جمع حضار مسجد امام زین العابدین ( علیه السلام ) شهر مقدس قم پس از اعلام علنی مصوبۀ مجلس خبرگان چنین بیان نمودند :

                             

                                     مرحوم آیت الله شیخ مرتضی بنی فضل

   «.... و اما مرجعیت ، خوب مرجعیت یک مسأله ایست در رساله ها هست در عروة الوثقی هست در کتب فقه هست ( یعنی ) شیاع بین علمای بزرگ ، شیاع بین اهل علم متقی . اینها که در خبرگان هستند خدا را گواه می گیرم بنده خجالت می کشم در آن جلسۀ خبرگان که در حضور عده ای از آن آقایان را که می شناسم به عنوان کفش جفت کن ، در برابر آیة الله قاضی امام جمعۀ دزفول که اگر تقوی وزن کردنی باشد یک مثقال از تقوای آیة الله قاضی که زیر موشک ها دارد زندگی می کنند یک مثقال از تقوایش را تقسیم کنند ؟ صدها امثال این نق زنها و مستشکلین ( بی ) تقوی درست می شوند . ( تکبیر حضار )

مگر اینها برای خاطر مرجعیت امام آن موقع که اظهادراتی کردند استجیر بالله از دین شان می خواستند از برای مرجعیت امام امت یک سهمی بدهند . اینها یک حسابهایی است بین خود و خدا. حساب شب اول قبر ، سؤال عالم حشر و اینکه شهدا زنده هستند به حکم صریح آیۀ قرآن و حساب شب اول قبر ، سؤال ملکین مأمورین من عندالله ! به حساب عالم محشر که این شهدا در حالیکه خون از جاهای بریده شدۀ بدنشان فواره خواهد زد به محشر خواهند آمد و از ما استیضاح خواهند کرد ، این مادران شهداء این پدران شهداء ، این جانبازان ، این مفقودالاثر ها ، اینها در حضور پروردگار از بنده و امثال بنده حساب خواهند کشید که شما چه کار کردید ؟ ما خون دادیم از برای جمهوری اسلامی و تداوم حکومت اسلامی ، از برای تداوم این انقلاب و تثبیت رهبری در آینده ! ، شما چه کار کردید ؟

ما یک وظیفۀ الهی شرعی را طبق این وظیفه برای آینده ، که این انقلاب حتی یک ساعت وقفه درش حاصل نباشد با این ویژگیهایی که در قانون اساسی هست ، حضرت آیت الله العظمی منتظری (صلوات حضار ) را برای رهبری آینده لایق و شایسته دانسته اند و امضاء کرده اند والله العلی العظیم .... این آقایان مثل آیة الله قاضی امام جمعۀ دزفول و آنهایی که اکثراً می شناسید علمای متعهد به اسلام ، علمای امتحان داده اینها تشخیص شان را به حساب شب اول قبر و سؤال ملکین می گذارند ....  »

                                                                                      " به نقل از کتاب بیعت یا حماسهء قرن ، صفحه ۸۱ و ۸۲ "

  نوشته شده در  87/01/19   توسط احمد رضائی  | 
                                              

در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که بیایند و کُتبی را برعلیه کسی با تیراژ زیاد منتشر نمایند و هرچه می خواهند در روزنامه های کثیرالانتشار بنویسند و تهمتهای بیشماری به وی بزنند ، درحالیکه به فرد متّهم فرصت دفاع از خود را ندهند ، اما متأسفانه در جمهوری اسلامی بر خلاف شرع و قانون از جمله قانون مطبوعات مصوب مجلس شورای اسلامی ( مادهء 23 )، کتب رنجنامه ( مرحوم سید احمد خمینی ) وخاطرات سیاسی ( آقای ری شهری ) پس از چاپ گسترده در روزنامه ها هم بالاجبار چاپ شد و این به جز مقالات و نوشته های دیگر می باشد که به بهانه های مختلف در این 20 سال نوشتند و بخشی از آن راهم به مناسبت برگزاری مراسم سالگرد ارتحال ملکوتی حضرت امام خمینی ( ره ) به سیمای جمهوری اسلامی ایران کشاندند.
حضرت امام فرمودند به هرکس که در سیمای جمهوری اسلامی توهین شد باید بتواند در همان برنامه یا مشابه آن از خود دفاع نماید ، ولی با کمال تأسّف بسیار که حتماًخودتان هم می دانید تاکنون نه براساس قانون مطبوعات ونه بر اساس نظر امام راحل،به فقیه عالیقدر حضرت آیـت الله العظمی منتظری ( دامت برکاته ) اجازۀ رفع اتهام داده نشده نه به عنوان یک مرجع تقلید ونه به عنوان یک عالم دینی ونه به عنوان اینکه زمانی قائم مقام رهبری نظام اسلامی بوده اند، بلکه از باب شهروند جمهوری اسلامی بودن ایشان واینکه یک فرد عادی محسوب می شوند، باید اجازهء دفاع و رفع تهمت پیدا نماید تا بتواند حدّاقل بگوید این موارد منتشر شده راست است یا دروغ !!!. باز تأسف آور است که بگویم نه تنها ایشان بلکه هیچ یک از نزدیکان و شاگردان و مقلّدان این مرجع تقلید نیزاجازهء چنین کاری را پیدا نکرد ، و این با شعار پیاده نمودن عدالت در جامعهء اسلامی سازگار نیست و عاقبت خوبی ندارد ،چراکه به فرمودهء امیرالمؤمنین علی ( علیه السّلام ) از قول پیامبر اکرم ( صلّی الله علیه وآله ) « جامعه ای که نتواند فرد ضعیف در آن از حق خود درمقابل قوی بدون لکنت دفاع کند ، مقدّس نخواهد بود» به هر حال چنانچه فقیه عالیقدر به زعم آقایان متهم بلکه مجرم است ، ترتیب یک محاکمهء عادلانه و علنی را می دادند تا ایشان بتواند از خود دفاع نموده ومسائل مبهم را آشکار نماید .
همهء کسانی که بدون مطالعه بوده ویک طرفه به قاضی می روند ، وقتی صحبت از خدمات بسیار فراوان فقیه عالیقدر پیش می آید ، تنها گریزی که به قول معروف به کربلا می زنند ،عنوان مسئلۀ به اصطلاح ساده لوح بودن ایشان و جریان سیّد مهدی هاشمی می باشد که با کمال تأسّف از خدا و روز قیامت پروائی نداشته و درخود از روزی که به « یوم تبلی السّرائر » ( روزی که پرده ها بالا رفته و همه چیز آشکار خواهد شد ) ترسی احساس نمی کنند . ( ان شاءالله که شما از این قبیل افراد نباشید )

                     سؤال از فقیه عالیقدر در خصوص مطالب رنجنامه :

                                          
بنده به علّت اینکه با انتشار وسیع رنجنامه در جامعه دچار شک و تردید شده بودم، برای رفع شبهه و آشکار شدن حقیقت در تاریخ 18/9/1368 طی نامه ای از فقیه عالیقدر در این خصوص سؤال نمودم که معظّمٌ له درپاسخ فرمودند :

    
((  باسمه تعالی- فعلاًمن وسیله برای رفع اتهامات و اکاذیب ندارم ،چون رسانه ها ووسائل تبلیغی در اختیار دیگران است و رنجنامه پر است از اکاذیب و اتّهامات ناروا. خداوند همهءمارا به راه راست هدایت فرماید.
ان شاءالله موفّق باشید- حسینعلی منتظری  ))
 
ضمناٌ از آنجا که این مطلب را در تالار اخبار و سیاست باشگاه جوانان ایرانی قرار داده و مخاطبان و کاربرانی در این زمینه به اظهار نظر پرداخته و بنده نیز به ایشان پاسخ داده ام لذا می توانید به همین منظور به آدرس : http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=11375 مراجعه و این گفتگو را مطالعه فرمایید .
                                                        با تشکر - احمد رضائی ، ۱۷/۱/۱۳۸۷ - ۲۷/۲/۱۴۲۹ه.ق
  نوشته شده در  87/01/17   توسط احمد رضائی  | 
  

             

 با توجه به ایام نوزدهمین سالگرد غوغای برکناری فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری « دامت برکاته » از قائم مقامی رهبری و تقدیم استعفایشان به رهبر فقید و کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی " ره " در سال ۱۳۶۸ در صدد برآمدم که جهت یاد آوری و تجدید خاطره متن نامه های معظمٌ له به امام راحل را به همراه قسمتی از پیام امام را دراین قسمت جهت مطالعۀ شما دوستان قرار دهم تا مشخص شود که فقیه عالیقدر هرگز به فکر پست و مقام و رسیدن به جایگاه رهبری نبوده است .

                                احمد رضائی - پانزدهم ربیع المولود ۱۴۲۹ برابر با  ۴ / ۱ / ۱۳۸۶


ادامه مطلب
  نوشته شده در  87/01/04   توسط احمد رضائی  | 
 

           

این جانب استنباط کردم که اعطای فدک به حضرت زهرا برای این بوده که همسر امام اول و مادر سایر ائمه بوده است و هدف حضرت غنای مالی بیت امامت بوده است و به همین جهت نیز مخالفین فدک را تصاحب کردند.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/06/21   توسط احمد رضائی  | 
 

‏35 - حمايت از رؤساي ساواك !
‏ ‏ادعاي بولتن : "حمايت منتظري از يكي از رؤساي‏ ‏ساواك ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏مطلب مورد ذكر در بولتن درباره مقدم رئيس ساواك است ; بدون ترديد ذكر‏ ‏جهات مثبت ديگران چه ساواكي و چه غير آن به معني حمايت از آنان نيست ، اصل‏ ‏مطلب چنين است :
‏ ‏"نصيري يك خصوصياتي داشت مقدم يك جور خصوصيات ديگري ، مقدم‏ ‏خودش مي‎گفت من سابقا طلبه بوده ام ، از صحبت هايش هم پيدا بود كه مقداري درس‏ ‏طلبگي خوانده ، يك عرق مذهبي هم داشت ، با كمونيست ها خيلي بد بود و براي‏ ‏روحانيت احترام قائل بود; يك داستان را آقاي قاضي خرم آبادي نقل مي‎كرد و‏ ‏مي‎گفت : "قبل از انقلاب كه من در خرم آباد بودم يكي از علماي لرستان كه نفوذ محلي‏ ‏هم داشت مقداري در رابطه با ترويج از امام و مسائل انقلاب فعاليت مي‎كرد و با ما‏ ‏همراه بود، ساواك لرستان از طريق شنود تلفن هاي او كشف كرده بود كه گويا با زني‏ ‏مربوط است او را صيغه كرده يا بنا بوده صيغه كند، خلاصه ساواك خرم آباد براي مقدم‏ ‏كه رئيس ساواك بود گزارش كرده بود كه اين سوژه خوبي است و ما مي‎توانيم با افشاي‏ ‏اين قضيه آبروي فلاني را ببريم ، مقدم گفته بود نه اين كار را نكنيد، براي اين كه اصل‏ ‏روحانيت كه محفوظ باشد ما مردم را حفظ كرده ايم ، اگر در امور ديني بدبيني در‏ ‏جامعه درست شود اين به ضرر است و باعث مي‎شود كه ماركسيست ها و كمونيست ها‏ ‏در منطقه تقويت شوند." بالاخره بعضي از آنها كه افراد فهميده اي بودند روي اين‏ ‏مسائل حساب مي‎كردند، خود مقدم در زندان هم كه با ما صحبت مي‎كرد مي‎گفت : من‏ ‏با مشي نصيري و پاكروان مخالفم ; ولي بالاخره آقاي خلخالي مقدم را نيز اعدام كرد."‏ ‏


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/11   توسط احمد رضائی  | 
 

       

  ۳-پلمب منزل احمد منتظري
‏ ‏بولتن جامعه مدرسين ، ‏80/5/16‏، ش 712، ص 25:
‏ ‏"يك مقام آگاه در قم علت پلمب كردن دفتر احمد‏ ‏منتظري را رفت و آمد افراد مشكوك به اين دفتر اعلام كرد.‏ ‏وي به خبرنگار ما گفت : پس از سخنراني 13 رجب 76 كه‏ ‏منجر به تعطيلي دفتر آقاي منتظري شد، فرزند وي احمد‏ ‏منتظري اتاقي از منزل مسكوني اش را پايگاهي براي رفت و‏ ‏آمد مراجعه كنندگان تبديل كرد. اين اتاق محلي براي رد و‏ ‏بدل شدن اعلاميه و ساير هماهنگي هاي تشكيلاتي تبديل شد‏ ‏اما مدتي بعد يك اتاق تبديل به دو اتاق شد (...) اين مقام‏ ‏مطلع افزود: روز يكشنبه هفته گذشته پس از بازرسي ،‏ ‏اعلاميه هاي مختلفي از اين منزل به دست آمد كه طبقه‏ ‏زيرزمين منزل پلمب شد، اما پلمب را شكستند و طبقه پائين‏ ‏دوباره محل رفت و آمد افراد مشكوك شد. وي در خاتمه‏ ‏افزود درهاي طبقه زيرزمين نيز مسدود شد. اين مقام آگاه‏ ‏سپس بازداشت 4 نفر از اعضاي باند مهدي هاشمي در اين‏ ‏رابطه را اعلان كرد." (به نقل از روزنامه كيهان ، ‏80/4/31‏).


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/11   توسط احمد رضائی  | 
 

          

                        " كسوف "‏

‏نگاهي به پروژه بولتن سازي عليه آيت الله العظمي منتظري ‏
(طي يك دوره 5 ساله : 1380 - 1385)‏
‏(جلد 1)

ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/11   توسط احمد رضائی  | 
                      

‏اشاره :
‏ ‏در پي انتشار پرسش ها و پاسخ هايي از آيت الله العظمي منتظري و انتشار اظهاراتي از سوي آيت الله مهدوي كني در‏ ‏اين باره ، حجة الاسلام والمسلمين سيدرضا برقعي مدرس از ياران مرحوم امام در نجف و نماينده ايشان و مقام‏ ‏رهبري در كشورهاي حوزه خليج فارس
(1369 - 1358)، طي نامه اي به اظهارات آيت الله مهدوي كني پاسخ گفته‏ ‏است :

ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/07   توسط احمد رضائی  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هنگامی که مطلب قبل را آماده و در وبلاگ قرار دادم ، برای اینکه از مطالب جدید آگاهی پیدا نمایم در فهرست وبلاگهای بلاگفا کلمهء " آیت الله مهدوی کنی " را درج و به جستجو پرداختم و دروبلاگ  شب نامه ها به مطلب زیر برخورد نمودم و چون باز بیانات آیت الله مهدوی کنی را خلاف واقع تشخیص دادم  ، پاسخ کوتاهی دراین مورد نوشتم که به همراه مطلب وبلاگ مذکور ذیلاً از نظر گرامتان می گذرد  :  


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/04/24   توسط احمد رضائی  | 

                                                                 

                                  

   آیت الله مهدوی کنی که بعضاْازایشان به مدیریّت در سایه تعبیر می شود متأسّفانه در خاطرات خود که چندماهی است منتشر شده است دچار آلزایمر تاریخی گردیده وبه جای آنکه به اسناد ومدارک یا حدّاقل به اهل فن وخبرهء مسائل تاریخی مراجعه نماید ،مطالبی بیان نموده که به نظر می رسد از روی احساس بوده وبه قول معروف تحت تأثیر سخن افراد مغرض قرار گرفته باشند .البتّه در مطلب قبل( منتشر شده در این وبلاگ ) فقیه عالیقدر به برخی از آنها اشاره نمودند و بنده نیز به تبعیّت از معظّمٌ له به یک مورد بصورت مستدل می پردازم :         


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/04/20   توسط احمد رضائی  | 
  ‏به نام خدا
‏محضر مبارك فقيه عاليقدر حضرت آيت الله العظمي منتظري دامت بركاته
 
        

‏ ‏با عرض سلام و آرزوي سلامتي و توفيق حضرتعالي به استحضار مي‎رساند كه اخيرا از سوي مركز اسناد انقلاب اسلامي كتابي تحت‏ ‏عنوان "خاطرات آيت الله مهدوي كني " به چاپ رسيده است در اين كتاب مطالبي پيرامون تأسيس "جامعه الامام الصادق (ع )" و نيز‏ ‏خاطراتي در ارتباط با حضرتعالي آمده كه برخلاف اسناد و مدارك موجود و بعضاً مغاير با گفته هاي شما در كتاب شريف "خاطرات "‏ ‏مي‎باشد. هرچند كه از اين مغايرتها در بعضي از نوشته ها و خاطرات بعضي از افراد ديگر هم وجود دارد، اما از آنجا كه آيت الله‏ ‏مهدوي كني منصوب جنابعالي در رأس دانشگاه امام صادق (ع)مي‎باشد، اظهارات ايشان    مي‎تواند قابل توجه باشد. لذا به منظور‏‏رفع  پاره اي از ابهامات كه براي خوانندگان اين گونه خاطرات پيش مي‎آيد لازم ديدم در خصوص سه نكته از گفته هاي ايشان نظر‏ ‏حضرتعالي را جويا شوم چنانچه ضرورت مي‎بينيد و وقت پاسخگوئي داريد تقاضامندم علاقه مندان به تاريخ انقلاب اسلامي را از‏ ‏نظرات خويش آگاه فرمائيد:
 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/04/20   توسط احمد رضائی  | 

 

آیة الله سیّد حسین موسوی تبریزی در خاطرات خود که در سال ۱۳۸۴ به چاپ رسیده ضمن بیان برخوردهایش باسیّد مهدی هاشمی معدوم ، به مخالفت امام خمینی و فقیه عالیقدر حضرت آیة الله العظمی منتظری با ترور و ربودن سیّد ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور معزول اشاره نموده و چنین گفته است ( لازم به ذکر است که این مطالب برای اوّلین بار است که منتشر شده است ) :                   

« ... برخورددیگرمن با سیّد مهدی هاشمی باز در زمان مسئولیّتم در دادستانی( کلّ انقلاب) بود ولی این بار مستقیماً با خود وی روبرو شدم . قضیّه از این قرار بود که بعد از فرار بنی صدر ( در مورّخهء هفتم مرداد ماه 1360 ) از ایران، یک روز ایشان به دفتر من آمدوگفت  : « اگر شما یک میلیون دلار در اختیار من بگذارید من توسّط افرادی که می شناسم می توانم      بنی صدر را بدزدم و به ایران بیاورم. » من گفتم : « این مقداربودجه در اختیار دادستانی کل هست منتها آنچه در این میان مهم است اجازه و اذن امام ویا لااقل آیة الله منتظری است . »   سیّد مهدی گفت :" من میتوانم از آقای منتظری اجازه بگیرم" که من گفتم :« من باید خودم         اجازه بگیرم و با اجازه گرفتن شما برای من اطمینان قلبی حاصل نمی شود .» من خودباآقای منتظری تماس گرفتم وماوقع را گفتم و سپس پرسیدم : ایا شما چنین اجازه می دهید؟ ایشان   گفت : "  نه، من اجازه نمی دهم . "  بعداز یک مدّتی دوباره سیّد مهدی آمد وباز همان           درخواست را مطرح کرد و گفت : " ما افرادی از عربها را می شناسیم که حاضرند           دربرابرگرفتن پول ، بنی صدررا در همان فرانسه بکشند . "  من باز به اینها گفتم : « این کار اوّلاً مجوّز شرعی می خواهدو ثانیاً این نوع کارها اصلاً به صلاح نظام نیست چون واقعیّت قضیّه خیلی زود کشف می شود و آبروی نظام را در معرض خطر قرار می دهد. »  و باز موضوع را با حضرت امام در میان گذاشتم وعرض کردم : " افرادی هستند که حاضرند      بروند و بنی صدر را بکشند " ، امام فرمود : " چرا ؟ " گفتم : چون او علیه انقلاب و نظام   تبلیغ میکند . امام فرمود : " اوّلاً کشتن یک مسلمان حرام است ، و ثانیاً اگر ما برحقّیم و        کارمان نیز درست و خوب است تبلیغ بنی صدرو امثال بنی صدر قطعاً مؤثّر نخواهد افتاد      ولی اگر عمل و رفتار ما بد و ناصحیح باشد تبلیغات آنها تأثیر خودش را خواهد گذاشت و ما باید به جای اینکه در فکر حذف فیزیکی مخالفان خود باشیم با تصحیح اعمال و رفتارمان        زمینهء تبلیغات منفی آنها را ازبین ببریم . "                                                                    

کتاب خاطرات  مذکور جلد اوّل صفحه 299 و 300      

                                            

  نوشته شده در  86/04/12   توسط احمد رضائی  | 
                                                بسم الله الرحمن الرحيم

‏                   

‏با توجه به پرسش های مکرر مؤمنين وعلاقه مندان درباره مطالب مطرح شده در برنامه ای به نام "مستند‏ ‏روح الله" که از شبکه سوم سيمای جمهوری اسلامی در تاريخ ‏۸۶/۳/۱۳‏‏ به مناسبت سالگرد ارتحال رهبر کبير انقلاب (ره ) پخش شد، به‏ ‏اطلاع می‎رساند که  پس از بازبينی و دقت در فيلم پخش شده ، موارد خلاف واقع و قابل خدشه زير در آن مشاهده‏ ‏شده است :


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/04/12   توسط احمد رضائی  | 
  POWERED BY BLOGFA.COM