تبليغاتX
یادداشت های پراکنده
 
یادداشت های خصوصی؛ دفاع از حریم مرجعیت شیعه ، مطالب اجتماعی -سیاسی وتاریخی
 

   آیت الله العظمی منتظری " دامت برکاته "

از آنجا که رفت وآمد در بین خانواده های ایرانی  بخصوص اقارب و نزدیکان  زیاد می باشد و حفظ حجاب  برای خانمها شاید مشکل باشد ، لذا برای آسان نمودن کار و نیز رعایت مسائل شرعی  از  صیغهء موقّت  ( که در عرف به صیغهء محرمیّت معروف است ) استفاده می نمایند ، لذا برای آگاهی از اینکه آیا اصولاً چنین عملی صحیح می باشد یا خیر ؟ و اینکه آثار به وجود آمدۀ ناشی از آن صحیح است یا  خیر؟ از 14 تن از مراجع معظّم تقلید و علماء بزرگوار {دامت برکاتهم} استفتاء به عمل آوردم و 10 نفر از این عزیزان پاسخ سؤالات رابرای بنده  ارسال نمودند که پاسخ معظّم ٌله به این شرح از نظر گرامتان می گذرد   :


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/30   توسط احمد رضائی  | 
اعتماد: در حالي که ماده 23 حمايت از خانواده اجازه شوهر از همسر اول براي ازدواج موقت را حذف کرده است، آيت الله صانعي فتوا داد؛«ازدواج مجدد مرد بدون اجازه همسر اول، خلاف شرع، حرام و معصيت است.»



ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/29   توسط احمد رضائی  | 
اخراج مجتهد مصري به خاطر صدور فتواي عجيب
اين مجتهد مصري چندي پيش فتوا داده بود كه اگر دو همكار (يك زن و يك مرد) در يك اتاق كه درب آن توسط فردي جز آنها باز نمي شود ، كار مي كنند ،بخواهند بين آنها محرميت ايجاد شود ، زن مي تواند پنج بار از شير خود به همكار مرد خود بدهد و بدين ترتيب آنها با هم محرم و حضورشان در يك اتاق ، شرعي مي شود . ۲۹ / ۶ /۱۳۸۶

ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/29   توسط احمد رضائی  | 
مصطفي انتظاري هروي – آيت الله العظمي يوسف صانعي از مراجع تقليد، در گفتگويي اختصاصي با «نخست» که در محل دفتر ايشان در مشهد صورت گرفت، در آستانه فرا رسيدن روز جوان، تأکيد کرد:


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/29   توسط احمد رضائی  | 

در گوشه‌‌اي در دل شهر حوزوي قم - مامن و موطن روحانيون شيعي- دفتر يك مرجع تقليد مركز تفسير تنازع فقه سنتي و پويا بود. مردي 70 ساله مانوس با فقه - دوست‌داشتني‌ترين گوهر دلرباي شيوخ روحاني - ميان دو مكتب فقه سنتي و فقه پويا هر دو را برگزيد و گفت: «اصلا فقه سنتي و فقه پويا با هم جنگ ندارند.» اما برخي از آيت‌الله العظمي شيخ يوسف صانعي به عنوان «فقيه مدافع فقه پويا» نام مي‌برند و از اين‌رو روحانيوني منتقد او هستند؛


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/29   توسط احمد رضائی  | 
حضرت آیةالله صانعی

                          باسلام خدمت حضرتعالي با توجه به اينكه حرمت ريش تراشي در نزد جنابعالي محرز نشده است


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/28   توسط احمد رضائی  | 
 

در حالي كه پيش از اين، منابع خبري از اقامت شيخ علي تهراني در خانه‌اي در كرج، تحت  نظارت نيروهاي امنيتي خبر مي‌دادند، كتاب «به سوي سرنوشت» كه به تازگي منتشر شده، از آزادي و سكونت وي در تهران خبر داده است وهم ‌زمان منابع تأييد ‌نشده‌اي از مرگ وي  در سكوت خبري در يك سال قبل خبر مي‌دهند.       

              شیخ علی تهرانی


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/28   توسط احمد رضائی  | 
 

 روز دوشنبه (22/5/86) در اخبار، مسأله ادعاي ارتباط فردي به نام عرفانيان با وجود مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ و دروغ‌ها و تهمت‌ها و انحراف‌هايي را که به وجود آورده براي مردم مطرح شد. من به ياد چند سال پيش افتادم که اين شخص، پنج نفر را از تهران به قم فرستاده بود که متأسفانه، يکي از آنان، روحاني پيري بود و بقيه از افراد کاسب و بازاري. در عصر يکي از روزها آنان به دفتر ما آمدند و گفتند: مي‌خواهيم با آقا ملاقات کنيم و مطلب بسيار مهم و خصوصي با ايشان داريم.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/28   توسط احمد رضائی  | 

                     

 

اما تقليد : تقليد بر دو قسم است : ممنوع و مشروع . يك نوع تقليد است كه به معنای پيروی كوركورانه از محيط و عادت است كه البته ممنوع‏ است و آن همان است كه در آيه قرآن به اين صورت مذمت شده : « انا وجدنا آباءنا علی امة و انا علی آثارهم مقتدون »{ سوره زخرف ، آيه 23 : [ ما پدران خود را بر يك راهی يافته‏ايم و خود نيز به آثار آنان اقتدا می‏كنيم ] } اينكه گفتم‏ تقليد بر دو قسم است : ممنوع ومشروع ، مقصود ازتقليد ممنوع تنها اين‏ تقليد كه تقليد كوركورانه از محيط و عادت آباء و اجداد است نيست ، بلكه می‏خواهم بگويم‏ همان تقليد جاهل از عالم و رجوع عامی به فقيه بر دو قسم است : ممنوع و مشروع .
اخيراً ( این سخنرانی توسط شهید بزرگوار آیت الله مطهری " ره "  حدود چهل روز بعد از ارتحال  ملکوتی بزرگ  مرجع تقلید جهان تشیع ، حضرت آیت الله العظمی حاج سید حسین بروجردی " اعلی الله مقامه الشّریف "  در اردیبهشت سال۱۳۴۰ایراد شده است وچون مردم مؤمن بدنبال مرجع تقلید بودند لذا شهید بزرگوار این مطالب را برای آگاهی بیشتر آنها بیان نموده است ) از بعضی مردم كه در جستجوی مرجع تقليد هستند گاهی اين كلمه را می‏شنوم كه می‏گويند می‏گرديم كسی را پيدا كنيم كه آنجا " سر بسپاريم " . می‏خواهم بگويم تقليدی كه در اسلام دستور رسيده " سر سپردن " نيست ، چشم‏ باز كردن و چشم بازداشتن است . تقليد اگر شكل " سر سپردن " پيدا كرد هزارها مفاسد پيدا می‏كند . در اينجا حديث مفصلی كه در اين زمينه هست و نوشته‏ام ، برای شما از رو می‏خوانم . جمله معروف « و اما من كان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدينه مخالفا علی هواه مطيعا لامر مولاه فللعوام ان يقلدوه »[ و اما هر يك از فقهاء كه خوددار و حافظ دين خود و مخالف هوای‏ نفس و مطيع فرمان مولای خود باشد عوام حق دارند از او تقليد كنند ] . 
كه از جمله سندهای تقليد و اجتهاد است جزء همين حديث است و شيخ انصاری‏ درباره اين حديث می‏گويد : آثار صدق از آن نمايان است . اين حديث در ذيل اين آيه كريمه است : « و منهم اميون لا يعلمون‏ الكتاب الا امانی و ان هم الا يظنون »( سوره بقره ، آيۀ ۷۸  ) . اين آيه در مقام مذمت عوام‏ و بی‏سوادان يهود است كه از علماء و پيشوايان دين خود پيروی و تقليد می‏كردند ، و دنباله آياتی است كه روش ناپسند علماء يهود را ذكر می‏كند . می‏فرمايد يك عده آنها همان مردم بی‏سواد و نادان بودند كه از كتاب‏ آسمانی خود چيزی جز يك رشته خيالات و آرزوها نمی‏دانستند و دنبال گمان و وهم می‏رفتند .

                 حديث امام صادق ( علیه السلام ) درباره تقليد ممنوع

در ذيل اين آيه اين حديث است كه شخصی به حضرت صادق ( علیه السلام ) عرض می‏كند كه عوام و بی‏سوادان يهود راهی نداشتند جز اينكه ازعلماء خود هر چه‏ می‏شنوند قبول كنند و پيروی نمايند . اگر تقصيری هست ، متوجه علماء يهود است . چرا قرآن عوام الناس بيچاره را كه چيزی نمی‏دانستند و فقط از علماء خود پيروی می‏كردند مذمت می‏كند ؟ چه فرقی بين عوام يهود و بين عوام‏ ما هست ؟ اگرتقليد و پيروی عوام از علماء مذموم است پس عوام ما نيز كه ازعلماء ما پيروی می‏كنند بايد مورد ملامت و مذمت قرار گيرند . اگر آنها نمی‏بايست قول علماء خود را بپذيرند اينها نيز نبايد بپذيرند . حضرت فرمود : « بين عوامنا و علمائنا و بين عوام اليهود و علمائهم فرق‏ من جهة و تسوية من جهة : اما من حيث استووا فان الله قد ذم عوامنا بتقليدهم علمائهم كما قد ذم عوامهم . و اما من حيث افترقوا فلا » . يعنی‏ عوام و علماء ما و عوام و علماء يهود از يك جهت فرق دارند و از يك‏ جهت مثل هم‏اند . از آن جهت كه مثل هم می‏باشند ، خداوند عوام را نيز به‏ آن نوع تقليد از علماء مذمت كرده و اما از آن جهت كه فرق دارند نه . آن شخص عرض كرد : يا ابن رسول الله توضيح بدهيد . فرمود : عوام يهود علماء خود را در عمل ديده بودند كه صريحا دروغ می‏گويند ، از رشوه پرهيز ندارند ، احكام و قضاءها را به خاطر رودربايستی‏ها و رشوه‏ها تغييرمی‏دهند ، می‏دانستند كه درباره افراد و اشخاص عصبيت به خرج می‏دهند ، حب‏ و بغض شخصی را دخالت می‏دهند ، حق يكی را به ديگری می‏دهند . آنگاه فرمود « واضطروا بمعارف قلوبهم الی ان من يفعل ما يفعلونه فهو فاسق لا يجوز ان‏ يصدق علی الله ولاعلی الوسائط بين الخلق و بين الله » . يعنی به حكم‏ الهامات فطری عمومی كه خداوند در سرشت هر كس تكوينا قرار داده‏ می‏دانستند كه هر كس كه چنين اعمالی داشته باشد نبايد قول او را پيروی‏ كرد ، نبايد قول خدا و پيغمبران خدا را با زبان او قبول كرد . در اينجا امام می‏خواهد بفرمايد كه كسی نگويد كه عوام يهود اين مسأله را نمی‏دانستند كه نبايد به قول علمائی كه خودشان برخلاف دستورهای دين عمل‏ می‏كنند عمل كرد . زيرا اين مسأله ، مسأله‏ای نيست كه كسی نداند . دانش اين مسأله را خداوند در فطرت همه افراد بشر قرار داده و عقل همه كس اين را می‏داند .
به اصطلاح اهل منطق ، از جمله قضايا قياساتها معها است ، دليلش با خودش است . كسی كه فلسفه وجوديش پاكی و طهارت و ترك هوا و هوس است‏ اگر دنبال هوا و هوس و دنياپرستی برود ، به حكم تمام عقول بايد سخن او را نشنيد . بعد فرمود : « و كذلك عوام امتنا اذا عرفوا من فقهائهم الفسق الظاهر ، و العصبية الشديده ، و التكالب علی حطام الدنيا و حرامها ، و اهلاك من يتعصبون‏ عليه و ان كان لاصلاح امره مستحقا ، و بالترفق بالبر و الاحسان علی من‏ تعصبوا له و ان كان للاذلال و الاهانة مستحقا . فمن قلدمن عوامنا مثل هؤلاء فهم »« مثل اليهود الذين ذمهم الله بالتقليد لفسقة فقهائهم » ( احتجاج طبرسی ، ج ۲ ص ۲۶۳، به نقل از تفسير منسوب به امام حسن‏ عسكری عليه السلام . و بجای " بالترفق " " بالترفرف " آورده است . ) . يعنی : و به همين منوال است حال عوام ما . اينها نيز اگر در فقهاء خود ، اعمال خلاف ، تعصب شديد ، تزاحم بر سر دنيا ، طرفداری از طرفداران خود هر چند ناصالح باشند ، كوبيدن مخالفين خود هر چند مستحق احسان و نيكی‏ باشند ، اگر اين اعمال را در آنها حس كنند و بازهم چشم خود را ببندند و از آنها پيروی كنند عينا مانند همان عوام يهودند و مورد مذمت و ملامت‏ هستند .
پس معلوم می‏شود كه تقليد ممدوح و مشروع " سر سپردن " و چشم بستن‏ نيست ، چشم باز كردن و مراقب بودن است و اگر نه ، مسؤليت و شركت در جرم است . 

انديشه عوامانه كريت و اعتصام علماء

بعضی از مردم خيال می‏كنند كه تأثير گناه در افراد يكسان نيست ، در مردم عادی گناه تأثير دارد و آنها را از تقوا و عدالت ساقط می‏كند ولی در طبقه علماء تأثيری ندارد ، آنها يك نوع " كريت " و يك نوع " اعتصام‏ " دارند ، نظير فرقی كه بين آب قليل و آب كثير است كه آب كثير اگر به قدر كر شد ديگر از نجاست منفعل نمی شود ، در صورتی كه اسلام برای احدی‏ كريت و اعتصام قائل نيست ، حتی برای شخص پيغمبر اكرم ( ص ) . چرا می‏گويد : « قل انی اخاف ان عصيت ربی عذاب يوم عظيم »ای پيغمبر ! بگو خود من نيز اگر معصيت كنم از عذاب روز بزرگ بيمناكم . چرا می‏فرمايد : « لئن اشركت ليحبطن عملك »اگر نوعی شرك در كار تو وارد شود عملت‏
تباه خواهد شد . همه اينها برای اين تعليم است كه تبعيضی در كار نيست ، كريت و اعتصامی برای احدی نيست .
داستان موسی و عبد صالح كه در قرآن كريم آمده داستان عجيبی است . يك‏ نكته بزرگ كه از اين داستان استفاده می‏شود اين است كه تابع و پيرو تا آنجا تسليم متبوع و پيشوا است كه اصول و مبادی و قانون ، نشكند و خراب‏ نشود . اگر ديد آن متبوع ، كاری برخلاف اصول و مبانی انجام می‏دهد نمی‏تواند سكوت كند . گو اينكه در اين داستان ، عملی كه عبد صالح كرد از نظر خود او كه افق وسيعتری را می‏ديد و به باطن موضوع توجه داشت برخلاف‏ اصول نبود بلكه عين وظيفه و تكليف بود ، ولی سخن در اينست كه چرا موسی‏ صبر نمی‏كرد و زبان به انتقاد می‏گشود ، با اينكه وعده می‏داد و به خود تلقين می‏كرد كه اعتراض نكند بازهم اعتراض و انتقاد می‏كرد . نقص كار موسی در اعتراض و انتقاد نبود ، در اين بود كه به رمزم مطلب و باطن كار آگاه نبود . البته اگر به رمز مطلب آگاه می‏شد اعتراض نمی‏كرد . و مايل‏ بود كه برسد به رمز مطلب ، ولی مادامی كه از نظر او عملی برخلاف اصول و قانون الهی است ايمان او به او اجازه نمی‏دهد سكوت كند . بعضی گفته‏اند اگر تا قيامت عمل عبد صالح تكرار می‏شد موسی از اعتراض و انتقاد بازنمی‏ايستاد مگر آنكه به رمز مطلب آگاه می‏شد . موسی به او می‏گويد : « هل اتبعك علی ان تعلمن مما علمت رشدا »؟ يعنی‏ آيا اجازه می‏دهی ازتوپيروی كنم تا مرا تعليم كنی ؟ اومی ‏گويد  انك لن تستطيع معی صبرا تو نخواهی توانست در مصباحت من طاقت بياوری‏ و نسبت به آنچه می‏بينی سكوت كنی . بعد خود او علت را به خوبی توضيح‏ می‏دهد : « و كيف تصبر علی ما لم تحط به خبرا »؟ مگر تو وقتی كه ببينی‏ عملی برخلاف صورت می‏گيرد و از سر و رمز مطلب آگاه نباشی صبرخواهی كرد ؟ ! موسی گفت : « ستجدنی إن شاءالله صابرا و لا اعصی لك امرا ». اميدوارم‏ اگر خدا بخواهد صبر كنم و امر تو را مخالفت نكنم . موسی نگفت چه به رمز مطلب پی ببرم و چه نبرم صبر خواهم كرد ، همينقدر گفت اميدوارم اين تحمل‏ در من پيدا شود . البته اين تحمل آنوقت برای موسی پيدا می‏شود كه از رمز مطلب آگاه گردد . بعد او خواست صريحتر از موسی قول بگيرد كه حتی اگر به‏ رمز مطلب هم پی نبری سكوت كن و اعتراض نكن تا وقتی كه موقعش برسد خودم توضيح دهم : « قال فان اتبعتنی فلا تسئلنی عن شی‏ء حتی احدث لكن منه‏
ذكرا ». يعنی اگر دنبال من آمدی هر چه ديدی سكوت كن ، بعد من خودم‏ توضيح می‏دهم . در اينجا ديگر آيه كريمه ندارد كه موسی پذيرفت . در آيه‏ همين قدر دارد كه بعد با هم راه افتادند و رفتند تا آخر داستان كه كم و بيش همه شنيده‏ايد .
به هر حال خواستم عرض كرده باشم كه تقليد جاهل از عالم ، سر سپردگی‏ نيست . تقليد ممنوع جاهل از عالم همان است كه شكل سرسپردگی پيدا كند و به صورت " جاهل را بر عالم بحثی نيست ، ما ديگر نمی‏فهميم ، شايد تكليف شرعی چنين و چنان اقتضاء كرده باشد " و امثال اينها ادا می‏شود . اين داستان را به عنوان شاهد و تأييدی بر مطلب آن حديث امام صادق ( ع‏ ) عرض كردم .                                             

                                                ده گفتار ( اجتهاد در اسلام ) - صص ۱۱۰ تا ۱۱۶

                                                             با تشکر از سایت شهید آوینی

  نوشته شده در  86/05/28   توسط احمد رضائی  | 

                                              

يك جريان مهم و خطرناكی را كه در عالم تشيع در چهار قرن پيش‏ تقريبا ، در موضوع اجتهاد پيدا شد بايد ذكر كنم و آن ، موضوع " اخباريگری " است . و اگرگروهی از علماء مبرز و دلير نبودند و جلو اين‏ جريان نمی‏ايستادند و آنرا نمی‏كوبيدند معلوم نبود كه امروز چه وضعی داشتيم‏ .
مكتب اخباريگری بيش از چهار قرن از عمرش نمی‏گذرد . مؤسس اين مكتب‏ مردی است به نام ملا امين استرآبادی كه شخصا مرد باهوشی بوده و اتباع‏ زيادی از علماء شيعه پيدا كرد .
خود اخباريين مدعی هستند كه قدمای شيعه تا زمان " صدوق " ، همه مسلك اخباری داشتند . ولی‏ حقيقت اينست كه  اخباريگری به صورت يك مكتب با يك سلسله اصول معين‏ كه منكر حجيت عقل باشد ، و همچنين حجيت و سنديت قرآن را به بهانه‏ اينكه فهم قرآن مخصوص اهل بيت پيغمبر است و وظيفه ما رجوع به احاديث‏ اهل بيت است منكر شود ، و همچنين بگويد اجماع ، بدعت اهل تسنن است‏ پس از ادله اربعه يعنی كتاب و سنت و اجماع و عقل ، تنها سنت حجت‏ است ، و همچنين مدعی شود كه همه اخباری كه در كتب اربعه يعنی " كافی‏ " و " من لا يحضره الفقيه " و " تهذيب " و " استبصار " آمده صحيح‏ و معتبر بلكه قطعی الصدور است ، خلاصه مكتبی با اين اصول ، پيش از چهار قرن پيش وجود نداشته است . شيخ طوسی در كتاب " عده الاصول " از گروهی از قدما به عنوان " مقلده‏ " ياد می‏كند و انتقاد می‏نمايد ، ولی آنها مكتبی از خود نداشته‏اند . علت‏ اينكه شيخ آنها را مقلده می‏خواند اينست كه در اصول دين هم به اخبار استدلال كرده‏اند .
به هر حال مكتب اخباريگری ضد مكتب اجتهاد و تقليد است . آن اهليت و صلاحيت و تخصص فنی كه مجتهدين قائلند او منكر است ، تقليد غير معصوم را حرام می‏داند . به حكم اين مكتب چون حجت و سند ، منحصر به احاديث است‏ و حق اجتهاد و اعمال نظر هم نيست ، مردم موظفند مستقيما به متون مراجعه‏ كنند و به آنها عمل نمايند و هيچ عالمی را به عنوان مجتهد و مرجع تقليد واسطه قرار ندهند .
ملا امين استرآبادی كه مؤسس اين مكتب است و شخصا مردی با هوش و مطالعه كرده و مسافرت رفته بود كتابی دارد به نام " الفوائد
المدنيه " . در آن كتاب با سرسختی عجيبی به جنگ مجتهدين آمده . مخصوصا سعی دارد كه حجيت عقل را منكر شود . مدعی است كه عقل فقط در اموری كه‏ مبدأ حسی دارند يا قريب به محسوسات می‏باشند ( مثل رياضيات ) حجت است‏ . در غير اينها حجت نيست . از قضا اين فكر تقريبا مقارن است با پيدايش فلسفه حسی در اروپا .
آنها در علوم حجيت عقل را منكر شدند و اين مرد در دين منكر شد . حالا اين‏ فكر را اين مرد از كجا آورد ؟ آيا ابتكار خودش بود يا از كسی ديگر گرفته‏ ؟ معلوم نيست .

يادم هست در تابستان سال ۱۳۲۲ شمسی كه بروجرد رفته بودم و آنوقت هنوز مرحوم آية الله بروجردی اعلی الله مقامه در بروجرد بودند و به قم نيامده‏ بودند يكروز سخن از همين فكر اخباريين شد . ايشان در ضمن انتقاد از اين‏ فكر فرمودند كه پيدايش اين فكر در ميان اخباريين اثر موج فلسفه حسی بود كه در اروپا پيدا شد . اين را من آنوقت از ايشان شنيدم ، بعد كه به قم‏
آمدند و درس اصول ايشان به اين مبحث يعنی مبحث حجيت قطع رسيد من‏ انتظار داشتم دوباره اين مطلب را از ايشان بشنوم ولی متأسفانه چيزی‏ نگفتند . الان نمی‏دانم كه اين فقط حدسی بود كه ايشان ابراز می‏داشتند يا مدركی داشتند ، من خودم تاكنون به مدركی بر نخورده‏ام و بسيار بعيد می‏دانم‏ كه اين فكر حسی در آنوقت از غرب به شرق آمده باشد . ولی از طرف ديگر ايشان هم بی‏مدرك سخن نمی‏گفتند . اكنون متأسفم كه چرا از ايشان استفسار نكردم .

مبارزه با اخباريگری

به هر حال اخباريگری نهضتی بود بر ضديت عقل . جمود و خشكی عجيبی بر اين مسلك حكم فرما است . خوشبختانه افراد رشيدی مانند وحيد بهبهانی‏ معروف به " آقا " كه آقايان آل آقا از نسل ايشان هستند ، و شاگردان‏ ايشان ، و بعد مرحوم حاج شيخ مرتضی انصاری اعلی الله مقامه با اين مسلك‏ مبارزه كردند .
وحيد بهبهانی در كربلا بود . در آنوقت صاحب " حدائق " هم كه اخباری‏ متبحری است ، در كربلا بود و هر دو حوزه درس داشتند . وحيد مسلك اجتهاد داشت و صاحب " حدائق " مسلك اخباری ، و قهرا مبارزه سختی بود .
بالاخره وحيد بهبهانی ، صاحب حدائق را شكست داد . می‏گويند شاگردهای مبرز وحيد بهبهانی از قبيل كاشف الغطاء و بحر العلوم و سيد مهدی شهرستانی ، همه ، اول شاگرد صاحب حدائق بودند و بعد آمدند به درس وحيد و درس‏ صاحب حدائق را ترك كردند .
ولی البته صاحب حدائق يك اخباری ملايمی است ، خودش مدعی است كه‏ مسلك او با مسلك مرحوم مجلسی يكی است ، متوسط بين اخباری و اصولی است‏ ، به علاوه مردی متقی و خدا ترس و با ايمان بوده ، با همه اينكه وحيد بهبهانی با شدت با او مبارزه كرد و نماز جماعت خواندن با او را منع كرد ، او برعكس می‏گفت نماز جماعت با آقای وحيد صحيح است ، و می‏گويند وقت‏ مردن وصيت كرد كه نماز ميت او را وحيد بهبهانی بخواند . مبارزه شيخ انصاری از اين جهت بود كه يك پی‏ريزی متقنی برای علم اصول فقه كرد كه می‏گويند خودش می‏گفت اگر امين استرآبادی زنده بود اصول من را می‏پذيرفت .
البته مكتب اخباری در اثر اين مقاومتها شكست خورد و الان جز در گوشه و كنارها پيروانی ندارد ، ولی همه افكار اخباريگری كه به سرعت و شدت بعد از پيدايش ملا امين در مغزها نفوذ كرد و در حدود دويست سال كم و بيش‏ سيادت كرد ، از مغزها بيرون نرفته ، الان هم می‏بينيد خيلی‏ها تفسير قرآن‏ را اگر حديثی در كار نباشد جايز نمی‏دانند . جمود اخباريگری در بسياری از مسائل اخلاقی و اجتماعی و بلكه پاره‏ای مسائل فقهی هنوز هم حكومت می‏كند . فعلا مجال شرح و بسط نيست .
يك چيز كه باعث رشد و نفوذ طرز فكر اخباری در ميان مردم عوام می‏شود آن جنبه حق به جانب عوام‏پسندی است كه دارد ، زيرا صورت حرف اينست كه‏ می‏گويند ما از خودمان حرفی نداريم ، اهل تعبد و تسليم هستيم ، ما جز قال‏ الباقر ( ع ) و قال الصادق ( ع ) سخنی نداريم ، از خودمان حرف نمی‏زنيم ، حرف معصوم را می‏گوئيم .
شيخ انصاری در " فرائد الاصول " مبحث برائت و احتياط ، از سيد نعمة الله جزايری كه مسلك اخباری دارد نقل می‏كند كه می‏گويد : " آيا هيچ‏ عاقلی احتمال می‏دهد كه در روز قيامت يك بنده‏ای از بندگان خدا را ( يعنی‏ يك اخباری را ) بياورند و از او بپرسند تو چگونه عمل می‏كردی و او بگويد به فرمايش معصومين عمل می‏كردم و هر جا كه كلام معصوم نبود احتياط می‏كردم‏
و آنوقت يك همچو آدمی را ببرند به جهنم و از آن طرف يك آدم لا قيد و بی‏اعتنا به سخن معصوم ( يعنی يك نفر اصولی و پيرو مسلك اجتهاد ) را كه‏ هر حديثی را به يك بهانه طرد می‏كند ببرند بهشت ! حاشا و كلا " . جوابی كه مجتهدين می‏دهند اينست كه اينگونه تعبد و تسليمها ، تسليم به‏
قول معصوم نيست ، تسليم به جهالت است . اگر واقعا محرز بشود كه معصوم‏ سخنی گفته ما هم تسليم هستيم ولی شما می‏خواهيد جاهلانه به هر چه می‏شنويد تسليم شويد . در اينجا برای نمونه كه فرق بين طرز فكر جامد اخباری و فكر اجتهادی معلوم شود مطلبی را كه اخيراً برخورده‏ام ذكر می‏كنم .

يك نمونه از دو طرز تفكر

در احاديث زيادی امر شده تحت الحنك هميشه در زير گلو افتاده باشد ، نه در حال نماز فقط بلكه در همه احوال . يكی از آن احاديث اينست : « الفرق بين المؤمنين و المشركين التلحی » . يعنی فرق بين مسلمان و مشرك‏ تحت الحنك در زير گلو انداختن است . عده‏ای اخباريين به اين حديث و امثال آن تمسك كرده می‏گويند هميشه بايد تحت الحنك افتاده باشد . ولی مرحوم ملا محسن فيض با اينكه به اجتهاد خوشبين نبوده ، در " وافی " باب الزی و التجمل ، اجتهادی دارد ، می‏فرمايد در قديم مشركين شعاری داشتند كه تحت الحنك را به بالا می‏بسته‏اند و نام   اين عمل "اقتعاط" می‏گذاشته‏اند . اگر كسی اين كار را می‏كرد معنايش اين بود كه من جزء آنها هستم .اين حديث دستور مبارزه‏ و عدم پيروی از آن شعار را می‏دهد . ولی امروز ديگر آن شعار از بين رفته‏ پس موضوعی برای اين حديث باقی نيست . حالا برعكس چون همه تحت الحنك‏ را به بالا می‏بندند، اگر كسی تحت الحنك را در زير چانه چرخ بدهد حرام است ، زيرا لباس شهرت می‏شود و لباس شهرت حرام است .
در اينجا جمود اخباريگری حكم می‏كند كه بگوئيم در متن اين حديث دستور تحت الحنك انداختن رسيده و ديگر فضولی است كه ما در اطراف آن حرف‏ بزنيم و نظر بدهيم و اجتهاد كنيم . ولی فكر اجتهادی می‏گويد ما دو دستور داريم : يكی دستور احتراز از اشعار مشركين كه روح مضمون اين حديث است ، و يكی دستور ترك لباس شهرت . در ايامی كه آن شعار در دنيا موجود بوده‏ و مسلمانها از آن شعار احتراز می‏كرده‏اند ، بر همه واجب بوده كه تحت‏ الحنك بيندازند ، ولی امروز كه آن موضوع از بين رفته و از شعار بودن‏ خارج شده و در عمل هيچكس تحت الحنك نمی‏اندازد ، اگر كسی اين كار را بكند مصداق لباس شهرت است و حرام است . اين يك نمونه بود كه خواستم‏ عرض كنم . امثال اين زياد است .
از وحيد بهبهانی نقل شده كه فرمود يك وقت هلال ماه شوال به تواتر ثابت شد . اينقدر افرادی آمدند و گفتند ما ماه را ديديم كه برای من يقين‏ حاصل شد . من حكم كردم كه امروز عيد فطر است . يكی از اخباريين به من‏ اعتراض كرد كه تو خودت نديده‏ای و اشخاص مسلم العدالة هم شهادت‏ نداده‏اند ، چرا حكم كردی ؟ گفتم متواتر است و از تواتر برای من يقين‏ پيدا شد . گفت در كدام حديث وارد شده كه تواتر حجت است ؟ ! ايضا وحيد می‏گويد : جمود اخباريها به اين حد است كه اگر فرضا مريضی‏ رفته باشد پيش يكی از ائمه و آن امام به او فرموده باشد آب سرد بخور ، اخباريها به همه مريضهای دنيا خواهند گفت هر وقت مريض شدیدو هر مرضی پيدا كرديد علاجش آب سرد است ، فكر نمی‏كنند كه اين دستور مخصوص حال آن مريض بوده نه همه مريضها . ايضا معروف است كه بعضی اخباريها دستور می‏دادند كه به كفن ميت‏ شهادتين بنويسند و به اين صورت بنويسيد اسماعيل يشهد ان لا اله الا الله‏ يعنی اسماعيل شهادت می‏دهد به وحدانيت خدا حال چرا شهادت را به نام‏ اسماعيل بنويسند ، زيرا در حديث وارد شده كه حضرت صادق ( ع )دركفن‏فرزندشان اسماعيل به اين عبارت نوشته بودند . اخباريين فكر نمی‏كردند كه در كفن اسماعيل كه اينطور می‏نوشتند چون اسم‏ او اسماعيل بود . حالا كه مثلا حسن قلی بك مرده چرا اسم خودش را ننويسيم‏ و اسم اسماعيل را بنويسيم ؟ ! اخباريين می‏گفتند اينها ديگر اجتهاد و اعمال نظر و اتكاء به عقل است . ما اهل تعبد و تسليم و قال الباقر( ع ) و قال الصادق ( ع ) می‏باشيم ، از پيش خود دخالت نمی‏كنيم .
            کتاب ده گفتار( اجتهاد در اسلام ) شهید آیت الله استاد مطهری صص ۱۰۳ تا ۱۱۰

                                                              با تشکر از سایت شهید آوینی

  نوشته شده در  86/05/28   توسط احمد رضائی  | 
خداوند مرحوم آقا را رحمت کنند سوالي داشتم و آن هم در مورد وصيتنامه ايشان بود. توصيه مؤکد ايشان در مورد جايگاه لندن در دنيا به چه علت است؟ راستش کمي سؤال برانگيز است چون شهرها و پايتختهاي بزرگ ديگري هستند که اهميت بيشتري از لندن در اروپا و دنيا دارند ولي مرحوم آقا به لندن توجه ويژه اي مبذول داشتند
ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/28   توسط احمد رضائی  | 

ميل دارم که در لندن موسسه‌اي براي ترويج مکتب اهل بيت عليهم السلام و نشر معارف شيعه اثني عشريه تأسيس گردد


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/28   توسط احمد رضائی  | 

       

حضرت امام خمینی " ره "  :

((اگر چنانچه شرافت زمان به واسطۀ حادثه ای است که درآن زمان واقع می شود ، باید عرض کنم که روز بعثت رسول اکرم در سرتاسر دهر « من الازل الی الابد » روزی شریفتر ازآن نیست برای اینکه حادثه ای بزرگتر از این حادثه اتفاق نیفتاده ، حوادث بسیار بزرگ در دنیا اتفاق افتاده است ، بعثت انبیاءبزرگ ، انبیاءالوالعزم وبسیاری از حوادث بسیار بزرگ ، لکن حادثه ای بزرگتر از بعثت رسول اکرم نشده است و تصور هم ندارد که بشود زیرا که بزرگتر از رسول اکرم در عالمِ وجود نیست غیراز ذات مقدس حق تعالی و حادثه ای بزرگتر از بعثت او هم نیست .))

۲۷ رجب المرجب ،  یکهزارو چهارصدو چهل ویکمین سالروز بعثت حضرت خاتم الانبیاء والمرسلین حضرت محمّد بن عبدالله" صلّی الله علیه وآله وسلّم "بر همۀ مسلمین و ییروان آن پیامبرعظیم الشّأن خجسته و مبارک باد.

                                                          "   یادداشت های پراکنده  "

  نوشته شده در  86/05/19   توسط احمد رضائی  | 

                   

حضرت امام خمینی " ره "  :

(( آن چیزی که ما در روز مبعثت باید توجه به آن بکنیم این است که با بعثت رسول خدا برای این است که راه ظلم را به مردم بفهماند ، برای اینکه مردم بتوانند با قدرت های بزرگ مقابله کنند .بعثت برای این است که اخلاق مردم را، تفوس مردم را، ارواح مردم را واجسام مردم را، تمام اینها را از ظلمت هانجات بدهد ، ظلمات را بکلی کنار بزندوبه جای او مور بنشاند، ظلمت جهل راکنار بزند و به جای او نور عمل بیاورد ، ظلمت ظلم را به کنار بزند و به جای او عدالت بگذارد ، نور عدالت را به جای او بگذارد و راه اورا به ما فهمانده است ، فهمانده است که تمام مردم ، تمام مسلمین برادر هستند و باید باهم وحدت داشته باشند ، تفرق نداشته باشند .))

  نوشته شده در  86/05/19   توسط احمد رضائی  | 
  

محسن آرمین، سخنگوی مجاهدین انقلاب در پاسخ به عضو شورای نگهبان؛كساني بايد توبه كنند كه ۷۰۰ هزار رأي مردم را باطل كردند .


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/19   توسط احمد رضائی  | 

هيچ کس شمار روزهاي نصرتش از پيغمبر صلي الله عليه و آله و دعوت او و ياري حق به اين شمار نرسيد. ابوطالب عليه السلام به واسطه فداکاري‌هاي عجيب و مواجهه محکم با دشمنان دين خدا، آنان را از خاموش کردن نور الهي بازداشت.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/18   توسط احمد رضائی  | 

هيچ کس شمار روزهاي نصرتش از پيغمبر صلي الله عليه و آله و دعوت او و ياري حق به اين شمار نرسيد. ابوطالب عليه السلام به واسطه فداکاري‌هاي عجيب و مواجهه محکم با دشمنان دين خدا، آنان را از خاموش کردن نور الهي بازداشت.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/18   توسط احمد رضائی  | 

خبرگزاري فارس: سبز شدن دوباره درخت سپيدار خشكيده‌اي كه نام شهداي مقاومت لبنان روي آن نصب شده،‌ هزاران گردشگر را كه از سراسر دنيا براي ديدن آن به شهر "بنت جبيل" مي‌روند به شگفتي واداشته است.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/18   توسط احمد رضائی  | 

                   

سالروز شهادت هفتمین پیشوای مظلوم شیعیان جهان ، حضرت باب الحوائج اباالحسن امام موسی بن جعفر الکاظم ( علیه السلام ) بر عاشقان ومحبین خاندان عصمت وطهارت تسلیت باد.

                                                                                «  یادداشتهای پراکنده  »

  نوشته شده در  86/05/18   توسط احمد رضائی  | 
                     گفت‌وگوی روزنامۀشرق با ربابه صدر، خواهر امام موسي صدر

 با مسافر تازه از لبنان رسيده از هر دري سخن گفتيم؛ از نقش حزب الله در تحولات لبنان تا مسائل و دغدغه هاي روز زن ايراني و مسلمان. ربابه صدر هنگامي که از سيدحسن نصرالله مي گويد، مي توان به وضوح برق خوشحالي و رضايت و در عين حال دل نگراني خواهرانه او را نسبت به رهبر حزب الله در نگاه او يافت.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/16   توسط احمد رضائی  | 
 

            

                                          نگاهي به مبارزات آيت‌الله مشكيني


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/16   توسط احمد رضائی  | 
     

 ۱۶/ ۵ / ۱۳۸۶ - سرويس فقه و حقوق - حقوق اجتماعي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا):

دكتر غلامحسين الهام وزير دادگستري در حاشيه‌ي مراسم توديع و معارفه‌ء رئيس سازمان تعزيرات حكومتي در جمع خبرنگاران درباره‌ءلايحه‌ءتمديد اجراي آزمايشي قانون مجازات اسلامي، اظهار داشت: اميدواريم امروز هم فوريت و هم اصل اين قانون در مجلس تصويب شود.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/16   توسط احمد رضائی  | 
‏نامه سرگشاده جمعي از شاگردان و علاقه مندان آيت الله العظمي منتظري ‏
‏خطاب به دبير كل سازمان ملل متحد‏
‏در محكوميت فتواي اخير جمعي از مفتيان وهابي مسلك عربستان

ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/15   توسط احمد رضائی  | 

ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/15   توسط احمد رضائی  | 

ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/15   توسط احمد رضائی  | 
ملا‌ك سوابق گذشته است به معناي اينكه سوابقي در پرونده اينها ذكر شده، يا در جايي موضعي گرفتند، يا اظهارنظري كردند كه بايد درباره‌اش توضيح دهند. همچنين بايد معلوم شود اين سوابق در چه موردي كاربرد دارد.
ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/15   توسط احمد رضائی  | 

کتاب "ساواک" با هدف تحلیل و بررسی تاریخچه، عملکرد و ساختار سازمان اطلاعات و امنیت کشور رژیم پهلوی، توسط مظفر شاهدی و با پیشیبانی و حمایت موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی در 885 صفحه و 22 فصل منتشر شد.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/15   توسط احمد رضائی  | 

                                        نامۀ حجت الاسلام شیخ علی تهرانی به امام خمینی  ( ره )

    بسم الله الرّحمن الرحیم

 

روزنامۀ محترم انقلاب اسلامی  :

نامه ای به امام  نوشته و پیرو آن را به امّت می دهم و تقاضا دارم که در اوّلین شماره چاپ  نمائید و نیز به استناد این نامه اجازه داریدآن را به تمام جرائد و روزنامه ها برای چاپ بسپارید .    

              

         علی تهرانی مشهد مقدس  25  / 10  /  1358


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/11   توسط احمد رضائی  | 

درپی انتشار مطلبی با عنوان « رفتار متفاوت آيت‌الله منتظري و شيخ‌علي تهراني با امام جمعه شدن آيت‌الله خامنه‌اي » در سایت بازتاب و از آنجاکه من به نقل دقیق تاریخ به خصوص تاریخ انقلاب اسلامی حساس می باشم لذا با توجه به اینکه گفته شده بود شیخ علی تهرانی ( شوهر خواهر مقام رهبری و عضو مجلس تدوین قانون اساسی و کسی که به خاطر موضع گیری هایش اورا طرد نموده ووی از عراق و دامان منافقین و صدام سر درآورد ) در بهمن ماه ۱۳۵۸ نامه ای در روزنامهء مجاهد منتشر و مطالبی بیان داشته است ، برآن شدم تا با درج نامهء او به حضرت امام خمینی ( ره ) و ملت شریف ایران و پاسخ شهید بهشتی و آقایان خامنه ای و هاشمی رفسنجانی که مخاطبان اصلی وی در این نامه هستند ( جریان ایرانی الاصل نبودن جلال الدین فارسی برای کاندیداتوری اولین انتخابات ریاست جمهوری ونیز انتصاب آیت الله خامنه ای به امامت جمعهء تهران بعد از فقیه عالیقدر و...) دراین رابطه برگی از تاریخ انقلاب اسلامی را ورق زده تا شما ملاحظه نمائید ادبیات بکار رفته در موضع گیری های مطرح شده به خصوص در کلام آقای خامنه ای در سال ۱۳۵۸ با سالهای ۱۳۶۸ و۱۳۷۳ و۱۳۷۶ و ...تفاوتی ننموده است ؛


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/11   توسط احمد رضائی  | 
 

‏35 - حمايت از رؤساي ساواك !
‏ ‏ادعاي بولتن : "حمايت منتظري از يكي از رؤساي‏ ‏ساواك ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏مطلب مورد ذكر در بولتن درباره مقدم رئيس ساواك است ; بدون ترديد ذكر‏ ‏جهات مثبت ديگران چه ساواكي و چه غير آن به معني حمايت از آنان نيست ، اصل‏ ‏مطلب چنين است :
‏ ‏"نصيري يك خصوصياتي داشت مقدم يك جور خصوصيات ديگري ، مقدم‏ ‏خودش مي‎گفت من سابقا طلبه بوده ام ، از صحبت هايش هم پيدا بود كه مقداري درس‏ ‏طلبگي خوانده ، يك عرق مذهبي هم داشت ، با كمونيست ها خيلي بد بود و براي‏ ‏روحانيت احترام قائل بود; يك داستان را آقاي قاضي خرم آبادي نقل مي‎كرد و‏ ‏مي‎گفت : "قبل از انقلاب كه من در خرم آباد بودم يكي از علماي لرستان كه نفوذ محلي‏ ‏هم داشت مقداري در رابطه با ترويج از امام و مسائل انقلاب فعاليت مي‎كرد و با ما‏ ‏همراه بود، ساواك لرستان از طريق شنود تلفن هاي او كشف كرده بود كه گويا با زني‏ ‏مربوط است او را صيغه كرده يا بنا بوده صيغه كند، خلاصه ساواك خرم آباد براي مقدم‏ ‏كه رئيس ساواك بود گزارش كرده بود كه اين سوژه خوبي است و ما مي‎توانيم با افشاي‏ ‏اين قضيه آبروي فلاني را ببريم ، مقدم گفته بود نه اين كار را نكنيد، براي اين كه اصل‏ ‏روحانيت كه محفوظ باشد ما مردم را حفظ كرده ايم ، اگر در امور ديني بدبيني در‏ ‏جامعه درست شود اين به ضرر است و باعث مي‎شود كه ماركسيست ها و كمونيست ها‏ ‏در منطقه تقويت شوند." بالاخره بعضي از آنها كه افراد فهميده اي بودند روي اين‏ ‏مسائل حساب مي‎كردند، خود مقدم در زندان هم كه با ما صحبت مي‎كرد مي‎گفت : من‏ ‏با مشي نصيري و پاكروان مخالفم ; ولي بالاخره آقاي خلخالي مقدم را نيز اعدام كرد."‏ ‏


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/05/11   توسط احمد رضائی  | 
  POWERED BY BLOGFA.COM