یادداشت های خصوصی؛ دفاع از حریم مرجعیت شیعه ، مطالب اجتماعی -سیاسی وتاریخی |

دل در جوشش ناب عرفه، وضو می گیرد و در صحرای تفتیده عرفات، جاری می شود. آن جا که ایوان هزار نقش خداشناسی است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بیقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضریح اجابت، تصویر می دهد و این صحرای عرفات است که با کلمات روحبخش دعای امام حسین ( علیه السلام ) و اشک عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش می کند. اشک و زمزمه ما را نیز بپذیر، ای خدای عرفه.

اسدالله علم وزیر دربار خاندان پهلوی که یک فاسدالاخلاق به تمام معنا بود در خاطرات محرمانۀ پنجشنبه 1آذرماه سال 1352 خود خبرازخطابۀ شاه در جمع فرماندهان عالی ارتش ، نخست وزیر ، رؤسای مجلسین ( سنا و شورای ملی ) ، مقامات عالی دربارو ازهمه بالاتر فرح ( شهبانو ) در کاخ نیاوران می دهد که وی آن را وصیت نامۀ سیاسی شاه خوانده است و شاید برای اولین بار به طور رسمی شاه از مرگش و حوادث بعد از آن وتصمیماتی که برای آینده بعد ازخود داشته سخن گفته است.ازآنجاکه این سخنرانی به نظر میرسد یکی ازمهمترین اوراق زندگی منحوس شاه بوده باشدونیزمطالب جالبی درآن وجوددارد ازجمله معرفی فرح به عنوان نایب السّلطنه، لذا برای اطلاع شما آن را دراین قسمت درج می کنم :
شاه :

« مادر جان »
سوخت از زهر هلاهل جگرم مادر جان
تيره شد روز به پيش نظرم مادر جان
من در اين حجره ى در بسته خود مى پيچم
كس نداند كه چه آمد به سرم مادر جان
نكشد گر كه مرا زهر جفا خواهد كشت
خنده ى همسر بيدادگرم مادر جان
من جوادم كه به ياد تو سخن مى گويم
چون ترا از همه مشتاق ترم مادر جان
همچو شمعى اثر زهر ستم آبم كرد
سوخت پروانه صفت بال و پرم مادرجان
همسرم پشت در خانه به دست افشانى
من به ياد تو و مسمار درم مادر جان
چون تو در فصل جوانى ز جهان سير شدم
كه زده داغ تو بر جان شررم مادر جان
به لب خشك من غمزده آبى برسان
كز عطش سوخته پا تا به سرم مادر جان
شعر (ژوليده) گواهى دهد از غربت من
دوست دارم كه بيايى به برم مادرجان
شاعر: ژوليده نيشابوري
سالروز شهادت ابن الرّضا حضرت امام محمّد تقی ،جوادالائمّه (( علیه السّلام )) را به پیشگاه قطب عالم امکان حضرت حجّةبن الحسن المهدی (( عجّل الله تعالی فرجه الشّریف )) ودوست داران خاندان عصمت وطهارت (( علیهم السّلام )) وشما کاربران محترم تسلیت وتعزیت عرض می نمایم .

جهت ملاحظه بهتر برروی آدرس زیر کلیک نمایید :
سؤال ــــ هرگاه حرکتی از طرف مسئولین ادارات برخلاف حقّ و قسط اسلامی انجام شود افراد متعهّد و کارمندان دلسوز وابسته به آن ادلره سرزنش می شوند که چرا در این مورد برخلاف حقّو قسط قانون عمل شده است ! و اگر آنها به مسئولین خود اعتراض کنند درجوابشان می گویند : « اینگونه برخوردها با مسئولین برخلاف ولایت اداری است ، و چون ولایت اداری به ولایت فقیه و ولایت امام و پیغمبر و خدا ختم می شود پس فرد معترض ــ که از طریق قانون ، و پیروی دستورات آن رهبر اعتراض خود را به مسئولین اعلام داشته ــ کافر و ملحد است » خواهشمند است نظریّۀ شریف را در این مورد إعلام فرمایید ؟

پاسخ ــــ ولایت اداری در اسلام نیست ، و کارمندان و مسئولین درادارات فقط مسئولیّت دارند که برطبق مقرّرات اداره و دولت اسلامی عمل کنند و ولایتی برکسی و چیزی ندارند ، و اگر برخلاف موازین شرعی یا قانونی عمل نمایند دیگران می توانند بدون ایجاد هرج ومرج و فساد به آنان تذکر دهند .
روح الله الموسویّ الخمینی
* استفتائات امام خمینی ، جلد سوم صفحۀ ۵۹ *
به اسفه رفتيم تا از دو مجتمع مسكوني كه به همت او براي زارعين ساخته شده بود بازديد نمائيم. اهالي ديههاي اطراف گروه گروه در مسجد به ديدارش ميآمدند، در ميان آنان پيرمرد نابينائي وجود داشت كه به علت كهولت و ناتواني قادر به نوشيدن فنجان چاي مقابل خود نبود، مدرس از جاي خود برخاست، در كنارش نشست از حال و روزگارش پرسيد. با دست خود قند را در دهان او گذاشت و چاي رادرنعلبكي ريخته خنك نمود و آرام آرام به او نوشانيد، درست مانند پدري كه كودك عزيز خود را غذا ميدهد، روز بعد به عيادتش رفتيم زندگيش را سر و سامان داد، با تمام اعتقاد ميگويم مدرس در تمام طول تاريخ اين مملكت بينظير است.« به نقل از نشریه دوران »
حضرت آیت الله العظمی سید محمدهادی میلانی « قدس سرّه الشّریف »
پرفسور " برلون "، پزشک وجرّاح مسیحی مذهب در سال ۱۳۸۲ ه.ق یکی از جرّاحان تیم پزشکی مرحوم آیت الله العظمی سیّد محمّد هادی میلانی ( ره ) خاطره هائی از آن مرجع تقلید جهان تشیّع نقل نموده ازجمله عامل مسلمان شدن خودرا ایشان می داند ودر این خصوص چنین تعریف می کند :
« من پس از عمل جرّاحی سیّد ، پیش از آنکه ایشان از حالت بیهوشی بیرون بیایند مراقب بودم که وقتی به هوش می آید چه می گوید ( چرا که این مرحله از نظر پزشکان مرحله حسّاسی است ، شاید بیمار بعضی از اسرار زندگیش را هم بگوید ) ایشان آرام حرکت کرد ، درحالی که درآن لحظه نیز خدا خدا می گفت و با پروردگارش رازونیاز می کرد ، من تحت تأثیر این صحنهءشگفت انگیز به حقّانیّت آئین اسلام پی بردم و بدان گرویدم . »
جالب توجّه آنکه "دکتر برلون " پس از گرویدن به اسلام وصیت کرده بود اورا پس از مرگ در شهر مقدس مشهد دفن کنند که اکنون آرامگاه وی در قبرستان خواجه ربیع قرار دارد.
همچنین به برکت نفس مسیحائی مرحوم آیت الله میلانی دونفردیگرازمسیحیان نیزبه آئین اسلام گرویدند که شرح آن در " نامهء آستان قدس " چنین آمده است :
« " آقای کیورکی " و همسرش خانم " رافیک اسلانیان " در حضور سیّد مسلمان شدند . و با پیشنهاد ایشان اسم آقا به " علی " و خانمش نیز به " فاطمه " تغییر کرد . »
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|