تبليغاتX
یادداشت های پراکنده
 
یادداشت های خصوصی؛ دفاع از حریم مرجعیت شیعه ، مطالب اجتماعی -سیاسی وتاریخی
 

      

                                           بسم الله الرحمن الرحیم

 

   محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی آقای شیرازی « دامت برکاته »

 سلام علیکم

احتراماً ضمن عرض تبریک بمناسبت میلاد باسعادت حضرت امام حسن عسکری ( علیه السلام )به حضور حضرتعالی ، از آنجا که در رسالۀ عملیه آمده است : " آبی که به دستور پزشک از جو گرفته می شود و به آن ماءالشعیر گفته می شود پاک است " مستدعی است که بفرمایید :

 

 اولاً نوشیدن این مایع بدون انگیزۀ پزشکی ودرمانی آیا اشکال دارد یا خیر ؟  

 

 ثانیاً آیا تفاوتی بین ایرانی و خارجی این مایع که در مغازه ها به وفور یافت می شود وجود دارد یا خیر ؟

 

 ثالثاً چنانچه در این مایع مقدار کمی ( مثلاً بین یک تا پنج درصد ) الکل وجود داشته باشد آیا نجس است یا خیر ؟ ودر کل نوشیدن آن برای مصرف دارویی ( دردهای کلیوی ) و یا غیر پزشکی چه حکمی دارد ؟

 

قبلاً از تصدیع اوقات شریفتان عذر خواهی نموده و سلامتی و طول عمر آن مرجع معظم تقلید را درگاه خداوند متعال خواستارم .

                                             والسلام ، احمد رضائی -27/1/1387- 8 ربیع الثانی 1429

                                                    پاسخ معظمٌ له

             

                           


ادامه مطلب
  نوشته شده در  87/01/29   توسط احمد رضائی  | 
 

فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری در دیدار اعضای هیأت تحریریۀ مجلۀ توقیف شدۀ " نامه " :

                                    

ـ آيت الله خميني در پاريس گفتند‏ ‏حتي كمونيست ها هم در نظام آينده ما آزادند كه اظهارنظر كنند.

ـ ‏نگراني و ناراحتي من اين است كه تمام خلاف كاري ها به نام اسلام انجام‏ ‏مي‎شود; به مردم اهانت مي‎شود به اسم اسلام ; افراد به بي ديني متهم‏ ‏مي‎شوند به اسم اسلام ; افراد خدمتگزار و متدين بايكوت مي‎شوند به اسم‏ ‏اسلام .

ـ امام خمینی گفتند : « اگر كسي مرا قبول ندارد‏ ‏نداشته باشد مگر من خدا و يا پيغمبرم ! »


 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  87/01/27   توسط احمد رضائی  | 
 

آقای اکبر اعلمی از نمایندگان انقلابی ، ارزشمند، جانباز و با سواد دورۀ ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی که در انتخابات مجلس هشتم صلاحیت وی از سوی شورای نگهبان به طور ناجوانمردانه ای رد شد ، اگرچه از تمام وقت خود در مجلس هفتم برای ایراد خطابه استفاده نموده بود لیکن از آنجا که قول داده بود پس از بازگشائی مجلس در سال جدید ( ۱۳۸۷ ) واقیعات ناگفته را به اطلاع مردم عزیز ایران برساند لذا یکی از دوستان نمایندۀ وی محبت نموده و وقت خود را جهت ایراد نطق در اختیار ایشان قرارداد که آقای اعلمی به عنوان سومین ناطق قبل از دستور جلسۀ علنی روز یکشنبه ۲۵/۱/۱۳۸۷ به شرح زیر به ایراد سخن پرداخت که این وبلاگ به علت اهمیت موضوع و اطلاع رسانی به موقع آن را درج نمود تا کاربران محترم از آن بهرمند شوند :

               

در جائی خواندم که "آزادی از عدالت زاده و با اندیشه سروده میشود، با دیوار شعر و با زندان فریاد می شود، با بیگانه باطل و با استبداد تکه ای نان می شود. آزادی اگر حق است گرفتنی است و اگر هزینه دارد پرداختنی است."


ادامه مطلب
  نوشته شده در  87/01/26   توسط احمد رضائی  | 
 

                  

‏شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي صبح پنج شنبه ‏1387/1/22‏ در قم با‏ ‏حضرت آيت الله العظمي منتظري ديدار كردند. در ابتداي اين ديدار معظم له ضمن‏ ‏خوشامدگويي و آرزوي موفقيت براي اعضاي آن سازمان ، از آنها به دليل انجام وظيفه در‏ ‏مقاطع مختلف تشكر وقدرداني كردند. و از آنها خواستند به واسطه وجود موانع موفقيت ، از‏ ‏انجام وظايف خود شانه خالي نكرده و در اين راه صبر و تحمل داشته باشند.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  87/01/25   توسط احمد رضائی  | 
 
سایت رجا نیوز که به سایت توهین کنندۀ مراجع ( غیر دولتی و حکومتی )معروف است اخیراً به معرفی کتاب جدید آقای ری شهری تحت عنوان " سنجۀ انصاف " پرداخته و در آن موضوع طرح قائم مقامی رهبری فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری و مخالفت معظمٌ له با این انتخاب را به گونه ای تحریف آمیز مطرح ساخته تا خوانندۀ محترمی که از تاریخ حدود 23 سال گذشته خبر ندارد آن را حقیقی پندارد در حالیکه حقیقت چیز دیگر است و خوب است کمی هم از خداترسید و اینگونه با مطالب واهی تاریخ را تحریف نساخته و حداقل منصفانه برخورد نمایند .
بنده برای اطلاع شما دوستان تا آنجا که فرصت داشته باشم با استناد به اسناد و مدارک این موضوع را تشریح خواهم نمود :
به گزارش رجانیوز، ری شهری با اشاره به اینکه در تاریخ 26/4/1364 با تلاش مسئولان ارشد جمهوری اسلامی -که عضو مجلس خبرگان نیز بودند- آقای منتظری به عنوان قائم مقام رهبری تعیین شد، می افزاید:

    
متن مصوبه مجلس خبرگان رهبری این است:
بسم الله الرحمن الرحیم- خبرگان امت به موجب تکلیف مصرح در مصوبه روز 26/4/1364مجلس خبرگان و به عنوان مقدمه عقلیه لازم برای عمل به اصل 107 قانون اساسی، فقیه عالیقدر و مجاهد، حضرت آیت الله منتظری-دامت برکاته- را به عنوان مصداق کامل قسمت دوم اصل مزبور، تعیین می کنند.
ری شهری همچنین ادعای مخالفت منتظری با تصمیم خبرگان ، به حکم منتظری را قابل توجه دانسته و می افزاید: آقای منتظری مدعی است که با تصمیم خبرگان در مورد رهبری وی مخالف بوده و این اقدام را غیرقانونی می دانسته است و به همین جهت در تاریخ 30/6/1364 یعنی حدود دو ماه بعد از تصمیم خبرگان! نامه ای به آقای مشکینی نوشته که با این اقدام، مخالف است و سرانجام، ضمن اشاره به سوءنیت اقدام کنندگان می گوید:‌
این کار غلطی بود؛ هم به ضرر من بود، هم به ضرر انقلاب و اصلاً خبرگان حق نداشتند که قائم مقام تعیین کنند؛ این در قانون اساسی پیش بینی نشده. بالاخره من مخالف بودم؛ خیلی از کسانی هم که به من علاقه مند بودند با این قضیه مخالف بودند.
وزیر وقت اطلاعات در مقام رد این ادعا از منتظری می پرسد: اگر واقعاً جناب عالی اقدام خبرگان را غیرقانونی می دانستید، چرا عملاً با آن مخالفت نکردید و به عنوان مخالفت با این اقدام غیرقانونی، دخالت در اموری که از شئون رهبری است را ترک نکردید؟‌ آیا در قانون اساسی، پیش بینی شده بود که شما در امور مربوط به رهبری، دخالت کنید؟!
بنابر این نامه شما به آقای مشکینی، آن هم دو ماه بعد از تصمیم خبرگان، چیزی جز تعارف معمولی نیست؟‌!
طرح موضوع تعیین قائم مقامی رهبری فقیه عالیقدر در تیرماه 1364 در مجلس خبرگان رهبری مطرح شد و آنچه به عنوان متن مصوبۀ آن مجلس در بالا آمده است متن طرح عده ای از نمایندگان است و این موضوع در جلسات متعدد مجلس خبرگان بررسی و نهایتاً درجلسۀ فوق العادۀ اواخر آبان ماه 1364 به این شرح به تصویب رسیده است :

« ماده واحده : حضرت آیت الله منتظری " دامت برکاته " در حال حاضر مصداق منحصر به فرد قسمت اول از اصل 107 قانون اساسی است و مورد پذیرش اکثریت قاطع مردم برای رهبری آینده می باشد و مجلس خبرگان این انتخاب را صائب می داند . »
وچون مذاکرات مجلس خبرگان براساس آئین نامۀ داخلی آن سرّی است لذا بنا بود موضوع مخفی نگهداشته شود لیکن جریان مذکور توسط آیت الله باریک بین امام جمعۀ قزوین در نماز جمعۀ آن شهر فاش گردید و پس از آن آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعۀ تهران و نیز مصاحبۀ مطبوعاتی موضوع را به اطلاع عموم رسانید .
نامۀ 30 /6/1364 فقیه عالیقدر خطاب به رئیس وقت مجلس خبرگان در زمانی ارسال شده است که هنوز مجلس خبرگان طرح مذکور را به تصویب نرسانیده اند و بهتر بود آقای ری شهری انصاف به خرج داده و می نوشت این نامه دو ماه قبل از تصویب ماده واحده بوده است و نه دوماه قبل از آن و این تعارف نبوده بلکه عین واقعیت است حال آقای ری شهری از کجا تعارف بودن را استنباط نموده اند الله اعلم ! 

             متن نامۀ فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری خطاب به مرحوم آیت الله مشکینی 

                                                 
                                                                                                                                         تاريخ ۳۰ / ۶ / ۱۳۶۴

                                                          بسم الله الرحمن الرحيم 
حضور محترم برادر ارجمند آيت الله مشكيني رياست مجلس خبرگان دامت بركاته
پس از سلام و آرزوي موفقيت براي جنابعالي و اعضاء محترم مجلس خبرگان دامت بركاتهم بحق محمد و آله الطاهرين ، به عرض مي رساند از قرار مسموع در جلسه اي كه چند ماه قبل در رابطه با اصل 107 قانون اساسي و تعيين شرايط و خصوصيات براي رهبر آينده تشكيل شده صحبت از حقير فقير سراپا تقصير به ميان آمده و تصميم نهائي به جلسه آينده موكول شده است . اينجانب با ايمان و احترام نسبت به آقايان محترم و موقعيت خطير و قانوني مجلس خبرگان تذكرا عرض مي كنم كه در شرائطي كه بحمد الله و منته رهبر بزرگ اسلام و انقلاب حضرت امام خميني مدظله العالي با برخورداري كامل از نعمت صحت و سلامت و توفيقات الهي در رهبري انقلاب و كشور موفق و مشمول الطاف خاصه خداي منان و دعاي خير حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه ) مي باشند و با وجود شريف حضرات علماء اعلام و مراجع تقليد دامت بركاتهم در چنين شرائطي مطرح نمودن شخص مخلص شايسته و صلاح نبوده است . ما همه اميد وافر داريم و در دعاهاي خود از خداي منان پيوسته خواسته و مي خواهيم كه خداوند متعال تا ظهور حضرت ولي عصر ارواحنا له الفداء به رهبر بزرگ انقلاب طول عمر و سلامتي كامل عنايت فرمايد تا ديگر نيازي به تعيين يا اعلام خبرگان معظم نباشد. وانگهي تعيين شخص ، آن هم من طلبه ، يك نحو اهانت نسبت به معظم له و حضرات آيات عظام تلقي مي شود، و طول عمر و قصر عمر دست خداست و نبايد ملاك قضاوت باشد. البته بحث كلي مانعي ندارد ولي بحث شخصي ظاهرا به مصلحت نيست .
 
                                                                                     والسلام عليكم جميعاً و رحمه الله و بركاته ـ حسينعلي منتظري

                متن نامه آيت الله مشكيني در پاسخ به نامه معظم له در جواب نامه مورخه 30/6/1364

                                                     ۱
/7/1364
بسم الله الرحمن الرحيم

سماحه الاخ الكريم آيت الله المنتظري دام وجوده الشريف و ظله النافع ان شاء الله
پس از اهداء سلام و درخواست توفيق وافر و ذات الابعاد درباره آن جناب ، با اختصار كلام بالنسبه الي ما ينبغي ان يقال في المقام ، خاطر شريف را به مطالب زير معطوف مي دارد، و قبلا روشن باشد مطالب معروضه نشات يافته از اخلاص و محبت ديرينه است اميد است گاهي بي پرده و گاهي جسارت آميزبودن مورد عفو باشد، اينكه مرقوم داشته ايد مطرح نمودن شخص آن جناب در اجلاسيه اخير خبرگان مصلحت نبوده البته اين سخن با ملاحظه عظمت روح و صفاي باطن جنابعالي امري مترقب است و ليس ظننا بك الا هكذا، لكن آن جناب بيش از ديگران از عظمت و خطر كار رهبري و لزوم حفظ حدود و سد ثغور خطرات احتمالي آن اطلاع داريد، و مي دانيد اگر حادثه اي خداي نكرده رخ دهد كار كشور چگونه مي شود با وجود دشمنان زخم خورده خارجي و آتشهاي زير خاكستر داخلي و روحانيهاي ضد انقلاب و مرده عبيد الفلوس آنها در شهرها و روستاها كه امكان دارد آنها جنجالي بر پا كنند و ناراضيهاي بالذات و بالعرض را دور خود جمع نمايند و استانها را پر از آشوب كنند; و ايادي نفوذي قدرتها نيز سر و صدائي از كارخانه ها و مدارس و غيرها بر پا نمايند و خوابانيدن چنين فتنه اي مشكل باشد، علاوه اينكه در داخل حوزه اي كه تشريف داريد عده كثيري از ابوالهياكل ها هستند كه پيوسته با لبخند تمسخرآميز به انقلاب و ولايت فقيه و مرجعيت رهبر و رهبري مرجع سخن از تخطئه مي زنند و بيش از آن را جرئت ندارند كه نمي گويند و نمي كنند و ليس عددهم بقليل و يوحي اليهم اوليائهم و هم يوحون الي اوليائهم ، اضف الي ذلك اختلاف نظر در نهادها از اهل مجلس گرفته تا ارتش ، سپاه و باب فعلل و تفعلل و تا حال وحدت راهبري و نيروي معنوي آن مقام مقدس است كه همه چيز را كنترل كرده و هر وقت احتمال بروز فتنه اي را داده با بيان متكي به تقوا خاموش نموده و مي نمايد فيضرب بالحق علي الباطل فيدمغه فاذا هو زاهق ، علاوه بر عدم رضايت كثيري از مردم از رفتار ادارات و قوه قضائيه و غيره و علاوه بر در كمين بودن دشمن كه با هر وسيله فرصت را عند اللزوم مغتنم مي شمارد، بنده گاهي فكر مي كنم در توجه قلوب ملت به رهبر انقلاب و عشق و محبت آنها و ارزش اين امر و اثرات آن در حل معضلات جامعه در رفع خطرات هنگام هجوم حوادث كه با يك دستور مردم يكجا تكان مي خورند و مهمترين مشكل به آساني حل مي شود و باز فكر مي كنم آيا مردم اگر روزي اين دل را از وي كندند به كجا خواهند برد، آيا جانشيني با آن سوابق ممتد و خاص دارد كه اين علاقه ها به وي متوجه شود؟ و آيا خبرگان مي توانند اين امر پرارزش را كه به منزله رشته تسبيح است به شخصي متوجه نمايند تا انقلاب و حكومت اسلامي سالم بماند? اين فكر برايم ناراحت كننده است و اما كلي صحبت كردن و اجلاسيه را با بيان شرائط و مطالب كلي گذراندن فلا يسمن و لايغني من جوع ، چه آنكه تعيين فرد در اين مرحله ابحاثش بيش از كليات است ، به ويژه اينكه شرائط كلي غالبا مورد توافق آراء است و مبحث محل اختلاف و جنجال آفرين تعيين مصاديق است كه قانون اساسي مي گويد: "خبرگان منتخب مردم درباره همه كساني كه صلاحيت مرجعيت و رهبري دارند بررسي و مشورت مي كنند"(اصل  10۷ ) آيا صلاح است خبرگان آن را بگذارند براي روزي كه خود روز آشوب و جنجال است ? و آيا در آن روز زبانها و قلمهاي فتنه جو يان ، منتظر الولايه ها و سياستمدارها ساكت مي مانند و خبرگان را به حال خود مي گذارند كه انتخاب اصلح كنند؟ خاصه با ملاحظه حال برخي از اعضاء محترم آنها كه ترك اولي را جائز مي دانند و لذا مطالب جلسه را كه اكيدا توصيه بر عدم نشر آن شده بود حتي به خبرنامه ها داده اند و تحريف نيز فرموده اند. و اما قولكم دام ظلكم كه فعلا مقام رهبري از نعمت سلامت برخوردارند بلي الحمدلله علي هذه النعمه و نسئل الله دوامها، لكن مي دانيد اين اميدها مانع از پيش بيني حوادث و انجام وظائف نيست و نبايد باشد و ما خدا را مي شناسيم كه عند اقتضاء الصلاح مشيه بالغه او هر امري را بخواهد محقق مي سازد و لا يستشير من احد، اين همان خداست كه اگر در اواخر عمر مبارك پيامبر اسلام يك هفته يا كمتر به آن حضرت مهلت مي داد علي القاعده يا قطعا مسير اسلام و مسلمين غير از اين بود كه فعلا هست ، و لعل دنياي امروز همه مسلمانهاي صحيح العقيده بودند، حال همان خدا اگر خواست ماها شب بخوابيم و فردا را طور ديگر ببينيم خبرگان بايد چه كنند? و اما قولكم : با وجود حضرات آيات عظام تعيين آن جناب توهين به مقام رهبري و آيات است فنقول لاباس بذلك في الجمله زيرا مقدمه آن را قبلا عده اي از بزرگان در مصاحبه ها و روزنامه ها به جا آورده اند و خود جنابعالي نيز با اعلام آمادگي عملي براي مرجعيت و رهبري و انجام برخي از مقدمات هر دو امر اقدام فرموده ايد فلاضير فيه و لاحرج ، عمده مطلب در اينجا كيفيت معامله خبرگان با آنهاست و اين خود معضله اي است بالاستقلال ، خبرگان بايد براي آن فكر كنند و محتمل آن است كه تعجيل در تعيين فرد خاص به عنوان بيان مصداق لابشرط بود نه بشرط لا، و بعدا در اين باره بحث خواهند كرد و در اين مراحل اگر نظريه اي داريد ولو به نحو غير مستقيم ارائه فرمائيد.
و في الجمله خبرگان جازم بودند كه به هيچ وجه تاخير امر صلاح نيست بلكه بايد كار در نزد آنها روشن و مبرهن شود كه عند اللزوم در تمام كشور از حلقوم همه يك صدا در آيد باشد مترصدين كدوره المياه لاخذ الحيتان در مقابل عملي كه دبر بليله القدر باشد قرار گيرند. و ضمنا معلوم شود كه حضرتعالي نوشته ايد "در چنين شرائطي مطرح نمودن شخص مخلص صلاح نبوده " اگر مراد آنكه به عنوان طرف احتمالي و ترديد هم صلاح نبوده فلا يقبله الخبرگان منكم ، و اگر مراد تعيين است اصل ذلك الطرح اي التعيين در اختيار كسي نبوده ، زيرا فردي به عنوان نطق قبل از دستور و يا بغير ذلك مطرح مي كند و نمي توان گفت نه و ضمنا در اينجا برخي از مطالب مجلس در خلال صحبتها عرض شد ولكن مي دانم بيش از اينها به سمع مبارك رسيده است فلم اخالف ما عهدنا عليه . در خاتمه چون كلام بدينجا كشيد جسارتا معروض مي دارد نظر اغلب دوستان براي روز مبادا شمائيد، لكن با يك نگراني خاص از ناحيه بيت و بعضي حواشي آن جناب كه متاسفانه به قول آن مرحوم مراجع قبلي پس از مرجعيت گرفتار مي شدند و شما قبل از آن ، من در اين باره لامتثال امركم كلي مي گويم پيوسته از دوستان صميمي تان اظهار ناراحتي مي شنوم حتي در مجلس نيز مطرح شد و بي سر و صدا گذشت ، و قبلا هم پس از سمينار ائمه جمعه برخي به حقير مي گفتند به حضورتان گفته شود و اينان از دوستان مخلص آن جنابند و شما را براي اسلام مي دانند و راضي نيستند شخصي كه از آن عموم است در قبضه خصوص باشد. من به عقيده خود موقع رامغتنم ديدم و گفتم و بعداز اين نيز خواهم گفت كائنا ما كان ، من در عمر 64 ساله ام از اصفهاني (ره ) گرفته تا به بعد اين گرفتاريها را درك كرده ام ، و اميد اينكه عرايضم نزد خودتان باشد و اگر درست هم نباشد مانند برخي اباطيل كه مي شنويد بايگاني شود، و نيز معلوم شود كه علاقه من به جنابعالي به واسطه قدمت و رسوخ با اين مطالب كاسته نمي شود و توفيقتان را پيوسته خواستارم .

                                                                                                      و السلام عليكم و رحمه الله و بركاته

                                                                                        ۱/۷/۱۳۶۴- محبكم ، علي المشكيني
               همچنین معظم له در ابتدای درس خارج خویش به تاریخ "  ۲۳/۲/۱۳۶۸ "فرمودند :
 
" تعيين من به عنوان قائم مقامي رهبري از همان ابتدا برخلاف نظر و ميل من بود و به مجلس خبرگان هم از همان اول نوشتم ، و به طور كلي من شخصا به پست و مقام علاقه نداشته و ندارم ، مگر اينكه وظيفه شرعي ايجاب كند. در نامه حضرت علي به استاندار آذربايجان آمده است : " ان عملك ليس لك بطعمه و لكنه في عنقك امانه " و قهرا انسان عاقل از تحمل امانت و مسئوليت سنگين گريزان است مگر اينكه ناچار باشد; چنانچه هيچ وقت آرزوي مرجعيت هم نداشته ام تا اينكه حساب كنم چه اقشاري به من مي گروند يا نمي گروند. من اگر شرعا جايز بود از اجتماع و اجتماعات به طور كلي منزوي مي شدم . اين يك واقعيتي است ، من بيش از هر چيز علاقه دارم بنشينم و مطالعه كنم ...".
بهترين دليل بر صدق گفتار آيت الله منتظري علاوه بر صداقت و تقوا و عمل و گذشته او، ماجراي عزل ايشان است . بدون شك آيت الله منتظري اگر طالب جاه و مقام بود، از بده و بستانها و حسابگريها و محافظه كاريها و حق پوشيها ي بسيار متداول و رايج كه اغلب براي حفظ قدرت خويش انجام مي دهند غافل نبود و مي توانست موقعيت خويش را با انواع معامله هاي رايج براي بقاي در قدرت ، تثبيت و حفظ نماید . بنابر اين ما در اين نوشتار داعيه رهبري ايشان را نداريم و خود ايشان نيز هيچ گاه چنين داعيه اي نداشته است ، از سر تواضع و زهد و وارستگي ايشان بوده و اينكه اصولا هر عاقلي از قبول مسئوليتهاي سنگين گريزان است ، مگر اينكه ناگزير باشد; همچنانكه وقتي توده هاي مردم براي بيعت با حضرت علي و برگزيدن او براي رهبري هجوم آوردند، امام علي امتناع كرد و فرمود: " اگر من مشاور شما باشم بهتر است از اينكه امير شما باشم ." آيا امام علي به عدم صلاحيت خويش معتقد بود ؟ آيت الله منتظري نيز علاوه بر بي علاقگي به امارت و صدارت و مقام و رهبري ، و اعلام مخالفت خويش با قائم مقامي خود از همان آغاز مطرح شدن در مجلس خبرگان ، از نخستين كساني بود كه به آیت الله خامنه اي به عنوان رهبر منتخب خبرگان تلگراف زده و از ايشان با تعابير: متعهد، دلسوز، با تجربه ، آگاه و... ياد كرد.

وبراین مخالفت در نامۀ 8/1/1368 حضرت امام خمینی در پاسخ به استعفای فقیه عالیقدر تأکید شده است 
این مطب را چند روز قبل در تالار « اخبار و سیاست » با شگاه جوانان ایرانی قرار دادم که برخی از کاربران در خصوص آن نظراتی یادداشت نموده اند که می توانید جهت مطالعه به آدرس زیر مراجعه نمایید :

       http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=11476

                                                        با تشکر  ، احمد رضائی - جمعه ۲۳ / ۱ / ۱۳۸۷ ، ۴ / ربیع الثانی / ۱۴۲۹

  نوشته شده در  87/01/23   توسط احمد رضائی  | 
 

۱۹/۱/۱۳۸۷ - ۳۰ / ۲ / ۱۴۲۹

۱- مرحوم حضرت آیت الله مشکینی در درس اخلاق هفتگی بهمن ماه ۱۳۶۴ خویش خطاب به طلاب حوزۀ علمیۀ قم در زمینۀ تعیین رهبری آیندۀ نظام از سوی مجلس خبرگان بیان نمودند :

                    

                   از راست به چپ : حضرات آیات مرحوم فاضل لنکرانی ، فقیه عالیقدر ، مرحوم مشکینی ، مرحوم خاتمی

  « در بارۀ مسألۀ خبرگان هم باید بگویم یکی از برکات جمهوری اسلامی این بود و بحمدلله مسألۀ رهبری قبل از آنکه رهبر ما که خداوند انشاءالله طول عمر به ایشان عطا فرماید ( ۱ ) برود ، رهبر بعدی تعیین می شود ، و این یکی از آرزوهای ما بود لذا یکی از برکات جمهوری اسلامی این شد و خبرگان اجتماع نمودند و رأی دادند و همه مان امضاء کردیم که بعد از مقام رهبری برادر فقیه مجاهدمان که در همه جا هم گفتند این مقام را داراست. حال چه می شود به بعضی ها که ناراحتند آیا بد می شود که ما تکلیف مردم را روشن کردیم ؟ آیا بد شد که انقلاب اسلامی را تاآنجا که می توانستیم بیمه کردیم ؟ مابقی دست خداست و من تعجب می کنم از این افراد که نسبت به این اوضاع نق می زنند . اینها چه جور آدمهایی هستند ؟ در زمان پهلوی با همین ها منشستیم و می گفتیم آخ یک روزی بیاید تا به این زن بگوئیم چادر سر کن مگر قدرت داشتیم ؟ جلوی یک مغازل شرابفروشی بگوئیم این حرام است نفروش ،همانجا کتک می خوردیم ، حال خدا این قدرت را داده است که این کشور جای امر به معروف و نهی از منکر است مرگتان چیست ؟ امام می فرماید ؛ نق نزنید اگر بد است بیایید اصلاح کنید بیایید قاضی بشوید .

والله مسئولیم اگر کمک  به جمهوری اسلامی و رهبر نکنیم و فرمایشات رهبر را پیاده ننماییم ، بیایید با خدا باشید. تا ما زنده ایم ان شاءالله نخواهیم گذاشت این جمهوری اسلامی از مسیر الهی و اسلامی اش منحرف شود .»

۱) منظور امام خمینی " ره " می باشد .

                                                                                           « به نقل از کتاب بیعت یا حماسۀ قرن صفحۀ ۱۱۶ »

۲- مرحوم آیت الله شیخ مرتضی بنی فضل ،استاد بزرگوار حوزۀ علمیۀ قم و عضو وقت مجلس خبرگان رهبری در زمان انتخاب فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری به عنوان قائم مقام رهبری در جمع حضار مسجد امام زین العابدین ( علیه السلام ) شهر مقدس قم پس از اعلام علنی مصوبۀ مجلس خبرگان چنین بیان نمودند :

                             

                                     مرحوم آیت الله شیخ مرتضی بنی فضل

   «.... و اما مرجعیت ، خوب مرجعیت یک مسأله ایست در رساله ها هست در عروة الوثقی هست در کتب فقه هست ( یعنی ) شیاع بین علمای بزرگ ، شیاع بین اهل علم متقی . اینها که در خبرگان هستند خدا را گواه می گیرم بنده خجالت می کشم در آن جلسۀ خبرگان که در حضور عده ای از آن آقایان را که می شناسم به عنوان کفش جفت کن ، در برابر آیة الله قاضی امام جمعۀ دزفول که اگر تقوی وزن کردنی باشد یک مثقال از تقوای آیة الله قاضی که زیر موشک ها دارد زندگی می کنند یک مثقال از تقوایش را تقسیم کنند ؟ صدها امثال این نق زنها و مستشکلین ( بی ) تقوی درست می شوند . ( تکبیر حضار )

مگر اینها برای خاطر مرجعیت امام آن موقع که اظهادراتی کردند استجیر بالله از دین شان می خواستند از برای مرجعیت امام امت یک سهمی بدهند . اینها یک حسابهایی است بین خود و خدا. حساب شب اول قبر ، سؤال عالم حشر و اینکه شهدا زنده هستند به حکم صریح آیۀ قرآن و حساب شب اول قبر ، سؤال ملکین مأمورین من عندالله ! به حساب عالم محشر که این شهدا در حالیکه خون از جاهای بریده شدۀ بدنشان فواره خواهد زد به محشر خواهند آمد و از ما استیضاح خواهند کرد ، این مادران شهداء این پدران شهداء ، این جانبازان ، این مفقودالاثر ها ، اینها در حضور پروردگار از بنده و امثال بنده حساب خواهند کشید که شما چه کار کردید ؟ ما خون دادیم از برای جمهوری اسلامی و تداوم حکومت اسلامی ، از برای تداوم این انقلاب و تثبیت رهبری در آینده ! ، شما چه کار کردید ؟

ما یک وظیفۀ الهی شرعی را طبق این وظیفه برای آینده ، که این انقلاب حتی یک ساعت وقفه درش حاصل نباشد با این ویژگیهایی که در قانون اساسی هست ، حضرت آیت الله العظمی منتظری (صلوات حضار ) را برای رهبری آینده لایق و شایسته دانسته اند و امضاء کرده اند والله العلی العظیم .... این آقایان مثل آیة الله قاضی امام جمعۀ دزفول و آنهایی که اکثراً می شناسید علمای متعهد به اسلام ، علمای امتحان داده اینها تشخیص شان را به حساب شب اول قبر و سؤال ملکین می گذارند ....  »

                                                                                      " به نقل از کتاب بیعت یا حماسهء قرن ، صفحه ۸۱ و ۸۲ "

  نوشته شده در  87/01/19   توسط احمد رضائی  | 
                                              

در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که بیایند و کُتبی را برعلیه کسی با تیراژ زیاد منتشر نمایند و هرچه می خواهند در روزنامه های کثیرالانتشار بنویسند و تهمتهای بیشماری به وی بزنند ، درحالیکه به فرد متّهم فرصت دفاع از خود را ندهند ، اما متأسفانه در جمهوری اسلامی بر خلاف شرع و قانون از جمله قانون مطبوعات مصوب مجلس شورای اسلامی ( مادهء 23 )، کتب رنجنامه ( مرحوم سید احمد خمینی ) وخاطرات سیاسی ( آقای ری شهری ) پس از چاپ گسترده در روزنامه ها هم بالاجبار چاپ شد و این به جز مقالات و نوشته های دیگر می باشد که به بهانه های مختلف در این 20 سال نوشتند و بخشی از آن راهم به مناسبت برگزاری مراسم سالگرد ارتحال ملکوتی حضرت امام خمینی ( ره ) به سیمای جمهوری اسلامی ایران کشاندند.
حضرت امام فرمودند به هرکس که در سیمای جمهوری اسلامی توهین شد باید بتواند در همان برنامه یا مشابه آن از خود دفاع نماید ، ولی با کمال تأسّف بسیار که حتماًخودتان هم می دانید تاکنون نه براساس قانون مطبوعات ونه بر اساس نظر امام راحل،به فقیه عالیقدر حضرت آیـت الله العظمی منتظری ( دامت برکاته ) اجازۀ رفع اتهام داده نشده نه به عنوان یک مرجع تقلید ونه به عنوان یک عالم دینی ونه به عنوان اینکه زمانی قائم مقام رهبری نظام اسلامی بوده اند، بلکه از باب شهروند جمهوری اسلامی بودن ایشان واینکه یک فرد عادی محسوب می شوند، باید اجازهء دفاع و رفع تهمت پیدا نماید تا بتواند حدّاقل بگوید این موارد منتشر شده راست است یا دروغ !!!. باز تأسف آور است که بگویم نه تنها ایشان بلکه هیچ یک از نزدیکان و شاگردان و مقلّدان این مرجع تقلید نیزاجازهء چنین کاری را پیدا نکرد ، و این با شعار پیاده نمودن عدالت در جامعهء اسلامی سازگار نیست و عاقبت خوبی ندارد ،چراکه به فرمودهء امیرالمؤمنین علی ( علیه السّلام ) از قول پیامبر اکرم ( صلّی الله علیه وآله ) « جامعه ای که نتواند فرد ضعیف در آن از حق خود درمقابل قوی بدون لکنت دفاع کند ، مقدّس نخواهد بود» به هر حال چنانچه فقیه عالیقدر به زعم آقایان متهم بلکه مجرم است ، ترتیب یک محاکمهء عادلانه و علنی را می دادند تا ایشان بتواند از خود دفاع نموده ومسائل مبهم را آشکار نماید .
همهء کسانی که بدون مطالعه بوده ویک طرفه به قاضی می روند ، وقتی صحبت از خدمات بسیار فراوان فقیه عالیقدر پیش می آید ، تنها گریزی که به قول معروف به کربلا می زنند ،عنوان مسئلۀ به اصطلاح ساده لوح بودن ایشان و جریان سیّد مهدی هاشمی می باشد که با کمال تأسّف از خدا و روز قیامت پروائی نداشته و درخود از روزی که به « یوم تبلی السّرائر » ( روزی که پرده ها بالا رفته و همه چیز آشکار خواهد شد ) ترسی احساس نمی کنند . ( ان شاءالله که شما از این قبیل افراد نباشید )

                     سؤال از فقیه عالیقدر در خصوص مطالب رنجنامه :

                                          
بنده به علّت اینکه با انتشار وسیع رنجنامه در جامعه دچار شک و تردید شده بودم، برای رفع شبهه و آشکار شدن حقیقت در تاریخ 18/9/1368 طی نامه ای از فقیه عالیقدر در این خصوص سؤال نمودم که معظّمٌ له درپاسخ فرمودند :

    
((  باسمه تعالی- فعلاًمن وسیله برای رفع اتهامات و اکاذیب ندارم ،چون رسانه ها ووسائل تبلیغی در اختیار دیگران است و رنجنامه پر است از اکاذیب و اتّهامات ناروا. خداوند همهءمارا به راه راست هدایت فرماید.
ان شاءالله موفّق باشید- حسینعلی منتظری  ))
 
ضمناٌ از آنجا که این مطلب را در تالار اخبار و سیاست باشگاه جوانان ایرانی قرار داده و مخاطبان و کاربرانی در این زمینه به اظهار نظر پرداخته و بنده نیز به ایشان پاسخ داده ام لذا می توانید به همین منظور به آدرس : http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=11375 مراجعه و این گفتگو را مطالعه فرمایید .
                                                        با تشکر - احمد رضائی ، ۱۷/۱/۱۳۸۷ - ۲۷/۲/۱۴۲۹ه.ق
  نوشته شده در  87/01/17   توسط احمد رضائی  | 
                                

آیت الله محمد یزدی که درحال حاضر از فقهای شورای نگهبان قانون اساسی بشمار می رود و در کارنامۀ خود ریاست قوۀ قضائیّه و نمایندگی مجلس خبرگان قانون اساسی و مجلس شورای اسلامی و شورای بازنگری قانون اساسی و نیز اخیراً ریاست جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم را ثبت نموده است در خاطرات خود که از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است نسبت به دو تن از مراجع معظم تقلید یعنی فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری و حضرت آیت الله سیّد صادق روحانی توهین نموده است که برای ثبت در تاریخ مطالب آن را بدون هرگونه توضیحی جهت قضاوت افکار عمومی درج می نمایم  

               « احمد رضائی - یازدهم فروردین ماه ۱۳۸۷ مطابق با بیست ویکم ربیع المولود ۱۴۲۹ »


ادامه مطلب
  نوشته شده در  87/01/11   توسط احمد رضائی  | 
  

             

 با توجه به ایام نوزدهمین سالگرد غوغای برکناری فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری « دامت برکاته » از قائم مقامی رهبری و تقدیم استعفایشان به رهبر فقید و کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی " ره " در سال ۱۳۶۸ در صدد برآمدم که جهت یاد آوری و تجدید خاطره متن نامه های معظمٌ له به امام راحل را به همراه قسمتی از پیام امام را دراین قسمت جهت مطالعۀ شما دوستان قرار دهم تا مشخص شود که فقیه عالیقدر هرگز به فکر پست و مقام و رسیدن به جایگاه رهبری نبوده است .

                                احمد رضائی - پانزدهم ربیع المولود ۱۴۲۹ برابر با  ۴ / ۱ / ۱۳۸۶


ادامه مطلب
  نوشته شده در  87/01/04   توسط احمد رضائی  | 
 

محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی « دامت برکاته »

سلامٌ علیکم

احتراماً همانگونه که مستحضر هستید رؤیت هلال ماه ذی الحجةالحرام 1428 ه.ق در عربستان سعودی با ایران وسایر بلاد هم افق با آن دوروز اختلاف دارد ( که به نظر می رسد بیشتر سیاسی است تا رعایت شرع مقدس اسلام ) و ازآنجا که اعمال و مناسک حج در ایام خاص باید صورت بگیرد از جمله وقوف در عرفات، منی ، مشعرالحرام و ...وبه صرف اینکه باید در کنگرۀ عظیم حج با سایر مسلمین وحدت وانسجام اسلامی را حفظ نمائیم افرادی که برای نخستین بار جهت انجام مناسک حج به مکهء مکرمه مشرف شده اند وشاید باردیگر نتوانند به هر عللی شرکت نمایند ، با توجه به این تغییر تقویم آیا به فتوای حضرتعالی توانسته اند حَجَّة ُ الاسلام را به جا آورند یعنی اعمال و مناسک آنها صحیح است یا مجدداً باید به حج مشرف شوند ؟ به هرحال در این گونه موارد و تغییر تقویم ها تکلیف چیست ؟

                             از خداوند متعال طول عمر باعزت برای آن مرجع معظم آرزومندم .

                                            باتشکر و التماس دعا - احمد رضائی 28/9/1386

                                        پاسخ معظّمٌ له  

                         

                                      بسم الله الرحمن الرحيم

با آرزوي قبولي طاعات و عبادات حضرتعالی
جواب : به طور خلاصه مسئله دو صورت دارد :
1 ـ احتمال خلاف قاضى سنـّى با واقع را مى دهد :
الف ـ عمل به احتياط مخالف تقيه باشد : در اين صورت متابعت آنها واجب است و با آنها وقوف نمايد و همه آثار ثبوت هلال را در اعمال حجش مطابق با حكم آنها مترتـّب نمايد.
ب ـ عمل به احتياط مخالف تقيه نباشد و احتياط مستحب كه عمل را هم بر طبق حكم آنها و هم بر طبق وظيفه اوليه خودش انجام دهد و عمل بر طبق حكم آنها كفايت مى كند.

ادامه مطلب
  نوشته شده در  87/01/04   توسط احمد رضائی  | 
  POWERED BY BLOGFA.COM