یادداشت های خصوصی؛ دفاع از حریم مرجعیت شیعه ، مطالب اجتماعی -سیاسی وتاریخی |
از آنجا که رفت وآمد در بین خانواده های ایرانی بخصوص اقارب و نزدیکان زیاد می باشد و حفظ حجاب برای خانمها شاید مشکل باشد ، لذا برای آسان نمودن کار و نیز رعایت مسائل شرعی از صیغهء موقّت ( که در عرف به صیغهء محرمیّت معروف است ) استفاده می نمایند ، لذا برای آگاهی از اینکه آیا اصولاً چنین عملی صحیح می باشد یا خیر ؟ و اینکه آثار به وجود آمدهء ناشی از آن صحیح است یا خیر؟ از 14 تن از مراجع معظّم تقلید و علماء بزرگوار {دامت برکاتهم} استفتاء به عمل آوردم و 10 نفر از این عزیزان پاسخ سؤالات را ارسال نمودند که ذیلاًاز نظر گرامتان می گذرد . ( ابتدا سؤ ال درج می شود و سپس فتوای هریک از ایشان زیر آن درج می گردد ) :
فردی برای سهولت در رفت و آمد شوهر خواهرش به منزلشان و برای ایجاد رابطهء محرمیّت وی با همسرش دختر نوزاد خودرا به عقد موقّت ( یک ساعته ) وی که شوهر عمّه اش محسوب مشود درآورد و پس از انقطاع مدّت مذکور چنین استنباطی صورت گرفت که همسرش به شوهر خواهروی محرم شده است ، لذا با توجّه به موضوع بیان شده مستدعی است پاسخ خود را مرقوم فرمائید :
سایت عراقی «نهرین» از فتوای برخی مفتیان سعودی برای انهدام ضریح مبارک امام حسین(ع) و زینب کبری(س) خبر داد.
به گزارش سرویس بیناللمل «بازتاب»، این سایت با اشاره به شادی برخی گروههای سلفی از دو تعرض پیاپی به حرم عسکریين(ع) نوشت: به تازگي شهرهای عربستان سعودی شاهد نسخههایی از فتاوای علمای وهابی و توزیع آنها بودهاند که خواستار انهدام ضریحها و قبور شده و از آنها به عنوان نشانه شرک و بتپرستی یاد كردهاند!
این گزارش میافزاید: به ویژه پس از بروز شادی از انفجار مرقد سامرا برای بار دوم و ردوبدل کردن تبریک و تهنیت و دعا برای مجرمان این عملیات تروریستی، آنها میپندارند که میتوانند به باور خود، «نمادهای شرک! از بلاد مسلمانان» را از بین ببرند.
بر پایه اخبار نقل شده در منطقه شرقی سعودی، یکی از تحرکات جدید علمای وهابی، تحریک برای نابودی بقیه ضریحها در عراق، به ویژه ضریح سیدالشهداست که به قول آنها سرسلسله ضریحهای شرک! در عراق و جهان است؛ حال آنکه حسین(ع) از شرک رافضیها دور است!
« روزی یحیی بن برمکی وزیر هارون الرّشید دستور داد ، شخص قلم تراشی را حاضر سازند تا چند عدد قلم برای او بتراشد . مرد قلم تراش حاضر شدو قلمها را تراشید .یحیی برای امتحان نام خود را روی کاغذ نوشت ، دید خوب تراشیده ، به او انعامی داد و رفت. زمان کمی از رفتن مرد قلمتراش نگذشته بود که بازگشت وگفت : جناب یحیی ! قلمها را به من بدهید تا اصلاح کامل کرده و به شما باز گردانم . قلمها را گرفت و سرآنها را شکست و پول وزیر را پس داد . یحیی برمکی از او علت را سؤال نمود . قلمتراش گفت : « ترسیدم با این قلمهایی که من برای شما تراشیدم ، حکم عزل صالحی و یا قتل بیگناهی را صادر کنید و دراین کار من شما را یاری کرده باشم . من از خیر انعام شما گذشتم تا در این گناه ، در روز جزا شریک جرم شما نباشم . »
مجله پاسدار اسلام ، شماره 78 صفحه 49
« حضرت امام ابو الحسن علی بن محمّد النّقی الهادی » " علیه السّلام " پیشوای دهم شیعیان ، در نیمهء ذی الحجّه ( وبنا به روایاتی در دوّم یا چهارم ویا پنجم رجب ) سال 212 هجری در اطراف مدینه در محلّهء "صرایا" بدنیا آمد. پدر بزرگوارش امام جواد " علیه السّلام " ، و مادرش بانوی گرامی " سمانه مغربیّه " است .
مشهورترین القاب آنحضرت ، " نقی " و " هادی " است ، و به آن امام همام " ابوالحسن ثا لث " نیز می گویند .
امام دهم ، درسال 220 پس ازشهادت پدر گرانقدرش وهمچون ایشان در سنّ هشت سالگی بر مسند امامت نشست. مدّت امامت آن بزرگوار حدود 34 سال و عمر شریفش نیز 41 سال و چند ماه بود ودر سوّم رجب المرجّب سال 254 به دستور
معتزّ عبّاسی در شهر سامرّاء به شهادت رسید .
خلفای عبّاسی معاصردوران امامت حضرت :
1- مأمون ، فرزند هارون الرّشید ( که از سال 193 تا 218 حکومت نمود )
2- معتصم ، برادرمأمون (218-227 )
3- واثق بالله ، فرزند معتصم ( 227 – 232 )
4- متوکّل ، برادر واثق و نوهء هارون الرّشید ( 232- 248 )
5- منتصر ، پسر متوکّل ( 6ماه در سال 248 )
6- مستعین ، پسر عموی منتصر ( 248- 252 )
7- معتزّ، پسر دیگر متوکّل ( 252-255 )
امام هادی « علیه السّلام » در دوران کوتاه حیات خویش همواره با ظلم و ستم دستگاه جبّار عبّاسی بخصوص هنگام خلافت متوکّل روبرو بود.
با سلام خدمت شما
با این مطلب که پیرامون خرافات نگاشته اید موافقم به خصوص که در ایران غالب افراد تحت تاثیر خرافات قرار گرفته و گسترش این امر مانع پیشرفت و حتی منجر به ایجاد معضلات جبران ناپذیری نیز خواهد شد.
در مورد پست قبلی شما به زودی پاسخ خود را از سوی نویسنده محترم وبلاگ مذکور خواهید یافت اما به دور از همه این مسائل بر هیچ کس مکتوم نیست که آقای منتظری معتقد به ولایت فقیه نبوده و نیستند مگر آنکه اخیراْ به این اعتقاد نایل شده باشند. ( ساحل امید یک شنبه ۲۴/۴ ۱۳۸۶ )
متن پاسخ به ایشان
باسلام خدمت شما دانشجوی گرامی
ضمن تشکر از محبّتی که فرموده ودر خصوص نوشته های وبلاگ اینجانب اظهار نظر نمودید ، به عرض میرسانم:
« همانگونه که حتماًدر مطلب " خبرگان نظر مردم را صائب میدانند " مشاهده نموده اید فقیه عالیقدر از معتقدان سرسخت ولایت فقیه بوده وهستند واین ایده و نظر را از قبل از پیروزی انقلاب اسلامی داشته وپس از انقلاب هم درس خارج فقه خود را در این خصوص قرار دادند که در سال 1367 با نام " دراساتٌ فی ولایة الفقیه وفقه الدّولة السلامیّة " در دو جلد منتشر که ازسوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان کتاب سال شتاخته شده و جایزه مربوطه را نیز تقدیم نمودند. (تاکنون ترجمهء آن در 6جلد بانام مبانی فقهی حکومت اسلامی منتشر شده است )ونیز در چند نوبت در خصوص اعتقاد فقیه عالیقدر ( لقبی است که حضرت امام خمینی " ره " در حکم انتصاب ایشان به امامت جمعهء تهران پس از رحلت ابوذر زمان مرحوم آیت الله طالقانی در شهریورماه ۱۳۵۸درج نمودند ) به ولایت فقیهی که زحمات فراوانی برای جا انداختن آن درجامعه کشید ، از معظّمٌ له سؤال نموده اند که پاسخ ایشان همواره اعتقاد به ولایت فقیه بوده وحتّی با فتاوای ایشان بسیاری از مشکلات نظام حل شده است ( برای آشنائی بیشتر با نظرات آن مرجع بزرگوار تقلید می توانید به سایت دفتر ایشان مراجعه نمائید). »
امّا نکته ای که قابل ذکر می باشد این است که ، ایشان معتقد است: " ولیّ فقیه به عنوان مصداق و پیاده کننده احکام ولایت فقیه در جامعه باید جامع الشّرائط باشد واگر درحال حاضر اختلافی هم هست روی همین موضوع می باشد ." امیدوارهستم شما با تحقیق بیشتر به قضیّه نگاه خواهیدکرد و تابع جو و احساسات نخواهید شد. وچنانچه نکتهء ابهامی وجود داشته باشد در بضاعت وتوان خود حاضر به پاسخگوئی می باشم لیکن معتقدم با مطالعه بیشتردر خصوص وضعیّت و زندگی و دوران مبارزه ء توأم با شکنجه ، تبعید و زندان آن رادمرد تاریخ و همچنین دوران بعد از انقلاب اسلامی و دوران اقبال ظاهری دنیا به ایشان تا زمان کنونی خواهید توانست حقیقت را کشف نمائید . ( ان شاءالله تعالی )
ملّتی که در پنجهء خرافات گرفتار باشد،روی سعادت را نخواهد دید .
ازخرافات هستی سوز ، « شرک » و« دوگانه پرستی » است . هر مسلمانی موظّف است که فقط در برابر خدای هستی بخش ، به کرنش بایستد و پیشانی برخاک بساید .
به خاک افتادن دربرابرغیر خدا ، شرک و خارج کنندهء انسان مسلمان ،از حصار حصین لااله الّا الله است.
مرحوم آیت الله العظمی آقای بروجردی « رحمة الله علیه » مرجع وحید تقلید جهان تشیّع ، برای دور نگه داشتن ساحت جامعهء اسلامی از لوث خرافه و اعمال منافی با یکتا پرستی ، تلاش می کرد.
ایشان برآن بود که پیرایه ها را از مذهب شیعه بزداید تا فروغی دیگریابد.
در زمان آن مرحوم ،کم وبیش این فکرحاکمیّت داشت ودربین عوام النّاس ، جای باز کرده بود ؛ ازاین روی ،آیت الله بروجردی " ره " وظیفهء خود می دانست که بساط این طرز تفکّر را برچیند و به حاکمیّت متعصّبانه و جاهلانهء آن پایان بدهد .
برای روشن ترشدن موضوع به دو خاطره و داستان از برخوردهای آن عالم فرزانه اشاره می شود :
الف )نقل می کنند :
« مرحوم آیة الله برجردی ، درحال ورود به به حرم حضرت رضا ( علیه السّلام ) بو که آخوندی ، به عنوان احترام به حضرت رضا ( علیه السّلام ) به سجده افتاد !
آیةالله برجردی ، با دیدن این صحنه ، شدیداًناراحت شدند و با عصای خود محکم بر پشت آن آخوند فرود آوردند وگفتند :
این چه کاری است که می کنی ؟
با این عملت ،دوگناه مرتکب شده ای :
۱- سجده بر غیر خدا.
۲- روحانی هستی وچنین کاری را انجام می دهی و این سبب میشود که دیگران هم ازتو پیروی کنند.»
( مجلّه حوزه شماره 43 و 44 صفحه 14 )
ب) مرحوم آیةالله فاضل لنکرانی نقل فرمودند :
{ روزی آیةالله العظمی بروجردی " ره " می خواستند جائی بروند ( من هم در خدمت ایشان بودم ) از در منزل که بیرون می آمدند ، یکی از زوّار که پیرمردی بود ، آمد جلوی آیةالله بروجردی ، وافتاد به پای ایشان که اظهار ادب کند . آیةالله بروجردی ، این کارراحرام میدانست و معتقد بود که شرک است ؛ ازاین روی ،شدیداًعصبانی شد وعصایش را محکم کوبید به کمر پیرمرد . در همین حال ، فریاد می زد : این عمل شرک است ، حرام است و ... بعد چند قدمی که رفتند برگشتند و پیرمرد را خواستند . ابتدا با نرمی به او فرمودند :
« این کار اشتباه و شرعاً حرام است . »
بعد دستوردادند : به پیرمرد پول بدهند . یادم هست : پولی که برای جبران ناراحتی پیرمرد ، به دستور آقا دادند، بسیار زیاد بود .}
( مجله حوزه شماره 43 و 44 صفحه 150 )
هنگامی که مطلب قبل را آماده و در وبلاگ قرار دادم ، برای اینکه از مطالب جدید آگاهی پیدا نمایم در فهرست وبلاگهای بلاگفا کلمهء " آیت الله مهدوی کنی " را درج و به جستجو پرداختم و دروبلاگ شب نامه ها به مطلب زیر برخورد نمودم و چون باز بیانات آیت الله مهدوی کنی را خلاف واقع تشخیص دادم ، پاسخ کوتاهی دراین مورد نوشتم که به همراه مطلب وبلاگ مذکور ذیلاً از نظر گرامتان می گذرد :

آیت الله مهدوی کنی که بعضاْازایشان به مدیریّت در سایه تعبیر می شود متأسّفانه در خاطرات خود که چندماهی است منتشر شده است دچار آلزایمر تاریخی گردیده وبه جای آنکه به اسناد ومدارک یا حدّاقل به اهل فن وخبرهء مسائل تاریخی مراجعه نماید ،مطالبی بیان نموده که به نظر می رسد از روی احساس بوده وبه قول معروف تحت تأثیر سخن افراد مغرض قرار گرفته باشند .البتّه در مطلب قبل( منتشر شده در این وبلاگ ) فقیه عالیقدر به برخی از آنها اشاره نمودند و بنده نیز به تبعیّت از معظّمٌ له به یک مورد بصورت مستدل می پردازم :

روز جمعه (6 ژوئیه) شماری از خبرنگاران در ساختمان دادگاه ناحیه شاه منصور شهر دوشنبه گردهم آمدند و منتظر حکم دادگاه در قضیه منع یک دانشجو از تحصیل به خاطر پوشش حجاب بودند.
ولی مسئولان دادگاه خبرنگاران را به بیرون از ساختمان دادگاه راهنمایی کردند و پس از چند لحظه اعلام شد که بررسی دیگربار به تعلیق درآمده است.
دولتماه اسماعیلاوا که خود را "فاطمه" نام نهاده است، می گوید مسئولان دانشکده زبانهای تاجیکستان به خاطر پوشش روسری از تحصیل او در دانشکده مانع شده اند.
او می گوید از ششم آوریل تا دوم ماه می هر صبح بدون تاخیر به درس می رفته است، ولی مسئولان دانشکده می گفتند که "تو یا روسریت را می گیری (از سر در می آوری) یا بیرون می روی".
خانم اسماعیلاوا اضافه می کند: "از همان دروازه دانشکده که من می آمدم، همه صف کشیده بودند، از رئیس دانشکده سر کرده تا استادان و می گفتند که 'یا روسری را بگیر یا بیرون شو'. بعدا از ششم آوریل، ما اول شش نفر از دختران بودیم، ولی آنها پنج نفر را وادار کردند که روسریشان را بگیرند (از سر در آورند)، ولی من راضی نشدم و انشا الله نمی شوم."
با این حال، منابع دانشکده زبانهای تاجیکستان برای ابراز نظر در این باره به خبرنگاران حاضر نبودند. ضمناْ این نخستین قضیه ای محسوب می شود که به منع پوشش لباس ویژه در یک موسسه آموزش و پرورش در تاجیکستان مربوط است.
اما ظاهرا این سومین بار است که بررسی این قضیه در دادگاه به تعویق می افتد. مسئولان دادگاه ناحیه شاه منصور شهر دوشنبه از صحبت با خبرنگاران خودداری کردند، ولی عبدالبزرگ عصازاد، یک مدافع حقوق بشر که در دادگاه حاضر بود، گفت که دادگاه تصمیم گرفته است جلسه محاکمه را روز دوشنبه در دانشکده زبانها برگزار کند.
در همین حال، به نظر می رسد موضوع پوشش روسری در تاجیکستان اخیرا به یک موضوع داغی تبدیل شده و زنان روسری پوش بیش از پیش از نقض حقوق و آزادیهای خود شکایت می کنند.
ظرفا رحمانی، یک فعال حزب نهضت اسلامی تاجیکستان می گوید مسئولان یکی از برنامه های تلویزیون دولتی "سفینه" به خاطر داشتن روسری از شرکت وی در این برنامه مانع شده اند.
او می گوید: "من به برنامه "نگاه زن" دعوت شده بودم. وقتی که ما در تالار نشسته بودیم و آماده ثبت برنامه بودیم، دخترکی نزد من آمد و گفت که 'آپه (آبجی/خواهر)، ما نمی توانیم شما را در برنامه نشان بدهیم و کارگردان ما خواهش می کند که شما روسری را از سر بگیرید'. البته این تحقیر آشکار نسبت به من است از این رو ترک برنامه کردم و وقتی بیرون می رفتم، مجری آمد و گفت که 'به ما از بالا فرمان شده است هر کس که روسری دارد، به برنامه راه ندهید.' "
اما عبدالمجید عثمانف، معاون رئیس تلویزیون "سفینه" در صحبت با بی بی سی این ادعا را تکذیب کرد. مقامهای تاجیکستان می گویند این کشور دولتی سکولار محسوب می شود و پوشش لباس مذهبی در مدارس دولتی با ارزشهای سکولار مغایرت دارد.
ولی به نظر کارشناسان، مقامات می خواهند با منع پوشش روسری در مدارس و دانشگاهها از نفوذ مذهبیان و افراطگرایی دینی در این کشور جلوگیری کنند.
اما مدافعان حقوق بشر می گویند هر کسی از حق آزادی بیان، از جمله شیوه پوشش لباس برخوردار است و منع روسری در مدارس نقض حقوق آشکار انسان محسوب می شود.
با پشت سر نهادن بيستوششمين سالروز شهادت ايدئولوگ بزرگ جمهوري اسلامي، شهيد مظلوم آيتالله بهشتي و در آستانه روز زن، «بازتاب» نامه منتشرنشده ايشان را كه حاوي پاسخ به پرسشهايي درباره زن و مربوط به ۴۱ سال پيش است، منتشر ميكند.
همچنين دو عكس جديد و زندگينامه خلاصه و خودنوشت ايشان در پاسخ به عدهاي از دانشجويان مقيم آلمان، در معرض ديد بينندگان گرامي قرار ميگيرد.
در سال ۱۹۶۶، يکي از ايرانيان مسلمان مقيم آلمان، در نامهاي از شهيد آيتالله دکتر بهشتي، به عنوان رئيس مرکز اسلامي هامبورگ، پرسشهايي پيرامون حقوق زن در اسلام، مطرح و درخواست پاسخ ميكند:
جناب آقاي بهشتي (دام عزه العالي)
هجدهم ژانويه ۱۹۶۶
با تقديم سلام
سلامتي و موفقيت جنابعالي را همواره از درگاه ايزد يكتا آرزو دارم. چند روز پيش با عدهاي از دوستان درباره مسائل زيرکه به صورت سؤال مطرح ميشود، بحثي در گرفت. من ناچار براي اينكه اين دوستان را قانع كرده باشم، به شما مراجعه و اميدوارم كه جواب صحيح آنها را از شما دريافت كنم.
۱- آيا در دين اسلام، حق طلاق به زن نيز داده شده يا اينكه فقط حق طلاق متعلق به مرد است؟
«من شخصا معتقدم كه دين اسلام حق طلاق را به زن داده است».
۲- آيا حجابي كه امروزه بانوان در كشورهاي اسلامي دارند، مطابق حجابي است كه اسلام آورده است؟ يا اينكه حجاب زن از نظر اسلام، پوششي است كه زن ميبايد از خود بنمايد، نه به صورتي كه امروزه در كشورهاي اسلامي متداول است، چه اگر زنان اسلامي اين چنين خود را بپوشانند، نميتوانند وظيفه خود را در اجتماع و كار كردن دوش به دوش مرد و پيشبرد اجتماع شركت كنند. توضيح شما، انشاءالله قانعكننده خواهد بود.
۳- چند دليل براي اينكه دختر نصف پسر از سهم پدر و مادر ارث ميبرد، ذكر كنيد.
۴- آيا اسلام زن را پست و محقر و موجود ضعيف و پست قرار داده يا اينكه به زن شخصيت بخشيده و مقامي ارجمند براي زن در اجتماع قايل شده؛ به چه دليل؟
ميتوانم در انتظار دريافت جواب قانعكننده و درستي ازشما باشم؟ در خاتمه از درگاه خداوند توفيق خدمت به مردم مسلمان و اسلام را براي شما آرزو دارم.دو عدد كتاب «كليات منظوم» و «فضليت صلوه بر ذكر» مدتهاست جهت جنابعالي ارسال داشتهام. آيا آنها را دريافت كردهايد؟ ممنونم اگر از رسيدن آن مطلع شوم.
ارادتمند ـ آقائي
شهيد آيتالله دکتر بهشتي در پاسخ به نامه فوق چنين نوشته است:

بسمه تعالی
آقاي آقايي عزيز
سلام بر شما و بر دوستان محفل بحث شما. از خداي يكتا خواستارم همواره تندرست و از نشاط ايمان و نيكوكاري بهرهمند باشيد.
نامه ۱۸ ژانويه شما رسيد.قبلا نامه ديگري همراه با دو کتاب از شما رسيد و بسي متشكرم. كوشش شما در آشنا ساختن علاقهمندان به مسائل اسلامي از راه نشر كتابهاي سودمند و بحثهاي جلسات دوستانه، مايه خوشوقتي است و اميدوارم در كار خود موفق باشيد.
درباره سؤالاتي كه طرح كردهايد، قبلا بايد بگويم كه هر يك از سؤالها، موضوع يك رساله يا مقاله ميتواند باشد و پاسخ به آنها طي يك نامه، كافي به نظر نميرسد. در زمينه مسائل مورد نظرتان، رسالهها يا مقالههايي كه تا حدودي سودمند است، نوشته شده و به تدريج برايتان خواهيم فرستاد و اينك پاسخ سؤالات به اختصار:
۱- اگر ازدواج به صورت عادي انجام گيرد، زن حق طلاق ندارد، ولي زن ميتواند موقع قرارداد ازدواج براي خود، حق طلاق در شرايط خاصي به وجود آورد. در عين حال، حق طلاق مرد نيز شرايط و محدوديتهاي خاصي دارد.
۲- حجاب اسلامي اين است كه زنان مسلمان بدون آرايش و ساده بيرون آيند و دستها تا مچ، پاها تا مچ، و غير از صورت، جاهاي ديگرشان در لباس پوشيده باشد و چادر و توابع آن لازم نيست. زن ميتواند با داشتن حجاب اسلامي، چنان لباس بپوشد كه هم باحجاب باشد و هم لباسش، دست و پاگير او نباشد و چابك و چالاك بتواند زندگي كند.
۳- از آنجا كه در شرايط عادي زن شوهر دارد و هزينههاي عادي زندگي او با شوهر است، اگر فرض كنيم از دارايي معمولي هر كس، يك سوم خرج هزينههاي جاري زندگي و يكسوم خرج هزينههاي تفنني و غيرعادي و يكسوم پسانداز ميشود، بهره زن و مرد يكسان از كار درميآيد. زيرا از مال، يكسوم صرف مخارج مشترك زندگي ميشود و به مسئول آن، يعني مرد سپرده ميشود و يكسوم براي خود مرد در نظر گرفته ميشود و به خود او داده ميشود و يكسوم براي خود زن در نظر گرفته و به خود او داده ميشود.
۴- در نصوص اسلامي، زن به هيچ وجه تحقير نشده است. تنها در برخي از روايات و عبارات ديگر جملههايي به چشم ميخورد كه شايد در نظر انسان اينطور جلوه كند. اين روايات و عبارات در دست و دهان كساني كه از روي خودخواهي ميخواهند زن را استثمار كنند فراوان ديده ميشود. در صورتي كه اولااين روايات بسيار معدود و كم است ثانيا اصالت آنها معلوم و محرز نيست و ثالثا مفاد آنها آنطور كه اين تحقيركنندگان زن وانمود ميكنند، نيست.
به هر حال آنچه لازم است بگويم، اين است كه تا آنجا كه من مطالعه كردهام و ادعا نميكنم كه مطالعه من صد درصد كامل است، هيچ دليل معتبر اسلامي سراغ ندارم كه زن را انساني كمارزش بشمارد، به اين جهت كه زن است و مرد نيست.
۵- در نظام اجتماعي اسلام، كم و بيش تفاوتهايي ميان وضع زن و مرد ديده ميشود. اين تفاوتها متناسب با اختلافات طبيعي زن و مرد از يك طرف و عنايت و اهتمام اسلام به فضيلت و پاكي و تكامل انساني مرد و زن از طرف ديگر است و تا آنجا كه من درك ميكنم، جنبه كاستن از ارزش شخصي و اجتماعي زن ندارد. اميدوارم اين توضيحات كوتاه و مختصر، مبناي بينش صحيحي درباره حقوق زن در اسلام باشد.
والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته
محمد حسيني بهشتي
۱۳۴۴-۱۱-۱۳
در زمان مسئوليت شهيد بهشتي در مركز اسلامي هامبورگ، ايشان از سوي عدهاي از دانشجويان مسلمان در شهر مونستر آلمان دعوت به سخنراني پيرامون موضوع «ضرورت تحول و انقلاب در برداشتهاي اسلامي» ميشود و پيشتر از ايشان ميخواهند خلاصهاي از زندگينامه خود را جهت معرفي ارسال نمايد. شهيد بهشتي در پاسخ چنين نگاشت:

برادر گرامي آقاي ميرابزاده
سلام بر شما و رفقاي عزيز مونستر، از دريافت نامه ۱۵بهمن شما متشكرم. اطلاعاتي درباره زندگي من براي معرفي خواسته بوديد كه به طور مختصر در اين نامه توضيح ميدهم.
۱- تولد: ۲ آبان ۱۳۰۷= ۲۴/۱۰/۱۹۲۸، در اصفهان، ايران.
۲- تحصيلات: در اصفهان، سپس در قم (صرف نظرازتحصيلات دبستان و دبيرستان )ادبيات عربي و علوم اسلامي، فلسفه و ادبيات اسلامي در اصفهان پنج سال و در قم پانزده سال.
۳- در دانشكده الهيات و معارف اسلامي (معقول و منقول سابق) دوره ليسانس، پايان آن در سال ۱۳۳۰ =۱۹۵۱ و دوره دكتري پايان آن ۱۳۳۸= ۱۹۵۹ موضوع رساله دكتري: مسائل مابعدالطبيعه (متافيزيك) درقرآن.
۴- آمدن به هامبورگ، آوريل ۱۹۶۵ به دعوت مراجع ديني و بدون هيچگونه ارتباط با حكومت.
۵- مركز فعاليتهاي اسلامي ما: مسجد هامبورگ (به آدرس بالا) و تحت عنوان مركز اسلامي هامبورگ.
۶- ميدان اصلي فعاليت: منطقه آلمانيزبان اروپا، آلمان، اطريش و سوئيس.
۷- در عين حال ارتباط با مناطق ديگر در اروپا، آسيا، آفريقا و آمريكا درحدودامكان.
۸- برخي از نشريات مركز به پنج زبان آلماني، انگليسي، عربي، فارسي و تركي منتشر شده است.
از مطالب بالا آنچه را لازم ميدانيد، براي معرفي در اختيار رئيس قسمت دانشجويان خارجي بگذاريد.
همه دوستان را سلام ميگويم.
والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته
محمدحسيني بهشتي- ۱۶/۱۱/۱۳۴۷
با انتشار خبر تغيير رئيس ستاد اجرايي فرمان حضرت امام (ره) و انتصاب دكتر ايرواني، رئيس سابق اين ستاد به سمت معاون حسابرسي و نظارت دفتر مقام معظم رهبري، لزوم بازنگري بنيادين در فعاليتهاي اين ستاد احساس ميشود.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، ستاد اجرايي فرمان امام(ره) كه در سال 1368 تأسيس شده، بنا بر قانون نحوه اجراي اصل 49 قانون اساسي مصوب سال 1364، با دستور رهبر انقلاب فعاليت خود را آغاز ميکند.
اين ستاد که براي اجراي اصل 49 قانون اساسي، به ويژه شناسايي و مصادره اموال وابستگان به رژيم سابق تصويب و مهلتي يك ساله براي اجراي اصل 49 قانون اساسي معين شد، امروز پس از گذشت بيش از هفده سال، عملكردي تأملبرانگيز دارد.
در سال 70 با صدور فرمان رهبري براي مصادره اموال وابستگان طاغوت، يهوديان و ديگر اقليتهاي مهاجر و مسلمانان مهاجر، بدون وکيل يا نماينده براي سرپرستي اموال عملکرد ستاد شرايط ويژهاي پيدا کرد.
از حدود ده هزار پرونده پيگيري شده در ستاد اجرايي در هفده سال گذشته، تنها 50 درصد آن مربوط به وابستگان رژيم سابق بوده و حدود 50 درصد نيز به ايرانيان مسلمان سفرکرده مربوط ميشد كه به خارج از كشور رفته و وابستگي به رژيم سابق نداشتهاند و صرفا به دليل اقامت در خارج از كشور، همه يا بخشي از اموال آنان، مصادره شده است.
يکي از علل اصلي اين انحراف، بهرهمند شدن قضات حکم کننده از اموال مصادره شده است و بعضا از يک تا پنج ملک را به حدود 10 تا30 درصد قيمت آن خريداري و مسئولان ستاد هم نه تنها از اين پديده ناراحت نشده که آن را تشويق و تأييد هم کردهاند.
فارغ از ابهامات جدي حقوقي و شرعي كه بر تصاحب اموال شهروندان مسلماني كه با مسافرت به كشورهاي اسلامي يا غيراسلامي به دلايل گوناگون در اين كشورها اقامت ميكنند، هزينههاي اين كار براي وجهه نظام، ايجاد پايگاه براي اپوزيسيون خارج از كشور، ناراضيسازي عليه نظام، تشكيل حلقههاي فساد و باندهاي مافيايي براي تصاحب اموال تحت پوشش اصل 49 و ستاد اجرايي و پيامد آن، ايجاد آلودگي در دستگاه قضائي، ضابطان و ستاد اجرايي سنگين بوده و لزوم تجديدنظر به چشم ميخورد.
فارغ از آن، با گذشت 27 سال از تصويب قانون اساسي، كوچكترين كار جدي در راستاي اجراي اصل 49 غير از پيگيري مصادره اموال وابستگان رژيم سابق، كه آن هم بسيار ناقص و در اندازه يك چهارم همه اموال در سراسر كشور است، صورت نگرفته؛ بنابراين، لزوم تجديدنظر در ساختار مجموعه ستاد اجرايي به چشم ميخورد.

« ۱- هرسال ۳۶۵ روز دارد و شما هرروز ۶ ساعت کار می کنید یعنی یک چهارم سال
که عبارت است از ۹۲ روز .
۲- هرهفته ای یک روز جمعه دارید که درسال می شود ۵۲ جمعه ، باقی می ماند ۴۰ روز .
۳- پنج شنبه ها یک ساعت زودتر مرخّص می شوید سالی سه روز ، باقی می ماند ۳۷ روز .
۴- در هرسال ۱۷ روز حداقل به مناسبت اعیاد و عزاداریها تعطیل رسمی است ، باقی
می ماند ۲۰ روز.
۵- سالی لااقل ۱۵ روزاز مرخّصی استحقاقی استفاده می کنید ، باقی می ماند ۵ روز .
۶- سالی ۵ روز هم بی شک مریض می گردید ، لذا می شود صفر !
بنابراین ازروی حساب و منطق صحیح می بینید که در عرض سال هیچ کار نمی کنید
آیا به این ترتیب باز هم مطالبهء اضافه حقوق می کنید ؟ !!! »
" مجلهء سپیدوسیاه سال ۱۳۳۲ ، شماره ۴ صفحه دوم "
« دلیل عمر من این است که ، ۱- هرگز از کارکردن دست بر نمیدارم و همواره در حال حرکت و تلاش هستم . ۲- هرگز ماشین سوار نمیشوم و هرجا خواستم بروم پیاده می روم .( قابل توجّه افرادی که در شرائط فعلی با کمبود بنزین مواجه هستند ) ۳- به مشکلات زندگی هرقدر هم دشوار باشد لبخند می زنم زیرا معتقدم آنچه برایم مقدّر شده است ، پیش می آید وراه فراری نیست . »
" مجلّه پاسدار اسلام شماره ۶۸ ، صفحه ۵۶ "
شاعری مدح کسی را گفت ، چیزی به او نداد ، هجوش کرد باز چیزی ندادش ونیز اعتنائی به وی ننمود. پس به در خانه اش نشست .
آن مرد گفت : مدح کردی چیزی ندادم ، هجو نمودی اعتناء نکردم ،دیگر به چه امیدی اینجا نشسته ای ؟!
آن شاعر گفت : " به امید اینکه بمیری و برایت مرثیه بگویم ! "
« مجله پاسدار اسلام - شماره ۷۸ - صفحه ۴۹ »
استکهلمیان – فیلم و تصاویر متعددی از ایران که در آنها نشان داده می شود چگونه زنان به بهانه نداشتن "حجاب اسلامی" مورد بدرفتاری و آزار قرار گرفته و در مواردی حتی با لگد وارد اتوموبیلهای ماموران دولتی شده اند اخیرا از طریق اینترنت در سراسر جهان منتشر شده است.
افشا شدن یک نمونه از چنین رفتاری با یک زن از سوی پلیس در سوئد می تواند تا مراحل سرنگونی رئیس پلیس کل کشور و حتی وزیر دادگستری پیش برود. این در حالی است که هیچ مقام ایرانی کلامی حتی بصورت شفاهی در عذرخواهی و یا دلجویی از این زنان که با حمایت دولتی مورد چنین توهین و تجاوزی قرار گرفته اند بر زبان نیاورده است.
فیلمها و تصاویری که در این رابطه از ایران بر روی اینترنت منتشر شده است نه تنها درس عبرتی برای مردم کشورهای همسایه ایران مانند ترکیه شده که با چشم خود نتیجه ادغام دین و سیاست را از نزدیک می بینند و جهت حمایت از سیستم لائیک و پیشرو کشورشان که یادگار پدر ترکیه نوین مصطفی کمال آتاتورک فقید است به خیابان ها می ریزند, بلکه دست سیاستمداران افراطی کشورهای اروپایی را نیز جهت سوء استفاده هر چه بیشتر از وضعیت باز گذاشته است.
"پیا شرشگارد" رهبر "حزب مردم دانمارک" (دانسکه فولک پارتی) خواستار ممنوعیت کامل پوشش به سبک اسلامی در کشورش شده و مایل است که این اقدام پیش از همه ابتدا در مدارس, محطیهای آموزشی و دیگر مراکز مشابه صورت گیرد و پس از آن یک ممنوعیت کامل در سطح کل دانمارک به مرحله اجرا گذاشته شود.
وی به روزنامه اینترنتی "دی ار نی هتر آن لاین" می گوید که مایل است تا "کلیه سمبلهای پوشش اسلامی در سراسر دانمارک قانونا ممنوع شود" و اضافه می کند: "هیچ فرقی ندارد که این پوشش تنها مو را بپوشاند یا کل صورت را, این ممنوعیت باید شامل همه انواع پوشش اسلامی گردد".
"ناصر خادر" سیاستمدار مهاجر تبار دانمارکی که حزبی جهت مقابله با برنامه های خانم شرشگارد در دانمارک تاسیس کرده است می گوید که اگرچه خودش از طرفداران پوشش اسلامی نیست اما هرگز یک ممنوعیت قانونی در این زمینه را نخواهد پذیرفت چون انتخاب نوع پوشش یک حق دمکراتیک است که نمی توان آن را از انسانی گرفت.
گزارشگر ما از دانمارک در پایان گزارش خود می نویسد: "می بینیم که اندیشه های افراطی از انواع مختلف آن بغیر از ایران حتی در دمکراسی پیشرفته ای مانند دانمارک هم وجود دارد. تنها فرق این است که در دانمارک آرای اکثریت مردم عاقل, امکان به قدرت رسیدن اقلیت دیوانه ای مانند خانم شرشرگارد را سد می کند, در حالیکه در ایران اقلیت دیوانه ای امکان به اجرا درآمدن خواسته اکثریت مردم عاقل را سد کرده است".
و یک وب لاگ نویس جوان و مسلمان نیز بصورت بسیار جالب و در خور توجهی در وب لاگ خود در رابطه با اذیت و آزار زنان به بهانه بدحجابی در ایران اینچنین می نویسد: در کل تاریخ
روزی هارون الرّشید به بهلول گفت :
آیا دوست داری خلیفه شوی ؟
بهلول گفت : هرگز !
ــــ چرا ؟
ــــ چون من با وجود این عمر کم ، مرگ سه خلیفه را دیده ام ، امّا شما مرگ یک بهلول
را ندیده اید !
« مجلّه پاسدار اسلام - خرداد ۱۳۶۷ صفحه ۴۷ »
آیة الله سیّد حسین موسوی تبریزی در خاطرات خود که در سال ۱۳۸۴ به چاپ رسیده ضمن بیان برخوردهایش باسیّد مهدی هاشمی معدوم ، به مخالفت امام خمینی و فقیه عالیقدر حضرت آیة الله العظمی منتظری با ترور و ربودن سیّد ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور معزول اشاره نموده و چنین گفته است ( لازم به ذکر است که این مطالب برای اوّلین بار است که منتشر شده است ) :
« ... برخورددیگرمن با سیّد مهدی هاشمی باز در زمان مسئولیّتم در دادستانی( کلّ انقلاب) بود ولی این بار مستقیماً با خود وی روبرو شدم . قضیّه از این قرار بود که بعد از فرار بنی صدر ( در مورّخهء هفتم مرداد ماه 1360 ) از ایران، یک روز ایشان به دفتر من آمدوگفت : « اگر شما یک میلیون دلار در اختیار من بگذارید من توسّط افرادی که می شناسم می توانم بنی صدر را بدزدم و به ایران بیاورم. » من گفتم : « این مقداربودجه در اختیار دادستانی کل هست منتها آنچه در این میان مهم است اجازه و اذن امام ویا لااقل آیة الله منتظری است . » سیّد مهدی گفت :" من میتوانم از آقای منتظری اجازه بگیرم" که من گفتم :« من باید خودم اجازه بگیرم و با اجازه گرفتن شما برای من اطمینان قلبی حاصل نمی شود .» من خودباآقای منتظری تماس گرفتم وماوقع را گفتم و سپس پرسیدم : ایا شما چنین اجازه می دهید؟ ایشان گفت : " نه، من اجازه نمی دهم . " بعداز یک مدّتی دوباره سیّد مهدی آمد وباز همان درخواست را مطرح کرد و گفت : " ما افرادی از عربها را می شناسیم که حاضرند دربرابرگرفتن پول ، بنی صدررا در همان فرانسه بکشند . " من باز به اینها گفتم : « این کار اوّلاً مجوّز شرعی می خواهدو ثانیاً این نوع کارها اصلاً به صلاح نظام نیست چون واقعیّت قضیّه خیلی زود کشف می شود و آبروی نظام را در معرض خطر قرار می دهد. » و باز موضوع را با حضرت امام در میان گذاشتم وعرض کردم : " افرادی هستند که حاضرند بروند و بنی صدر را بکشند " ، امام فرمود : " چرا ؟ " گفتم : چون او علیه انقلاب و نظام تبلیغ میکند . امام فرمود : " اوّلاً کشتن یک مسلمان حرام است ، و ثانیاً اگر ما برحقّیم و کارمان نیز درست و خوب است تبلیغ بنی صدرو امثال بنی صدر قطعاً مؤثّر نخواهد افتاد ولی اگر عمل و رفتار ما بد و ناصحیح باشد تبلیغات آنها تأثیر خودش را خواهد گذاشت و ما باید به جای اینکه در فکر حذف فیزیکی مخالفان خود باشیم با تصحیح اعمال و رفتارمان زمینهء تبلیغات منفی آنها را ازبین ببریم . "
کتاب خاطرات مذکور جلد اوّل صفحه 299 و 300
داستان زیررایکی ازکارمندان عالیرتبه اداره آمارتعریف کردو صحت و سقم آن با خودایشان است:
می گویند یکی ازورزشکاران که در جریانات سیاسی نیز وارد است وشهرت زیادی کسب کرده ،به اداره آمار رفته سواد سجل ( شناسنامه المثنی )می خواهد.
مأمورین با جدّیت شروع به کار کرده پس از چند دقیقه سواد سجل راحاضر می کنند . قهرمان ما نگاهی به آن کرده می بیند رویش نوشته شده :
«سواد مصدّق شناسنامه» ناگهان عصبانی شده می گوید :
ــ آقا من با مصدّق مخالفم شما به من سواد مصدق می دهید ، زود این را عوض کرده یک « سواد زاهدی » به من بدهید .
( مجله سپیدوسیاه سال ۱۳۳۲ - شماره ۳۸ صفحه ۹ )
جوانان و بزرگسالان آمريكايي، بسيار كمتر از گذشته نگران برچسب ننگيني هستند كه به خاطر بچهدار شدن در قالب زندگيهاي بدون ازدواج به آنها زده ميشود؛ بهگونهاي که در آمريکا بيش از يک سوم کودکان متولد سال ۲۰۰۵ نامشروع بوده و ۴۷ درصد زنان و مردان...
بررسي آخرين دستاوردهاي جامعه مدرن در بخش اخلاق و خانواده، از پيشرفتي شتابان! در تغيير ماهوي زندگي بشر و تلاش براي کنار زدن نهاد خانواده حکايت دارد؛ بهگونهاي که در ايالات متحده آمريکا بيش از يک سوم کودکان متولد سال ۲۰۰۵ نامشروع بوده و حتي ۴۷ درصد زنان و مردان بين ۳۰ تا ۴۰ سال نيز در چارچوبي غير از خانواده زندگي مشترک دارند.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب» به نقل از «يو.اس.اي.تودي»، تحقيقات جديد نشان ميدهد كه جوانان و بزرگسالان آمريكايي، بسيار كمتر از گذشته نگران برچسب ننگيني هستند كه به خاطر بچهدار شدن در قالب زندگيهاي بدون ازدواج به آنها زده ميشود كه نشاندهنده خلأ رفتاري اين نسل در ارتباط با ازدواج، طلاق، ايفاي نقش والديني و زندگي طبيعي است.
نظرسنجي مركز تحقيقات «pew» نشان ميدهد كه اين جوانان بيشتر به بچهدار شدن خارج از چهارچوب ازدواج و زندگي در كنار يكديگر، آن هم بدون ازدواج، متمايل شدهاند.
با استفاده از دادههاي اداره آمار آمريكا و نتايج نظرسنجي از 2020 جوان آمريکايي در بهار گذشته، نتايج تحليلهاي مؤسسه «pew» نشان ميدهد كه ميزان تولد نوزادان خارج از پيوند ازدواج در سال 2005 در آمريكا، به 36 درصد كل تولدها در آمريكا افزايش يافته است؛ آماري كه در سال 1960 تنها 5 درصد بوده است.
در اوايل دهه 90 حدود يكسوم اين نوزادان متولد شده خارج از ازدواج، متعلق به زناني بودند كه با هم زندگي ميكردند و هماكنون به نصف تولدهاي خارج از ازدواج افزايش يافته است؛ اين در حالي است که حدود 47 درصد بزرگسالان بين سي تا چهل سال هم در چنين رابطهاي زندگي ميكنند.
«پل تيلور»، معاون اجرايي مؤسسه «pew» ميگويد: مادران غيرمزدوج در گذشته بسيار متفاوت از همتايان امروزشان بودند.
وي ادامه ميدهد: «در گذشته، در دو سوم تولدهاي زنان غيرمزدوج، مادران به طور واقعي مجرد بودند و هيچ مردي در اين ماجرا ديده نميشد، اما هماکنون حدود نيمي از زنان داراي چنين فرزنداني هستند، ولي با مردي كه بچه از اوست زندگي ميكنند».
در دهههاي پيش مادران غيرمزدوج نوجوان و جوان، بيشتر از اقليتهاي نژادي و قومي بودند و بيشتر اينگونه تولدها متعلق به آنان بود اما امروزه زنان سفيدپوست بيست تا سي ساله هستند كه معمولا با پدر فرزندشان زندگي ميكنند.
بنا بر تحقيقات «pew»، درصد بچهدار شدن مادران غيرمزدوج سفيد از 3/2 درصد در سال 1960 به 8/35 در سال 2004 رسيده است.
«اندرو شرلين»، جامعهشناس دانشگاه «جان هاپكينز» ميگويد: ميزان اينگونه تولدها كه در گذشته متعلق به زنان نوجوان و جوان بود هماكنون در ميان سي سالهها و چهل سالهها ديده ميشود؛ پديدهاي كه به وجود آمده اما خيليها متوجه آن نيستند.
مادران مجرد نيز نسبت به گذشته افزايش داشتهاند ولي تحقيقات «pew» نشان داد كه تولد كودكان خارج از ازدواج هنوز هم با ديد منفي جامعه روبهروست.
71 درصد مردم مورد نظر بر اين باورند كه افزايش زنان مجرد مشكل بزرگي است، 44 درصد معتقدند بچهدار شدن زنان مجرد هميشه يا اغلب اشتباه است، 66 درصد بر اين باورند كه وجود زنان مجردي كه بچهدار شوند براي جامعه بد است و 59 درصد هم معتقدند وجود زوجهاي غيرمزدوج داراي بچه براي جامعه بد است. ديگر يافتههاي اين تحقيق از قرار زير است:
ـ طلاق به ماندن در ازدواجي نامطلوب ترجيح داده ميشود. 61 درصد طلاق گرفتهها و 57 درصد كساني كه تاكنون طلاق نگرفتهاند معتقد به اين قضيه بودند.
ـ خوشبختي يك ازدواج كمتر از گذشته مرتبط با داشتن بچه است؛ چنانکه معتقدين به نقش بچه در موفقيت ازدواج در سال 1990، 65 درصد بوده و هماكنون به 41 درصد رسيده است.
در اين نظرسنجي با شركت بيست هزار كاربر اينترنتي از كامپيوترهاي مستقل ـ كه با آنها تنها يك بار امكان شركت در نظرسنجي فراهم بود ـ از بينندگان خواسته شده بود اعلام كنند، در انتخابات سوم تير ۱۳۸۴و در شرایط فعلی به احمدينژاد رأي داده و ميدهند، يا نه؟
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، با شركت بيست هزار كاربر اينترنتي از كامپيوترهاي مستقل ـ كه با آنها تنها يك بار امكان شركت در نظرسنجي فراهم بود ـ نتايج و تجزيه و تحليل آراي نظرسنجي اعلام ميشود:
اين نظرسنجي كه صبح چهارم تير ماه روي سايت «بازتاب» قرار گرفته بود، از بينندگان خواسته بود اعلام كنند، در انتخابات سوم تير و در آينده به احمدينژاد رأي داده و ميدهند، يا نه؟
در اين نظرسنجي، در مجموع بيست هزار و۱۷۷ رأي مستقل و غيرتكراري از ميان كاربراني كه اظهار كردهاند در انتخابات سوم تير به دكتر احمدينژاد رأي دادهاند، ۵/۳۷(سی وهفت ونیم)درصد گزينه نخست را برگزيده، اعلام كردهاند، بار ديگر نيز به احمدينژاد رأي ميدهند.
همچنين ۵/۶۲ (شصت ودو نیم)درصد از شركتكنندگان در نظرسنجي كه گفتهاند در سوم تير به دكتر احمدينژاد رأي دادهاند، با انتخاب گزينه سوم اعلام كردند، اين بار به وي رأي نميدهند.
در ميان شركتكنندگاني كه اظهار كردهاند در سوم تير به احمدينژاد رأي ندادهاند،۳/۵ (پنج وسه دهم)درصد با انتخاب گزينه دوم اظهار كردهاند، اين بار به او رأي ميدهند، اما۷/۹۴ (نود وچهار وهفت دهم)درصد كساني كه گفتهاند در سوم تير ماه به احمدينژاد رأي ندادهاند، اعلام كردهاند، اين بار نيز به وي رأي نميدهند.
با اين حساب، نتايج اين نظرسنجي حاكي است، پس از گذشت دو سال، دكتر احمدينژاد با ۵/۶۲ درصد ريزش آراي كساني كه به وي رأي دادهاند و۳/۵درصد رويش از ميان كساني كه به وي رأي ندادهاند، روبهرو شده و نظر ۵/۳۷ درصد از موافقان و ۷/۹۴درصد از مخالفان وي هم تغييري نكرده است.
گفتني است، نظرسنجيهاي اينترنتي به دليل تفاوت جامعه آماري با جامعه طبيعي، دچار تفاوتهايي با نتايج نظرسنجيهاي ميداني نيز هستند.
هرچند با عبور كاربران اينترنتي در كشور از مرز پانزده ميليون اين تفاوت كاسته شده، اما همچنان نميتوان نتايج نظرسنجي اينترنتي را دقيقا با نتايج نظرسنجي ميداني يكسان دانست.
همچنين عدم دريافت آراي تكراري از يك دستگاه رايانه، هرچند امكان تقلب در نظرسنجي را به شدت كاهش ميدهد، اما در عوض از ميان آراي افراد متفاوت كه از يك دستگاه رايانه در نظرسنجي شركت ميكنند، تنها رأي نخست را محاسبه ميكند.
با توجه به حجم بالاي كاربران شركتكننده در نظرسنجي، «بازتاب» آمادگي دارد نتايج مشروح نظرسنجي را در اختيار دفتر دكتر احمدينژاد براي بررسيهاي تكميلي قرار دهد.
گفتني است، هر سه نظرسنجي صورتگرفته توسط «بازتاب» كه پيش از دور نخست انتخابات رياستجمهوري نهم، دكتر احمدينژاد موفق به كسب رتبه سوم آرا شد و وي در انتخابات ۲۷ خرداد ماه ۱۳۸۴، رتبه دوم را به دست آورد و اين نشاندهنده نزديكي نتايج نظرسنجي «بازتاب» با نتايج انتخابات رياستجمهوري است.
رئيسجمهور همچنين در واكنش به فريادهاي نمايندگان كه قيمت گوجهفرنگي را ۳۰۰۰ تومان ميدانستند، گفت: بياييد از ميدان ترهبار نزديك منزل ما بخريد، ۱۲۰۰تومان است. همين جملههاي آقاي رئيسجمهور كافي بود تا ايرانيان، محله نارمك خيابان شهید محمدرضا رحيمي را بهشت قيمتها بشناسند.
محله نارمك در ميان محله هاي تهران منطقه ناشناسي نيست اما از زماني كه مردم شنيدهاند سطح قيمت ها در اين منطقه افزايش پيدا نكرده است، نارمك را بيشتر از گذشته ميشناسند.
به نوشته همميهن، شهرت محله نارمك از زماني افزايش يافت كه محمود احمدينژاد دو بار در سخنراني هاي رسمي خود، افزايش قيمت كالاها در تهران را رد كرد و گفت: بياييد از ميدان ترهبار نزديك ما (نارمك) بخريد.
نارمك مثل همه جاي تهران
منزل شخصي رئيسجمهور در منطقه اي واقع شده است كه به آن ميدان هفتادودوم ميگويند؛ خياباني خلوت و كمجمعيت. خودروهاي پارك شده در حاشيه خيابان هفتادودوم اغلب پرايد و پيكان است و اين نشان ميدهد، همسايگان رئيسجمهور، اغلب مردماني از طبقه متوسطه جامعه هستند. در ميدانگاه خيابان هفتادودوم، يك سبزيفروشي ديده ميشود كه رئيسجمهور ظاهرا سبزي و ميوه موردنياز منزل خود را از آنجا تهيه ميكند.
مردم خيابان هفتادودوم به ياد ندارند كه محمود احمدينژاد بعد از رياست جمهوري، شخصا خريد كرده باشد اما آنها ميگويند، چند بار همسر و فرزندان آقاي احمدينژاد را در خيابان هفتادودوم ديده اند. چند قدم بالاتر از منزل رئيس جمهور خياباني وجود دارد كه همنام يكي از نزديكان محمود احمدينژاد است.
اين خيابان، «شهید محمدرضا رحيمي» نام دارد كه هم نام رئيس ديوان محاسبات كشور است كه چندي پيش گزارشهاي انفجاري، او واكنش هاي انفجاريتر محمود احمدينژاد را در پي داشت و درياي اقتصاد ايران را متلاطم كرد. در خيابان «شهید محمدرضا رحيمي» دو سوپرماركت نزديك به هم وجود دارد و يك قصابي كه آن طرف خيابان قرار گرفته است.
محمود احمدينژاد چند روز پيش در جمع اصناف گفته بود: «ما در محلمان كسبه زحمتكشي داريم كه بنده اطلاعات مهم اقتصادي را از آنها ميگيرم چرا كه آنها در بطن مردم زندگي ميكنند و از تمام حواشي خبر دارند. به طور مثال يك قصاب شريف در محل ما هست كه از تمام مشكلات مردم اطلاع دارد. بنده هم اطلاعات مهم اقتصادي را از او ميگيرم.»
او كلام خود را چنين پيگرفت؛ «اينها در دل مردم قرار دارند و از تمام موضوعات مطلع هستند. تمام اوضاع مالي مردم دست اين افراد است. بسياري از اصناف مخزن اسرار و محل اعتقاد و رجوع مردم هستند و من خودم در حال حاضر بسياري از اطلاعات را از اصناف محل ميگيرم. ميآيند ميگويند فلاني اين اشكال را دارد يا وضع مردم اينگونه است.»
(در جمع اصناف – ۳۱ خرداد۱۳۸۶) رئيسجمهور همچنين در واكنش به فريادهاي نمايندگان كه قيمت گوجهفرنگي را ۳۰۰۰ تومان ميدانستند، گفت: بياييد از ميدان ترهبار نزديك منزل ما بخريد، ۱۲۰۰ تومان است. همين جملههاي آقاي رئيسجمهور كافي بود تا ايرانيان، محله نارمك و خيابان محمدرضا رحيمي را بهشت قيمتها بشناسند.
نارمك گران
فروشنده يكي از سوپرماركتهاي نزديك منزل رئيسجمهور ميگويد:روزي۱۰۰نفر از من قيمت ميپرسند مگر رئيسجمهور چه گفته است؟به گفته او از هفته گذشته قيمت يك حلب روغن نباتي پنج كيلويي۸۰۰ تومان گران شده است.
ماست دبهاي مارك «خزرشهر» هم۴۰۰ تومان افزايش پيدا كرده و بر قيمت نوشابه خانواده هم اضافه شده است.در محله رئيسجمهور «كره» پيدا نميشود و شير پاكتي هم۵۰ تا ۱۰۰ تومان افزايش قيمت پيدا كرده است.
به تبع افزايش قيمت شير، قيمت انواع محصولات لبني از جمله دوغ، ماست، خامه، كره و حتي بستني و انواع دسرهاي شكلاتي هم افزايش يافته است. كمي آن طرفتر، يعني در تنها قصابي محل آقاي رئيسجمهور، قيمت هر كيلوگرم گوشت بدون چربي۸ هزار تومان است و گوشت معمولي ۷هزار تومان فروش ميرود.
قصاب محل آقاي احمدينژاد كه رئيسجمهور، مهمترين مسائل اقتصادي را با او درميان ميگذارد، قيمت هر كيلوگرم گوشت گوساله را ۶ هزار و ۵۰۰ تومان اعلام كرده است. قيمت هر كيلوگرم گوشت مرغ هم در خيابان شهید محمدرضا رحيمي ۲هزار و۱۵۰تومان است.
يك زندگي ساده
اگر يك زوج جوان كه تازه زندگي را آغاز كردهاند، بخواهند در خيابان محمدرضا رحيمي يا خيابان هفتادودوم زندگي كنند، براي خريد يك واحد كلنگي ۳۰ساله بايد به ازاي هر متر، يك ميليون و ۲۰۰هزار تومان بپردازند.
قيمت هر متر آپارتمان كه ۱۰ سال از عمر آن ميگذرد، در اين منطقه بين يك ميليون و ۵۰۰ تا يك ميليون و ۷۰۰هزار تومان است و قيمت آپارتمان نوساز در اين منطقه به تازگي به مرز دوميليون تومان رسيده است.
پس اگر زوج جواني بخواهند در اين منطقه زندگي كنند، براي خريد يك واحد ۶۰متري چندسال ساخت، بايد بين ۹۰ تا ۱۰۰ ميليون تومان پول كنار بگذارند. قيمت نان بربري كنجدي در اين خيابان، ۱۰۰ تومان است و پنير تبريزي را ميشود كيلويي چهارهزار تومان خريد.
شير پاكتي كه در طول يك هفته گذشته، بين ۵۰ تا ۱۰۰ تومان افزايش پيدا كرده است، اين روزها سر هر سفره صبحانهاي پيدا ميشود. بنابراين زوج جوان همسايه آقاي احمدينژاد بايد ۶۵۰ تومان براي يك پاكت شير بپردازند.
گفتيم كه كره هم نه در محدوده منزل آقاي رئيسجمهور كه در هيچ جاي تهران پيدا نميشود اما يك بسته ۵۰گرمي آن را در محدوده نارمك ميتوان به قيمت ۲۵۰ تومان خريد. زوج همسايه آقاي احمدينژاد بايد يك كيلو شكر را از سوپرماركت محل، كيلويي ۷۵۰ تومان بخرند. براي تهيه نهاري ساده، ميشود يك كيلو برنج تهيه كرد.
در منطقه نارمك، هركيلو برنج معمولي، هزارو۹۰۰ تومان است و قيمت يك قوطي كنسرو مارك شيلتون، ۱۲۳۰ تومان.
نارمك يعني تهران
«قيمتها افزايش پيدا كرده است. فرقي نميكند. در همه جاي تهران وضع همين است.»اين جمله را يكي از همسايگان رئيسجمهور بيان ميكند.او ميگويد: «من دو زن دارم. يكي از آنها در نارمك خانه دارد و ديگري در پونك. وضع من زياد بد نيست اما زير بار فشار خريدهايي كه يك روز درميان انجام ميدهم، كمرم خرد شده است.
از او ميپرسم تورم نارمك بيشتر است يا پونك؟ ميگويد فرقي ندارد. تورم تورم است. آقاي احمدينژاد آدم شوخطبعي است. پيش از اينكه ايشان رئيسجمهور شوند، گاهي ميديدمشان. سبك شوخيهاي ايشان هنوز مثل قديم است.
رئيسجمهور راست گفت؟
سطح عمومي قيمتها در شهر تهران، شايد به دليل آنچه عوامل رواني ميگويند و شايد به دليل تاثير سياستهاي اقتصادي، نسبت به ابتداي سال، به طور متوسط ۲۰ تا ۳۰ درصد افزايش يافته است. درحقيقت پايتختنشينان، كه در ابتداي سال جديد، تورم بهاره را تجربه كرده بودند، درحال حاضر طعم گس تورم تابستانه را ميچشند.
شايد سطح عمومي افزايش قيمتها در سبد بانك مركزي، محسوس و قابل لمس نباشد اما آنها كه اين روزها براي خريد مايحتاج روزانه خود به فروشگاههاي مواد غذايي مراجعه ميكنند، حتما با قيمتهاي تازهاي مواجه ميشوند.
نقد سياستهاي اقتصادي دولت، در اين گزارش كوتاه نميگنجد. اما زماني كه ميخواهيم شوخي كنيم، يادمان باشد آدمهايي هستند كه وقتي از نارمك گذر ميكنند از كسبه محل ميپرسند جدّاً رئيسجمهور راست گفت؟
ـــ آه ! اگربدانید چقدر ازدیدارتان خوشحال شدم ، مدت دوروزاست که من درجنگل گم شده ام .
دوّمی شانه ها رابالاانداخته و می گوید :
ـــ گفتیدازدیدن من خوشحال شدید ؟ ولی مسلّماًاگربفهمید که من خودم قریب یک هفته است درجنگل گم شده ام خوشحالی شمابرطرف خواهد شد !

با توجه به پرسش های مکرر مؤمنين وعلاقه مندان درباره مطالب مطرح شده در برنامه ای به نام "مستند روح الله" که از شبکه سوم سيمای جمهوری اسلامی در تاريخ ۸۶/۳/۱۳ به مناسبت سالگرد ارتحال رهبر کبير انقلاب (ره ) پخش شد، به اطلاع میرساند که پس از بازبينی و دقت در فيلم پخش شده ، موارد خلاف واقع و قابل خدشه زير در آن مشاهده شده است :

.jpg)
روزی تصمیم گرفت برای یکی از دوستانش که در مسافرت بود تلگرافی بکند . مطالب راباخطّ کج و معوج نوشته به تلگراف خانه برد. مأمور تلگراف پس از آنکه نگاهی به کاغذ نمود با او گفت :
- متأسّفانه خطّتان هیچ خوانا نیست ، خواهش میکنم روی کاغذ دیگر خوانابنویسید.
تازه به دوران رسیده نگاهی ازروی بی اعتنائی کرده وگفت :
ــ آقا همین را مخابره کنید ما چندین سال است باهم رفیقیم واو به خوبی میتواند خطّ مرا بخواند.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|