یادداشت های خصوصی؛ دفاع از حریم مرجعیت شیعه ، مطالب اجتماعی -سیاسی وتاریخی |
نماینده دور اول و دوم مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با عنوان : « آيت در حال انتقال اسناد مهمي درباره موسوي ترور شد »نمود که وقتی فردی که فقط کمی با مسائل تاریخی ،سیاسی انقلاب اسلامی آشنا باشد متوجه خواهد شد که اینها یا خودشان احمقند یا مردم را احمق فرض نموده اند چراکه با نوشتن نکتۀ مبهمی در خصوص داشتن اسناد و مدارکی توسط شهید آیت ازمهندس میر حسین موسوی ( که پس از عزل بنی صدر از ریاست جمهوری در ۱/۴/۱۳۶۰ از سوی شهید بزرگوار محمد علی رجائی به عنوان وزیر امور خارجه از مجلس شورای اسلامی " مورخۀ ۱۴/۴/۱۳۶۰" رأی اعتماد گرفت ) مطالبی گفته است که حتی خودش هم نمی داند آنها چه بوده و فقط به نقل از همسر آن شهید ( برفرض صحت ) بیان کرده که می خواسته درمجلس مطرح نماید اما صبح آن روز ترور شده و به شهادت رسیده است غافل ازاینکه طرح وزرات خارجۀ آقای موسوی و مخالفت شهید آیت همانگونه که نوشتم در تیرماه ۱۳۶۰ بوده نه ۱۶ مرداد ۱۳۶۰ و آنهم دوروزبعد ازشهادت شهید آیت !!! بنا براین با خواندن این نوشته برای من وشما مجدداً ثابت خواهد شد که اولاً خداوند دروغگویان را رسوا می نماید وثانیاً از قدیم گفته اند دروغگو کم حافظه است و خوب است به قسمت های مورد نظر این مصاحبه و نظری که بنده در این خصوص نوشته ام توجه نمایید :
[ گویا شهید آیت
با وزارت میرحسین موسوی
در امور خارجه مخالف بود ؟
بله! شهید آیت بسیار با میرحسین مخالف بود، همینطور شهید دیالمه. این ۲ نفر تفکرات نزدیکی داشتند. شهید آیت میگفت، موسوی یک روز هم سابقه درست انقلابی و مبارزاتی ندارد؛ حالا چطور میتواند انقلاب ما را با حضور در وزارت خارجه، صادر کند؟! آیت اسناد و مدارکی داشت که چهره واقعی موسوی را نمایان میکرد. روزی که قرار بود موسوی به عنوان وزیر پیشنهادی امورخارجه به مجلس معرفی شود و رای اعتماد بگیرد، مرحوم شهید آیت سخت بیمار بود و چند روز غیبت داشت اما تمام اسناد خودش را جمع و جور کرده و در پوشه گذاشته بود تا به مجلس بیاید، همسرش نقل میکند و میگوید، من از آیت خواستم به مجلس نرود و استراحت کند اما او گفت، امروز(چهارشنبه ۱۶ مرداد۱۳۶۰) باید تکلیف جمهوری اسلامی مشخص شود و من باید بروم تا این اسناد و حقیقتها را برای مردم روشن کنم.
اسناد مربوط به چه نقاط تاریکی از موسوی بود؟
این اسناد ارتباط موسوی با [...] را اثبات میکرد اما آیت زمانی که از در منزل خارج میشود در فاصله ۳۰ تا ۴۰ متری بنزی مشاهده ميشود که راننده آن در حال پنچرگیری است، آیت سوار اتومبیل خودش میشود که از جانب افراد مخفی در آن بنز توسط مسلسل ترور میشود و نزدیک به ۶۵ گلوله به بدنش اصابت میکند و هنوز جای گلولهها روی در منزل او هست.
اسناد چه شد؟
خانم دکتر آیت میگوید، اسناد را شهید آیت پشت شیشه اتومبیل قرار داده بود اما آن ضاربان، آنها را دزدیدند. بعدا باجناق آیت دنبال پوشه میرود تا اینکه به وزارت امور خارجه میرسد، در آنجا فردی پیدا میشود و میگوید اسناد دست من است، همین جا باشید تا من آنها را بیاورم، باجناق شهید آیت چند ساعت صبر میکند اما از آن فرد خبری نمیشود تا اینکه معلوم میشود از در دیگر ساختمان فرار کرده است. پروفسور محمد مجری هم که استاد تاریخ و جغرافیا در دانشگاه سوربن پاریس بود و مدتی در ایران زندگی میکرد، میگفت یکسری اسناد دارد که از آیت و دیالمه گرفته است اما الآن هیچ خبری از پروفسور مجری ندارم و اصلا نمیدانم زنده است یا نه.
آیت در گفتوگوهایش درباره شخص میرحسین چه مطالبی را عنوان میکرد؟
آیت میگفت موسوی اعتقادی به ولایت فقیه ندارد و از نظر مذهبی هم نظر قاطعی ندارد.
مناسبات میرحسین با پیمان چگونه بود؟
بسیار با هم دمخور بودند برای همین است که موسوی تفسیر ۲ آیه از قرآن را با نگاهی کاملا چپ مینویسد یعنی تحت القائات پیمان چنین کتابی را مینویسد.
پس چطور موسوی به حزب جمهوری اسلامی راه پیدا کرد؟
جواب این سؤال را از زبان شهید آیت برایتان نقل میکنم، آیت میگفت، موسوی خودش را درون نظام جا کرده تا از آن استفاده کند و بموقع جلوی آن میایستد.
یعنی عدم تمکین به قانون اساسی و ولایت فقیه در گذشته هم در موسوی وجود داشت؟
چه عرض کنم؟! من تعجب میکنم از موسوی که چرا جلوی ولی فقیه میایستد چون او هرچه داشت از ولایت فقیه بود البته نباید تعجب کرد؛ چرا که آیت پیشبینی کرده بود و فقط من تصور میکردم پیشبینی آیت اشتباه باشد. من یادم هست دوره اول ریاستجمهوری «آقا» در قانون اساسی اینگونه آمده بود که انتخاب نخستوزیر حق رئیسجمهور است ولی نه در دوره اول و نه در دوره دوم آقای خامنهای، موسوی را معرفی نکردند. نمایندگان مجلس هم که سر دوراهی بودند، چون رفسنجانی میگفت، نظر امام، میرحسین است اما از طرفی وقتی با بیت امام تماس میگرفتیم، امام تکلیف را جور دیگری عنوان میکردند تا اینکه ۹۹ نفر به موسوی رای ندادند اما چون آرا مخفی بود، دارودسته موسوی با حدس و گمان اسامی ۹۹نفر را روی کاغذ نوشتند و بهعنوان افراد ضدولایت فقیه منتشر کردند که بعدا حضرت آیتالله خامنهای تشریف آوردند مجلس و فرمودند نمایندگان مخالف ۹۹ نفر نبودند بلکه یکصد نفر بودند چون صدمین نفر من هستم. یا در زمان تصدی پست نخستوزیری از سوی موسوی نمایندگان طرح سوال از وی را درباره ماجرای مک فارلین مطرح کردند که او به همراه لابیهایش در مجلس برای فرار از قضیه، برچسب ضدولایت فقیه به طراحان سوال زد. او همه جا از حضرت امام و ولی فقیه مایه میگذاشت و به ظاهر، قانون را در برابر ولی فقیه، هیچ میدانست. در دور دوم ریاستجمهوری «آقا» هم شورایی تشکیل شد که به دروغ میگفتند، زیر نظر حضرت امام بوده و موسوی را بدون نظر حضرت آیتالله خامنهای انتخاب کردند.
یادم هست زمانی آقای خامنهای بهعنوان رئیسجمهور تشریف بردند مشهد برای سخنرانی، در آن زمان محتشمیپور وزیر کشور بود. او دستور داد تا از سخنرانی آقا جلوگیری کنند چون میگفتند سخنران باید از وزارت کشور مجوز داشته باشد و آقای خامنهای بهعنوان رئیسجمهور از وزیر کشور مجوز دریافت نکرده بود(!)
خلاصه! اوضاع به کام موسوی بود و در جایی که منافع داشت، خودش را به ولی فقیه میچسباند و در جایی که نداشت، برابر ولی فقیه میایستاد. همان زمان هم وقتی ما در کمیسیون سوالات که ۱۳نفر بودیم میخواستیم نظر امام را درباره هر موضوعی مثل موسوی بدانیم، میگفتند امام بیمار است ولی آخر سر خودشان از امام پیغام میآوردند که امام تکلیف را بر انتخاب موسوی قرار دادهاند؛ بدون اینکه دست خطی از معظمله بیاورند.
اینگونه پیشبینیهای شهید آیت، قبلا هم به عینیت رسیده بود، یعنی آیت اصولا آدم آیندهنگری بود یا فقط درباره میرحسین، حرفش درست از آب درآمد؟
سیاستمداری و حل و فصل قضایا و تحلیل جریانات، طبع سیاسی میخواهد که آیت آن را داشت. آیت انقلاب فرهنگی را پیشبینی میکرد که این اتفاق افتاد. آیت در آن نوار که بنیصدر با تحریفش، از آن سوءاستفاده کرد، درباره انقلاب فرهنگی تحلیل کرده و حتی خبر داده بود. آیت بخوبی مناسبات را تجزیه و تحلیل میکرد؛ برای همین اتفاقاتی که پیشبینی میکرد واقعا میافتاد، از این رو عدهای میگفتند آیت از آینده خبر دارد در حالی که او تنها قدرت و قوه تحلیل خوبی داشت و به واسطه سیاستورزی و نگاه هوشمندانهاش میتوانست بفهمد چه کسی جلوی نظام قرار میگیرد و قدمعلم میکند و چه کسی برای چه منفعتی خودش را به نظام میچسباند یا چه کسی فعلا از نظام بهرهگیری میکند. درباره بنیصدر گفتم که آیت بخوبی از همان زمانی که حضرت امام در فرانسه تشریف داشتند، درباره او هشدار میداد و به شهید محمد منتظری تلفن میزد و میگفت، بنیصدر را از آنجا دور کنید چون آدم درست و حسابیای نیست. ]
البته من در صدد پاسخ گویی به مطالب خلاف عرف و اخلاق وی نمی باشم لیکن چون احتمال می دهم سایت رجا نیوز نظر مرا درج ننماید لذا به درج مطلبی که در ستون نظرات کاربران آن سایت در این خصوص نوشته ام بسنده می نمایم :
« با سلام
از شما بعید است که از شهدا استفاده ابزاری نمایید اولاً شهید آیت در تاریخ ۱۴ /۵/ ۱۳۶۰به شهادت رسید بنابراین اینکه گفته است : «اما او گفت، امروز( چهارشنبه۱۶ مرداد ۱۳۶۰) باید تکلیف جمهوری اسلامی مشخص شود و من باید بروم تا این اسناد و حقیقتها را برای مردم روشن کنم» اشتباه است و خوب است به ایشان یادآوری نمایید که اگر می خواهند حرف اشتباهی را هم توجیه نمایند خوب است به تاریخ آن دقت کنند !وثانیاً شهید آیت در جریان معرفی آقای موسوی جهت تصدی پست وزارت خارجه از سوی شهید رجائی در تاریخ ۱۴ / ۴/ ۱۳۶۰مخالفت خود را اعلام نموده بود و به هنگام بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی کابینه شهید باهنر در قید حیات نبود ثالثاً قرار دادن چند نقطه در بخش بیان اینکه اسناد مورد نظر شهید آیت در خصوص مهندس موسوی چیزی را ثابت نمی کند و رابعاً اینکه گفته شده آیت الله خامنه ای مهندس موسوی را برای بار اول معرفی نکردند نشان دهنده آلزایمر تاریخی ایشان است چرا که وقتی آقای دکتر ولایتی در تاریخ ۳۰/ ۷/ ۱۳۶۰ نتوانست رأی لازم را جهت پست نخست وزیری از مجلس کسب نماید بلافاصله آیت الله خامنه ای طی نامه رسمی آقای مهندس موسوی را به عنوان نخست وزیر به مجلس معرفی کردند که در تاریخ۷ /۸/ ۱۳۶۰بعنوان نخست وزیر انتخاب شد و خامساً به شما و آقای اسرافیلیان متذکر می شوم که فراموش ننموده ایم که ایشان جزء هشت نفری است که در سال ۱۳۶۵ مخاطب « فأین تذهبون » امام خمینی ( ره ) قرار گرفت .۲۱ / ۵ /۱۳۸۸ »
در ضمن سایت مذکور برای اثبات مخالفت خود با جنبش سبز اخیراً به درج مصاحبه با افراد معلوم الحال و واماندگان سیاسی زده و ازجمله می توان به به درج متن مخالفت سید احمد کاشانی با وزارت خارجۀ مهندس موسوی تحت عنوان : این سؤال را صریح پاسخ دهید؛ کدامیک از دو مصدق؟ اشاره نمود که باید گفت اولاً سید احمد کاشانی نیزجزء ۸ نفر مخاطب حضرت امام ( ره ) بوده و ثانیاً در پاییز ۱۳۶۵ از مجلس شورای اسلامی اخراج شده است .
سایت دولتی ، بی ادب و دروغ پرداز رجا نیوزکه نام وعکس شهید مظلوم محمد علی رجائی را جهت سوء استفاده یدک می کشد وهمواره به مقام شامخ مرجعیت مستقل شیعه توهین می نماید، به علت آنکه درایام انتخابات با پیام های فقیه عالیقدرحضرت آیت الله العظمی منتظری « دامت برکاته » که در حمایت از جنبش سبز مردمی صادر شده است روبرو گردید و چون به استناد جمله معروف " پای استدلالیون چوبین بود ، پای چوبین سخت بی تمکین بود " نتوانست پاسخی به این مطالب پرمغز بدهد به ناچار جهت ترور و تخریب شخصیت با عظمت عالم مجاهد و فقیه فرهیخته انقلاب اسلامی ایران ، دست به شایعات بی اساس وهمیشگی زده و ایشان را مریض و تاتوان جلوه داده است و عنوان نموده است که پیا م های ایشان را فرزندش می نویسد و مهر می کند !!! لیکن از آنجا که حضرت آیت الله العظمی منتظری بحمدلله والمنّة از هوش و حواس سرشار خدادای برخوردار است با خط مبارک خویش به این یاوه سرایان پاسخ زیبایی دادند که ذیلاً از نظر گرامتان می گذرد :
مطالب مرتبط :
ــــ توهین سایت دروغ پرداز رجانیوز به مرجع معظم : چه کسی بیانیههای منتظری را مینویسد؟
ــــ احمد منتظری در پاسخ به خبر رجا نیوز: آیتالله منتظری درسلامت کامل به سر میبرند. http://montazeri.blogfa.com/post-176.aspx
درخبرها آمده بودکه احمدی نژاد از پیشکسوتان مبارزه باطاغوت تجلیل و به آنها وبازماندگانشان لوح تقدیر وسپاس داد و گفت : " به واسطه پايمرديها و ايستادگيها، شب شکسته است وبا انفجار نور انقلاب، خورشيد عدالت جهاني در آستانه طلوع قرار دارد . "
حال سؤال این است که چرا فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری " دامت برکاته " که دومین شخصیت انقلاب اسلامی پس از امام خمینی ( ره ) محسوب می شوند وسوابق مبارزاتی و زندان ها وتبعیدهای ایشان برکسی پوشیده نیست درسی امین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی باید همچنان ممنوع التصویر باشند و دست اندرکاران سیمای ضرغامی ازآنجا که شاید دلشان هوای رژیم منحوس پهلوی را نموده دائم تصاویر خائنین به وطن ازجمله خاندان کثیف سلطنتی را پخش می نمایند ولی ازنشان دادن تصویرمعظم له هراس داشته و نه تنها نامی ازاین اسوۀ مبارزه ومقاومت نمی برند بلکه به نوعی عمداً قصد تحریف تاریخ را داشته وازآن می ترسند که با پخش تصاویر و فیلمهای بسیار زیادی که از فقیه عالیقدردرآرشیوسیما و نیزصدای این مرجع بزرگوار تقلید دررادیو وجود دارد شاید مجدداً به قول معروف مردم به سوی این پیرمرد ۸۷ ساله گرایش یافته و بدین وسیله پایه های حکومت آنها سست شود درحالیکه فقیه عالیقدر بحمدلله به فکر پست و مقام نبوده ونیست بلکه این دنیا دوستانند که همه را مثل خود می بینند و کسی جز خود را قبول ندارند .
به هرحال به این افراد کج اندیش باید گفت زهی خیال باطل چرا که « اگر معاویة بن ابی سفیان " علیه اللعنة والعذاب الالیم " با تبلیغات گسترده وعظیم خود توانست نام مقدس امیرالمؤمنین علی ( علیه السلام ) را ازذهن ها وبلکه تاریخ پاک نماید شما هم به خواستۀ نامشروع خود دست خواهید یافت. » وبدانید شاید بتوانید به ظاهرنام این مرد خدارادرصفحۀ تاریخ کم رنگ نمایید لیکن به مصداق آیۀ شریفۀ ۹۶ سورۀ مبارکۀ مریم " س " که می فرماید :
« انّ الذین آمنوا وعملوالصّـالحات سیجعل لهمُ الرّحمن وُدّاً » ( آگاه باشید کسانی که به خداوند متعال ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دهند بزودی خداوند بسیار بخشنده ، محبّت آنها رادر قلوب مؤمنین قرارخواهد داد ) چون این محبّت قلبی والهی است لذا زدودنی نمی باشد وازآنجاکه ما به فقیه عالیقدرعلاقه مند بوده ووی راازصمیم قلب دوست داریم مطمئن باشید که باعدم پخش صدا وتصویر ایشان درصدا وسیما نخواهید توانست ذرّه ای ازاین محبت وعلاقه را کم نمایید . ( ان شاءالله )
در حالی که انتشار کتاب خاطرات سال 64 حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی با عنوان «امید و دلواپسی» به دنبال مخالفت برخی مقامهای اجرایی و دولتی با مشکل مواجه شده بود، این کتاب در نهایت منتشر شد.....

۱/7/1364http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=11476
با تشکر ، احمد رضائی - جمعه ۲۳ / ۱ / ۱۳۸۷ ، ۴ / ربیع الثانی / ۱۴۲۹
۱۹/۱/۱۳۸۷ - ۳۰ / ۲ / ۱۴۲۹
۱- مرحوم حضرت آیت الله مشکینی در درس اخلاق هفتگی بهمن ماه ۱۳۶۴ خویش خطاب به طلاب حوزۀ علمیۀ قم در زمینۀ تعیین رهبری آیندۀ نظام از سوی مجلس خبرگان بیان نمودند :
.jpg)
از راست به چپ : حضرات آیات مرحوم فاضل لنکرانی ، فقیه عالیقدر ، مرحوم مشکینی ، مرحوم خاتمی
« در بارۀ مسألۀ خبرگان هم باید بگویم یکی از برکات جمهوری اسلامی این بود و بحمدلله مسألۀ رهبری قبل از آنکه رهبر ما که خداوند انشاءالله طول عمر به ایشان عطا فرماید ( ۱ ) برود ، رهبر بعدی تعیین می شود ، و این یکی از آرزوهای ما بود لذا یکی از برکات جمهوری اسلامی این شد و خبرگان اجتماع نمودند و رأی دادند و همه مان امضاء کردیم که بعد از مقام رهبری برادر فقیه مجاهدمان که در همه جا هم گفتند این مقام را داراست. حال چه می شود به بعضی ها که ناراحتند آیا بد می شود که ما تکلیف مردم را روشن کردیم ؟ آیا بد شد که انقلاب اسلامی را تاآنجا که می توانستیم بیمه کردیم ؟ مابقی دست خداست و من تعجب می کنم از این افراد که نسبت به این اوضاع نق می زنند . اینها چه جور آدمهایی هستند ؟ در زمان پهلوی با همین ها منشستیم و می گفتیم آخ یک روزی بیاید تا به این زن بگوئیم چادر سر کن مگر قدرت داشتیم ؟ جلوی یک مغازل شرابفروشی بگوئیم این حرام است نفروش ،همانجا کتک می خوردیم ، حال خدا این قدرت را داده است که این کشور جای امر به معروف و نهی از منکر است مرگتان چیست ؟ امام می فرماید ؛ نق نزنید اگر بد است بیایید اصلاح کنید بیایید قاضی بشوید .
والله مسئولیم اگر کمک به جمهوری اسلامی و رهبر نکنیم و فرمایشات رهبر را پیاده ننماییم ، بیایید با خدا باشید. تا ما زنده ایم ان شاءالله نخواهیم گذاشت این جمهوری اسلامی از مسیر الهی و اسلامی اش منحرف شود .»
۱) منظور امام خمینی " ره " می باشد .
« به نقل از کتاب بیعت یا حماسۀ قرن صفحۀ ۱۱۶ »
۲- مرحوم آیت الله شیخ مرتضی بنی فضل ،استاد بزرگوار حوزۀ علمیۀ قم و عضو وقت مجلس خبرگان رهبری در زمان انتخاب فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری به عنوان قائم مقام رهبری در جمع حضار مسجد امام زین العابدین ( علیه السلام ) شهر مقدس قم پس از اعلام علنی مصوبۀ مجلس خبرگان چنین بیان نمودند
: 
مرحوم آیت الله شیخ مرتضی بنی فضل
«....
و اما مرجعیت ، خوب مرجعیت یک مسأله ایست در رساله ها هست در عروة الوثقی هست در کتب فقه هست ( یعنی ) شیاع بین علمای بزرگ ، شیاع بین اهل علم متقی . اینها که در خبرگان هستند خدا را گواه می گیرم بنده خجالت می کشم در آن جلسۀ خبرگان که در حضور عده ای از آن آقایان را که می شناسم به عنوان کفش جفت کن ، در برابر آیة الله قاضی امام جمعۀ دزفول که اگر تقوی وزن کردنی باشد یک مثقال از تقوای آیة الله قاضی که زیر موشک ها دارد زندگی می کنند یک مثقال از تقوایش را تقسیم کنند ؟ صدها امثال این نق زنها و مستشکلین ( بی ) تقوی درست می شوند . ( تکبیر حضار )مگر اینها برای خاطر مرجعیت امام آن موقع که اظهادراتی کردند استجیر بالله از دین شان می خواستند از برای مرجعیت امام امت یک سهمی بدهند . اینها یک حسابهایی است بین خود و خدا. حساب شب اول قبر ، سؤال عالم حشر و اینکه شهدا زنده هستند به حکم صریح آیۀ قرآن و حساب شب اول قبر ، سؤال ملکین مأمورین من عندالله ! به حساب عالم محشر که این شهدا در حالیکه خون از جاهای بریده شدۀ بدنشان فواره خواهد زد به محشر خواهند آمد و از ما استیضاح خواهند کرد ، این مادران شهداء این پدران شهداء ، این جانبازان ، این مفقودالاثر ها ، اینها در حضور پروردگار از بنده و امثال بنده حساب خواهند کشید که شما چه کار کردید ؟ ما خون دادیم از برای جمهوری اسلامی و تداوم حکومت اسلامی ، از برای تداوم این انقلاب و تثبیت رهبری در آینده ! ، شما چه کار کردید ؟
ما یک وظیفۀ الهی شرعی را طبق این وظیفه برای آینده ، که این انقلاب حتی یک ساعت وقفه درش حاصل نباشد با این ویژگیهایی که در قانون اساسی هست ، حضرت آیت الله العظمی منتظری (صلوات حضار ) را برای رهبری آینده لایق و شایسته دانسته اند و امضاء کرده اند والله العلی العظیم .... این آقایان مثل آیة الله قاضی امام جمعۀ دزفول و آنهایی که اکثراً می شناسید علمای متعهد به اسلام ، علمای امتحان داده اینها تشخیص شان را به حساب شب اول قبر و سؤال ملکین می گذارند
.... »"
به نقل از کتاب بیعت یا حماسهء قرن ، صفحه ۸۱ و ۸۲ "
.jpg)
با توجه به ایام نوزدهمین سالگرد غوغای برکناری فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری « دامت برکاته » از قائم مقامی رهبری و تقدیم استعفایشان به رهبر فقید و کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی " ره " در سال ۱۳۶۸ در صدد برآمدم که جهت یاد آوری و تجدید خاطره متن نامه های معظمٌ له به امام راحل را به همراه قسمتی از پیام امام را دراین قسمت جهت مطالعۀ شما دوستان قرار دهم تا مشخص شود که فقیه عالیقدر هرگز به فکر پست و مقام و رسیدن به جایگاه رهبری نبوده است .
احمد رضائی - پانزدهم ربیع المولود ۱۴۲۹ برابر با ۴ / ۱ / ۱۳۸۶
.jpg)
این جانب استنباط کردم که اعطای فدک به حضرت زهرا برای این بوده که همسر امام اول و مادر سایر ائمه بوده است و هدف حضرت غنای مالی بیت امامت بوده است و به همین جهت نیز مخالفین فدک را تصاحب کردند.

35 - حمايت از رؤساي ساواك !
ادعاي بولتن : "حمايت منتظري از يكي از رؤساي ساواك ."
توضيح :
مطلب مورد ذكر در بولتن درباره مقدم رئيس ساواك است ; بدون ترديد ذكر جهات مثبت ديگران چه ساواكي و چه غير آن به معني حمايت از آنان نيست ، اصل مطلب چنين است :
"نصيري يك خصوصياتي داشت مقدم يك جور خصوصيات ديگري ، مقدم خودش ميگفت من سابقا طلبه بوده ام ، از صحبت هايش هم پيدا بود كه مقداري درس طلبگي خوانده ، يك عرق مذهبي هم داشت ، با كمونيست ها خيلي بد بود و براي روحانيت احترام قائل بود; يك داستان را آقاي قاضي خرم آبادي نقل ميكرد و ميگفت : "قبل از انقلاب كه من در خرم آباد بودم يكي از علماي لرستان كه نفوذ محلي هم داشت مقداري در رابطه با ترويج از امام و مسائل انقلاب فعاليت ميكرد و با ما همراه بود، ساواك لرستان از طريق شنود تلفن هاي او كشف كرده بود كه گويا با زني مربوط است او را صيغه كرده يا بنا بوده صيغه كند، خلاصه ساواك خرم آباد براي مقدم كه رئيس ساواك بود گزارش كرده بود كه اين سوژه خوبي است و ما ميتوانيم با افشاي اين قضيه آبروي فلاني را ببريم ، مقدم گفته بود نه اين كار را نكنيد، براي اين كه اصل روحانيت كه محفوظ باشد ما مردم را حفظ كرده ايم ، اگر در امور ديني بدبيني در جامعه درست شود اين به ضرر است و باعث ميشود كه ماركسيست ها و كمونيست ها در منطقه تقويت شوند." بالاخره بعضي از آنها كه افراد فهميده اي بودند روي اين مسائل حساب ميكردند، خود مقدم در زندان هم كه با ما صحبت ميكرد ميگفت : من با مشي نصيري و پاكروان مخالفم ; ولي بالاخره آقاي خلخالي مقدم را نيز اعدام كرد."

۳-پلمب منزل احمد منتظري
بولتن جامعه مدرسين ، 80/5/16، ش 712، ص 25:
"يك مقام آگاه در قم علت پلمب كردن دفتر احمد منتظري را رفت و آمد افراد مشكوك به اين دفتر اعلام كرد. وي به خبرنگار ما گفت : پس از سخنراني 13 رجب 76 كه منجر به تعطيلي دفتر آقاي منتظري شد، فرزند وي احمد منتظري اتاقي از منزل مسكوني اش را پايگاهي براي رفت و آمد مراجعه كنندگان تبديل كرد. اين اتاق محلي براي رد و بدل شدن اعلاميه و ساير هماهنگي هاي تشكيلاتي تبديل شد اما مدتي بعد يك اتاق تبديل به دو اتاق شد (...) اين مقام مطلع افزود: روز يكشنبه هفته گذشته پس از بازرسي ، اعلاميه هاي مختلفي از اين منزل به دست آمد كه طبقه زيرزمين منزل پلمب شد، اما پلمب را شكستند و طبقه پائين دوباره محل رفت و آمد افراد مشكوك شد. وي در خاتمه افزود درهاي طبقه زيرزمين نيز مسدود شد. اين مقام آگاه سپس بازداشت 4 نفر از اعضاي باند مهدي هاشمي در اين رابطه را اعلان كرد." (به نقل از روزنامه كيهان ، 80/4/31).

" كسوف "
هنگامی که مطلب قبل را آماده و در وبلاگ قرار دادم ، برای اینکه از مطالب جدید آگاهی پیدا نمایم در فهرست وبلاگهای بلاگفا کلمهء " آیت الله مهدوی کنی " را درج و به جستجو پرداختم و دروبلاگ شب نامه ها به مطلب زیر برخورد نمودم و چون باز بیانات آیت الله مهدوی کنی را خلاف واقع تشخیص دادم ، پاسخ کوتاهی دراین مورد نوشتم که به همراه مطلب وبلاگ مذکور ذیلاً از نظر گرامتان می گذرد :

آیت الله مهدوی کنی که بعضاْازایشان به مدیریّت در سایه تعبیر می شود متأسّفانه در خاطرات خود که چندماهی است منتشر شده است دچار آلزایمر تاریخی گردیده وبه جای آنکه به اسناد ومدارک یا حدّاقل به اهل فن وخبرهء مسائل تاریخی مراجعه نماید ،مطالبی بیان نموده که به نظر می رسد از روی احساس بوده وبه قول معروف تحت تأثیر سخن افراد مغرض قرار گرفته باشند .البتّه در مطلب قبل( منتشر شده در این وبلاگ ) فقیه عالیقدر به برخی از آنها اشاره نمودند و بنده نیز به تبعیّت از معظّمٌ له به یک مورد بصورت مستدل می پردازم :

آیة الله سیّد حسین موسوی تبریزی در خاطرات خود که در سال ۱۳۸۴ به چاپ رسیده ضمن بیان برخوردهایش باسیّد مهدی هاشمی معدوم ، به مخالفت امام خمینی و فقیه عالیقدر حضرت آیة الله العظمی منتظری با ترور و ربودن سیّد ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور معزول اشاره نموده و چنین گفته است ( لازم به ذکر است که این مطالب برای اوّلین بار است که منتشر شده است ) :
« ... برخورددیگرمن با سیّد مهدی هاشمی باز در زمان مسئولیّتم در دادستانی( کلّ انقلاب) بود ولی این بار مستقیماً با خود وی روبرو شدم . قضیّه از این قرار بود که بعد از فرار بنی صدر ( در مورّخهء هفتم مرداد ماه 1360 ) از ایران، یک روز ایشان به دفتر من آمدوگفت : « اگر شما یک میلیون دلار در اختیار من بگذارید من توسّط افرادی که می شناسم می توانم بنی صدر را بدزدم و به ایران بیاورم. » من گفتم : « این مقداربودجه در اختیار دادستانی کل هست منتها آنچه در این میان مهم است اجازه و اذن امام ویا لااقل آیة الله منتظری است . » سیّد مهدی گفت :" من میتوانم از آقای منتظری اجازه بگیرم" که من گفتم :« من باید خودم اجازه بگیرم و با اجازه گرفتن شما برای من اطمینان قلبی حاصل نمی شود .» من خودباآقای منتظری تماس گرفتم وماوقع را گفتم و سپس پرسیدم : ایا شما چنین اجازه می دهید؟ ایشان گفت : " نه، من اجازه نمی دهم . " بعداز یک مدّتی دوباره سیّد مهدی آمد وباز همان درخواست را مطرح کرد و گفت : " ما افرادی از عربها را می شناسیم که حاضرند دربرابرگرفتن پول ، بنی صدررا در همان فرانسه بکشند . " من باز به اینها گفتم : « این کار اوّلاً مجوّز شرعی می خواهدو ثانیاً این نوع کارها اصلاً به صلاح نظام نیست چون واقعیّت قضیّه خیلی زود کشف می شود و آبروی نظام را در معرض خطر قرار می دهد. » و باز موضوع را با حضرت امام در میان گذاشتم وعرض کردم : " افرادی هستند که حاضرند بروند و بنی صدر را بکشند " ، امام فرمود : " چرا ؟ " گفتم : چون او علیه انقلاب و نظام تبلیغ میکند . امام فرمود : " اوّلاً کشتن یک مسلمان حرام است ، و ثانیاً اگر ما برحقّیم و کارمان نیز درست و خوب است تبلیغ بنی صدرو امثال بنی صدر قطعاً مؤثّر نخواهد افتاد ولی اگر عمل و رفتار ما بد و ناصحیح باشد تبلیغات آنها تأثیر خودش را خواهد گذاشت و ما باید به جای اینکه در فکر حذف فیزیکی مخالفان خود باشیم با تصحیح اعمال و رفتارمان زمینهء تبلیغات منفی آنها را ازبین ببریم . "
کتاب خاطرات مذکور جلد اوّل صفحه 299 و 300

با توجه به پرسش های مکرر مؤمنين وعلاقه مندان درباره مطالب مطرح شده در برنامه ای به نام "مستند روح الله" که از شبکه سوم سيمای جمهوری اسلامی در تاريخ ۸۶/۳/۱۳ به مناسبت سالگرد ارتحال رهبر کبير انقلاب (ره ) پخش شد، به اطلاع میرساند که پس از بازبينی و دقت در فيلم پخش شده ، موارد خلاف واقع و قابل خدشه زير در آن مشاهده شده است :
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|