یادداشت های خصوصی؛ دفاع از حریم مرجعیت شیعه ، مطالب اجتماعی -سیاسی وتاریخی |
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی صبح روز یکشنبه ۱۰/۸/۱۳۸۸ اعضای ستاد کنگره بزرگداشت مرحوم حضرت آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی را به حضور پذیرفتند.
ایشان با بیان اینکه مرحوم آیت الله العظمی اصفهانی نه تنها افتخار اصفهان بلکه افتخار جهان تشیع هستند، فرمودند: در دنیا، تاریخ ملتها و امتها را رجال و شخصیتهای آنها میسازند و هرچه این شخصیتها به جهانیان بیشتر معرفی شوند و مردم، آنها را بیشتر بشناسند، آن جامعهای که چنین شخصیتهایی را پرورش داده است، به عظمت و علم در جهان شناخته خواهد شد.
معظم له با اشاره به اینکه باید سیره و زندگی آیت الله العظمی اصفهانی الگو و نمونه برای روحانیون باشد، افزودند: ایشان با آن اختناق رضاخانی مواضع و موقعیت خاصی داشتند و در حفظ حوزه و حریم تشیع نقش اساسی ایفا نمودند و آگاهی خاص ایشان نسبت به مسائل روز باعث شد که ایشان هیچوقت مغلوب نشد و با مواضع بجایی که میگرفت هیچ اشتباه سیاسی مرتکب نشد.
مرجع تقلید شیعیان با اشاره به فتوای « تشبه به کفار، موجب غضب جبار و دخول در نار است» از مرحوم آیت الله العظمی اصفهانی، اظهار داشتند: ایشان در آن زمان نیز شدیداً مخالف غربگرایی بودند و نسبت به هجوم فرهنگ غرب هشدار داده بودند و خیلی مراقبت میکردند تا هویت اسلامی جامعه عوض نشود و غرب گرایی در جامعه رسوخ نکند.
ایشان با اشاره به چاپ نامهها و مکاتبات مرحوم آیت الله العظمی اصفهانی فرمودند: دربارهی بعضی از نامهها لازم است تا تحلیلگران آگاه تاریخی، نامهها را با توجه به شرایط آن روز مورد تحلیل قرار دهند.
معظم له با اشاره به شخصیت ممتاز و قدرت یگانۀ آیت الله العظمی اصفهانی فرمودند: تأکید ایشان بر گسترش علوم و معارف اهل بیت علیهم السلام بود که متصل به سرچشمه وحی است و تدریس علوم عقلی و عرفانی که حاصل تعقل بشری است در مقابل معارف غنی آل محمد علیهم السلام در نظر ایشان جایگاهی نداشت.
معظم له با تقدیر از فعالیتهایی که موجب شناساندن علما به مردم میشوند، فرمودند: ایشان مجهول القدر بودند و تجلیل و تعظیم از ایشان تجلیل از روحانیت و مرجعیت است و هویت شیعه، مرجعیت، حوزه علمیه و روحانیت است.
مرجع تقلید شیعیان ادامه دادند: شما اگر تاریخ مرجعیت را بخوانید، خواهید دید که همه کسانی که ریاست عامه داشتند مؤید عند الله بودند و همه مردمانی برجسته بودند که در حفظ سنتهای اسلامی و تشیع بسیار تلاش کردند.
ایشان به نقش محوری مرجعیت در مکتب تشیع اشاره کردند و فرمودند: با مطالعه تاریخ مرجعیت انسان میفهمد که مرجعیت چه تأثیری دارد و همه باید حول محور مرجعیت باشند و آن را تقویت کنند تا انشاء الله به دست حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فداه برسد.
معظم له در پایان بر چاپ کتاب مهم اصولی مرحوم آیت الله العظمی اصفهانی تأکید فرمودند.
موضوع :اخبار مرجعیت
موضوع : اطلاعیّه

بسمه تعالی

ملت بزرگ و فهیم ایران
روز سیزدهم آبان یادآور صفحاتی از تاريخ اين مملکت همچون تبعید امام خمینی (سلام الله علیه) در پی اعتراض به لایحه کاپیتولاسیون ، کشتار دانش آموزان بیگناه در محوطه دانشگاه تهران و مبارزه ضد استکباری دانشجویان پیرو خط امام پس از انقلاب می باشد؛ توجه به مسائل تاریخی و درس گرفتن از آن می تواند ملت ها را در مسیر پرفراز و نشیب خود راهنمایی کند.
تبعید امام خمینی (سلام الله علیه) هرچند به علت سخنرانی بر علیه کاپیتولاسیون صورت گرفت، اما دستگاه استبدادی بنابر اطلاعیه ساواک علت آن را اقدام علیه منافع ملت، امنیت، استقلال و تمامیت ارضی معرفی نمود [۱] و منافع دولت های استعماری مانع هرگونه اعتراض به این تبعید و کشتار دانش آموزان بی گناه در صحن دانشگاه تهران و نقض گسترده آزادی بیان و دفاع از حقوق ملت از سوی آنها گردید.
آنچه امروز باید مورد توجه قرار گیرد این نکته است که دیگر قدرتهای استعماری، سیاست استعماری خود را با لشکرکشی، کشورگشایی و غارت آشکار منابع سایر کشورها و دخالت مستقیم در امور آنها دنبال نمی کنند، اما این به معنای پایان دوره استعمار نیست. بلکه شکل جدید بهره کشی از ملت ها با استفاده از شیوه های جدید، مد نظر آنان قرار گرفته و منافع ملی آن کشورها توجیه گر استعمار در شکل جدید خود گردیده است؛ هرچند آنها می کوشند که با استفاده از شگردهای نادرست و استفاده ناصحیح از واژه ها و مفاهیم مطلوب انسان ها، پرده بر اعمال خود بکشند؛ اما کیست که نداند آنان در بدست آوردن منافع خود هیچ حد و مرزی را نمی شناسند؛ و زمانی که منافع آن کشورها در میان باشد حقوق سایر ملت هاست که به مسلخ برده می شود.
بهره کشی، فصل مشترک استعمار قدیم و جدید است و حمایت قدرتهای استعماری از حکومت های مستبد، نشانگر و دلیلی دیگر بر این واقعیت است که استعمار و استبداد، دو روی یک سکه اند.
حمایت دولت وقت آمریکا از کودتای ۲۸مرداد و تغییر مسیر تاریخی یک ملت، از خاطره مردم ایران فراموش شدنی نیست؛ پشتیبانی بی چون و چرای دولتهای استعماری از حکومت شاه در حالی که فرزندان این مرز و بوم در سیاه چال های آن رژیم زندانی، شکنجه و شهید می شدند را چگونه می توان توجیه نمود.
حمایت مستقیم و غیر مستقیم دولت های استعماری و استکباری از صدام در جنگ هشت ساله علیه ملت ایران که منجر به شهادت، مجروحیت و اسارت هزاران تن از فرزندان این مرز و بوم و وارد آمدن ميلیاردها دلار خسارت به این کشور گردید، چه معنا و مفهومی می توانست داشته باشد. حمایت آنها از دولتهای مستبد در گذشته و حال در حالی که حقوق اولیه آن ملت ها در کشورهایشان پایمال گشته، با چه هدفی صورت گرفته و می گیرد.
نمونه هایی از این دست بسیار است که شاهدی است بر اینکه هیچ گاه دولت های قدرتمند استعماری و استبدادی شرق و غرب برای جلوگیری از ظلم و ستم و رسیدن مردم به حقوق، عدالت و آزادی های فطریشان « فِطْرَتَ اللهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا » هزینه ای نپرداخته و تنها منافع ظالمانه و جائرانه آنها تعیین کننده روابط و برخوردشان با سایر کشورها خواهد بود.
آنچه می تواند استقلال کشورها مخصوصاً کشور عزیزمان را با توجه به شیوه های جدید استعمار حفظ نماید و مانع از تضییع حقوق آنان گردد؛ تنها توکل به ذات باری تعالی، « وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ » هوشیاری نخبگان جامعه، آگاهی توده های مردم، آزادی بیان، وجود رسانه های آزاد و مستقل، توجه به نظر و آراء اکثریت مردم و اهداف اولیه ایجاد نظام جمهوری اسلامی است.
در جامعه ای که نخبگان آن مورد بی مهری، و دانشگاه ها و مردمش مورد حمله، هجمه و... قرار گرفته و گرفتار قید و بند شده و امکان ابراز نظر از آنها سلب می گردد و از سوی دیگر، مردمان آن جامعه نامحرم تلقی می گردند و جهل آنان در مسائل برآگاهیشان ترجیح داده می شود و رسانه های متملق و دروغ پرداز بر رسانه های مستقل ـ که چشمان بیدار جامعه اند ـ ترجیح داده شود، مطمئناً استکبار خارجی و استبداد داخلی در دستیابی به منافع خود کم هزینه ترین و پر منفعت ترین راه را به دست آورده است و هیچ گاه دولتها در رسیدن به منافع خود در پی افزایش هزینه های خود نیستند. لکن قدرتهای استکباری و استبدادی بدانند این ملت با پایداری خود و گرامیداشت چنین روزهایی نقشه های شوم پشت پرده و آشکاری را که بر خلاف منافع و حقوق مردم ایران کشیده شده و می شود خنثی و عقیم نموده و به خودشان باز می گردانند که« وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللهُ وَاللهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ».
یوسف صانعی
قم المقدسه
۱۰ / ۸ / ۱۳۸۸
---------------
۱- اطلاعيه كوتاه ساواك كه از راديو و تلويزيون و روزنامهها انتشار يافت، چنين بود:
«طبق اطلاع موثق و شواهد و دلائل كافي چون رويه آقاي خميني و تحريكات مشاراليه عليه منافع ملت و امنيت و استقلال و تماميت ارضي كشور تشخيص داده شد، لذا در تاريخ ۱۳ آبان ۱۳۴۳ از ايران تبعيد گرديد.»
تاریخ: ۱۴ / ۴ / ۱۳۸۸ ـــ ساره عبيارى شهروند انگليسى مصرى الأصل، در حال نگارش رساله ى دكتراى خويش در يكى از دانشگاه هاى لندن است، موضوع رسالۀايشان اشغالگران و اوضاع كنونى عراق مى باشد، كه بخشى از آن را تدوين نموده و تصميم گرفته اند اين موضوع را از جنبۀ فقه شيعى نيز مورد بررسى قرار دهند، لذا تقاضا كردند تا در همين زمينه ديدارى با مرجع نوانديش شيعه حضرت آيت اللّه العظمى صانعى داشته باشند و ضمن گفتگو با ايشان ،سؤالاتى را در اين زمينه مطرح نمايند ، گفتگوى زير نتيجۀ اين ملاقات است.|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|